شهادت امام حسن عسگری-ع آغاز امامت امام مهدی-عج ارسال رصد

آیاشراب برای همه حتی افرادمومن هم حرام است ؟

21:22 - 1400/06/26

آیاشراب برای همه حتی افرادمومن هم حرام است ؟چرا؟مگرشراب رااگرفردی مومن وعارف بخوردباعث نمیشودبه خدانزدیکترشودوازخودبیخودشود؟؟

------------------------
کاربران محترم مي‌توانيد در همين بحث و يا مباحث ديگر انجمن نيز شرکت داشته باشيد: https://btid.org/fa/forums
همچنين مي‌توانيد سوالات جديد خود را از طريق اين آدرس ارسال کنيد: https://btid.org/fa/node/add/forum
تمامي کاربران مي‌توانند با عضويت در سايت نظرات و سوالاتي که ارسال ميکنند را به عنوان يک رزومه فعاليتي براي خود محفوظ نگه‌دارند و به آن استناد کنند و همچنين در مرور زمان نظراتشان جهت نمايش، ديگر منتظر تاييد مسئولين انجمن نيز نباشد؛ براي عضويت در سايت به آدرس مقابل مراجعه فرمائيد: https://btid.org/fa/user/registe+635

http://btid.org/node/183180

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
تصویر روئین تن مهدی

سلام وعرض ادب خدمت شما

ذهن پرسشگر شما قابل تمجید که امیدواریم این روحیه اندیشه ورزی رو حفظ و ادامه بدید.

ضمن تایید جواب کارشناس محترم که به آیات قران تمسک کرده اند، جهت توضیح بیشتر و پرداختن به قضیه از زاویه دیگر لازم است به چند نکته اشاره شود.

1- آنچه عرفا و اولیاء الهی در عبادت خود این حالت بهشون دست میده که از خود بی خود می شوند که همچون حضرت امیر علیه السلام تیر از پای مبارکشون در می آورند و اعتنایی نمی کنند، به از خود بی خود شدنی که شخص شراب خوار به آن مبتلا می شود دو سنخ است.

عرفا و اولیاء الهی، در کمال شعور و عقلانیت خود به عنوان چراغ راه، به مرتبه ای از عشق و خداخواهی می رسند که دیگر از این کالبد دنیایی (بدن) رها می شوند و دربست به معشوق خود ناز ونیاز می کنند. عاشق با روحیه تهجد و پرواز قلب نورانی و پاک خود، با پاکی ها و نور الهی همرنگ می شود به نحوی که خبری از منیت و خود خواهی نیست وآنقدر مجذوب جذبه خداوند می شود که همچون ﺣﺴﻴﻦ ﺍﺑﻦ ﻣﻨﺼﻮﺭ ﺣﻼﺝ  کوس "انا الحق" میزند.

اما این مدهوش شدن با مدهوش شدن شراب خواری که عقل خود رو به زوال و تباهی میکشاند و به تبع روح خود رو تخدیرو زمین گیر می کند اصلا قابل مقایسه نیست. شراب خوار با زائل کردن عقل خود، چراغ هدایت و سیر و حرکت به سمت محبوب رو خاموش کرده، برای شراب خوار، خدا و اطاعت و محبت و به طور کلی معنویت و ایمان به غیب، اصلا قابل تصور نیست تا چه برسد به اینکه بخواهیم این دو رو مقایسه بکنیم. شخص عارف در نتیجه سیر و سلوک به درک «خود واقعی» می رسد چنانچه حضرت امیر ع ، فرمودند «من عرف نفسه فقد عرف ربه» کسی که خودش رو شناخت خدا را شناخته است. اما کسی که اهل شراب و مسکراتی که عقل را از بین می برد حتی قدرت ندارد خودش رو جمع وجور کند تا چه برسد به اینکه به مراتب عالی معنوی برسد.

2- چطور میتوان این دو عنوان رو یکی دانست در حالی که امام علی ع که در نماز اونطور مدهوش می شوند و در جایی میفرمایند که "من خدایی را که با چشم دل نبینم نمی پرستم" چطور در مورد شراب می فرمایند : «لَوْ وَقَعَتْ‏ قَطْرَةٌ فِی بِئْر فَبُنِیتْ مَکانَهَا مَنَارَةٌ لَمْ أُؤَذِّنْ عَلَیهَا و لَوْ وَقَعَتْ فی نَهر ثمّ جَفَت و نَبت فیه الکَلأ لم أرعه»؛ اگر قطره‌ای از شراب در چاهی بیفتد و بر آن مکان مناره‌ای بلند بنا شود، بر آن مناره اذان نمی‌گویم، و اگر قطره‌ای از شراب در رودخانه‌ای بیفتد سپس آب آن خشک شود، و از زمین او سبزه‌زاری بروید، هیچ حیوانى را از آن سبزه‌ها نمی‌چرانم». »

3- الفاظی نظیر «شراب» «می» «مدهوش» و از این قبیل که در بعضی اشعار (نظیر اشعار حافظ شیرازی) هستند همگی از نمادهایی هستند که از عشق واقعی تا اینکه برای مخاطب ملموس و قابل درک باشه، و به هیچ وجه معنای واقعی این الفاظ اراده نشده

4- قوام انسانیتِ انسان به اندیشه و قوه تفکر اوست، چنانچه مولانا می فرماید: «ای برادر تو همین اندیشه‌ای، مابقی تو استخوان و ریشه‌ای، گر گل است اندیشه تو گلشنی، ور بود خاری تو هیمه گلخنی». و همین مایه انسانی است که موجب شقاوت یا سعادت اوست. علامه جعفری در توضیح این بیت می فرماید: اگر اندیشه را از تو منها کنند، جز مشتی استخوان و ریشه و مواد طبیعی چیز دیگری نیستی، ای انسان تو برای ابد آفریده شده ای. تو می‌توانی شالوده پایندگی خود را در همین جهان طبیعی بریزی.
کسی که از امتیاز هوشیاری و قابلیت تفکر حول واقعیتها محروم باشد، دچار «خود فراموشی» شده است. «خود فراموشی» گاهی نتیجه تدریجیِ غفلت، گناه، دنیا زدگی، انکار واقعیات است. چنانچه قرآن می فرماید: «وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ. همچون كسانى نباشيد كه خدا را فراموش كردند، پس خدا نيز آنان را به "خود فراموشى" گرفتار كرد». و گاهی انسان، خود را با دست خود، از این ماهیت وجودی، محروم می کند. لذا شراب خواری، مصداقی از «خود فراموشی اختیاری» است.

داستان

روزی جمعیتی با نام «مبارزه جهانی با مشروبات الکلی» به محضر مرحوم آیة الله بروجردی رسیدند و از علت حرمت شراب در اسلام پرسیدند. ایشان فرمودند: چون اسلام جایگاه رفیعی برای «عقل» انسان قرار داده، بنابراین هر چیزی را که به عقل او ضربه وارد کند حرام می داند و از آن جا که مشروبات، جسم و جان و عقل و هوش آدمی را تباه می کند، حرام شده است. سپس پرسیدند: پس چرا یک جرعه از آن نیز حرام شده است؟ فرمودند: طبیعت بشر چنان حریص است که اگر مجوّز یک قطره از شراب داده شود، جرعه جرعه خواهد نوشید تا به حد نصاب برساند.

 

موفق باشید

تصویر سید صادق میرمحمدی

با سلام و احترام خدمت شما

حرمت شراب در آیات و روایات متعددی از قران وارد شده است؛ مانند :

  1. «یَسْئَلُونَک عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ قُلْ فِیهِمَا إِثْمٌ کبِیرٌ؛ درباره شراب و قمار، از تو می ‏پرسند، بگو: «در آن دو، گناهی بزرگ است.»[1]
  2.  «یأَیهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا إِنَّمَا الخَمْرُ وَ الْمَیسرُ وَ الأَنصاب وَ الأَزْلَامَ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشیطنِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ[2] ای کسانی که ایمان آورده‏ اید، شراب و قمار و بت‌ها و تیرهای قرعه پلیدند. از عمل شیطان هستند. پس، از آنها دوری گزینید، باشد که رستگار شوید.»

در حدیثی امام صادق(علیه‌السلام) می‌فرمایند:«الشُّرْبُ مِفْتَاحُ كُلِّ شَرٍّ وَ مُدْمِنُ الْخَمْرِ كَعَابِدِ وَثَنٍ وَ إِنَّ الْخَمْرَ رَأْسُ كُلِّ إِثْمٍ وَ شَارِبَهَا مُكَذِّبٌ بِكِتَابِ اللَّهِ تَعَالَى لَوْ صَدَّقَ كِتَابَ اللَّهِ حَرَّمَ حَرَامَهُ؛ شراب کلید هر بدی است و شرابخوار مانند بت پرست است و همانا شراب رأس تمام گناهان و شرابخوار کتاب الهی را تکذیب کرده، زیرا اگر کتاب خدا را تصدیق می‌کرد؛ حرام آن را حرام می‌دانست.»[3]
بنابراین، نه تنها شراب سبب نزدیکی انسان به خدا نمی شود بلکه عملی شیطانی است که انسان را از خدا دور می کند وایمانش را از بین می برد.

پی نوشت:
[1] بقره، آیه 219
[2] مائده، آیه 90
[3] الکافی، ج۶، ص۴۰۳

موفق باشید.

تمامی حقوق متعلق به اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه می باشد