احساس بی ارزشی میکنم...

08:28 - 1401/05/05

سلام،وقت شما بخیر

دختری ۲۰ساله هستم فرزند اول،دانشجو

بعد از کنکور ونرسیدن به هدف اصلی وهمچنین مدتی است به علت آلرژی پوستی که دارم ومشکلات دیگر خیلی منفی نگروافسرده شدم ودچار خود کم بینی ،خودزشت پنداری،کمبود اعتماد به نفس شدم واینا خیلی باعث آزار واذیت وفشار روحی من میشه،اراده وانگیزه ندارم حتی به تحصیلم هم ضربه زده نمیدونم باید چیکار کنم،خیلی زودرنج وکم تحملم ،هدف خاصی توی زندگیم ندارم خیلی هم دنبالش میگردم ولی انگار هدفا برام بی معناست

وقتی میخوام درس هم بخونم میگم که چی بشه اینقدر درس خوندی چیشد یا احساس بی ارزشی میکنم
میشه راهنماییم کنید لطفا

 

 

----------------
کاربران محترم مي‌توانيد در همين بحث و يا مباحث ديگر انجمن نيز شرکت داشته باشيد: https://btid.org/fa/forums
همچنين مي‌توانيد سوالات جديد خود را از طريق اين آدرس ارسال کنيد: https://btid.org/fa/node/add/forum
تمامي کاربران مي‌توانند با عضويت در سايت نظرات و سوالاتي که ارسال ميکنند را به عنوان يک رزومه فعاليتي براي خود محفوظ نگه‌دارند و به آن استناد کنند و همچنين در مرور زمان نظراتشان جهت نمايش، ديگر منتظر تاييد مسئولين انجمن نيز نباشد؛ براي عضويت در سايت به آدرس مقابل مراجعه فرمائيد:  https://btid.org/fa/user/register

http://btid.org/node/215865
تصویر توفیقی

سلام علیکم

از حضور شما و اعتماد به ما تشکر میکنم

وجود مشکلات و شکستها در زندگی باعث میشه انسان احساس منفی و ناکارآمدی را تجربه کند که حال او را خراب می کند و شما هم همین تجربه را دارید.

اگر چه شما از مشکلات و شکستها و تجربیات ناخوشایند روحی خود گفتید اما آیا میدانید همین چیزهایی که بیان فرمودید حکایت از شناخت خوب از خودتان دارد؟ شناخت خود یا خودآگاهی یکی از مهارتهای مهم زندگی است، همین که شما متوجه وجود مشکلات و تجربیات درونی خود هستید یک قدم جلو هستید.

در مسایلی که بیان فرمودید سه موضوع مهم به عنوان مشکل وجود دارد؛ یکی تحصیلی(شکست در کنکور)، دو مشکلات جسمی، سه نداشتن هدف در زندگی که زودرنجی و بی انگیزگی و فشارهای روحی و ... برخاسته از این سه مشکل است بنابراین در این سه مورد لازم است کار کنید.

یک نکته مهمی که لازمه خدمتتان عرض کنم اینه که خیلی اوقات ما توی ذهنمون به صورت کلی احساس شکست و غم و افسردگی داریم و احساس میکنیم کوله باری از مشکلات بر دوشمان هست و همین باعث میشه کلی انرژی روانی از ما بگیره و حس و حال ما را خراب تر کند بنابراین اولین کاری که لازم هست انجام بدهید اینه که یک قلم و کاغذی بردارید و مشکلات خودتان را بنویسید و آن ها را مشخص کنید سعی کنید این چک لیست مشکلات به صورت شماره گذاری باشد مثلا بنویسید 1. در کنکور شکست خورده ام چگونه باید جبران کنم 2. مشکل پوستی دارم 3. توی زندگی هدف روشنی ندارم 4. .. به همین ترتیب عمل کنید تا ذهنتان طبقه بندی بشه با طبقه بندی کردن مشکلات در ذهن دیگه توی ذهنتون هیولایی از مشکلات وجود نخواهد داشت و سعی میکنید یکی یکی به مشکلات بپردازید و حلشون کنید.

نکته دوم تغییر نوع نگاه تان به مشکل است: برخی از افراد وقتی یک مشکل برایشان پیش می آید آن را شکست و تهدید می بینند و مستأصل شده و خود را در یک غم و مصیبت فرو می برند و به دنبال حل مساله بر نمی آیند اما برخی دیگر نگاهشان به مشکل نگاه فرصت است و وقتی مشکلی برایشان پیش می آید آن را فرصتی برای موفقیت های بعدی می بینند و در واقع شعارشان این است که شکست پل پیروزی است. شما هم نوع نگاهتان به مشکل تغییر بدهید و شکست را پل پیروزی بدانید.

نکته سوم این است که زمانی که مشکلاتی برای ما پیش می آید ذهنمان در بسیاری از اوقات در گیر می شه و دایم نشخوار ذهنی میکنیم برای اینکه بتونید این را مدیریت کنید از تکنیک زمان خاص استفاده کنید.

تکنیک زمان خاص: برای اینکه بتوانید ذهنتان را کنترل کنید، باید یک زمان مشخصی به مدت ۱۵تا۲۰ دقیقه برای خودتان انتخاب کنید، مثلاً ساعت هفت تا هفت وربع، این زمان می شود زمان مخصوص مرور افکار و نگرانی ها و رویاپردازی ها، حالا هروقت هر فکری که به ذهنتان آمد و شما را نگران یا آشفته کرد، یا به صورت کلی ذهنتان را درگیر کرد، به خود بگویید این فکر را در زمانی که مشخص شده بررسی می کنم، باید در مقابل افکاری که در غیر از زمان خاص توی ذهنتان می آید مقاومت کنید و در صورت نیاز از تکنیک پرت کردن حواس استفاده کنید، مثلا شمارش معکوس از هزار به صورت سه تا سه تا و یا مرور یک شعر از آخر به اول و... البته می توانید خلاصه افکارتان را یادداشت کنید تا در زمان مخصوص بررسی کنید. این تمرین را باید هر روز انجام بدهید

نکته چهارم:گاهی اوقات دوری از خدا و معنویات به انسان احساس غم و تنهایی دست میدهد، میتوانید با برقراری ارتباط بیشتر با خدا و اهل بیت و شهدا و داشتن برنامه های معنوی نیز بر این حس غلبه کنید و حس خوبی پیدا کنید.

نکته پنجم: در مورد هدف زندگی بیشتر مطالعه کنید، نگاه دینی به زندگی و اهداف زندگی به انسان آرامش میدهد و احساس میکند در مسیر خوبی قرار دارد، زمانی که من بدانم این دنیا با تمام امکانات و تجملات و خوشی ها و بدی ها نابود شدنی است و آنچه میماند چیزی است که الهی باشد و نزد خدا قرار داده باشیم حس بهتری پیدا میکنیم، آن وقت است که متوجه می شویم خود درس خواندن و تحصیل علم ارزشمند است و اگر برای خدا باشد مرا به هدف اصلی که رسیدن به خداست نزدیک کرده علاوه بر این برای موفقیت در تحصیل باید اهداف تحصیلی خود را به اهداف بلند مدت، میان مدت و کوتاه مدت تقسیم کنید حتی زمانی که می خواهید یک درس را مطالعه کنید، معین کنید که برای این ده دقیقه قرار است تا صفحه چند بخوانید. زمان را طوری تنظیم کنید که برای خواندن آن انگیزه کافی داشته باشید. سعی کنید اهدافتون  در زندگی (مانند موفقیت در کنکور) را عینی و مشخص کنید تا به صورت کلی نباشد سپس برای رسیدن به آن، اهداف خود را به بخشهای کوچکتر تقسیم کنید و سپس برای رسیدن به آن اهداف جزیی تلاش کنید. اینجوری هم به هدفتون میرسید و هم احساس توانمندی و افزایش اعتماد به نفس و عزت نفس خواهید کرد.

امیدوارم با در نظر گرفتن نکات ذکر شده حس و حال بهتری پیدا کنید و در زندگی موفق شوید.

در ادامه اگر نیاز به مشاوره داشتید در خدمتتان هستیم.

موفق باشید.