از اشتباهات همسرم خسته شدم...

10:28 - 1401/04/30

با سلام 
ببخشید میخواستم بابت مشکلم راهنمایی بگیرم  من خانمی ۳۲ ساله هستم که همسرم ۳۹ساله ویک پسر ۸ساله دارم. در آذر۸۸ من عقد کردم و تا الان دائم در مشکلات قوته ور میشم چون همسرم خیلی در مسیر اشتباه قرار میگیره ودائم در درست کردن خرابکاریها وبدهی بالا آوردن ها و درست کردن وبه راه آوردنش هستم دیگه خسته شدم ونمیدونم چکار کنم اشتباه پشت اشتباه ،نمیگم من اشتباه نداشتم وندارم ولی خوب به سنم و سیاست نداشتنم همیشه از بوم افتادم قبول دارم ولی همسرم سماجت میکنه و هیچ وقت قبول نمیکنه که اشتباه کرده یادر صدد درست کردنش یا تر کش باشه راستش بچه دارم ونمیتونم بچه را به شوهرو خانوادش بسپارم چون من به بچم مسئول و مدیونم از یه طرفی میبینم به خواسته هام نمیتونم برسم نمیدونم چیکار کنم خواهش میکنم راهنماییم کنید...
طوری شده دیگه خودم باید بیفتم دنبال وام قسطاشا بپردازم درسته از پول شوهرم این کارا میکنم ولی زمانهایی که با اشتباه تصمیم گرفتنش صفر میشیم خودم میفتم طلا هاما میفروشم ودنبال جور کردن پول برای پرداخت قسط و  گذران زندگی  میشم ومثل یک مرد همه کار داخل و بیرون خانه وساپرت کردن بچه را از همه نظر را انجام میدم دیگه خسته شدم ودوست دارم مثل خانما بشینم وفقط تربیت وپخت وپز کنم و همسرم من رو ببره خرید وخوش بگذرونیم

 

 

----------------
کاربران محترم مي‌توانيد در همين بحث و يا مباحث ديگر انجمن نيز شرکت داشته باشيد: https://btid.org/fa/forums
همچنين مي‌توانيد سوالات جديد خود را از طريق اين آدرس ارسال کنيد: https://btid.org/fa/node/add/forum
تمامي کاربران مي‌توانند با عضويت در سايت نظرات و سوالاتي که ارسال ميکنند را به عنوان يک رزومه فعاليتي براي خود محفوظ نگه‌دارند و به آن استناد کنند و همچنين در مرور زمان نظراتشان جهت نمايش، ديگر منتظر تاييد مسئولين انجمن نيز نباشد؛ براي عضويت در سايت به آدرس مقابل مراجعه فرمائيد:  https://btid.org/fa/user/register

http://btid.org/node/215265
تصویر توفیقی

سلام علیکم

از حضور شما و اعتماد به ما تشکر میکنم

احساس مسئولیت و رسیدگی به امور خانه و خانواده از مهمترین و با ارزش ترین کارهاست که اگر در یک زندگی وجود نداشته باشد آن زندگی دچار آسیب خواهد شد، و از اینکه شما برای سر و سامان دادن زندگی تلاش میکنید حکایت از این حس مسئولیت پذیری دارد.

اگر چه احساس مسئولیت در زندگی خوبه و لازم هست اما گاهی اوقات تحت برخی شرایط زمانی که از حد خود بیشتر شود فرد گرفتار مشکلات و آسیبهایی خواهد شد که نه تنها برای حفظ زندگی لازم نیست، بلکه زندگی را دچار آشفتگی میکند. بنابراین در مورد شما به نظر میرسد این احساس مسئولیت زیاد شده است و در نهایت موجب نگرانی و آشفتگی در شما شده است. البته این مساله را با قطعیت در مورد شما بیان نکردم چرا که نیاز به بررسی بیشتر و مصاحبه دقیق تر دارد. تشخیص درست و صحیح در ارائه راهکار بسیار مهم است.

نکته بعد اینکه در هر زندگی لازم است نقش هر شخصی مشخص و معین باشد و هر کس به نقش خودش بپردازد، مثلا شوهر شما به عنوان سرپرست خانواده و شوهر شما و پدر فرزندان باید نقشهای خودش را ایفا کند و شما به عنوان همسر و مادر توی خانه به مسایل همسر داری و تربیت فرزند و امور منزل و مباحث مرتبط به نقش خودتان بپردازید، اینکه شما به عنوان زن خانه نقش همسر و مرد خانه هم ایفا کنید دچار فرسودگی روانی خواهید شد. بنابراین توجه به این مساله هم مهم است.

نکته مهم دیگه این که همه افراد بر اساس ویژگی های شخصیتی خودشان رفتارهای خاص خودش را دارند و طبیعتا همسر شما و خود شما هم همینجور هستید. خودآگاهی و شناخت ویژگیهای شخصیتی در زندگی مشترک از این اهمیت برخوردار است که اولا فرد با شناختی که از خود پیدا خواهد کرد، سعی میکند نقاط منفی خود را اصلاح و نقاط مثبت خود را تقویت کند، دوما رفتار خود را نسبت به ویژگیهای شخصیتی فرد مقابل تنظیم میکند تا سازگاری بیشتری اتفاق بیافتد و یا کمتر آسیب ببیند.

با توجه به توضیحات ذکر شده چند پیشنهاد خدمتتان عرض میکنم:

یک: شما برای حل مساله روشی را پیش گرفته اید که شامل احساس مسئولیت و انجام کارهای همسرتان بوده است و از این راه نه توانسته اید مشکل را حل کنید و بلکه خودتان هم دچار آسیب شده اید خب بیایید حداقل برای مدتی که شده این روش را کنار بگذارید، مقداری از احساس مسئولیت خود کم کنید، خصوصا احساس مسئولیت نسبت به وظایفی که بر عهده همسرتان است را کنار بگذارید و اجازه بدهید او متوجه وظایف خود شود.

دو: سعی کنید در روز زمانی را تعیین کنید و به خودتان بپردازید و ذهنتان را از احساس مسئولیت و فکر نسبت به همسر و فرزندان و امور منزل و دیگران و... رها کنید، فعالیتهایی که به شما احساس آرامش می دهد انجام بدهید، سعی کنید با تمرکز بر بدن خود و حسهایی که در بدن خود دارید خودتان را ریلکس کنید تا احساس آرامش پیدا کنید.

سه: اگر درگیری ذهنی شدیدی دارید و بسیاری زا اوقات شما را میگیرد از تکنی زمان اختصاص استفاده کنید تا این افکار مزاحم ذهنی را کنترل کنید. برای اینکه بتونید ذهنتون رو کنترل کنید باید یک زمان مشخصی به مدت ۱۵تا۲۰ دقیقه برای خودتون انتخاب کنید مثلا ساعت ۷تا ۷وربع . این زمان میشه زمان مخصوص مرور افکار و نگرانی ها و انتظارات و... حالا هروقت هر فکری که به ذهنتون میاد و شما را نگران میکنه یا آشفته میکنه یا به صورت کلی ذهنتون رو درگیر میکنه و اومد توی ذهنتون،  بهش میگید این فکر رو در زمانی که مشخص شده بررسی میکنم باید در مقابل افکاری که در غیر از زمان خاص توی ذهنتون میاد مقاومت کنید و در صورت نیاز از تکنیک پرت کردن حواس استفاده کنید مثلا شمارش معکوس از 1000 به صورت سه تا سه تا و یا مرور یک شعر از آخر به اول و....  البته میتونید خلاصه افکارتون رو  یادداشت کنید تا در زمان مخصوص بررسی ش کنید نکته مهم اینه که باید  این تمرین رو هر روز و سرساعت انجام بدهید حتی اگه توی اون زمان فکر خاصی توی ذهنتون نیاید. توی این ساعت هر چه میخواهید فکر کنید محتوای احساس مسئولیت خود را مرور کنمید و راه حل های مفیدی را برای حل مشکلات پیدا کنید.

چهار: در زندگی مشترک هم زن و هم مرد نیاز به دانستن بسیاری از مهارتها دارند از جمله مهارتهایی همچون مدیریت اقتصادی، مهارتهای ارتباطی، مهارت حل مساله و... که به احتمال زیاد همسرتان هم نیاز به اینگونه آموزشها خواهد داشت، پیشنهاد میکنم با گفتگویی که با هم دارید و در یک فضای صیمیانه و بدور از سرزنش و برچسب زنی همسرتان را تشویق به مشاوره گرفتن و آموزش مهارتهای لازم کنید.

نکته آخر اینکه همانطور که قبلا خدمتتان عرض کردم در برخی موارد شبیه به شما با بررسی های بیشتر و انجام مصاحبه متوجه برخی اختلالات از جمله وسواس، کمالگرایی و... در افراد می شویم که ریشه همه اینها به داشتن معیارهای سخت گیرانه، جزیی نگری، احساس مسئولیت زیاد بر میگردد، چنانچه وجود اینگونه موارد را در خودتان احتمال میدهید مراجعه به مشاور حضوری و انجام مصاحبه تشخیصی را به شما پبیشنهاد میکنم.

در ادامه اگر نیاز به راهنمایی داشتید در خدمتتان هستم.

موفق باشید.

تصویر دریافت سوالات

سلام وای زدید به خال ،واقعا احساس مسئولیتم و انگار دیگه قبول کردم و راستش این کار را کردم که هر کی به وظایف خودش برسه و من دیگه جای مرد خونه نباشم ولی همسرم دست گل به آب داد و دوباره مثل اوایل ازدواجمون منا وزندگیشا والبته این بار پسرم هم برد توجایگاه صفر و آنجا دیگه قطعیت پیدا کردم که باید همه چیزا خودم به دوش بکشم و در مقابل همه افکارها وحرفها مقابله کنم و شده با حرفها وکارام آنها را در نطفه خفه کنم ولی احساس میکنم دیر شده و الان پسرم ۸ساله شده و من نیازهای خودم که بهشون نرسیدم و با ۹۰درصد گذشتها وکمکهام بهشون رسیدم وپسرم هم نمیرسه و اینجاست که ادامه زندگی برام دشوار ،
اگر امکان داره شمارتونا میدید ومیفرمایید کجا هستید ؟؟؟

میشه راهنماییم کنید اگر بخوام طلاق بگیرم چی میشه ،بچه و وسایل خونه که خودم آوردم یا با پولی که شوهرم میداد جمع کردم وگرفتم با هزار امید وآرزو بهم برمیگرده وهمچنین مهریه ونفقه و...

تصویر توفیقی

سلام مجدد

خدمات مشاوره ای این مرکز فعلا به صورت غیر مستقیم و اکثرا مکتوب انجام میشه لذا تا فراهم شدن زیرساختهای سخت افزاری و نرم افزاری لازم، از ارتباط تلفنی یا حضوری با  مراجعین معذوریم.

در خصوص سوالی که مطرح فرمودید چند نکته مهم عرض میکنم:

یک: مشکل شما در حدی نیست که بخواهید به طلاق فکر کنید، فکر کردن به طلاق حس و حال شما را خراب میکند و همین باعث میشه روابطتون با همسر رو به سرد شدن برود مهم این است که به دنبال راه حل بهتر شدن اوضاع باشید.

دو: زمانی که بین زن وشوهر اختلافی پیش می آید و این اختلاف اوج می گیرد و در نهایت به طلاق منجر می شود حکایت از وجود یک ضعف مهم شخصیتی یا مهارتی در یکی از طرفین یا هر دو هست بنابراین به احتمال قوی بعد از طلاق هم اگر وارد زندگی مجدد با همسر جدید شود همان مشکلات نیز تکرار خواهد شد، چون با طلاق، حل مساله اتفاق نیافتاده بلکه صورت مساله پاک شده و دوباره با ازدواج مجدد همان مساله شکل خواهد گرفت. بنابراین شما سعی کنید در همین زندگی مهارت لازم را یاد بگیرید تا بتوانید مدیریت کنید.

سه : برای تصمیم به طلاق هم باید مشاوره پیش از طلاق را حتما انجام بدهید، برای تصمیم گیری نسبت به طلاق از تکنیک سود و زیان و دورنما استفاده کنید، تکنیک سود و زیان به این شکل است که مزایا و معایب طلاق گرفتن را بررسی میکنید و بعد ببینید اگر طلاق بگیرید چه پیامدهای مثبت یا منفی خواهید داشت و اگر توی زندگی بمانید چه پیامدهای مثبت یا منفی خواهد داشت، با سبک و سنگین کردن مزایا و معایب بهتر می توانید تصمیم بگیرید. در برخی موارد ممکنه طلاق گرفتن سود فراوانی داشته باشد مانند جایی که همسر خطر جانی برای فرد داشته باشد، اما در اکثر موارد با مشاوره و حل مساله مشکل هم برطرف میشه و ماندن در زندگی سودهای بیشتری دارد. طلاق خصوصا روی فرزندان اثرات نامطلوب رفتاری، روانی و عاطفی زیادی خواهد داشت.

چهار : برای دنبال نمودن طلاق وبررسی  بحث مهریه و نفقه و اموال همسر و وسایل خانه باید از مشاور حقوقی راهنمایی بگیرید.

پنج: برای بهتر شدن اوضاع طبیعتا باید همسرتان در بحث مشاوره مشارکت داشته باشد تا با کمک مشاور هم شما و هم همسرتان آموزشهای لازم را ببینید و  فعالیتهای موثر را انجام بدید تا نتیجه مطلوب بگیرید، بنابراین در قدم اول سعی کنید او را برای رفتن پیش مشاور یا حداقل استفاده از همین فضای مشاوره غیرحضوری که در خدمتتون هستیم، قانع کنید.

شش: وقتی بین دو نفر به دلیلی اختلافی ایجاد میشه خود به خود ذهن روی نقاط منفی طرف مقابل متمرکز میشه و دیگه نمیتونه نقاط قوت اون فرد رو ببینه بنابراین توجه داشته باشید که سعی کنید نقاط قوت همسرتون رو پیدا کنید و آنها را مرور کنید.

هفت: چون از دست همسرتون ناراحت هستید قطعا توی ذهنتون از همسرتون بدگویی و غیبت میکنید و خودگویی های منفی خواهید داشت که لازم هست شما این را مدیریت کنید و از این خودگویی های منفی و بدگویی نسبت به همسرتون پرهیز کنید.

هشت: مساله بعد اینه که توجه به ابعاد صمیمیت از اهمیت زیادی برخوردار است، برای افزایش صمیمت با همسر باید با ابعاد نه گانه صمیمت(صمیمیت عاطفی، صمیمیت روان شناختی، صمیمیت عقلانی، صمیمیت جنسی، صمیمیت جسمی غیر جنسی، صمیمیت معنوی، صمیمیت زیبایی شناختی، صمیمیت اجتماعی و تفریحی، صمیمیت زمانی) آشنا بشید و نسبت به تقویت آنها رفتارهای عملی انجام بدهید. هر کدام از موارد ذکر شده را باید بشناسید و تکنیکهای مربوط به هرکدام را آموزش ببینید و اجرایی کنید که البته در حد چند سطر و توضیح نیست که در اینجا بخواهیم ذکر کنیم . شما میتوانید با جستجو در اینترنت ابعاد صمیمت زوجین را دنبال کنید و از پژوهشهای علمی استفاده نمایید.

نه: حتما پاسخ قبل را نیز مرور کنید و از تکنیکهای گفته شده استفاده نمایید.

در ادامه اگر نیاز به راهنمایی بیشتر داشتید میتوانید مطرح کنید تا در خدمتتان باشیم.

موفق باشید.