افسردگی

07:56 - 1400/10/25

سلام.من دختری ۱۸ساله هستم دچارافسردگی شدم وخیلی احساس تنهایی میکنم این موضوع افسردگی رو یک روانشناس تایید کرده گاهی اوقات واسه اینکه تنهایی مو برطرف کنم باخودم صحبت میکنم این خیلی منو اذیت می‌کنه حتی بعد ازاین موضوع دلم میخواد گریه کنم راستش من کنکوریم علاوه برکنکور که باعث این شده خیلی حسرت توی دلمه همش خودمو به خاطراشتباهاتم سرزنش میکنم راستش بعضی وقتا دلم میخواد زنده نباشم یعنی فکرخودکشی کردم ولی من به اون دنیا اعتقاد دارم برای همین این کارو نمیکنم ولی خیلی دارم اذیت میشم .البته اینو میدونم که خیلی ها وقتی منو میبینن حسرت شاید بخورن ولی اونا که ازدرون من خبرندارن راستش خانواده نمیزارن باروانشناس حرف بزنم دیگه راهی‌واسم نموده واقعا یک لحظه حالم خوبه ولی بعد یک هو دلم میگیره احساس میکنم انگاردارم فرار میکنم ازمشکلات نمیدونم دیگه چیکارکنم لطفاً کمکم کنید همش احساس شکست میکنم بااینکه میدونم موفقیت های زیادی داشتم خیلی خستم دارم ذره ذره ازبین میرم واینو هیچ کی نمیبنه جزه خدا فقط خدا ودرودیوارخونه میدون که چقدرحالم بده البته من هدف های خیلی شیرینی دارم تو زندگیم مثلا دلم میخواد یک روز یک خیر بزرگ بشم ولی میترسم واقعا سردرگم شدم بیشترازهمه این موضوع که باخودم جدیدا حرف میزنم بده دارم دیونه میشم همش فکرمیکنم بقیه ازمن بهترین دیگه واقعا راهی به ذهنم نرسید همش به خاطر اشتباهات خودمو سرزنش میکنم ممنون میشم اگه بتونید کمکم کنید

------------------
کاربران محترم مي‌توانيد در همين بحث و يا مباحث ديگر انجمن نيز شرکت داشته باشيد: https://btid.org/fa/forums
همچنين مي‌توانيد سوالات جديد خود را از طريق اين آدرس ارسال کنيد: https://btid.org/fa/node/add/forum  
تمامي کاربران مي‌توانند با عضويت در سايت نظرات و سوالاتي که ارسال ميکنند را به عنوان يک رزومه فعاليتي براي خود محفوظ نگه‌دارند و به آن استناد کنند و همچنين در مرور زمان نظراتشان جهت نمايش، ديگر منتظر تاييد مسئولين انجمن نيز نباشد؛ براي عضويت در سايت به آدرس مقابل مراجعه فرمائيد: https://btid.org/fa/user/registe

http://btid.org/node/197168

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
16 + 0 =
*****
تصویر توفیقی

سلام علیکم

از حضور شما و اعتماد به ما تشکر می کنم

حس و حال برخواسته از افسردگی شما را درک میکنم، افرادی که دچار افسردگی می شوند بسته به شدتش تجربیات درونی ناخوشایند زیادی را تجربه میکنند که احساس غم و اندوه و گریه کردن، یا عدم لذت بردن از فعالیتها، احساس تنهایی  بخشی از آن تجربیات خواهد بود، امیداورم بتوانم راهنمایی های مفیدی خدمتتان عرض کنم.

بله ما این مساله  را درک میکنیم که خلق شدید افسردگی، افکار خودکشی را در ذهن ایجاد میکند،  اما خوب است بدانید افراد زیادی بوده اند که به خاطر مشکلات و فشار روانی قصد خودکشی داشته اند و به اصطلاح خودشان به آخر خط رسیده بودند و تنها راه را خودکشی می دیده اند اما با کمک گرفتن از مشاوران متخصص توانسته اند مشکل خودشان را از طریق راههای دیگری حل کنند و خدا را سپاس میگویند که به این افکار خودکشی پاسخ ندادند.

قطعا شما برای درمان مشکل افسردگی خود نیاز به کمک گرفتن از یک روانشاس دارید. و حتما شما این انتظار را ندارید که در اینجا و در این فضا بتوانیم مشکل افسردگی شما را درمان کنیم چرا که اساسا امکانش نیست . اما حداقل به صورت تلفنی میتوانید مشکلتان را با یک روانشناس مطرح کنید،یک روانشناس با استفاده از تخصص خود و تکنیکهای موجود مشکلاتی که حتی از مشکلات شما هم سخت تر است را درمان میکند.

بنابراین پیشنهاد اول این است که به مشاور روانشناختی مراجعه نمایید تا با بررسی های دقیق تر و ریشه یابی مشکلات و ارایه راهکارهای علمی و عملی در قالب درمان شناختی–رفتاری(CBT)  و یا طرح واره درمانی، به صورت اساسی مشکل شما را درمان کند.

البته بیان کردید که خانواده با ارتباط گرفتن شما با مشاور مخالف هستند، در این موردلازم است شما با برقراری ارتباط موثر و سازنده به همراه احترام آنها را نسبت به این مشکل آگاه کنید و ضرورت درمان را بیان کنید، سعی کنید در ضمن گفتگو با خانواده متوجه بشید که چه چیزی باعث نگرانی آنها میشه، معمولا علت مخالفت خانواده افکاری است که در ذهن آنهاست مثلا ممکنه این توی ذهنشون باشه که اگه دخترمان بره پیش مشاور دیگه بهش میگن دیوانه و اون وقت بهش برچسب میزنن و برای ازدواجش مشکل پیش میاد یا خانواده و اقوام بفهمند چی میگن و... یا اینکه ممکنه این فکر توی ذهنشون باشه که مشاور مرد هست و رابطه دخترمان با یک مرد آسیب زننده می باشد و یا افکار دیگری که ممکنه درذهنشون باشه و مانع از حضور شما به مشاوره باشه. پس سعی کنید این افکار و دغدغه های آنها را شناسایی کنید و بهشون اطمینان بدهید.

پیشنهاد دوم این است که به شما یک کتاب معرفی کنیم و بر اساس آن تمارین و تکالیف را انجام بدهید، اما عمل کردن به آن، نیاز به اراده قوی و پیگیری مداوم و سماجت در کار دارد. کتابی که در این زمینه برای شما پیشنهاد می کنیم کتاب «از حال بد به حال خوب» تالیف «دیوید برنز» هست که به فارسی ترجمه شده است، این کتاب به صورت درمان شناختی رفتاری می تواند به شما کمک کند .

در آخر نکاتی عمومی که می تواند در بهتر شدن حستان موثر باشد ذکر می کنیم:

الف: تا آنجایی که می توانید در فعالیتهایی که مستلزم مشارکت های گروهی است شرکت کنید.(جمع دوستانه، اقوام، مجالس مذهبی، کلاس ها و فعالیت های مهارتی و هنری و ورزشی و...)

ب: با برنامه ریزی به زندگی خود تنوع بدهید.

ج: سعی کنید اهدافتون  در زندگی (مانند موفقیت در کنکور یا خیر بزرگ شدن) را عینی و مشخص کنید تا به صورت کلی نباشد سپس برای رسیدن به آن، اهداف خود را به بخشهای کوچکتر تقسیم کنید و سپس برای رسیدن به آن اهداف جزیی تلاش کنید. اینجوری هم به هدفتون میرسید و هم احساس توانمدی و افزایش اعتماد به نفس و عزت نفس خواهید کرد.

د: گوش کردن به برخی موسیقی ها باعث افسردگی و ورود به یک حس غمگینی خواهد شد، چنانچه این مساله وجود دارد از آن دوری کنید.

ه: سعی کنید هنگام احساس غم وتنهایی، افکار خود را شناسایی کنید و آن ها را بررسی نمایید.

و: در فعالیت های خود ببینید کدام یک از آن ها حس و حال شما را بهتر می کند، تعداد آن ها را بیشتر کنید.

ز: در برخی موارد، احساس غم و تنهایی برخاسته از برخی رفتارهای اشتباه و حتی گناهان، مانند خودارضایی و... می باشد که بعد از انجام آن ها، حس غم و تنهایی و خود سرزنشی ایجاد می شود، در این شرایط باید با ترک و جبران اشتباهات گذشته، بر این حس بد، غلبه کنید.

ح: گاهی اوقات دوری از خدا و معنویات به انسان احساس غم و تنهایی می دهد، می توانید با برقراری ارتباط بیشتر با خدا و اهل بیت(علیهم السلام) و شهدا و داشتن برنامه های معنوی نیز بر این حس غلبه کنید و حس خوبی پیدا کنید.

لطفا پاسخ و نکات ذکر شده را با دقت بخوانید و نظر خود را بیان بفرمایید در ادامه اگر سوالی داشتیدمطرح نمایید تا پاسخ بدهیم حتی در صورت تمایل شما میتوانیم موارد و تکنیکهای گفته شده را قدم به قدم با هم جلو ببریم تا نتیجه مطلوب حاصل شود.

موفق باشید.