بدبخت کردم خودمو

14:03 - 1397/04/22

به نام خدا
 

اگر بخوام ماجرا رو براتون بگم باید از چند سال پیش شروع کنم.با آقایی اشنا شدم که سه سال همکارم بود و دو را دور من رو میشناخت ولی از وقتیکه خلا عاطفی من رو متوجه شد بیشتر بهم نزدیگ شد.اشتباه اولم درد و دل کردن با یه مرد غریبه بود.بهش گفتم توی رباطه ای هستم که پسر تکلیف من رو روشن نمیکنه و اونم گفت اگر اون جنم داشته باشه میاد جلو.بهش گفتم ده سال من و اون اقا هم رو میخواهیم و صادقانه همه چیز رو گفتم اونم گفت ددلاین بذار بیاد خواستگاری نیمد کاتش کن.گفت واقعا حیف خانمی مثل شما سرکار بمونه.منم همین کار رو کردم.و رابطه اولم تموم شد.توی لاک خودم بودم که خیلی زیرکانه بهم نزدیک شد من بدم نمیمومد ازش اصلا متوجه نبودم دارم چیکار میکنم.به من نزدیکتر شد من رو غرق محبت خودش کرد.هیچ دردی نداشتم انگار نه انگار از یه رابطه ده ساله کات کرده بودم و به من گفت نمیذارم اب تو دلت تکون بخوره و ضربه بخوری.گفت  من با هیچ دختری رابطه نداشتم و خیلی حرف یه پسر که پاک بوده بیاد با دختری که سابقه رابطه داشته.هنوزم حرفش روی دل من مونه.کم کم رابطه ما عمیقتر شد.اهل نماز و روزه با عالیترین رتبه علمی بود.هم رشته بودیم.نقاط مشترک ما خیلی زیاد بود و من هر روز فکرمیکردم کسیکه مال من هست رو پیدا کردم. من خام شدم و بهش اجازه دادم باهام رابطه جنسی برقرار کنه.توی گوشم خوند اون خیانت به اون ادم سابق نیس من میخوام ارومت کنم.منه احمق که شیفتش شده بودم قبول کردم.گفت چه کاریه میگن تو دوران عقد دوران عقد ما الان و من از اخوند پرسیدم و صیغه میخونیم.الان که دارم فکر میکنم میگم من با چه عقلی با چه عقلی حرفاشو قبلو کردم.رابطه ما بیشتر میشد و به من میگفت تو زن منی.زن منی خانم منی و هزار دروغ دیگه.میگفت باید تمگین کنی.بعد از ازبین رفتن بکارت  همه چیز تغییر کرد.بدبینی هاش شروع شد.مثلا من اگر صبحا  میخوابیدم میگفت تو میری با مردای همسایه.من گوشیمو ویبره میذاشتم بالا سرم تا میزنگه سریع جواب بدم.یه بار زنگ زد و من خونه بودم با تاخیر جواب دادم  زنگ زد خونمون و به من و خواهرم تهمت زد میگفت پسر اوردید خونه؟اصلا محال بود جواب تلفنشو ندم جواب اس یه ذره دیر میشد میگفت  یه خط دیگه داری و داری با کسی حرف میزنی
مجبورم میکرد تا 8 شب پیشش باشم تا مثلا خیانت نکنم.میگفت من تو رو از چنگ اون اقای قبلی در اوردم و نمیخوام این بلا سر خودم بیاد.روزی از دانشگاه شهید بهشتی برمیگشتیم که یهو بی دلیل چنان زد در گوش من که سرم گیج رفت و خوردم زمین.این اولین بار بود دست روم بلند میکرد.دهنمو پر خون کرد.تمام وسایلمو ریخت روی زمین.گفت تو به من خیانت کردی.گفتم مگه چیزی دید من که همش با توام.محبتمو بهش بیشتر کردم کاری نبود نکنم براش توی درساش کمکش کردم.همیشه میگفت من مدیون کمکای توام.گفت دیگه نمیزنم و کار اشتباهی کردم.این اخرین بار نبود.یه بار توی مترو با لگد زدی توی ران پام.چندین بار تو خونه باهاش بودم نمیخواستم سکس کنم با لگد زد توی مچ پام.یه بار توی دانشکده خودم با مشت زد توی شکمم و یقمو گرفت و گفت نمیذارم بهم خیانت کنی یهو دیوونه میشد.من لجبازی میکردم و میخواستم ادبش کنم و اون دیوونه میشد.چندین بار توی خونشون در حد مرگ منو زد.یه بار اینقدر خفم کرد که صورتم کبود شد. اینکارو وقتی میکرد که من تمیکن نمیکردم.میگفت اخرین راه همینه.میگفتم کات کنیم این رابطه رو میگفت فکر کات کردن رو از سرت بیرون کن.محاله بذارم از پیشم بری.همه این دواها ادامه داشت.همش به بهانه شک رسمی کردن رو عقب مینداخت و من چاره ای نداشتم باید ادامه میدادم میگفتم کات کنیم میگفت اگر بری تمام عکساتو میفرستمو ابروتو میبرم.منم از ترسم هیچی نیمگفتم.این رابطه کثیف ادامه داشت تا زمانیکه فهمیدن خانوادم و کار به دادگاه کشید.توی دادگاه به پدرم گفته بود دختر شما هرزه و ج..ن..دددد است..و هزار توهین دیگه.از اون موقع بع بعد تموم شد.میگه نمیتونیم ازدواج کنیم به پدرش و خانوادش گفته مخالفن.حتی میگه به مادرم گفتم چیکار کردم باهات مادرم گفته بهت بگم برو گمشو.به من میگه برو از هر جا یمخوای با همه ارتباط داشته باش.من هرچی قسم میخورم من پاک بودم برات باور نداره.دیگه به خدا ایمانمو از دست دادم.درسته مقصرم همه این حرفارو میدونم نباید اجازه میدادم بیاد به حریمم ولی یه ذره مردونگی نباد داشته باش؟نباید پای من وایمساد؟چرا اخه؟من چه طور به خواستگار بگم اینارو باور کنه؟نگمم که دروغه." به همین اذان من پاک بودم برات
من با تو فقط رابطه داشتم میدونم دوسم نداری میدونم منو نمیخواهی میدونم میدونم میدونم برات مهم نیستم اما دارم از این میسوزم تهمت میزنی و خود تو منو قربانی هوست کردی حالا میگی گمشم میگی برو حالتو بکن این رفتارات اصلا رفتارای یه ادم خوب نیس
خیر نمیبنی چون به من ظلم کردی.دیگم کامنتی نمیدم بهت.دلم خوش بود کمکم میکنی عمل کنم زیر اونم زدی.تو مرد نیستی یه هوسبازی هوس باز.این اخرین حرفم بود.تهدیدم کرد ابرومو میبره و منم دیگه سمتش نرفتم.الان هیچی ندارم.چرا خدا کاری نمیکنه؟یعنی باید اینهمه تهمت کثیف بزنه به من بددبخت؟ میدونم از نظر شما اقایون من اشغالم کثیفم و حتی به درد نگاه کردنم نمیخورم.من اما فریب حرفاشو خوردم.به ولله قسم با کس دیگری نبودم یعنی باید تا اخر با این نامردی چیکار کنم..حتی جهنم خدا هم جایی نداره برا یمن میدونم اما من دوماه توبه کردم .حس میکنم خدا روشو برگردونده.از نظر شما ادمای مذهبی هم که من نجسم.کامنتارو خوندم همرو خوندم.ادامای غیر مذهبی هم که از خدا نیمترسن که بفهمن سو استفاده میکنن.چی میشه عاقبتم؟

 

-------------------------------------

کاربران محترم مي‌توانيد در همين بحث و يا مباحث ديگر انجمن نيز شرکت داشته باشيد: http://www.welayatnet.com/fa/forums
همچنين مي‌توانيد سوالات جديد خود را از طريق اين آدرس ارسال و از طریق کدپیگیری که دریافت میکنید پاسخ را مشاهده نمائید: http://www.welayatnet.com/fa/node/add/forum
تمامي کاربران مي‌توانند با عضويت در سايت نظرات و سوالاتي را که ارسال ميکنند را به عنوان يک رزومه فعاليتي براي خود محفوظ نگه‌دارند و به آن استناد کنند و همچنين نظراتشان جهت نمايش بعد از فعالیت مفید، ديگر منتظر تاييد مديرانجمن نيز نباشد؛ براي عضويت در سايت به آدرس مقابل مراجعه فرمائيد: www.welayatnet.com/fa/user/register

http://btid.org/node/135066

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
تصویر ناشناس
نویسنده ناشناس در

 

تصویر اينا روميخونم داغون ميشم
نویسنده اينا روميخونم د... در

ي استاد داشتيم ميگفت هيچ وقت ب خودت يقين پيدا نکن شيطان وقتي نزديک ميشه ک100%ب خودت مطمئني شايد ي شوخي کوچيک بانامحرم

تصویر ناشناس
نویسنده ناشناس در

اینهمه خیانت و دروغگویی پسرا توی اینترنت می خونید و در تعجبم که باز شما دخترها گول میخورید.

به خدا به پیغمبر ، پسری که دختری رو بخواد فورا میره خواستگاریش

تصویر ناشناس
نویسنده ناشناس در

باور کن بعضی دخترا خیلی ساده ان

وقتی سرت همش توی درس باشه بعد فکر کنی کسیکه اهل نماز روزس با شرایط عالی میاد سمتت و خوب برات، اخرش تو زرد از اب در میاد
تازه متوجه میشی که چه قدر احمق بودی

کاش میشد این حرفتو با طلا نوشت زد به دیوارای شهر

تصویر هدایت
نویسنده هدایت در

سلام من یه پسرم و این داستانو خوندم متاثر شدم ،اشتباه تو زندگیم زیاد داشتم یه چیزو میخوام بگم این آقا نه مذهبی بوده نه اعتقادی به دین و دیانت داشته وگرنه دلیلی بر تهدید به آبروریزی نداره و هیچ انسانی به خاطر خواسته ش اینچنین گرو کشی نمیکنه.و بدانید قطعا جوری تو زندگی زمین بخوره که صداش دنیای دوربرشو کرکنه،شک نکنید خدا انتقام میگیره و دوباره میگم قطعا چنین اتفاقی تو زندگیش خواهد افتاد دیر یا زود. 

و اما وضعیت شما،گناه شما هر چقدر بزرگ باشه از خدا بزرگتر نیست درسته ضرر هایی تو این زمینه متوجه شما شده و کاملا طبیعیه ،یاس و نا امیدی از درگاه خدا گناه نابخشودنی هست توکل بخدا کنید و توسل به ائمه که تو این مقطع از زندگی دستگیری ازتون کنه و ان شالله عبور کنید از مرحله.

یه هشدار بدم که اگه طرفی به اون نبندید شاید مشکلاتتون بیشتر از الان بشه.

حواستون باشه برا عبور از این مقطع یه وقت سمت دعانویسی و رمالی و عرفان های کاذب نرید .به قول معروف سوراخ دعا رو گم نکنید.

ومن یتق الله یجعل له مخرجا

ان شالله خیلی سریع شرایط رو به بهبودی بره و حالتون هر روز بهتر از دیروز بشه.

(پسرا حرفای خوشکل زیاد میزنن به خاطر همین گول خوردید خودمم مستثنی نمیکنم )

ما رو هم دعا کنید شما.

ا

تصویر ستایش
نویسنده ستایش در

سلام دوست عزیز البته خداوند بعداز توبه انسان رومیبخشه چون خیلی مهربونه واینکه همش دنبال بخشش هستی از طرف شیطانه که داره ناامیدت میکنه عزیزم تو بخشیده شدی وانشالله کسی برای خواستگاری اومد جواب رد بهش نده ولی اگه آشنابود جواب رد بده اگه غریبه بود بهش بگو قبلا بخاطر فریب یک نفر اسیب دیدی ولی تمام گدشتتو نگو درهمین حد من خودم دخترای زیادی سراغ دارم مث شما به همسرشون گفتن واونا هم راحت ازدواج کردن به خدا توکل کن

تصویر نویسنده متن
نویسنده نویسنده متن در

من  هم اسیب روحی خودم هم دیت روم بلند میکرد هم این چند سال توهین تهمتای سنگین و تحقیر شدم.تمام همکارای من پزشکای متخصص هستن خیلی به من احترام میذاشتن ولی اینقدر اعتماد به نفسم اومده پایین حتی نمیتونم کارمو ادامه بدم و خطمو خاموش کردم
من گناهان کبیره رو خوندم و نا امیدی از رحمت خدا گناه کبیرس.امیدوارم خدا کمکم کنه چون اینقدر شرمنده و پشیمونم گاهی شبا سر نمازم فقط گریه میکنم فقط از خدا طلب بخشش میکنم.اقایونی که من و امثال دخترایی مثل من رو پاک و دستخورده میدونن حق دارن ولی یه جنس مونث یا برای پول اینکارو میکنه که من از نظر مالی تامینم از طرف پدرم.یا از روی علاقش که این قسمت دوم خیلی درد داره.این عشقای حرام و کثیف اخرش همینه
مشاوره به من گفت ببخش اون اقا رو ولی نمیتونم.نمیتونم.بارها بهشون گفتم بیاید از این رابطه کثیف بیرون بیایم.بسه .بسه اما!!!!

ممنون بابت کامنتاتون فعلا دلخوشی من همین هاست کو دعای خیرتون برای ارامشم و تموم شدن اثرات گناهی که کردم در زندگیم

تصویر یا زهرا
نویسنده یا زهرا در

اعتماد بکنی خیانت ببینی خیلی دردناکه

  این روزا حالم خیلی بده  فقط خدا میتونه ارومم کنه...اعتماد من ب یکی از دوستانم نتیجه اش ی ضرر مالی بود ولی از کسی ضربه خوردم ک اندازه چشمام بهش اعتماد داشتم...از کسی ک هر کاری از دستم برمیومد کردم...هیچ وقت توی زندگیم اینقد ناراحت نبودم...ن خوابم میبره ن گریه میگیره حرفمم نمیاد...فقط دارم فکر میکنم ب همه ی این چند سال ک چجوری فریبم داد ی لحظه فکرم ازاد نمیشه ...تو همه این چند سالی ک من فکر میکردم چقد دوست خوبی دارم اون در حال خیانت کردن بود...

ی درصد ب پولم فکر نمیکنم فقط از خودم از این سادگیم دلگیرم ...دردم  این جاست ک چقد خانواده گفتن این دوستته کمتر باهاش معاشرت کن تو گوشم نمیرفت...از اینک خانوادم حتی ب روم هم نمیارن ک چی شده از اینک از زبون یکی دیگ شنیدن ولی بازم دندون رو جگرشون گذاشتن و ب روم نیاوردن از خودم ناراحت میشم...

بیشتر از هرکسی و هر چیزی از خودم دلگیرم فقط خودم....

فقط ی چیز میگم ب هیچ کسی توی زندگی تون اعتماد نکنید...

تصویر زهرا...
نویسنده زهرا... در

سلام آبجی گلم

یه متنی رو میخوندم حیفم اومد واسه شما نزارم

یادت باشه...
انسان هايي هستند
که ديوار بلندت را مي بينند
ولي به دنبال همان يک آجر لق ميان ديوارت هستند که ،
تو را فرو بريزند ...!
تا تو را انکار کنند ...!
تا از رويت رد شوند ...!
مراقب باش...
دست روزگار هلت ميدهد ؛
ولي قرار نيست تو بيفتي ،
اگر بي تاب نباشي و خودت را به آسمان گره زده باشي ،اوج مي گيري ...
به همين سادگي ...
پس...
تو خوب باش ،
حتي اگر آدم هاي اطرافت خوب نيستند ،
تو خوب باش ،
حتي اگر همه از خوبي هايت سو استفاده کردند 
تو خوب باش ،
حتي اگر جواب خوبي هايت را با بدي دادند ،
تو خوب باش...

شما عااالی هستین پس چون زندگی جاریست هنوز،به فعالیت های علمی و تحصیلیتون بیش از پیش بیشتر اهمیت بدین

بخاط خودتون فقط نه هیییچ کس دیگر

به امید موفقیتت عزیزم

تصویر نویسنده متن
نویسنده نویسنده متن در

خیلی سخته بخوام خوب باشم دیگه.سعی میکنم گناه کبیره نکنم ولی محاله دیگه به مردی اعتماد کنم.محاله.یادمه یه روزایی توی سرمای زمستون وایمیسادم بیرون دستام یخ میزد تا بیاد .خود نامردش دلش برای من میسوخت.میگفت به من نرسی میری خیلانت میکنی ولی اینطور نبود اصلا.این روزا خیلی دارم سختی میکشم اون وقتیکه گناه کار بودم یکی توی دلم میگفت یه روزی تاوان تمام این لذت های کثیف پنهانی رو میدی وو دارم میدم.ولی خیلی سختمه که یکی اینقدر اعتماد من رو جلب کنه و بعد در حقم بدی کنه.هر چند بزرگترین ظلم رو خودم در حق خودم کردم
ممنون بابات کامنتتون

من کامنتای دوستان رو میخونم و هی با خودم میگم وگرنه دارم دیوونه میشم

تصویر ناشناس
نویسنده ناشناس در

محاله به مردها اعتماد کنی؟؟؟؟

شعاره

ما نادونها همین که یه پسر بیاد چندتا جمله قشنگ بگه

دست و پامون شل میشه

تصویر نویسنده متن
نویسنده نویسنده متن در

من تو این مدت قشنگترین جملات رو شنیدم.با کسی بودم میفگفتم کات کنیم رابطه ناسالم گریه میکرد و التماس میکرد من نرم.هر زنی باشه میگه این په مردی اینهمه من رو میخواد.حریف نیمشد تهدید میکرد و اسیب میزد نه برای خودم تا بتونه سو استفاده کنه.
اره محاله اعتماد کنم.اینهمه ادم طلاق کرفته و مجرد و تنها دارن زندگی میکنن.من مجبورم دیگه درسمو و پیشرفت درسیمو ادامه بدم و خودمو درگیر هیچ مردی نکنم.
حرف قشنگ زیاد ولی عمل نیست.به قول خودشون دختر ریخته براشون.وقتی اعتمادت بکشنه از ریسمان سیاه و سفیدم میترسی.وقتیکه تمام محبتت رو بذاری و بازم نامردی ببینی ترجیح میدی بکشی کنار بهترین کار همینه.من هر ی خوردم برا یهمین اعتماد بودد

هیچی از هیچ کسی بعید نیس

تصویر نویسنده متن
نویسنده نویسنده متن در

ممنون بابات پاسخ ناشناس و یاسمین زهرا
بچه ها کامنتاتو خیلی بهم کمک کرد چون شاید درست نباشه ادم بیاد توی مجازی سیر تا پیاز زندگیشو بگه ولی من واقعا نیاز داشتم به شنیدن این حرفا.همش پیش خودم میگم خدایا من رو ببخش و من رو به حال خودم رها نکن.
اره من یه جلسه مشاوره رفتم بهم راهنمایی هایی کردن و باید دوباره برم.و درست گفتید این اعتماد به نفس پایین و عدم نداشتن غرور کافی باعث شد خودمو خیلی دست کم بگیرم.خیلی..
امیدوارم یه روزی زندگیم روی ارامش رو ببینه

تصویر یاسمین زهرا

بسم الله

سلام 

از خوندن سرگذشتتون خیلی ناراحت شدم از خدا میخوام به قلب شما آرامش بده. منم نظرم رو میگم خدمتتون ان شاالله که کمک کننده باشه.

اتفاقی که افتاده نه ساده است که بگی ازش بگذر و برگرد به زندگی و نه اونقدرها فاجعه که از زنگی بیفتی عزیزجان بله اشتباه کردی شما همه ما هم ممکنه اگر تو شرایط شما بودیم دچار اشتباه می شدیم پس اینجا بحث قضاوت کردن نیس

الان اون چیزی که سمه خودسرزنش گری و ملامت بیش از حد خودتونه اینکار باعث میشه عزت نفس و اعتماد بنفس شما تحلیل بره و احتمال خطای دوباره شما بیشتر بشه 

اون ادم بیمار روانی بوده و شما هم با سادگی وارد این رابطه شدید و مقصر هم هستید ولی عزیزمن بشین ی بار برای همیشه هرانچه ک دلت میخواد رو به خودت بگو خواستی خودتو بزن و بعدش برگرد به زندگیت ..

تو قدم اول ی مشاور خوب پیدا کن اگر تهران هستید بهتون پیشنهاد میکنم کلینیک دکتر .....  برید ایشون فوق العاده هستند یا دکتر ...... کارشون بسیار عالیه ادمهای قابل اعتمادی هم هستند پیش هر مشاوری نرید که احتمال سواستفاده بالاست 

در قدم دوم با کمک رواندرمانگرت ببین ایراد کارت کجا بوده که تو اون رابطه اینقد تحقیر میشدی ولی بازم میموندی و با محبت بی تناسب سعی داشتی طرف رو اروم کنی ببین چرا راضی شدی به این رابطه و مشکل ریشه ای رو پیدا کن

در قدم سوم عزیزمن بشین خانمیت رو بکن آسمون به زمین نیومده لازم نیس نگران قضاوت های دیگران باشی و نیازی هم نیس با هرکسی راجع به این اشتباه صحبت کنی سعی کن کم کم کنار بیای باهاش و نگران آینده ات نباشی اینده رو هیچکس جز خدا ازش خبر نداره و همون خدامیگه آدم توبه کار مثه کسی هست ک تازه از مادر متولد شده بی خیال قضاوتای ادمهای اطرافت تو سالم زندگی کن باقیش رو بسپار به خدا دوست من

و نهایتا اینکه فکر میکنم تا حال روحیت مساعد نشده برای ازدواج اقدام نکن تو اول و اول باید با خودت کنار بیای و این جریان رو از سر بگذرونی و بعدش به ازدواج فکر کنی ..نترس قحط الرجال نیس عزیزم و تو هم فاحشه نیستی که بترسی که دیگه هیچ مردی با این قضیه کنار نمیاد نه عزیزم اینا همش وسوسه شیطونه شما زندگیتو بسپار به خدا اون بلده چیکار کنه

عزیزمن تو هر قشری خوب هست بد هم هست حواست باشه زیرکتر از این حرفا باشی که به صرف نمازخون و روزه گیر بودن ی نفر بهش تمام و کمال اعتماد کنی ..

زندگی در جریانه بانوجان پاشو دستاتو رو زانوهات بگیر به خدای کریم و رحمانت توکل و اعتماد کن و به زندگیت سروسامون بده و اون آدم بی شرف رو بسپار به عدالت خدا و مطمئن باش خدا خوب بلده حق مظلوم رو از ظالم بگیره و به زندگیت برس

 

تصویر ناشناس
نویسنده ناشناس در

سلام دوست عزیز

ببین این حالت هایی که داری طبیعیه، اون آقا هم میخواسته خودش رو خوب نشون بده و تقصیر رو به گردن شما بندازه که موفق شده، شما فعلا فقط با خودت خلوت کن و انقدر خودت رو پایین نیار، به نظر میرسه اعتماد به نفستون پایین بوده و هست، برای همین اون آقا انقدر راحت سو استفاده کرده، به هر حال سادگی کردی و چوب اشتباهات خودت رو خوردی، فعلا فقط با خدا درد دل کن، مطمئن باش صدات رو می شنوه.

تصویر دانشجوی مملکت
نویسنده دانشجوی مملکت در

بنظر من شما اصلا نباید ناامید بشی. خداوند بسیار بخشنده هست و مهربان‌. بنظر من شما فریب خوردید. اونم فریب احساساتتون رو. نمیخوام اصلا شما رو سرزنش کنم. همین که پشیمونید خیلی خوبه. مطمئن باشید اگه توبه کنید و کارهای گذشتتون رو تکرار نکنید خداوند کمکتون خواهدکرد. و بهتون یک حس ایمان و دلشکستگی و عشق خدایی رو میده که شیرینی اش رو حس میکنید. بهرحال کاریه که شده. اولین قدمی که باید بردارید اینه که مسئولیت کارهای اشتباهی که کردید بپذیرید. یعنی گردن این و اون نندازید. بالاخره شما هم مقصر بودید. اشتباهات خودتون رو بپذرید و اون آقا رو هم به خدا واگذار کنید. میدونم سخته براتون اما یادتون نره که باید صبور باشید و یه شبه همه چیز روبه راه نمیشه.

دومین قدم اینه که دیگه اشتباهات گذشتتون رو تکرار نکنید.یعنی اگه توبه میکنید عمل کنید.مراقب باشید از یه سوراخ دوبار یا سه بار گزیده نشید.

سومین قدم اینه که خودخوری نکنید. و خودتون رو پیش دیگران حقیر و کوچیک نبینید که حالا که مثلا شما گناه بزرگی انجام دادید بلانسبت آدم کثیفی هستید و .... اصلا از این چیزها نیست فقط در محضر خداوند ابراز پشیمانی و ذلت کنید. خدا ستارالعیوب هستش. همچنان پیش بنده هاش سرتون رو بالا بگیرید و احساس سرافکندگی نکنید و در برابر اطرافیان به روتونم اصلا نیارید. اما در موقع خلوتتون با خداوند یا نماز ضجه بزنید. گریه کنید . ابراز ندامت کنید. خودتون رو در محضر خداوند تحقیر کنید و ذلیل کنید و تنبیه کنید. نه در برابر بنده هاش. مطمئن باشید هرکسی تو زندگیش از این کارها کرده حالا کم تر یا بیش تر بالاخره یه جاهایی پاش لغزیده. خود من هم  یه همچین چیزی برام پیش اومد متاسفانه. اما توبه کردم و به خدا و قرآن پناه بردم. کار من خیلی زشت تر از شما بود. اصلا ناامید نشوید خداوند بسیار بخشنده و مهربان است. به بنده هاش نگاه نکنید. به اون آقا نگاه نکنید. خدا از مادر یک انسان هم بهش مهربان تره.البته باید اصلاح کنید و با زبون خالی نمیشه.

فقط صبور باشید و ناامید نشید این بحران ها برای خیلی ها پیش میاد. صبور باشید صبور باشید و از خدا کمک بگیرید.

تصویر نویسنده متن
نویسنده نویسنده متن در

ممنون از شما
خوندم حرفاتون روچند با ممنونم.من تنها کسی رو نداشتم این همه حرف رو بهش بگم برای همین اینجا مطرح کردم نه اینکه نمک به زخمم بپاشن.خانواده من نمیدونن و فکر میکنن یه رابطه ساده بود و تموم شده و من فقط سر نمازم گاهی وقتا شبا که از خواب میپرمو خوابم نمیبره تنها پناه میبرم خدا.تنها دلخوشیم همینه پای توبه خودم هستم .اگر دیگه خدا رو هم از دست بدم نابود میشم.خیلی آسیب بزرگی دیدم .ولی این حق من نبود.این اقا به من دروغ گفت از همون اول اگر من میفهمیدم با کسی بوده که بهش خیانت کرده محال بود تن بدم به این رابطه.نمیدونم

ولی یه سوال خیلی ازارم میده.من خیلی به اون اقا محبت کردم خیلی براش فدارکاری کردم میدونمم ازدواج با همچین مردی عاقبت خوشی نداشت و اخرش طلاق بود چون وقتی من متوجه بدبین بودنش شدم که خیلی دیر بود.عحیب برام حتی ذره ای عذاب وجدان درونش نیس.

تصویر دانشجوی مملکت
نویسنده دانشجوی مملکت در

شما چه میدونید شاید اون آقا جلوی شما ظاهرسازی میکنه. از کجا میدونید؟ 

فقط یه چیز : خودتون رو دوست داشته باشید. شما خودتون میگید خیلی به اون آقا محبت کردید خیلی هواشو داشتید اما اون اصلا عین خیالشم نیست. محبت زیادی هم خوب نیست. البته نمیگم دیگه از فردا محبت نکنید به کسی اما میگم گاهی همباید محکم بایستید. گاهی باید احساساساتتون رو در نظر نگیرید. البته این برای خانم های سخت تره چون لطیف تر و احساسی تر هستند. مثلا خود شما چند بار با اون آقا رابطه جنسی داشتید و این همه حالتون بده. من یه دوستی دارم.  معذرت میخوام اینو میگم اما خودش میگفت تا حالا با دو تا زن شوهردار رابطه جنسی داشته. عین خیالشم نبود. اصلا هم شرمنده نبود. افتخار هم میکرد. نمیخوام کارش رو تائید کنم. میخوام بگم برای مرد ها (البته نه همشون)کم تر مهم هستش چون اونا خیلی ضرر نمیکنن. این دختر هان که خیلی اذیت میشن و ضرر میکنن چون لطیف ترند و احساس میکنن ازشون سوء استفاده شده. اما کدوم مردی رو دیدید که بعد از رابطه جنسی با یک خانم که تازه مورد علاقش هم هست این احساس رو داشته باشه؟  به هر حال میزان احساس شرم از گناه از تقوای دل هاست. همین که شما انقدر از کارتون پشیمون هستید. نشون میده یک مرحله از بقیه بالاترید. فقط باید مراقب باشید دیگه کارتون رو تکرار نکنید.اشتباهاتی که کردید رو همه جلوی چشمتون بیارید. تا در مراحل بعدی زندگیتون فریب نخورید. فریب احساستون رو نخورید.

"کل نفس بما کسبت رهین"

آیه قرآن هستش میگه هر کس در گرو اعمال خودشه. هر چه کنید به خود کنید. هر چی تو زندگیتون پیش بیاد شما مسئول هستید. اگه حالتون بده مسئولش خودتون هستید. اگر هم حالتون خوب شد باز هم نتیجه کار خودتونه. اون آقا رو ولش کنید. اگه دیگه امیدی به ازدواجتون نیست و میدونید که این رابطه رو دیگه اصلا نمیتونید ادامه بدید. همین حالا تمومش کنید. دیگه حتی دربارش حرف هم نزنید. همه چی رو بسپارید به خدا. شما یک هموطن هستید در یک گوشه این کشور. و من هم یه انسان دیگه در یک گوشه دیگه این سرزمین. امیدوارم در پناه خداوند حالتون خوب بشه و تو زندگیتون خدا فراموش نشه.

تصویر ناشناس
نویسنده ناشناس در

سلام عزیزم

ان شاءالله خدا ببخشتت و به خانوادت صبر بده

تصویر یا زهرا
نویسنده یا زهرا در

تو رو خدا بچه ها ن سرزنش کنید نه قضاوت کاری ک شده ...شرایط روحیش خیلی بده از کجا معلوم شاید ما هم اگ جای یکی از طرفین بودیم همین اشتباهو میکردم...

عزیزم ک این پیامو نوشتی ب عنوان ی دختر خیلی ناراحت شدم...باور میکنم شما ادم پاک و سالمی بودی و از روی بی تجربگی و ندونستن معایب این رابطه واردش شدی...باور میکنم اولین بارت بود چرا ک اگ این کاره بودی تا این حد اشتباه نمیرفتی...من ب پاک بودنتون یقین دارم 

هر کدوم از ماها توی زندگیمون گاها چوب اعتمادمونه میخوریم حالا برای شما این مساله بوده ک ممکنه هر کدوم از ما همچین اشتباهی بکنیم...من نمیدونم مردا ججورین ولی میدونم وقتی ی دختر وارد ی رابطه میشه خیلی اعتماد میکنه و ب سختی میتونه خودشو از رابطه ی اشتباه خارح کنه...  توهین های اون اقا و مقصر نشون دادن شما و فحاشی کردن ب ی دختر جلو پدرش و دل اون پدر رو شکستن نشون میده ک اون اقا چقد بی وجدان و فرصت طلبه و البته ترسو  هس ک پای کاری ک کرده و یک طرف قضیه بوده وای نمیسه...حساب اینها با خدا ک کسی جز خدا هم نمیتونه جوابشو بده...اما  شما اشتباه کردی خودتم پذیرفتی و با همه وجودت پشیمونی اگ خدا قابل بدونه و ببخشتت دیگ ماها کی هستیم اخه ک بخایم قضاوت کنیم ؟ مگ ما خودمون معصومیم؟ تو تاریخ هستن ادمایی ک بعد خطا رفتنشون توبه کردن و توبه شون هم در تاریخ ماندگار شد شما هم میتونی یکی از اینا باشی...ب خدا توکل کن ما هم براتون دعا میکنیم ک خدا ب خودتون و خانوادتون ارامش ببخشه...یا علی

تصویر نویسنده متن
نویسنده نویسنده متن در

مرسی از همدردیت
لطفا دعام کنید.فقط دعا کنید خدا منو ببشخه همین.گفتم اینجا مطرح کنم شاید مشاوره راهنمایی کرد یه ذره اروم شم.

تصویر ناشناس
نویسنده ناشناس در

چه جوری دختر ۲۹ ساله رو بدون اجازه پدر صیغه میکرد؟؟؟؟؟؟

شما هم قبول میکردید؟؟؟؟؟

تصویر نویسنده متن
نویسنده نویسنده متن در

خودش که نماز و روزش ترک نمیشد.رفته بود از اخوند پرسیده بود .به من میکفت وقتیکه یه عمر باهمیم دیگه نگران نباش..این نگرانی ها برای کسانی هست که  بخوان هم رو جا بذارن.
من قبول میکردم.منه احمق.یعنی چی یمشه ادم اینقدر احمق باشه؟بعدم میگفت تو با زن مطلقه دیگه فرقی نداره درسته.جالبه وقتیکه من توبه کردم میخندید میگفت من حس گناه ندارم و با وقاحت تمام به من میگفت احساس نیاز کردی من در خدمتتم.من با اون حرف کلا دیگه دستم اومد بازی خوردم.بعدم دید دیگه نیمتونه حتی مخفیانه از من سو استفاده کنه گفت به مادرم گفتم به قول مادرم گمشو.مادرش یه خواهر شهیدد ه روز مسج شاید اون بنده خدا اینم نگفته

توروخدا دعا کنید.شرمندگی و عذاب وجدان رهام نیمکنه.حتی نیمتونم توی روی پدرم نگاه کنم.فقط دلم خوشه با پایبندی به توبه خودم خدا منو یه روزی ببخشه

تصویر نویسنده متن
نویسنده نویسنده متن در

   ساله 29
میشه مشاوره اگر توصیه ای دارن بکنن؟البته توصیه ای نمیشه کرد؟به من بگید چرا ادمایی مذهبی که خودشونو خوب میدونن گاه اینطور در میان از اب؟
کسیکه قیدی نداره نمیشه اعتماد کرد کسی هم که قیدی داره.....من الانم کامنتاشو میخونم میبینم چه زبون چربی داشته..الان خیلی اسیب دیدم از اینکه خودش رو پسر پیغمبر میدونه و کلی داره پیشرفت میکنه تو زندگیش و به حساب همین پیشرفتا میگه خدا از من راضی هست
ولی ظلمی که به من شد رو ....درسته خود احمقم مقصرم الانم امادم هر توهینی بشنوم یا هر سرزنشی.ولی سوالم اینه جایگاه اینجور ادما کجاس؟وقتیکه با وقاحت تمام به من میگه گمشو..من میخواستم کات کنم قبل اینکه خانوادم بفهمن التماس من میگرد نرو.محاله کات بذارم بکنی محاله بذارم از پیشم بری

چه طور بلده یه نفر فیلم بازی کنه اینهمه سال؟

تصویر ناشناس
نویسنده ناشناس در

چند سالته؟

تصویر ناشناس
نویسنده ناشناس در

خداوکیلی با هیچ کس دیگه نبودی؟

خب این چه جوری باید باور کنه؟

ده سال با یکی دیگه بودی

بعدا با این نامحرم بعدی گپ زدی

بعد زنا دادی

و ...

حالا ممکنه ده تا کار دیگه هم کرده باشی که اون میدونه و ما نمیدونیم

تصویر نویسنده متن
نویسنده نویسنده متن در

لزومی نداره توضیحی بدم چون اینجا نیمشه توضیحات رو کامل داد.اون رابطه ده ساله ما دور از هم بودیم در حد اس بود و تلفن.ما به قول اون اقا صیغه خونده بودیم هی مگفت زنا نیس.زنا نیس.خاک تو سر من.من خودم خیلی شرمندم.ولی بیشتر اعصابم از این خورده به این اقا متعهد بودم.چون دیگه فکر میکردم شوهرمه مثلا و باید یه عمر باهاش زندگی کنم..اما همه چیز توهم بود!!!

من رو بی دلیل کتک هم میزد..الان اینقدر روحیم خرابه و اسیب دیدم.من جراتی نداشتم وقتیکه با این ادم وحشی هستم کاری کنم.ایمانمو قویتر کردم.دور هم دوستامو خط کشیدم.حتی گاهی جلوی اسکایپ منو چک میکرد.من دستامو میبردم پایین میذاشتم رو پام  میگفت داری اون زیر اس میدی؟
خیلی مسخرس...همه زورم از این چرا من متعهد بودم بهش منو هرزه میدونه در صورتیکه خودش یه حیوون بود به نظرم و هوسباز.

باورتون نیمشه یه برادر داشت راهنماییش میکرد یه بار اتفاقی کامنتای دادشش رو خوندم بهش سفارش کرده بود تا میتونی دخترا رو ... کن و اگرخواستن کمکشون کن..یا بهش گفته بود باید دیه بدی مدرکی نذار.بهش میگفتم میگفت رو من تاثیری نداره.نمیدونم رو سیاهم و پشیمون

من اگر خراب بودم نمیمومدم اینجا مشکلمو بگم توبه کنم.توی کثافتم میموندم.اینقدر راحت قضاوت نکنید..
 

تصویر سیدی زنجان
نویسنده سیدی زنجان در

ولش کن این پسره هرزه رو

هرچند تو هم نادون بودی و اشتباهات عقلی و شرعیت زیاده

اما اون واقعا حیوانه

تصویر hosein۶
نویسنده hosein۶ در

سلام خدا قوت ببین این اتفاق دیگه افتاده الان هر چی خودتون رو سرزنش کنی فایده نداره.  بیخیال شو و توبه کردی خدا هم همه چیز رو بخشیده دیگه اصلا فکرش رو هم نکن در عوض سعی کن از حالا به بعد یه زندگی دیگه و خیلی خوب برا خودت بسازی. اما یه چیز دیگه رو همیشه یادت باشه هیچ وقت به یه مرد حتی اگه اومد باهات ازدواج کرد و دوست داشت و واقعا مرد ایده ال زندگیت بود بازم دلت رو بهش خوش نکن و فقط دلت به خدا خوش باشه. و برعکس مردها هم دلشون به خدا خوش باشه نه زن و بچه. هنوز شما چیزهای خوبی دارید که میتونید باهاشون به جایگاه خوب برسید مثلا همین ذات پاک و یا این دانشگاه که گفتید میتونید روی اینها تمرکز کنی و به بهترین ها برسی. 

یا علی التماس دعا

تصویر نویسنده متن
نویسنده نویسنده متن در

ممنون از پاسخ شما
میدونید من لیاقت هیچ مردی رو ندارم چون تمام محبت تمامی ان چیزی که باید برای وشوهرم میذاشتم برای کسی بود که من رو هرزه میدونه.کسیکه نه وفاداری منو درک کرد نه صداقمو.اخرین حرفشم همش تهمت بود.یکی از سوالات رو خوندم که دختری به پسری راستشو نگفته و پسر بعدش فهمیده و طلاق گرفتن و حتی پسر خودکشی هم کرده.چرا یکی دیگرو بدبخت کنم.
فقط از خدا میخوام منو ببخشه.من حتی مراتب توبه رو هم خوندمنوشته بود اگر برنگرده به کناه قبول توبه شما
باورم نمیشه مثلا من پشت تلفن صدام خسته بود تهمت زنا میزد.اگر یه صدا از پشت تلفن میشیند میگفت کسی باهاته.منو کتک میزد بعد گریه میکردو پشیمون میشد.حتی برا یتولدم هیچی نخرید.اما من همش توجیح میکردم که نداره و باید با بی پولیش بسازم.

فقط این هضمش برام مشکله چرا باید یه مرد اینقدر بدی کنه و تهمت بزنه در حالیکه من خیلی بهش هم کمک مالی کردم هم درسی هم...

 

تصویر دختر
نویسنده دختر در

  میدانی "فاحشه" کیست ...؟؟؟ "فاحشه" مردیست که عفت دختری را...
به جرم "سادگی" لکه دار میکند...
با عاشقانه های "دروغینش" خامش میکند...
و
کمی آن طرف تر به او تهمت
"هــــــــــرزگی" میزند...!