بد رفتاری همسر در خانه

21:36 - 1400/09/04

سلام وقتتون بخیر من خانمی هستم  ساله دارای سه فرزند  با همسری که از نظر اخلاقی یکم تند هستند و برای هرچیزی عجول و دائمی انرژی منفی را وارد خانواده می کند من از این بابت خیلی ناراحتم چون نمیتونم با فرزندان خودم حتی شده برای چند دقیقه خوب صحبت کنیم یعنی آخرش به دعوا و ناراحتی و جر و بحث تموم میشه طوری که باعث میشه دلم بشکنه بچه ها از این وضعیت خسته شدن خودم هم از خودم هم از این وضعیت خسته شدم افسردگی گرفتم دیگه هیچ امید و علاقه ای به آینده ندارم یعنی فکر می کنم دیگه برای من زندگی تموم شد واقعا خیلی ناامیدم که چرابه دنیا اومدم و چرا خدا به من سه تا فرشته داد که لایقش نبودم اونجور که باید نتونستم براشون کاری انجام بدم البته بچه های من در فامیل زبان زدن ولی بچه های خودم از من و پدرشون اصلاً رضایت خاطر ندارند مخصوصاً پسرام حالا با این وضعیت نمیدونم باید چیکار کنم چون واقعا دیگه کشش ندارم کلا دنیا رو تموم شده میدونم نه میتونم بخندم نمیتونم شاد باشم همش غصه میخورم و انرژی منفی دارم از آینده میترسم از این که بچه ها در آینده نزدیک بی احترامی کنند یا منو ترکم کنند به خاطر این اخلاق و رفتار همسرم و خودم چون بی نهایت بدبین و طرز حرف زدن بلد نیستیم نسبت به بچه ها دایمی بچه ها را تحقیر می کنیم و بعد پشیمون میشیم هر صبح که از خواب بلند میشم دوست ندارم که از جام بلند شم انگار تمام شب و تا صبح کوه کندم  انرژی مثبتی ندارم شما بگید من چیکار کنم تا از این وضعیت خلاص شم دیگه بریدم یعنی روزی نباشه که من گریه نکنم دیگه مغزم کار نمیکنه که تشخیص بدم چی خوبه چی بد من آدمی بودم که همه از من مشورت می گرفتن شدم احساس می کنم شدم کودن ترین آدم روی زمین از خودم متنفرم خواهش می کنم کمکم کنید راهنماییم کنید چیکار باید بکنم

خواستم مابقی چیزهای دیگه زندگیمو بگم ولی دیدم جز سر دردهیجی نيست ولی مهم ترین میگم ...
زندگی من بنا شده روی فقط حرف مردم
پسرم دوست داشت رشته فنی بره همسرم گفت حرف مردم چی میشه خودم گفت آره راست میگه مردم میخندند میگن با این همه تعریف و تمجید تو فامیل از بچه هاش ...بچه ش رفته فنی میخونه به اصرار ما رفت رشته ریاضی قبولم شد بدون هیچ مشاوره و هیچ هزینه ای در دانشگاه رازی کرمانشاه ...یکسال قبل از کرونا رفت والانم سومین ساله هتوز فوق دیپلم نگرفته ....یا مشروط میشه یا کوچکترین جیزی بشه حذف ترم میزنه ..‌‌‌وتمام حرفش اینه شما گفتین برو این رشته من این رشته دوست ندارم ....ولی هر دفعه با تهدید یا بهر حال با زبان دوباره تسویقش میکنیم به خوندن..از این که بچه سالمم اینجوری دستی دستی افسرده کردیم احساس گناه دارم و داریم ....و همش بحث داریم آرامش ندارم ...

بهم بگین و راهنمایی کنید که چطور میتونیم بچه هامونو تربیت کنیم که عصای دستمون باشن نه دشمن جون  ؟؟؟؟

---------------------
کاربران محترم مي‌توانيد در همين بحث و يا مباحث ديگر انجمن نيز شرکت داشته باشيد: https://btid.org/fa/forums
همچنين مي‌توانيد سوالات جديد خود را از طريق اين آدرس ارسال کنيد: https://btid.org/fa/node/add/forum  
تمامي کاربران مي‌توانند با عضويت در سايت نظرات و سوالاتي که ارسال ميکنند را به عنوان يک رزومه فعاليتي براي خود محفوظ نگه‌دارند و به آن استناد کنند و همچنين در مرور زمان نظراتشان جهت نمايش، ديگر منتظر تاييد مسئولين انجمن نيز نباشد؛ براي عضويت در سايت به آدرس مقابل مراجعه فرمائيد: https://btid.org/fa/user/registe

http://btid.org/node/191437

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
تصویر mostafavi
نویسنده mostafavi در

با سلام به شما کاربر محترم

نگرانی و فشار روحی که احساس می کنید رو درک می کنم، ولی این رو بدونید که بخشی از حال خوبتون به بازخوردهایی است که شما از اعضای خانواده می گیرید برمی گردد؛ یعنی همسر و فرزندانتون در تعامل با شما چگونه به شما بازخورد می دهند! طبعا بازخوردهای منفی از سوی اونها، حال روحی شما رو هم تحت تاثیر قرار می دهد یا احساس شادکامی و رضایتمندی پیدا می کنید یا احساس یأس و نومیدی به شما دست می دهد و این می تونه نشون بدهد که حال روحی اونها هم خوب نیست و در یک چرخه به همدیگر بازخوردهای تنش آلود و منفی رو به همدیگر می دهید و گیر کردن در این سیکل منفی، حال طرفین رو خرابتر می کند تا جایی احساس نارضایتی و ناامیدی سراسر وجود طرفین رو می گیرد و درنهایت طرفین از همدیگر دلسرد می شوند و از هم فاصله های زیادی می گیرند. اما راهکار چیست و باید چکار کرد؟

با توجه به این توضیحی که داده شد، اگر همین رویه رو ادامه بدهید، تغییری در حال شما و اعضای خانواده اتفاق نمی افتد، پس باید یک جایی این چرخه معیوب رو قطع کرد و از این سیکل بازخورد منفی خارج شد. اگر می خواهید حال روحی شما و به تبع آن شرایط روحی خانواده بهتر شود و در یک سیکل و چرخه مثبت قرار بگیرید به گونه ای که هم خودتان و هم اعضای خانواده احساس رضایتمندی رو به صورت پایدار تجربه کنند دو استراتژی رو همزمان باید دنبال کنید.

1- کار کردن روی حال خوب خودتون

2- کار کردن روی حال خوب دیگران (خانواده)

اگر این دو استراتژی رو به خوبی دنبال کنید، بعد از مدتی کم، آثار مثبت اون رو در زندگی خودتون مشاهده می کنید و احساس خواهید کرد که شرایط نسبت به قبل بهتر شده است.

برای بهتر کردن حال روحی خودتون لطفا لینک ذیل رو مطالعه کنید.
https://btid.org/fa/news/179461

اشاره کردید که بخشی از حال بد شما، مربوط به گذشته و اشتباهاتی که در زندگی نسبت به فرزندانتون داشتید و احساس گناه سراغ شما آمده و همین حال شما رو بد می کند. آیا به نظرتون با فکر کردن به گذشته و احساس گناه و سرکوب خودتون چیزی حل میشه؟ بهتر نیست اگر واقعا جایی رو فکر می کنید اشتباه کردید، جبران کنید؟ قطعا شما و همسرتون دنبال خوشبختی فرزندانتون هستید و تا به حال هم اگر مشورتهایی هم دادید تصور می کردید که به صلاح فرزندانتون هست، اما نسبت به علاقه و استعداد و حق نظر فرزندانتون توجه نکردید، خب میشه تغییر رویه داد و حق رأی و نظر رو برای فرزندانتون درنظر داشته باشید. چه اشکالی داره که پسرتون توی رشته فنی ورود کند که بهش علاقه مند هست؟ 

تا زمانی که افکار و باورهای ذهنی مان منطقی و درست نباشد، مدام در تصمیم گیری و چالشهای زندگی دچار مشکل می شویم. اشاره کردید که خیلی به حرف مردم توجه می کنید و همین عامل باعث شد که رشته تحصیلی فرزندتون رو بدون توجه به علایق و نظر پسرتون تغییر بدهید! خب کافی است به این نکته فکر کنید که حرف مردم چقدر باید اهمیت داشته باشد؟ به علاوه موفقیت در هرکاری رابطه مستقیمی با علاقه و استعداد فرد دارد. نادیده گرفتن این شاخص تاثیر مستقیمی در عدم موفقیت دارد.

بنابراین به جای اینکه بخواهید روی حرف خودتون پافشاری کنید واقعا ببینید که حال پسرتون چگونه خوب می شود؟ با چه رشته و علاقه ای بهتر می شود؟ بی شک اگر در رشته و کاری که دوست دارد ورود کند، احتمال موفقیتش به مراتب بالاتر است. حداقل اینکه با نظر و رأی خودش تصمیم گرفته است و دیگر دیگران رو مقصر ماجرا قلمداد نخواهد کرد. در این زمینه می تونید با همفکری همسرتون به آقاپسرتون کمک کنید.

نکته: از این به بعد سعی کنید در مواجهه با چالش ها و مشکلات بررسی کنید که تصمیماتی که می گیرید چقدر منطقی و درست هستند؟ وقتی این سوال رو همواره در چالش ها از خودتون بکنید، این به شما کمک می کند تا کمتر دچار اشتباه شوید و به تصمیم درست نزدیکتر شوید.

درباره رابطه خودتون و همسرتون که اشاره کردید در بیشتر مواقع دچار تنش و نا آرامی می شوید، باید همان چرخه ارتباطی که در بالا ذکر کردم رو توی روابط خودتون با همسر بررسی کنید که چه عامل یا عواملی باعث کشیده شدن به بحث و ناآرامی می شود؟ چگونه بتونید در گفتگوها همسرتون رو متقاعد کنید؟

قطعا بدرفتاری همسرتون، دلیل یا دلایلی دارد که ممکن است شما بدانید یا از آن غافل باشید. لذا تا علت یا علل بدرفتاری برطرف نشود، این بدرفتاری همچنان ادامه خواهد داشت. شما باید بررسی کنید که علت بدرفتاری های همسرتان با شما چیست؟

-  اگر همسرتان نه تنها با شما بلکه با دیگران هم بدرفتاری می کند، درآن صورت احتمال اینکه شخصیت او اینگونه باشد وجود دارد و این مسئله مربوط به شما و رفتارهای شما نخواهد شد.

-  بررسی کنید که چه چیز یا عاملی در محیط خانه یا بیرون باعث بدرفتاری او می شود؟ آیا حساسیت خاصی دارد که شما نمی دانید یا از آن غافل هستید؟ ممکن است بعضی از رفتارهای شما باعث بدرفتاری او شود؛ مثلا غرغر کردن، اعتراض بی موقع، عدم توجه به اقتدار او و ...

-  بدرفتاری می تواند نشان از پرخاشگری همسر باشد. از طرفی پایه پرخاشگری هم عمدتا اضطراب و استرس است. شما با فهمیدن اینکه چه عامل یا عواملی باعث استرس و اضطراب او می شود می توانید در رفع نگرانی های او در خانه باعث کاهش پرخاشگری و بالتبع کاهش بدرفتاری های او در خانه شوید. لذا اگر این کارتان به صورت یک رویه در زندگی مشترک باشد می تواند به شدت در بهبود رفتار همسرتان تاثیر مثبت بگذارد.

- گاهی بدرفتاری همسرتان می تواند به این دلیل باشد که یکسری توقعات و انتظاراتی از شما دارد که در خانه یا محیط آن فراهم نمی شود و این باعث شروع بدرفتاری او می شود. بررسی کنید که چه انتظاری او از شما در زندگی دارد که ممکن است به بهانه آن با شما بدرفتاری کند.

- گاهی صحبت و گفتگو درباره موضوعی و اختلاف نظر باعث جر و بحث و از کوره در رفتن او شود، خب شما باید در اینگونه موارد نباید با او جر وبحث کنید بلکه با یافتن قلق رفتاری همسرتون سعی کنید نظرش رو جلب کنید بدین صورت که از تکنیک مذاکره برد - برد پیش بروید. جهت مطالعه درباره تکنیکهای متقاعدسازی به لینک ذیل می توانید مراجعه کنید.
https://btid.org/fa/news/186256

همچنین جهت مطالعه این تکنیک و شیوه گفتگو و انتقاد به لینک های ذیل مراجعه کنید.
https://btid.org/fa/video/173236
https://btid.org/fa/photogallery/145861
https://btid.org/fa/photogallery/135658

در کنار همه این ها هیچ گاه نباید خط ارتباطی شما و همسرتان که همان گفتگوست در زندگی مشترک قطع شود؛ چون گفتگوی زن و شوهری در یک فضای آرام و به دور از خستگی و تنش می تواند به نزدیک شدن زن و شوهر به همدیگر و شناخت و درک همدیگر و فهمیدن اینکه طرفین از هم چه توقع و انتظاری دارند کمک کند. اگر هم این گفتگو به نتیجه نرسید با توافق همدیگر به یک مشاوره خانواده مراجعه کنید. حتی اگر همسرتان هم در این زمینه با شما همکاری نکرد، حداقل مراجعه شما به مشاور می تواند به یافتن راه حل مناسب کمک کند.

اگر شما بتونید قلق رفتاری همسرتون رو بدست بیاورید، در ادامه قادر خواهید بود که قلق رفتاری فرزندانتون رو هم بدست بیارید و بفهمید که چگونه می تونید یه رابطه گرم و صمیمی و رضایت بخشی رو تجربه کنید.

موفق باشید.