خواستگار 55 ساله و مخالفت برادران

10:31 - 1400/02/22

من ۴۲ سالمه مجردم و خواستگاری دارم ۵۵ ساله ایشون سه دختر دارند که دو تا ازدواج کردن و یکی با مادرش زندگی میکنه
بابام فوت کردن
الان داداشام که بزدگتر از من هستن مخالف سرسخت این ازدواج هستند حتی حاضر نمیشن با اقا صحبت کنن چه برسه به اینکه اجازه بدن بیان خواستگاری

موضوع رو به اقا گفتمم که داداشام مخالفند

الان میخوام راهنماییم کنین من چکار کنم

در ضمن چون سنی ازم گذشته می ترسم موقعیت های بدتر از این باشند

-------------------------------------
کاربران محترم مي‌توانيد در همين بحث و يا مباحث ديگر انجمن نيز شرکت داشته باشيد: https://btid.org/fa/forums
همچنين مي‌توانيد سوالات جديد خود را از طريق اين آدرس ارسال کنيد: https://btid.org/fa/node/add/forum
تمامي کاربران مي‌توانند با عضويت در سايت نظرات و سوالاتي که ارسال ميکنند را به عنوان يک رزومه فعاليتي براي خود محفوظ نگه‌دارند و به آن استناد کنند و همچنين در مرور زمان نظراتشان جهت نمايش، ديگر منتظر تاييد مسئولين انجمن نيز نباشد؛ براي عضويت در سايت به آدرس مقابل مراجعه فرمائيد: https://btid.org/fa/user/register

http://welayatnet.com/node/164820

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
تصویر به تو از دور سلام

سلام بر شما کاربر ارجمند

ابتداً بابت فوت پدرتان تسلیت عرض میکنم. ان شاء الله که روح ایشان شاد و قرین بلکه غریق رحمت الهی باشند. 

عزیزم؛ ازدواج خوب؛ عالیه. ولی ازدواج بد؛ بدتر از مجردی هست. چراکه در مجردی امیدی به ازدواج و تحولی در زندگی هست؛ ولی در ازدواج بد، دیگه اون امید هم نیست. 

البته منظورم این نیست که بگم چون ایشان سنشان بالاست یا طلاق گرفتند و یا فرزندانی دارند؛ ازدواج با ایشان بد است؛ خیر. نه ما ایشان را می شناسیم و نه شما را. شما حتما چند جلسه حضوری و غیرحضوری باید با ایشان صحبت کنید و با عقاید و نظرات ایشان آشنا شوید. رفتار ایشان رو از نزدیک ارزیابی کنید؛ علت طلاق ایشان رو بفهمید و اگر همه موارد مورد پذیرش شما بود؛ ولو اینکه ایشان بگویند دخترشان با مادرش زندگی خواهد کرد، روی این حرف هیچ حسابی باز نکنید و بعنوان مردی که فرزند جوانی دارد که با هم زندگی خواهند کرد باید به او پاسخ دهید. چراکه پس از ازدواج اگر دختر تصمیم بگیرد با پدرش زندگی کند ؛ انصاف نیست پدر ایشان را از خود براند. بد نیست قبل از دادن هر پاسخی با دختر ایشان هم دیداری داشته باشید.

دلیل مخالفت برادرانتان را هم بجویید؛ گرچه معمولا چنین است که وقتی پدر رحمت خدا رفت و رضایت ازدواج خواهر، به برادران واگذار شد؛ با چنین کیس هایی مخالفت می کنند. شاید ترس گرفتار شدن با داماد رو دارند و یا هر دامادی برازنده خواهرشان نمی دانند و ... . بهرحال چنین مخالفتهایی بعید و دور از انتظار نیست. ولی معنایش این نیست که شما نسبت به مخالفت ایشان بی اعتنایی کنید. اگر همه چیز را به قول معروف اوکی دیدید؛ با مادرتان یا اگر صلاح می دانید با زن برادرانتان (اگه رابطه صمیمی دارید) مطرح کنید که با برادرانتان صحبت کنند. 

ولی تحقیق کنید و بی گدار به آب نزنید. هرچند من بشخصه معتقدم مردی که یکبار ازدواج کرده جای شک و شبهه کمتری دارد نسبت به مردی که تا 55 سالگی مجرد زندگی کرده!!!!!

ان شاء الله هر چه به صلاحتان است؛ اتفاق بیفتد. آمین

از واگذاری مصلحت بدست خدا و توکل و اعتماد بر او و شنیدن علت مخالفت خانواده و سبک و سنگین کردن مسأله غافل نشوید. 

یاعلی

تصویر mostafavi
نویسنده mostafavi در

با سلام به شما کاربر محترم

ضمن همدردی وعرض تسلیت بابت فوت پدرتان باید عرض کنم که درسته سن شما برای ازدواج بالا رفته است و طبیعتا گزینه‌های قابل توجهی برای ازدواج ندارید، ولی دقت لازم برای انتخاب همسر امری ضروری است. جهت راهنمایی بهتر به شما چند نکته را در این زمینه عرض می کنم:

1- اشاره کردید که خواستگار شما سه دختر دارد که یکی از آنها نزد مادرش زندگی می کند، آیا منظورتان این است که خواستگارتان از همسر خود جدا شده است؟ اگر ایشان از همسر قبلی خود طلاق گرفته است، دانستن علت آن برای شما ضروری است و در تصمیم گیری شما اثر مستقیم دارد. برهمین اساس فارغ از توضیحات ایشان، لازم است از طرق دیگر هم تحقیق کنید که علت جدایی ایشان از همسرش چه بوده است؟ لذا اطرافیان همسر سابق می تواند در این زمینه به شما اطلاعاتی بدهند. این کار تاحدودی به راستی آزمایی شما از خواستگار کمک می‌کند.

2- اشاره کردید که برادران شما با این وصلت مخالفت می کنند؛ خب دلیل مخالفتشان چیست؟ این مهم است که بررسی کنید که علت مخالفتشان چیست و آیا جوابی برای مخالفتشان دارید یا نه؟ اگر مخالفتشان غیرمنطقی است. در آن صورت برای جلب نظرشان می توانید از طریق مادر خود کمک بگیرید تا نظر برادران را حداقل برای دیدار اولیه و گفتگو موافقت کنند. هرچند شما هم می توانید در ابتدا با یکی از برادران که احساس راحتی می کنید صحبت کرده و نظرش را جلب کنید سپس از او بخواهید که با بقیه برادران صحبت کند و نظر آنها را هم بدست اورد. اگر هم هیچ یک از آنها موثر واقع نشد، در آن صورت می توانید به خواستگار بگویید که برادران شما با این وصلت مخالف هستند و در صورت تمایل و امکان خودش به صورت مستقیم با درنظر گرفتن شرایط با برادرانتان صحبت کند و نظرشان جلب نماید. گفتگوی مستقیم میان طرفین  تاحدودی می تواند شک و ابهامهای برادرانتان را نسبت به این وصلت برطرف سازد. 

3- اشاره کردید که دو دختر ایشان ازدواج کرده اند و یک دخترشان نزد مادرش زندگی می کند، آیا بنا نیست که دختر سومی نزد پدرش برگردد؟ این سوال از این جهت مهم است که چه بسا بعد از ازدواج، شرایط به گونه ای رقم بخورد که دخترشان نزد پدرش برگردد، آیا شما با این موضوع مشکلی ندارید؟ لذا بررسی این موضوع و آمادگی داشتن درباره آن ضروری است.

در آخر اگر به رغم تلاش شما همچنان با این وصلت مخالفت کردند، بهتر است بدون رضایت آنها اقدامی نکنید که در آن صورت ممکن است در آینده پشتوانه آنها را از دست بدهید. همچنین در این زمینه بهترین کار این است که به خدای متعال توکل کنید و آنچه خیر است از او بخواهید برای شما رقم بزند. بی شک اگر خیر و صلاح شما این است که این ازدواج رقم بخورد، هیچ کسی نمی تواند از آن ممانعت کند. اگر هم به خیر و صلاح شما نیست، پس پافشاری در این زمینه کار درستی نخواهد بود.

موفق باشید. 

تصویر ناشناس
نویسنده ناشناس در

تکمیل توضیح کاربر

--------------------------

اقا معلم هستند و چند بار صحبت کردم درباره اخلاق ورفتارشون
حتی مامانمم دیدن و با اقا صحبت کردن
سه چهار جلسه با حضور مامانم صحبت کردیم

این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.