دل نوشته با امام زمان (عج) ؛ تبریک میلاد امام زمان (عج)

15:49 - 1400/01/08

به تو از دور سلام
به عزیز فاطمه؛ بر همه نور سلام

به تو از دور سلام
به کریم اهل بیت؛ مَهدی موعود سلام

سلام آقا جانم؛ 
نیمه شعبان رسیده؛ سالروز میلاد کبریاییت!
روزهاست با خود نجوا می کنم؛ آیا می شود که در چنین روزی بیایی؟
منتظریم آقا! غرق در انتظار!
دلتنگیم مولایم! دل تنگِ دل تنگِ دل تنگ
دیگر دل تنگیمان از شبهای جمعه گذشته است!

مولا جانم ؛ بهار دلها!
آقا سالهاست منتظریم تا بهار شود!
کجایی ای "رَبِيعِ الْأَنَامِ وَ نَضْرَةِ الْأَيَّام"؟
"کی طنین دلنواز "أنا بقیه الله" تو از کعبه مقصود؛ جانها را معطر نماید؟"
"کی کعبه به خود می بالد و زمین بر قامت دلربایت طواف عشق می گذارد؟"

ای دلیل " أَمَّنْ یُجیبُ "
کی ندای "انا المهدی" ات شنیده شود؟
آقا بلا تکلیفیم!
بلاتکلیفی تا کی؟ در انبوهی از بلاتکفیلی لایتنهایی اسیریم!!!!
"کی از مسیر کوچه، قصد عبور داری؟"
مهربان من! مولای من! یابن الحسن!
"کوچه های امید در حسرت یک بهارِ ماندگار ، تکیده اند".

بیا ارباب دلها!
بیا تأویل آیه "وَ النَّهارِ إِذا تَجَلَّى".
بیا 
بیا شاهد آیه "أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ".
بیا مصداق آیه "وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ".
بیا
بیا "بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ".
بیا ای مظهر " لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ".
بیا آقا، سالهاست منتظریم محقق شود "لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ".
سالهاست انتظار جهانی شدن اسلام را می کشیم؛ پس کی آقا، میسر شود "وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَىٰ لَهُمْ".
سالهاست منتظر عدالتیم "وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا".
بیا آقا
وقتی نمی آیی دلهایمان غرق ترس و هراس می شود؛ ترس از مرگ جاهلی! 
"مَنْ ماتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ إمامَ زَمانِهِ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّة؛ هر کس بميرد و امام زمانش را نشناخته باشد، به مرگ جاهلى مرده است". 
بیا آقا
بیا "يا حُجَّةَ اللّهِ عَلى خَلْقِهِ".

آقای من؛ هزاران سال است که نیامدی!
این غیبت کی سرآید؟
ما در گرداب معاصی غوطه وریم و کسی به دادمان نمی رسد!
فریادرسی نیست! کسی نیست!
غیبت تو شده "إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ".
اصلا به کل فراموش کرده ایم که ما گناه می کنیم و تو انتظار می کشی!!!!!!!!

بیا آقا؛ کوچه پس کوچه های شهر چراغانیست؛ ولی افسوس، دل و باطنمان نورانی نیست!
با نورانیت خودت نورمان ببخش!
تو انوار نوری ؛ تو نور انوری؛ ما سراسر خاموشی! تاریکی محض! مغرب کامل!

"بیا که بی تو نه سحر را طاقتی است و نه صبح را صداقتی"
چه می شود چشمان آلوده مان را به چشمه سار وجود اطهرت، جلا دهی؟!
ای آبِ آب؛ ای کل آب؛ ای پاکترین و زلالترین آب! ای مظهر طهارت!
آسمان شبنم ببار
چشمه دل را بیار
چه می شود دعایمان اجابت شود آقا؟
چه می شود؟!

زمان گذشت و عمرمان گذشت و جوانیمان رفت و نیامدی!
چقدر بیچاره ایم که ظهورت را درنیابیم!
نباشیم که خاک پای مبارکت را توتیای چشممان کنیم!
نباشیم که دلهایمان را فرش قدوم مبارکت کنیم!

آقای من ؛ یابن الحسن!
می دانم که می آیی؛ یقین دارم مولای من!
وقتی می آیی که "زمین در زیر پای تو از شادی و شعف می شکفد"
می آیی و جهان غرق نور می شود!
می آیی 
ای سبز پوش عدالت گستر که نوید آینده سبز می دهد!
می آیی!
ای وارث بدر و حنین؛ ای منتقم خون حسین!
می آیی و می آیی 
و آسمانیان آمدنت را، تجلی مهر خداوند در زمین را، جشن می گیرند!
می آیی و می آیی و زمین پر از عدل و داد می شود!
می آیی و می آیی و زمین ظرف عشق می شود!
و کودکی که در آنجا ، در آستانه پر عشق ایستاده، لبیک زنان؛ بر تو هزاران بار سلام و صلوات خواهد داد!

ولی امروز ما، فلک زدگانِ یتیم ندیدنت؛ در آتش عشق  تو می سوزیم و انتظار می کشیم!
این سوز و گداز و انتظار را به جان و دل می خریم ؛ فقط بگو تا کی؟
نسیم سحری بهار کجاست؟
کریم اهل بیت، بگو مرز انتظار کجاست؟

زمین، تنگ شده؛ 
خیرات آسمان بر ما دریغ شده، 
سالهای متمادیست که درگیریم به انواع فتنه های آسمانی و زمینی ؛ " وَضاقَتِ الاَْرْضُ وَمَنَعَتِ السَّماَّءُ".
تو یاوری؛ تو پشتیبان مایی؛ "وَأَنْتَ الْمُسْتَعانُ، وَ إِلَیْکَ الْمُشْتَکیٰ".
تو تنها حجت زمین و تکیه گاه زمینیانی "وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِی الشِّدَّةِ وَالرَّخاءِ".
به فریادمان برس"یَا مَوْلانا یَا صاحِبَ الزَّمانِ".
"الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ".
تو غیاث المستغیثینی؛ ما را دریاب!
"أَدْرِکْنا أَدْرِکْنا أَدْرِکْنا".
همین الان؛ همین لحظه؛ همین ساعت؛ مولای من!
"السَّاعَةَ السَّاعَةَ السّاعَةَ"
السَّاعَةَ و الْعَجَلَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ

"این قلم یار نبود و فقط این جمله نوشت
پسر حیدر کرار تو ارباب منی!"

*میلاد آخرین شکوفه ی باغ احمدی، حضرت مهدی موعود(عج) برجهانیان بالاخص "رهروان ولایت" مبارک باد*

التماس دعای فرج

http://btid.org/node/160341

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
تصویر به تو از دور سلام

السَّلامُ عَلَيْكَ سَلامَ مَنْ عَرَفَكَ بِما عَرَّفَكَ بِهِ اللّٰهُ وَنَعَتَكَ بِبَعْضِ نُعُوتِكَ الَّتِي أَنْتَ أَهْلُها وَفَوْقَها

گوشه ی خیمه را کنار میزنم، میبینمشان، در جانب چپ کوه ایستاده اند ، رو به سوی خانه کعبه،
مردی که از همه جلوتر است، دست هایش را مقابل صورت میگیرد، به سانِ مسکینی دلداده.
شروع میکند به خواندن، شروع میکند به نجوای عاشقانه با صاحبِ خانه، شروع میکند به شرحِ دلتنگی و غم و مشتاقی:
" اَلْحَمْدُ لله الَّذى لَيْسَ لِقَضآئِهِ دافِعٌ... وَلا لِعَطائِهِ مانِعٌ... وَلا كَصُنْعِهِ صُنْعُ صانِعٍ... وَهُوَ الْجَوادُ الْواسِعُ ..."

با هر کلمه اش صحرا جان میگیرد، باران است، باران...
گاهی با لبخند، اشتیاقش را میگوید" اَللّهُمَّ اِنّى اَرْغَبُ إِلَيْكَ "
گاهی غمش را غریبانه نجوا میکند" اللَّهُمَّ اكْشِفْ كُرْبَتِي ..."
گاهی عاشقانه صاحب خانه را صدا میزند" یا مَنْ عَفا عَنْ عَظیمِ الذُّنُوبِ بِحِلْمِهِ ... یا مَنْ اَسْبَغَ النَّعْمآءَ بِفَضْلِهِ ... " چنان اشک میریزد گویی پشت چشم هایش چشمه های جهان در حال جوشش اند.
"أنتَ الَّذِی ..." ها و "أنَا الَّذِی ..." هایش زمین و آسمان را به لرزه انداخته است.
مرد، جانِ کعبه است، جان آسمان و زمین، معجزه است، آیه است، باران است...
گوشه ی خیمه را رها میکنم و همان جا به فکر فرو میروم
من باید کجا باشم؟
در صحرا و پشتِ سرِ مرد
یا گوشه ای زانو به بغل گرفته در گوشه ی خیمه ی تاریکِ خودم؟

عرفه یعنی همین!!!
عرفه یعنی بفهمی امامت کیست؟ کجاست؟ چه میکند؟ چه میخواهد؟ تو چرا پشت سرش نیستی؟ فاصله ات با او چقدر است؟

وای اگر در عرفات، درونِ خیمه ی خودمان بخزیم و خود را با دعاهای خود مشغول کنیم، وقتی اماممان غریبانه و تنها در صحرا اشک میریزد ...

اللّٰهُمَّ اجْعَلْنا فِی هٰذَا الْوَقْتِ مِمَّنْ سَأَلَکَ فَأَعْطَیْتَهُ...
اللّٰهُمَّ لَاتَمْکُرْ بِی وَلَا تَسْتَدْرِجْنِی وَلَا تَخْدَعْنِی، وَادْرَأْ عَنِّی شَرَّ فَسَقَةِ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ.

روز عرفه گرامی باد.

یاعلی

تصویر به تو از دور سلام

السَّلَامُ عَلَى رَبِيعِ الْأَنَامِ وَ نَضْرَةِ الْأَيَّام

سلام و درود بر بهار انسانها و شكوفایى دورانها

یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ یَا مُدَبِّرَ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ یَا مُحَوِّلَ الْحَوْلِ وَ الْأَحْوَالِ حَوِّلْ حَالَنَا إِلَی أَحْسَنِ الْحَالِ

صبا رسید در او بوی یار نیست چه سود؟
نسیم سنبل آن گلعذار نیست چه سود؟
هزار گونه گل اندر بهار گرچه شکفت
چو بوی از گل من در بهار نیست چه سود؟
درون بوته مهرش دلم بسوخت ولی
متاع قلب مرا چون عیار نیست چه سود؟

نوروزی دیگر از راه رسید و دیگر بار خورشید « راست » ایستاد، اعتدال آغاز شد و بهار این اتفاق سبز از راه رسید. دیروز هایی که گذشت هرکدام می توانست پل پیوستن به آسمان باشد.
فرا رسید سال نو و طلیعه بهار بر همگان مبارک باد.

امام صادق علیه السلام( به معلی بن خنیس که در روز نوروز خدمت ایشان رسید):
و ما مِن یَومِ نَیروزٍ الّا و نَحنُ  نَتَوَقَّعُ فیهِ الفَرَجَ لِانَّهُ مِن ایامِنا و ایامِ شیعَتِنا
هیچ نوروزی نیست مگر آنکه در آن روز ما منتظر فرج هستیم؛ زیرا نوروز از روزهای ما و شیعیان ماست. (میزان الحکمه ج 9،ح 14609).

امام صادق علیه السلام :
إذا کانَ یومُ النَّیرُوز فاغتَسِل وَ البَس أنظَفَ ثَیابِک وَ تَطَیب بِأطیبِ طیبِک وَ تَکونُ ذلِک الیومَ صَائماًی
چون روز عید نوروز فرا رسید, غسل کن, پاکیزه ترین جامه ی خود را بپوش, با بهترین عطر, خود را خوشبو کن و آن روز را روزه بداری. (وسائل الشیعه:ج8, ص172, ح10338)

ساده است اگر بهار
جنگلی سترگ را
برگ و بر دهد
یا پرنده را
ز شاخه ای به شاخه ای دگر سفر دهد
من در انتظار آن بهار گرم و بیقرار آفتابی ام،
می رسد،
مرا عبور می  دهد ز روزهای سرد سخت
خاک را پرنده می کند
سنگ را درخت ...

خاک تیره را فروردین روشن می کند اما  جان  تیره را جز " دین " هیچ روشنی نیست . جان تیره را دین روشن می کند اما روزگار تیره را جز " امام مبین" هیچ روشنگری نیست.  روزگار تیره را امام مبین روشن می کند اما تیره بختی هجران زدگانش را جز امید وصال هیچ پایانی نیست.

شاید امسال آخرین سالی باشد که زمین بهاری می شود و زمان نمی شود
شاید آخرین سالی باشد که از دور به او سلام می کنیم و می گوییم :

السَّلَامُ عَلَى رَبِيعِ الْأَنَامِ وَ نَضْرَةِ الْأَيَّام

1 فروردین 1400

التماس دعای فرج

یاعلی

تصویر به تو از دور سلام

به تو از دور سلام!
به ولیّ غایبم، از طرف وصله ناجور سلام!
به تو از دور سلام!
گل یاس و نرگسم، از طرف بنده نان کور سلام!

سلام، مولای من؛ با رعایت فاصله محافظت شده آقا، محافظت از جهت ناپاکی و گناه!
سلام، آقا جانم؛ سلام سردم را به گرمای وجودت؛ تو پاسخ گوی و درب شادی از روی غمم بگشای!

آقای من، سالهاست جمعه ها یکایک از پس هم می گذرند و ندای "انا المهدی" ات در عالم نمی پیچد!
آقا؛ وقتی نمی آیی؛ دلم غرق گناه می شود!
وقتی بالای سرم نیستی، خیره سری میکنم!
آقا وقتی چشمم تو را نمی بیند؛ چشم سفید می شوم!
وقتی دستتم به دیدارت نمی رسد؛ گویی از تمام خوبیها دست می شویم!
آقا وقتی صدای قدمهایت را نمی شنوم ، از تک و دو زدن و ماندن پای رکابت می افتم!

آه، آه، آه... شقاوت بر من چیره شد و نیامدی؛ مولای من!
من چقدر بیچاره و بدبختم!
غافلم که می گویم وقتی که بالای سرم نیستی؛ ... 
من غافلم، آقای من؛ ای حجت کون و مکان!
غافلم آقا، غافل؛ غافلم که ندای "انا المهدی"ات را انتظار می کشم و سالهاست ندای "هل من معین" تو را نمی شنوم!
سالهاست ندای "هل من ناصرٍ ینصرنی" تو گوش عالم را کر کرده است!
منم آن، مصداق آیه "وَلَهُمْ آذَانٌ لَا يَسْمَعُونَ بِهَا"
منم مصداق آیه "وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَا يُبْصِرُونَ بِهَا"
منم مصداق آیه "لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يَفْقَهُونَ بِهَا"
افسوس که پرده های غفلت و معصیت امان مرا بریده، گوش جانم را سنگین و ناشنوا ساخته!
"دردا که ایادی شیطان و امواج سپاه کفر و نفاق، شنیدن استغاثه تو را مشکل ساخته" 
سالهاست پس خورشید و ابر میگردم که تو را پیدا کنم، غافل از آنکه تو خود خورشیدی!

آقا، چه کنم؟!!!!
زمان دیر می گذرد و بر شدت دوری ام می افزاید!
"این خاصیت دل بستن به زمانه است
خوشا به حال آنکه به جای زمان، به صاحب زمان دل می بندد"

آه... آخ... وای... فغان و صد دریغ از این غفلت!
از این دل یخ زده، از این مرگ تدریجی اندیشه، از این بی تفاوتی!
آه ، آه، آه
نجاتم بده؛ آب فراتم بده، بیدارم کن! از این مرگ تدریجی...
اللّٰهُمَّ إِنْ حالَ بَيْنِي وَبَيْنَهُ الْمَوْتُ الَّذِي جَعَلْتَهُ عَلَىٰ عِبادِكَ حَتْماً مَقْضِيّاً فَأَخْرِجْنِي مِنْ قَبْرِي مُؤْتَزِراً كَفَنِي...

سالهاست که غافلم، مولای من!
آقا راستش را بخواهی، از این جمعه تا آن جمعه مرا طاقت همراهی نیست!
اصلا شنبه بیا، یکشنبه یا دوشنبه ، ... آقا بیا، فقط بیا!
بگو که آمدنت نزدیک است.
روزهای پایانی سال است؛ بگو سال نو را با ظهور تو جشن می گیریم.
بگو که 1400 سال اسلام، مقارن است با سال 1400 خورشیدی؛
بگو آقا... بگو که امسال جواب سلامت را می شنویم!
السَّلَامُ عَلَى رَبِيعِ الْأَنَامِ وَ نَضْرَةِ الْأَيَّام

"دل رمیده ما را انیس و مونس باش"
مولای من ، دیگر از انتظار نگو؛ از وصال بگو
از جمعه های بی پایان نگو؛ از پایان انتظار بگو
آقای من، غیبت بس است!
غریبی کافیست؛ 
شما آنجا غریب و ما اینجا غریب!
غریبِ غریب؛ غریبِ غریب
منتظِر (به کسر ظ) غریب و منتظَر (به فتح ظ) غریب!
بیا دیگر غریبی بس است، آقا جانم!
اللّٰهُمَّ أَرِنِي الطَّلْعَةَ الرَّشِيدَةَ، وَالْغُرَّةَ الْحَمِيدَةَ، وَاكْحَُلْ ناظِرِي بِنَظْرَةٍ مِنِّي إِلَيْهِ...

مولای من، جد بزرگوارت شکوه به نخلستان و درد دل چاه میبُرد؛ 
ای کاش می دانستم در کدام نخلستان؛ سر بر کدامین چاه غریب از بی وفایی و غفلت ما شکوِه می کنی!

مولای من، تو کیستی که علی(ع) آن "صوت العدالة الانسانیه" عدالت جهانی تو را به انتظار می کشد؟!

آقا جانم، کاش مرا معرفت و شعوری بود که خودم و تمام عزیزانم را نذر سلامتی و ظهورت کنم!
شاهِراً سَيْفِي، مُجَرِّداً قَناتِي، مُلَبِّياً دَعْوَةَ الدَّاعِي فِي الْحاضِرِ وَالْبادِي.

آقا کی چشممان به جمال منورت، روشن شود آقا؟
دیوانه و مجنون، سر بر کدامین آسمان و زمین، پی تو بگردیم؟!
"دیوانه مسلمانی که روزهای انتظار ، هزار بار به دیوانگی اش ایمان می آورد"

بیا دیگر بس است آقا...
خدای من، بس است؛ آدم نمی شوم؛ مولایمان را بفرست!
 اللَّهُمَّ اكْشِفْ هٰذِهِ الْغُمَّةَ عَنْ هٰذِهِ الْأُمَّةِ بِحُضُورِهِ، وَعَجِّلْ لَنا ظُهُورَهُ، إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيداً وَنَرَاهُ قَرِيباً، بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.

7 اسفند 1399؛ صبح

التماس دعای فرج

یاعلی

تصویر به تو از دور سلام

"اَلسَّلامُ عَلَیْكَ فى آناءِ لَیْلِكَ وَاَطْرافِ نَهارِكَ"

سلام آقای خوبم، آقای مهربانی، سلام!
سلام گل نرگسم، خورشید پنهانم، سلام!
سلام زیباترین آوای هستی، مولای من، سلام!

آمده ام آقا؛ با کوله باری از گناه،با ندامت آمدم!
با دستانی خالی و رویی سیاه، با شرمساری آمدم!
با دلی سرکش و عاصی، آقا؛ ولی سرافکنده آمدم!
با ظرف وجود نالایقم، آقا؛ ولی دلخوش به دیدارت آمدم!
با قلبی بی تاب و بی قرار، اما دستخوش ناملایمات؛ با امید آمدم!
وجود نالایقم را پذیرا باش، صدای خسته ام را بشنو، ای زیباترین آوای هستی!
ای مولای من!
محبت بی انتهایت سایه گستر دل بیمار من است!
کجایی آقا؟
لَیتَ شعری اَینَ استقرَّت بک النَّوی...
بل اَیّ ارضٍ تُقِلک او ثری...
ای کاش می دانستم کجا دل به تو آرام می گیرد؟
یا کدام زمین تو را در بر گرفته؟
کاش می دانستم دوریت تا کجا سر کشیده؟
فدای قدمهای خسته ات آقا، کجایی؟
أَ بِرَضْوَی أَوْ غَیرِهَا أَمْ ذِی طُوًی...

این روزمرگی مرا به خودم هم نمی رساند؛ چه رسد به تو!
لایق دیدارت نیستم؛ سالهاست...
افسون دنیا مرا فریفته... دنیا مرا بنده خویش ساخته...
من کجا و دیدار مه رویان کجا؟!
با این آلودگی و ناپاکی، فیض دیدار تو آرزویی دست نیافتنی است...
ولی آقای من، مولای من!
سالهاست دستانم به دستخواهی ات بلند است، دستانم را بگیر!
زخم های دلم را درمان باش! جانم را زنده کن؛ که با یک اشاره تو احیاء می شوم!
چشم امید به سوی تو دارم، مولای من!
یابن احمد، ببار با باران مهربانی ات بر کویر خشک و بی آب دلم ، آقای من!
بر آلودگی ام ببار... ببار آقا... ببار...
کی از این قفس تن رها شوم آقا؟
کی لایقت گردم؟ ای آرزوی شیرین دل خطاکارم!
بِأَبى أَنْتَ وَ أُمّى وَ نَفْسى لَکَ الْوِقاءُ وَالْحِمى...

نکند بار گناهم نَفَس تو را بریده است؟!!!!!
نکند... آقا نکند!!!!!
من چقدر بیچاره ام...
عَزيزٌ عَلَيَّ اَنْ تُحيطَ بِكَ دُونِيَ الْبَلْويٰ...

آقای من کجایی؟ 
قلبم سالهاست به امید ظهورت می تپد...
بِنَفْسِي أَنْتَ مِنْ مُغَيَّبٍ لَمْ يَخْلُ مِنّا...
بِنَفْسِي أَنْتَ مِنْ نازِحٍ ما نَزَحَ عَنّا...

آقا کی دیدارت حاصل شود؟ دلم طاق شد و نیامدی!
سرگردانی تا کی و تا کجا آقا؟
إِلى مَتى أُحارُ فِيكَ يا مَوْلايَ؟ وَإِلى مَتى...

چگونه حالم را وصف کنم؟ با چه بیانی تو را بخوانم؟!
کلمات و واژه ها درمانده اند... 
عاجزم؛ با تمام عجز، چگونه تو را خوانم؟!
وَأَيُّ خِطابٍ أَصِفُ فِيكَ وَأيُّ نَجْوى؟...

آقای من، وجودم غرق آلودگیست، می دانم!
ولی سخت است سرگرم شدن به غیر تو
عزيزٌ عَلَيَّ اَنْ اُجابَ دُونَكَ وَاُناغي...

آقا جوابم را بده...
ملتمسانه میگویم، به من نگو پذیرایم نیستی؛ دلم می سوزد... دلم می شکند... دلم می میرد... وای دلم... وای دلم... وای دلم...
هَلْ إِلَیْکَ یَابْنَ أَحْمَدَ سَبیلٌ فَتُلْقى؟ ... 

کی می بینمت آقا؟!
مَتى تَرانا وَ نَراکَ ؟...

30 بهمن ماه 1399؛ بعد از ظهر

التماس دعای فرج

یاعلی

تصویر به تو از دور سلام

السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْمُهَذَّبُ الْخائِفُ

توصیه به نرمخویی و لزوم مشاوره:

"فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ".

 [ ﺍﻯ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ! ] ﭘﺲ ﺑﻪ ﻣﻬﺮ ﻭ ﺭﺣﻤﺘﻰ ﺍﺯ ﺳﻮﻯ ﺧﺪﺍ ﺑﺎ ﺁﻧﺎﻥ ﻧﺮم ﺧﻮﻯ ﺷﺪﻯ ، ﻭ ﺍﮔﺮ ﺩﺭﺷﺖ ﺧﻮﻯ ﻭ ﺳﺨﺖ ﺩﻝ ﺑﻮﺩﻯ ﺍﺯ ﭘﻴﺮﺍﻣﻮﻧﺖ ﭘﺮﺍﻛﻨﺪﻩ ﻣﻰ  ﺷﺪﻧﺪ ؛ ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﻳﻦ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﮔﺬﺷﺖ ﻛﻦ ، ﻭ ﺑﺮﺍﻯ ﺁﻧﺎﻥ ﺁﻣﺮﺯﺵ ﺑﺨﻮﺍﻩ ، ﻭ ﺩﺭ ﻛﺎﺭﻫﺎ ﺑﺎ ﺁﻧﺎﻥ ﻣﺸﻮﺭﺕ ﻛﻦ ، ﻭ ﭼﻮﻥ ﺗﺼﻤﻴﻢ ﮔﺮﻓﺘﻰ ﺑﺮ ﺧﺪﺍ ﺗﻮﻛﻞ ﻛﻦ ؛ ﺯﻳﺮﺍ ﺧﺪﺍ ﺗﻮﻛﻞ ﻛﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﺩ .(آل عمران - 159) 

یاعلی

تصویر به تو از دور سلام

السَّلامُ عَلَيْكَ يَا نُورَ اللّٰهِ الَّذِى يَهْتَدِى بِهِ الْمُهْتَدُونَ وَيُفَرَّجُ بِهِ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ

ناسپاس نباشیم!

"وَإِنَّ رَبَّكَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَشْكُرُونَ"

 ﻭ ﻳﻘﻴﻨﺎ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺕ ﺑﺮ ﻣﺮﺩم ﺩﺍﺭﺍﻯ ﻓﻀﻠﻰ ﺑﺰﺭﮒ ﺍﺳﺖ ، ﻭﻟﻰ ﺑﻴﺸﺘﺮﺷﺎﻥ ﺳﭙﺎﺱ ﻧﻤﻰ  ﮔﺰﺍﺭﻧﺪ ،(نمل - 73)

یاعلی

تصویر مسیح
نویسنده مسیح در

سقراط جونممم یه خبر خوب بیمار ما خوب شد ۱۷ فروردین ما بر گشتیم خونه ولی باید مراقبت بشه باز کامل خوب نشده ولی پیک بیماری رو رد کردن. خدا رو شکر . دارید به مهمونی خدا نزدیک میشید منم خیلی دعا کنید میخام به هدف بزرگی رو به اجرا برسونم امیدوارم موفقیت امیز باشه  .مسیح

تصویر به تو از دور سلام

سلام؛ صبحت مهدوی

وای چشمتون روشن. خیلی خوشحالم کردی که خبر دادی، عزیزم! باور کن دو، سه روز بود خیلی دلم میخواست حال بیمارت رو بپرسم! خصوصا وقتی دیدم تو سایت کم حضور شدی، دلواپس شدم. خدا رو هزار مرتبه شکر که امنیت به دلتون برگشت. 

ان شاء الله هر هدفی داری و در حال انجام هر پروژه ای هستی نگاه خدا و مهر تاییدش حافظ و نگهدار و یاورت باشه!

موفقیت و پیشبرد اهداف نکویتان را از خداوند متعال خواستارم. آمین

یاعلی

تصویر سعیده سعیده
نویسنده سعیده سعیده در

خداروشکر

خیلی خوشحال شدم

 

تصویر محمد صادق 9
نویسنده محمد صادق 9 در

تبریک

تصویر به تو از دور سلام

السَّلامُ عَلَيْكَ يَا عَيْنَ اللّٰهِ فِى خَلْقِهِ

"وَمَا أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّي إِنَّ رَبِّي غَفُورٌ رَّحِيمٌ"

 ﻣﻦ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺍﺯ ﮔﻨﺎﻩ ﺗﺒﺮﺋﻪ ﻧﻤﻰ  ﻛﻨﻢ ؛ ﺯﻳﺮﺍ ﻧﻔﺲ ﻃﻐﻴﺎﻥ ﮔﺮ ، ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺑﻪ ﺑﺪﻯ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﻣﻰ ﺩﻫﺪ، ﻣﮕﺮ ﺯﻣﺎﻧﻰ ﻛﻪ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭم ﺭﺣﻢ ﻛﻨﺪ ؛ ﺯﻳﺮﺍ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭم ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺁﻣﺮﺯﻧﺪﻩ ﻭ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺍﺳﺖ .(یوسف - 53) 

یاعلی

تصویر به تو از دور سلام

السَّلامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللّٰهِ فِى أَرْضِهِ

"سَيجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عُسْرٍ يسْرًا"

ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﺯﻭﺩﻯ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺳﺨﺘﻰ ﻭ ﺗﻨﮕﻨﺎ ، ﻓﺮﺍﺧﻰ ﻭ ﮔﺸﺎﻳﺶ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﻰ  ﺩﻫﺪ. (طلاق - 7) 

یاعلی

تصویر به تو از دور سلام

اَلسّلامُ عَلَیْکَ یا صاحِبَ الزَّمانِ

راه رهایی از مشکلات از منظر قرآن:

"وَمَنْ يتَّقِ اللَّهَ يجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا"

ﻭ ﻫﺮ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﭘﺮﻭﺍ ﻛﻨﺪ ، ﺧﺪﺍ ﺑﺮﺍﻯ ﺍﻭ ﺭﺍﻩ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺷﺪﻥ [ ﺍﺯ ﻣﺸﻜﻠﺎﺕ ﻭ ﺗﻨﮕﻨﺎﻫﺎ ﺭﺍ ] ﻗﺮﺍﺭ ﻣﻰ ﺩﻫﺪ .(طلاق - 2)

یاعلی 

تصویر به تو از دور سلام

السلام علیک یا فارس الحجاز
 
درس هایی از امام حسین علیه السلام:

جوانی خدمت امام حسین علیه السلام رسید و گفت، من مردی گناهکارم و نمی توانم خود را در انجام گناهان باز دارم، مرا نصیحتی فرما.

قال الامام الحسین علیه السلام:

"اِفعَلْ خَمسَةَ أشياءَ و أذنِبْ ما شِئتَ ، فأوَّلُ ذلكَ : لا تَأكُلْ رِزقَ اللّه ِ و أذنِبْ ما شِئتَ ، و الثّانِي : اُخرُجْ مِن وَلايَةِ اللّه ِ و أذنِبْ ما شِئتَ ، و الثّالِثُ : اُطلُبْ مَوضِعا لا يَراكَ اللّه ُ و أذْنِبْ ما شِئتَ ، و الرّابِعُ : إذا جاءَ مَلَكُ المَوتِ لِيَقبِضَ رُوحَكَ فادْفَعْهُ عَن نَفسِكَ و أذنِبْ ما شِئتَ ، و الخامِسُ : إذا أدخَلَكَ مالِكٌ في النّارٍ فلا تَدخُلْ في النّارِ و أذنِبْ ما شِئتَ"! 

امام حسین علیه السلام فرمود:

«پنج کار را انجام بده و آنگاه هر چه می خواهی گناه کن.

اول: روزی خدا را مخور و هر چه می خواهی گناه کن.

دوم: از حکومت خدا بیرون برو و هر چه می خواهی گناه کن.

سوم: جایی را انتخاب کن تا خداوند تو را نبیند و هر چه می خواهی گناه کن.

چهارم: وقتی عزرائیل برای گرفتن جان تو آمد او را از خود بران و هر چه می خواهی گناه کن.

پنجم: زمانی که مالک دوزخ تو را به سوی آتش می برد در آتش وارد مشو و هر چه می خواهی گناه کن».
(بحارالانوار، ج 78، ص 126، حدیث 7; جامع الاخبار، ص 359، حدیث 1001).

جوان اندکی فکر کرد و شرمنده شد و در برابر واقعیت های طرح شده چاره ای جز توبه نداشت.

یاعلی

تصویر به تو از دور سلام

السلام علیک یا نور الله فی ظلمات الارض

اولین کسی که به ما دست دوستی داده خداست، خوش به حال اونها که از این دوستی استقبال می کنند.

"نَحْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الْآخِرَةِ "

 ﻣﺎ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﻰ ﺩﻧﻴﺎ ﻭ ﺁﺧﺮﺕ ، ﻳﺎﺭﺍﻥ ﻭ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﺷﻤﺎ ﻫﺴﺘﻴﻢ.(فصلت -31) 

یاعلی

تصویر به تو از دور سلام

السلام علیک ایها الحجه الثانی عشر

گناه دیگران را بازگو نکنیم!

الإمامُ الباقرُ عليه السلام : 

"يَجِبُ لِلمُؤمِنِ عَلَى المُؤمِنِ أن يَستُرَ عَلَيهِ سَبعينَ كَبيرَةً" ! 

امام باقر عليه السلام : مؤمن در برابر مؤمن وظيفه دارد كه هفتاد گناه بزرگ او را بپوشاند.[الكافي : 2/207/8].

یاعلی

تصویر به تو از دور سلام

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا إِمامَ الْإِنْسِ وَالْجانِّ

امام صادق علیه السلام فرموده اند:

"إذا کانَ یَوْمُ الْقِیامَةِ نَشَرَ اللّهُ تَبارَک وَتَعالی رَحْمَتَهُ حَتّی یَطْمَعَ إبْلیسُ فی رَحْمَتِهِ".

به هنگامی که خداوند تبارک و تعالی در روز قیامت رحمتش را بگستراند، گستردگی رحمت به صورتی است که ابلیس در رحمت رحیمیّه حضرت او به طمع افتد.

 (بحار الأنوار:7/ 287، باب 14، حدیث 1؛ الأمالی، شیخ صدوق:205، حدیث 2)

یاعلی

تصویر به تو از دور سلام

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا قاطِعَ الْبُرْهانِ

یکی از آیات امیدوار کننده قرآن:

" إنَّ الحَسَناتِ یُذهِبنَ السّیِّئاتِ "

قطعا نیکی ها بدیها را از بین می برد.(هود، 11)

 

یاعلی

 

تصویر به تو از دور سلام

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا شَریکَ الْقُرْآنِ

یکی از توصیه های قرآن برای رفع دلتنگی که امروزه تحت عنوان معجزه شکرگزاری خیلی توصیه میشه: 

وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِمَا يَقُولُون* فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَكُن مِّنَ السَّاجِدِين

ﻣﺎ ﻣﻰ ﺩﺍﻧﻴﻢ ﻛﻪ ﺗﻮ ﺍﺯ ﺁﻧﭽﻪ ﻣﻰ ﮔﻮﻳﻨﺪ ، ﺩﻟﺘﻨﮓ ﻣﻰ  ﺷﻮﻯ .پس [ ﺑﺮﺍﻯ ﺩﻓﻊ ﺩﻟﺘﻨﮕﻰ ] ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺕ ﺭﺍ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺑﺎ ﺳﭙﺎﺱ ﻭ ﺳﺘﺎﻳﺶ ﺗﺴﺒﻴﺢ ﮔﻮﻯ ﻭ ﺍﺯ ﺳﺠﺪﻩ ﻛﻨﺎﻥ ﺑﺎﺵ .(حجر - 98 _ 97)

 

یاعلی

 

تصویر به تو از دور سلام

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا خَلیفَةَ الرَّحْمانِ

 

یکی از جملات امید بخش قرآن: 

... لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّـهَ مَعَنَا ...

«غم مخور، خدا با ماست!» (توبه، 40)

یاعلی