سوال اعتقادی: آیا پیامبر (ص) و امام معصوم (ع) هم مشرع است

09:17 - 1402/09/16

سلام علیکم ،

آیا پیامبر (ص) و امام معصوم (ع) هم مشرع است در صورت مثبت نمونه تاریخی از آنان به ویژه امام معصوم ع ارائه دهید

منظور این که نماز در اول دو رکعت بود بعدا پیامبر دو رکعت دیگر را اضافه کرد ، به این میگه مشرع
آیا امام ع هم حق مشرعیت دارد یا خیر ؟؟ اگر آره،  نمونه اش را بیان نمایید

----------------
کاربران محترم مي‌توانيد در همين بحث و يا مباحث ديگر انجمن نيز شرکت داشته باشيد: https://btid.org/fa/forums
همچنين مي‌توانيد سوالات جديد خود را از طريق اين آدرس ارسال کنيد: https://btid.org/fa/node/add/forum
تمامي کاربران مي‌توانند با عضويت در سايت نظرات و سوالاتي که ارسال ميکنند را به عنوان يک رزومه فعاليتي براي خود محفوظ نگه‌دارند و به آن استناد کنند و همچنين در مرور زمان نظراتشان جهت نمايش، ديگر منتظر تاييد مسئولين انجمن نيز نباشد؛ براي عضويت در سايت به آدرس مقابل مراجعه فرمائيد:  https://btid.org/fa/user/register

http://btid.org/node/271004

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
5 + 7 =
*****
تصویر صاحب الامری روح الله

با عرض سلام مجدد
برای تبیین احکام ازسوی پیامبر و امام لازم نیست تا آن حکم لزوماً در قرآن باشد. همینکه حکم مذکور از طریق وحی یا الهام به پیامبر و امام رسیده باشد و لو اینکه در قرآن هم نباشد، کافی است تا بگوییم امام مبلغ و مبین حکم هستند، نه مشرع حکم. بسیاری از احکام و جزئیات آن در قرآن کریم موجود نیستند؛ مانند مواردی که خود حضرت‌عالی به آن اشاره فرمودید؛ اما آیا به‌صرف آنکه در قرآن نیست و از زبان امام صادر شده است، می‌توان گفت که امام آن را تشریع نموده‌اند؟ خیر این‌گونه نیست؛ زیرا منبع شریعت الهی و احکام دین که از سوی خداوند به پیامبر و امام ابلاغ شده، تنها قرآن نیست؛ بلکه مصحف فاطمه و مصحف امیرالمومنین علیهما‌السلام و وحی و الهام نیز به‌عنوان منابع علم امام به شریعت به حساب می‌آیند. بنابراین امام تبیین کننده احکامی هستند که خدا آن را تشریع کرده است، حال ممکن است علم به این احکام از قرآن به دست آمده باشد و ممکن است از غیر آن برای امام حاصل شده باشد.
به عبارت دیگر تمام احکام الهی با جزئیاتش در لوح محفوظ موجود است. امام که به آن از راه‌های گوناگون علم دارد، آن را برای ما بیان می‌کند، نه اینکه از پیش خود به تشریع حکمی بپردازد.
در ضمن باید بدانید اینکه گفته شد امام مبین احکام الهی هستند، مبین به معنای بیان کننده و مبلغ است؛ یعنی امام حکمی را که به آن علم دارد، برای مردم بیان می‌کند(علم به آن هم از راه‌های مختلف به دست آمده که بیان شد). مبین در اینجا در مقابل مجمل نیست تا بگوئیم باید مجمل و اصلی در دسترس ما باشد و امام مبین آن بوده باشند.

تصویر صاحب الامری روح الله

با عرض سلام و ادب مجدد خدمت شما

حضرت‌عالی فرموده بودید اگر نظرتان درباره شارع بودن پیامبر و ائمه مثبت است، نمونه‌های آن را ارائه کنید.

در پاسخ قبل عرض کردیم نظر ما منفی است؛ یعنی پیامبر و امامان معصوم علیهم‌السلام شارع نیستند و تنها مبین و مبلغ شریعت هستند؛ در نتیجه به نظر ما نمونه‌ای هم برای اثبات آن وجود ندارد تا آن را ذکر کنیم.

برای اثبات این مطلب (شارع نبودن پیامبر و ائمه) نیز به یک آیه درباره پیامبر اکرم و یک روایت درباره معصومین اشاره شد. 

آیه‌ای که نشان از نفی شارع بودن پیامبر دارد این است: «وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَىٰ إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَىٰ»؛ «او هیچ‌گاه از روی هوی و میل خود سخن نمی‌گوید. گفتار او چیزی جز وحی که به او نازل می شود، نیست»[نجم 3 و 4]

همان‌گونه که مستحضر هستید در آیه شریفه هرنوع نطقی را که از سوی خود پیامبر و به میل و خواسته ایشان باشد، نفی کرده و سخن ایشان را تماماً مبتنی بر وحی می‌داند. 

در تفسیر این آیه شریفه برخی از مفسرین تمام سخنان ایشان و برخی تنها حرف‌های ایشان که مبین دین و شریعت است را وحی الهی می‌دانند. بنابراین بر اساس دیدگاه تمام مفسرین، آنجا که نبی مکرم اسلام سخنی از دین و شریعت می‌گویند، مبتنی بر وحی الهی بوده و از پیش خود چیزی نمی‌فرمایند. از این مطلب می‌توان نتیجه گرفت که ایشان تشریعی از جانب خود نداشته و تنها مبین شریعت الهی و اراده تشریعیه پروردگار بوده‌اند. مواردی مانند فرض النبی را نیز در همین چهارچوب باید معنا نمود. یعنی اراده پیامبر در آن موارد در طول اراده الهی بوده و حضرت در مقام بیان اراده خدا بوده‌اند، نه اینکه از روی خواسته و میل باطنی خود چیزی را در شریعت افزوده و تشریع کرده باشند.

نسبت به سایر معصومین علیهم‌السلام هم به فرمایشی از امام هادی علیه‌السلام اشاره شد که در ذیل آیه شریفه «وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ»، فرموده بودند: « إِنَّ اللَّهَ جَعَلَ قُلُوبَ الْأَئِمَّةِ مَوْرِداً لِإِرَادَتِهِ فَإِذَا شَاءَ اللَّهُ شَيْئاً شَاءُوهُ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ»؛ «خداوند قلب‌های ائمه را مجرای اراده خود قرار داده است، پس وقتی خداوند چیزی را اراده کند، آنها نیز آن را اراده می‌کنند و این است معنای قول خداوند در قرآن که می‌فرماید: ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ». [بصائر الدرجات، ج1، ص517]

این فرمایش حضرت حاکی از آن است که تا خداوند چیزی را اراده نکرده باشد، آن بزرگواران آن را اراده نمی‌کنند. حال می‌خواهد آن اراده، اراده تشریعی باشد، یا اراده تکوینی باشد. 

یعنی آن بزرگواران از پیش خود اراده بر امری نمی‌کنند. اراده تکوینی مانند شفای مریض. تا خداوند اراده بر شفای مریضی نداشته باشد، آن بزرگواران از پیش خود اراده بر شفای او نمی‌کنند.

اراده تشریعی نیز مانند واجب کردن یا حرام کردن چیزی بر مردم؛ یعنی تا خداوند اراده بر حرام کردن امری یا واجب نمودن آن نداشته باشد، آنها نیز چنین کاری را از پیش خود و به میل خود اراده نمی‌کنند. نتیجه این سخن آن است که آنها تشریعی از پیش خود ندارند و تنها مبین و مبلغ شریعت الهی هستند.

تصویر دریافت سوالات

تشکر
حال آیه ی که دلالت کند بر نماز سه رکعتی ویا چهار رکعتی ، دستور خمس بر الاغ ، قاطر ، اسب ، در کدام آیه است ، لطف کنید
مبین ، در جایی است که مجملی باشد و معصوم تبیین کند
لطفا رو شنگری نموده ،
ممنون

تصویر صاحب الامری روح الله

با عرض سلام و ادب خدمت شما

از نظر ما پیامبر و امامان معصوم علیهم‌السلام شارع نیستند. شارع بالذات خداوند است و پیامبر و امام مبین و مبلغ شریعت الهی می‌باشند. 

آن مواردی هم که با عنوان فرض النبی نقل شده، طبق نظر حق و بر اساس آیه «وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَىٰ إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَىٰ»؛ «گفتار او چیزی جز وحی که به او نازل می شود، نیست»[نجم 3 و 4]، خارج از حیطه اراده تشریعی الهی نبوده است؛ یعنی این‌گونه نبوده که پیامبر از پیش خود و بدون در نظر گرفتنِ اراده خداوند، حکمی را بر مردم تشریع کرده باشند. آن اوامر خاص در نماز هم در حقیقت اراده‌ای از سوی پیامبر بوده که نشانگر اراده خداوند بوده است.

به تعبیر دیگر اراده تشریعی پیامبر و امام در طول اراده و خواست خداوند بوده، نه اراده‌ای در عرض اراده خدا.

به این فرمایش امام هادی علیه‌السلام دقت کنید: « إِنَّ اللَّهَ جَعَلَ قُلُوبَ الْأَئِمَّةِ مَوْرِداً لِإِرَادَتِهِ فَإِذَا شَاءَ اللَّهُ شَيْئاً شَاءُوهُ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ»؛ «خداوند قلب‌های ائمه را مجرای اراده خود قرار داده است، پس وقتی خداوند چیزی را اراده کند، آنها نیز آن را اراده می‌کنند و این است معنای قول خداوند در قرآن که می‌فرماید: ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ». [بصائر الدرجات، ج1، ص517]

تصویر دریافت سوالات

سلام علیکم ،

آدرس که فرستادید ، نگاه کردم  جواب مختصر داده است لذا تقاضامندیم جواب تفصیلی ارائه دهید

ممنون