عدم قبول ازدواج

07:23 - 1400/10/29

سلام من دوست ندارم ازدواج رو، درواقع خیلی ازآینده میترسم سنمم کم نیس۲۲هستم ولی پدرومادرمیگن حداقل تاتابستان بایدازدواج کنی من چکارکنم آمادگی پیداکنم؟من خییییلییی میترسممم. یه جورایی ازمرداخوشم نمی یادالبته کم تاثیرنیست نوع زندگی که کردم راهکاری دارین ؟همش میترسم همسرآیندم بدبشه 

----------------
کاربران محترم مي‌توانيد در همين بحث و يا مباحث ديگر انجمن نيز شرکت داشته باشيد: https://btid.org/fa/forums
همچنين مي‌توانيد سوالات جديد خود را از طريق اين آدرس ارسال کنيد: https://btid.org/fa/node/add/forum  
تمامي کاربران مي‌توانند با عضويت در سايت نظرات و سوالاتي که ارسال ميکنند را به عنوان يک رزومه فعاليتي براي خود محفوظ نگه‌دارند و به آن استناد کنند و همچنين در مرور زمان نظراتشان جهت نمايش، ديگر منتظر تاييد مسئولين انجمن نيز نباشد؛ براي عضويت در سايت به آدرس مقابل مراجعه فرمائيد: https://btid.org/fa/user/registe

http://btid.org/node/197720

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
تصویر توفیقی

سلام علیکم

از حضور شما و اعتماد به ما تشکر میکنم

ازدواج یکی از اتفاقات و تصمیمات مهم و سرنوشت ساز انسانهاست لذا به جاست که نسبت به آن مقداری ترس و استرس و اضطراب داشته باشید. خب هر استرسی بد نیست چون اگر انسان در برابر اتفاقات و تهدیدات و حتی رویدادهای سرنوشت ساز  استرس نداشته باشد نه تنها نمیتواند به رشد و شکوفایی برسد بلکه دچار ضرر و حتی از دست دادن حیاتش می شود. بنابراین این استرس شما بد نیست البته به یک شرط و آن شرط این است که این استرس و ترس در نهایت شما را به هدف درست و تصمیم صحیح برساند و الا دچار آسیب خواهید شد.

علت شناسی ترس از ازدواج هم خیلی مهمه، شما فرمودید که ازمرداخوشم نمی یاد این خودش میتونه علت های زمینه ای دیگری داشته باشد و لازم هست شما بررسی کنید و آن را کشف کنید تا بهتر بتوانیم راهنماییتان کنیم، گاهی وقتها این ترس به خاطر جداشدن از پدر و مادر هست و یه جورایی به خاطر دلبستگی به آنهاست، گاهی وقتها این ترس به خاطر عدم آشنایی از فرایند ازدواج صحیح و نگرانی از آینده ای مبهم می باشد، در ادامه توضیحاتی خدمتتان عرض میکنم خواهش میکنم با دقت بخوانید و اگر نیاز به راهنمایی بیشتری داشتید و یا دلیل خاص دیگری برای ترستان وجود داشت مطرح نمایید تا راهنمایی های لازم را ارایه کنیم:

اولین نکته ای که باید بهش توجه داشته باشید اینه که اگر به هر دلیلی ازدواج خودتون را به تاخیر بیاندازید پیامدهایی به همراه خواهد داشت که برخی پیامدهای تصمیم دیر هنگام برای ازدواج اینهاست:

- بالا رفتن سن که باعث میشه اولا تعداد خواستگارها کم تر بشه و به تبع آن شانس ازدواج پایین تر بیاید.

- با کم شدن خواستگارها معمولا مواردی که برای ازدواج با افراد سن بالا مراجعه میکنند کسانی هستند که یا همسرشان فوت کرده و یا طلاق گرفته اند که در این صورت هم ممکنه فرزند هم داشته باشند و یا مشکلی از لحاظ جسمی و ... دارند یا سنشان خیلی بالاست و... که اینها دیگه اون شور و نشاط ازدواج اول و اوایل جوانی نخواهد داشت.

- ازدواج در سن بالا مشکلات فرزند آوری و خطرات مربوط به فرزند آوری را به دنبال خواهد داشت.

- عدم ازدواج مستلزم تنهایی و عدم ارضای نیازهای اساسی فرد است.

در حال حاضر اگر چه در کنار پدر و مادر احساس امنیت و راحتی میکنید اما مگر تا چند سال در کنار آنها خواهی بود(از خداوند متعال برای آنها طول عمر باعزت و صحت و سلامتی طلب میکنم اما به هر حال مرگ یک واقعیتی است که برای همه هست. بعد از آنها چگونه خواهی بود؟) خودت را در 10 یا 20 سال دیگه فرض کن، ببین در چه وضعیتی قرار داری؟ و چه آرزوهایی داری و اگر 20 سال دیگه بگن شما را به 20 سال قبل (که الان هستید) ببرند چه کاری میکنی که اون موقع نکردی چه میگویی؟

اینها بخشی از پیامدهای تصمیم دیر هنگام برای ازدواج بود.

این یک مساله که قطعا ازدواج نکردن و بالا رفتن سن پیامدهای نامطلوب و آسیب های فراوانی خواهد داشت اما نکته مهم بعد اینه که ازدواج کردن به قصد فرار از این پیامدها و اینکه تا کی باید پیش پدر و مادر باشم هم، انگیزه مناسبی برای ازدواج نحواهد بود، ازدواج موفق باید با انگیزه های صحیح و منطقی انجام شود.

یکی دیگه  از عوامل ایجاد ترس و نگرانی از ازدواج، عدم آشنایی با فرایند صحیح ازدواج است. برای ازدواج موفق چند مساله لازم است که شما نسبت به آنها آگاهی داشته باشید:

اول: خودشناسی؛ یعنی نسبت به ویژگی های شخصیتی، نقاط مثبت و منفی، انگیزه ها و توانمندی ها و مهارتهای خودت آشنا باشی و نسبت به آنها آگاهی داشته باشی.

دوم: داشتن آمادگی های لازم برای ازدواج؛ برخی مسایل لازمه داشتن ازدواج موفقه، از جمله رشد و بلوغ جسمانی، اجتماعی، مالی، اسقلال روانی، ثبات هیجانی، و...

سوم:وجود تناسبها میان دختر و پسر؛ در مرحله بعد آنچه مهمه اینه که بررسی بکنیم که این دختر خانم با این ویژگیها و شرایطی که دارد تا چه میزان با این آقا پسر که ویژگیها و شرایط خاص خودش را دارد با هم تناسب دارند، و آیا این تناسبها در حد کافی هست یا نه. مثلا اگر فردی دارای اختلال روانی و یا اختلال شخصیت تشخیص داده شد لازم است قبل از ازدواج آن را درمان کند، و یا اگر شرایط مالی، فرهنگی، و... خانواده ها اختلاف خیلی زیادی داشت تناسب ها کمتر خواهد بود. و...  همچنین دانستن فرایند آشنایی و خواستگاری و سوالات خواستگاری  و تحقیق و... از مسایل مهمی و گسترده ای است که نیاز به آموزش و راهنمایی دارد.

چهارم: آموزش مهارتهای لازم زندگی؛ یکی از موارد مهم در داشتن زندگی موفق داشتن مهارتهای مهم و لازم زندگی است که در مراحل بعد لازمه آنها را آموخت. مثلا مهارت حل مساله، مهارت حل تعارض، مهارت همسرداری، و...

البته هر کدام از آنها دارای زیر مجموعه های زیادی است و در مراحل مختلف ازدواج قابل بررسی است.

توصیه ما این است که جهت آگاهی کاملتر و کسب بینش برای انتخاب درست کتاب زیبای «مطلع مهرراهکارهای جامع و کاربردی برای انتخاب همسر، نویسنده امیر حسین بانکی پور فرد » را مطالعه نمایید. (توی اینترنت موجود است)

همچنین در این مرحله شرکت در کارگاه آموزش پیش از ازدواج(PME) که به صورت حضوری و یا مجازی برگزار می شود مفید خواهد بود.

در مرحله بعد و پس از انتخاب همسر، شرکت در جلسات مشاوره پیش از ازدواج (PMC) در مراکز مشاوره جهت بررسی تناسبها و ویژگیهای شخصیتی بسیار مفید خواهد بود.

یکی دیگه از عوامل ترس ازازدواج میتونه ترس از این باشه که بگی  شاید اشتباه کنم... شاید این آدم خوب نباشه و ... که با تحقیق کافی و گفتگو در مورد مسایل مختلف و همچنین مشاوره قبل از ازدواج برطرف خواهد شد. مشاوره پیش از ازدواج خیلی مفیده و به شما کمک میکند. شما وقتی این مسایل را دنبال میکنید در واقع ریسک خطر و عوامل منفی را به شدت پایین خواهید آورد و احتمال موفق بودن ازدواجتان را بالا میبرید و اطمینانتان به انتخاب بالاتر خواهد رفت  ودر این صورت دیگه جای نگرانی جدی نخواهد بود. البته هیچ ازدواجی قابل تضمین نیست اما بعد از تحقیق و گفتگو و مشاوره در صورتی که همه چیز بر وفق خاسته بود دیگر باید توکل برخدا ادامه راه را رفت که معمولا ادامه راه یعنی افزایش مهارتهای زندگی و غنی سازی روابط و همه اینها قابل آموزش و یادگیری است.

موفق باشد.