فرزندم خیلی لجباز و حرف گوش نکن شده

16:39 - 1400/01/19

یک سوال برای تربیت کودک داشتم پسرم تقریبا 9 سال داره بچه دوم تازه به دنیا آمده و پنج ماه داره پسر اولم خیلی لج می کنه هم با من و هم با بچه دوم حرفهام رو گوش نمی کنه، احساس می کنم به نوعی با این بچه حسادت داره، گاهی اوقات می گه ای کاش بچه دوم می مرد و به دنیا نمی آمد، مشکلاتی که با بچه اولم دارم این هست که تکالیف خودش رو انجام نمی دهد دائماً باید من بهش تذکر بدم و دنبال کارهاش باشم دارم کم میارم و طاقتم کم می شه از دستش، دوست دارم که خودش مسئولیت پذیر باشه و کارهای خودش رو خودش انجام بدهد لطفا راهنمایی کنید چه راهکاری برای تقویت مسئولیت پذیری این فرزندنم انجام بدم با تشکر

-------------------------------------
کاربران محترم مي‌توانيد در همين بحث و يا مباحث ديگر انجمن نيز شرکت داشته باشيد: https://btid.org/fa/forums
همچنين مي‌توانيد سوالات جديد خود را از طريق اين آدرس ارسال کنيد: https://btid.org/fa/node/add/forum
تمامي کاربران مي‌توانند با عضويت در سايت نظرات و سوالاتي که ارسال ميکنند را به عنوان يک رزومه فعاليتي براي خود محفوظ نگه‌دارند و به آن استناد کنند و همچنين در مرور زمان نظراتشان جهت نمايش، ديگر منتظر تاييد مسئولين انجمن نيز نباشد؛ براي عضويت در سايت به آدرس مقابل مراجعه فرمائيد: https://btid.org/fa/user/register

http://welayatnet.com/node/160875

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
تصویر ناشناس
نویسنده ناشناس در

پرسشگر اصلی
---------------------------------

سلام استاد خیلی ممنونم بابت کانال بسیار خوبتون اجرتون باسیدالشهدا

استاد من یه سوال داشتم اول این رو بگم که اشتباه ازخودم بوده که برای بچه ی دوم دیر اقدام کردم به خاطرمشکلی که بچه ی اولم داشت می ترسیدم بچه ی دومم هم باز باهمون مشکل به دنیا بیاد پسرم الان هشت سالشه از وقتی بچه دومم به دنیا اومده اصلا به حرف گوش نمی کنه خیلی لجباز شده همش می گه شما منو دوست ندارید کاش داداشم به دنیا نمی اومدنمی دونم حسادت می کنه چی کار باید بکنم ؟
وسوال دومم سر بچه ی اولم کم تجربه بودم وتموم وقتم صرفم پسر بزرگم کردم وهمه ی کارهاشو خودم انجام می دادم خیلی بی مسئولیته نصف صفحه تکلیفشو باید انقدر بگم تا بنویسه پیش دکتر مغزواعصاب هم بردم گفت بیش فعاله ولی دارویی که داده یکی دوساعت بیشتر ارومش نمی کنه تویی مدرسه هم بچه ها ازش شکایت می کردن که همش مارو اذیت می کنه اصلا نمی تونه روی یک کار تمرکز کنه کمکم کنید دیگه نمی دونم باید چیکار کنم ؟ خدا خیرتون بده

شرمنده سوال رو کامل تر پرسیدم که بدونم با بچه ی بزرگترم چجوری برخوردکنم

سلام وقت بخیر شرمنده موقعه بچه ی اولم کم تجربه بودم وهمه ی کارهاشو خودم انجام می دادم ومشکل از خودم بوده واصلا نه خودش شروع به کاری می کنه نه می تونه تنهایی کاری انجام بده موقعه تکالیف همش باید کنارش بشینم وبگم بنویس بخون کلافه شدم فکر می کنه تکالیف رو به خاطر من انجام میده به نظر شما چی کار کنم که عادت کنه وخودش تکالیفش رو انجام بده واقعا از اینده اش می ترسم نتونه روی پای خودش وایسه وخیلی زود باوره هرکسی هر چی بگه باور می کنه ممنون می شم راهنماییم کنید

تصویر مسیح
نویسنده مسیح در

علاوه بر رفتم پیش روانشناس کودک ، به حکیم حاذق طب سنتی هم مراجعه کنید درمان خوب و راحتی برای این موضوع دارن با کم کردن صفرا و حرارت بدن . حجامت . رقیق کردن خون هم کمک شایانی میتوانند بکن میدونم شاید سخته درکش ولی خیلی خوبه.هم از نظر جسمی با کمک حکیم هم از نظر روانی توسط روانشناس کودک و هم از نظر روحی عاطفی محبت و توجه شما باید کامل بشه تا نتیجه خوبی ببینیم.مسیح

تصویر به تو از دور سلام

سلام بر شما دوست عزیز

عزیزم، در رابطه با کودک بیش فعال باید مشاوره تخصصی بگیرید. ان شاء الله که مشاوران سایت که تخصصش رو دارند راهنماییتون کنند.

منتها من یکی از بستگانم که دکترای مشاوره دارند در رابطه با بچه های بیش فعال میگند که باید حتما در کودکی داروهاشون رو استفاده کنند وگرنه در نوجوانی رفتارهای نابهنجاری از خودشون بروز میدند و ... . حالا در مورد اینم شما تحقیق کنید.

ان شاء الله که همه عاقبت بخیر بشند. آمین

یاعلی

تصویر به تو از دور سلام

سلام بر شما بانوی عزیز

ضمن تبریک بمناسبت ولادت فرزند دومتون؛ تا زمانی که بچه دوم بدنیا نیامده، بچه اول یکه تاز میدان هست و همه نگاهها و توجهات به سمت اوست، و فقط ناز اوست که خریدار داره و .... . وقتی بچه دوم میاد، بعلت مراقبت بیشتری که نیاز داره؛ از شیردهی نوزاد گرفته تا شب نخوابیها و گریه های مستمر و ... توجه و طاقت مادر رو میگیره! و این خیلی طبیعی هست که به واکنش بچه اول ختم بشه. لذا شما مادر عزیز باید نسبت به بچه اولتون بیشتر از قبل نوازش و محبت کلامی داشته باشید. از طرفی حس حسادت بچه ها اونجا تقویت میشه که دوست دارند، بچه رو بغل کنند و مثلا شیر خشکش رو بدند؛ مادر اجازه نمیده! لذا شما گاهی به بچه ات بگو بیا کنارم بنشین و بچه رو توی آغوش بگیر و یا گاهی بهش بگید بیا واسه اش شیشه شیرش رو بگیر (اگر شیر خشک میخوره) _ (البته باید کنارش باشید و نظارت کنید؛ هیچوقت این مسئولیت رو تنهایی به پسرتون محول نکنید) گاهی مثلا موقع تعویض لباس بچه، به پسرتون بگید برو یه لباس براش انتخاب کن بیار بپوشونیم تنش؛ گاهی بهش بگید بیا براش شعر بخونیم و سرش رو گرم کنیم، خلاصه مسئولیتهایی بهش بدید که حس کنه شما اونو بزرگتر میدونید. (بچه ها دوست دارند مسئولیت بهشون داده شه؛ پسرها دوست دارن بزرگ دیده بشند). حتی گاهی میتونید توی کار خونه بگید کمکتون کنند. من زمانی که پسرم نه سالش بود گاهی میگفتم "امروز آماده سازی غذا با تو"... خب آشپزخونه بهم ریخته میشد ولی مهم نبود، واقعا هم مهم نیست! خصوصا اگه بچه بدغذایی باشه؛ این راهکار خوبی هست که دستپخت خودش رو بخوره... گاهی باهم از کانالهای آشپزی غذاهای جدید رو امتحان میکردیم. و این کار رو هم توی ماه رمضان انجام میدادم که خاطره ساز بشه براش. الان هم بچه ام خاطره خوبی از ماه رمضان داره. گاهی مثلا میگفتم برو از مغازه کنار خانه ؛فلان چیز رو بخر و خودم هم دم در می ایستادم. گاهی میگفتم اسباب بازی رو بچه میگذاره توی دهنش، بیا تو ببر بشویش! من بچه هام رو شیر خشک ندادم. ولی زمانیکه بچه دومم به دنیا آمد برای بچه اولم شیر خشک خریدم که بصورت پودر در کنار شیر گاو هر وقت دوست داشت بخوره. چند سری که برای پسرم (بچه اولم) لباس یا اسباب بازی و ... خریدم گفتم از طرف خواهرت هست. مثلا وقتی رفتارش با آجیش خوب بود،من میگفتم حالا وقتش رسیده که آجی ازت تشکر کنه و بهت هدیه بده! موقع شیر دادن ضمن اینکه به بچه شیرخوارتون توجه می کنید برای دومی خاطره ای، قصه ای، چیزی بگید که توجه شما رو معطوف به خودش ببینه و از حسادت شیرخوارگی اون بینوا خارج بشه! 

در رابطه با درس نخوندنش، طوری نیست. خاصیت اموزش مجازی هست. بچه های ابتدایی پس از عید واقعا کشش درس خواندن ندارند، الان که مجازی هست که مزید بر علت هست. تمام این درسها در شرایط حضوری باید تکرار بشه؛ لذا شما خیلی نگران نباشید. شرایط بچه های دیگه هم بهتر از بچه شما نیست. کار مادر؛ مادری هست؛ معلم مدرسه او نیست. حالا شرایط اینجوری اقتضا کرده که باید معلم مدرسه اش هم باشیم؛ لااقل از دسته معلمان دلسوز و مهربان باشیم!

خانم عزیز لبخند شما خیلی مهمه. سعی کنید بچه ها همیشه شما رو با لبخندتون تداعی کنند.

ان شاء الله که مادر خوبی باشیم و فرزندان صالحی پرورش بدیم. برای من هم دعا کنید، بچه ها که بزرگ میشند ، مشکلاتشون هم مثل خودشون بزرگ میشه. توکل بر خدا.

یاعلی

تصویر ناشناس
نویسنده ناشناس در

جلوی روی اولی/ف به بجه دوم محبت نکنید. اتفاقا الان باید بیشتر به اولی محبت کنید. جون متوجه میشه ولی دومی چیزی حالیش نیست فعلا

این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.