عید سعید غدیر ارسال رصد

مردها حتی به نفس کشیدن ما حساس شده اند

08:13 - 1400/03/29

با سلام. من یک خانم هستم که همسر مذهبی دارم و همسرم تو یه ارگانی مشاوره هم میدن.  خودم ۳۳ ساله هستم و همسرم ۳۵ ساله... دو تا بچه دختر ۶ ساله و پسر ۳ ساله دارم ... و اینکه جاری من هم همین مشکلات را دارن و به مرحله طلاق رسیدن و بردار شوهرم  هم بیمار هستند اونا هم دوتا بچه دارن...
اصل مشکل بنده اینه که اینکه آدم تو این زندگی نه راه پیش داره نه راه پس از اینکه مردها حتی به نفس کشیدن ما حساس شده اند و
بدبین شدن.
 وقتی آدم یه دختر مجرد همه جا میره فعالیت همه فعالیتی داره پدر و مادر و برادرش همه بهش اطمینان دارن حالا چی میشه تا ازدواج میکنیم همش باید جواب پس بدیم تحت کنترل باشیم که میگه با این حرف نزن با اون اینو نگو این کارو نکن آخه این چه جور زندگی شده؟!
برای رفع این مشکل چه پیشنهادی دارید؟

---------------------------------
کاربران محترم مي‌توانيد در همين بحث و يا مباحث ديگر انجمن نيز شرکت داشته باشيد: https://btid.org/fa/forums
همچنين مي‌توانيد سوالات جديد خود را از طريق اين آدرس ارسال کنيد: https://btid.org/fa/node/add/forum
تمامي کاربران مي‌توانند با عضويت در سايت نظرات و سوالاتي که ارسال ميکنند را به عنوان يک رزومه فعاليتي براي خود محفوظ نگه‌دارند و به آن استناد کنند و همچنين در مرور زمان نظراتشان جهت نمايش، ديگر منتظر تاييد مسئولين انجمن نيز نباشد؛ براي عضويت در سايت به آدرس مقابل مراجعه فرمائيد: https://btid.org/fa/user/registe+635

http://welayatnet.com/node/171969

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
تصویر علیرضا2021
نویسنده علیرضا2021 در

سلام.خوب شما که آدم روشن فکری هستید چرا با ایشون ازدواج کردید؟!اصلا چرا ازدواج کردید؟!خانم هایی که دوست دارن آزاد باشن و هرجا و با هرکی دلشون میخواد برن ازدواج نمیکنن معمولا،ولی شما ازدواج کردید!!!

نکته دوم اینکه ما مردها چیزایی میبینیم که شما زنها حتی توانایی فکر کردن بهشو ندارید،ما چیزایی رو درک میکنیم که شما اصلا به این چیزا اهمیت نمیدین!!!بطور مثال من بقال سرکوچمون چشم چرون تشریف داره خودم دیدم همش هی بهم میگه زن فلانی اومد لبخند زد و...یا زن فلانی از قیافش معلومه که تا بهش بگی....خوب من الان اجازه نمیدم زنم بره بقالی چون اون صحنه هارو دیدم؟!نمیخوام بره پیش یکی دیگه بگه زن منم لبخند میزد یا بهش میگفتی...شوهر شماهم بعنوان مثال دیدش اینارو دیده،طبیعت شما خانم ها اینه فکر می کنید خدا نمیفهمه و شما میفهمید!!!درصورتی که اینطور نیست.شما هنوز نمی دونید در جامعه ما مردها چه شغال هایی زندگی میکنن،که شما بهشون میگید جنتلمن و مرد مهربون!!!لطفا کمی آروم باش و به حرف شوهرت گوش کن.قطعا ایشون شمارو زندانی نکرده فقط مدیریت میکنه همین،بی غیرتی یه ایراد میگیرن ازت زنها،غیرت داری یه ایراد؟!شما سازتو بزن و بگو شوهرت چطوری برقصه که ما بدونیم؟!موفق باشین

تصویر مصطفی راهی

با سلام و عرض تشکر از سوالی که مطرح نموده‌اید.

از اینکه در شرایط مطلوبی به سر نمی‌برید و نیازهایتان به درستی رفع نمی‌شود متأثر و متأسف هستیم.

خداوند انسان را موجودی آزاد خلق کرده است و در این میان فرقی میان زن و مرد نیست.

آنچه که خدا برای زن و شوهر قرار داده است، رسیدن به آرامش در کنار هم می‌باشد و همانظور که آیات قرآن بر می‌آید، «وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً ۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ؛[1] و باز یکی از آیات (لطف) او آن است که برای شما از جنس خودتان جفتی بیافرید که در کنار او آرامش یافته و با هم انس گیرید و میان شما رأفت و مهربانی برقرار فرمود. در این امر نیز برای مردم بافکرت ادله‌ای (از علم و حکمت حق) آشکار است.» این آرامش را اساسا از کانال مودت  و رحمت برای همسران رقم زد. اصل و اساس زندگی مشترک بر اساس مودت و رحمت است اما قوانینی نیز در این میان قرار داده شده است که در هنگام اختلافات باید به سراغ آنها رفت نه اینکه اصل  و اساس رفتار از این کانال‌ها باشد.

مبنای زندگی باید بر اساس اعتماد، احترام، ابراز محبت و اموری از این قبیل باشد. حال اگر جایی اختلافی پیش آمد باید با آن قوانینِ جدی، به دنبال حل اختلاف رفت. همه‌ی اینها به خاطر قوام زندگی متاهلی است که گرچه محدودیت‌هایی را به همراه دارد اما باید قبول کرد که پیشرفت و تعالی بدون قبول برخی محدودیتهای طبیعی امکان پذیر نخواهد بود.

برای رفع مشکل شما بهترین پیشنهاد استفاده از مهارت حل مساله و حل تعارض است. شما باید بدانید که اگر به عقیده‌تان همسرتان آزادی‌هایتان را محدود کرده است علت این محدودیت دقیقا چیست تا برای آن راه حل پیدا شود.

البته پیش از آن نیز باید بگویی که محدودیت به طور طبیعی در زندگی متاهلی وجود دارد و آزادی مطلق یا زیاد امکان پذیر نیست.

از جمله علل محدودسازی زن توسط شوهر می‌توان به موارد زیر اشاره نمود:

1.بدبینی شوهر نسبت به زن که این خود می‌تواند ناشی از نگاه بد او نسبت به مشکلات جامعه باشد که در اینجا باید تفهیم شود که گناه کس دیگر را نباید پای همسر خود نوشت و یا ممکن است به سبب رفتار خود شما باشد که مثلا شما در رفتارتان با نامحرم رعایت حدود شرعی را نداشته اید که در این باره باید شما رعایت‌های ممکن را انجام دهید.

2.گاه حساسیت‌ها به سبب وجود یک تربیت یا عقاید خاص از جانب شوهر است که او را به این سمت می‌کشاند که سختگیری‌هایی داشته باشد. که در این باره نیز لازم است در یک شرایط مناسب به صحبت در این باره پرداخت و البته بهتر است این صحبت را در فضای مشاوره  با مدیریت یک مشاور کارآزموده و امین دنبال نمود.

3.بیماری بدبینی و پارانویئیدی بودن همسر نیز از گزینه‌های محتملی است که در گفته های شما چندان مطلبی را درباره آن پیدا نکردیم اما در حد یک احتمال آن را مطرح می‌نماییم  که بررسی بیشتر شود و آن را نیز فقط در فضای دریافت خدمات مشاوره‌ای می‌توانید دنبال کنید.

4.ممکن است این رفتار همسرتان نیز حکم یک اقدام تلافی جویانه را داشته باشد. یعنی شما در انجام وظایف خود کوتاهی کرده باشید و او نیز در مقابل رفتار سختگیرانه‌تری پیدا کرده باشد.

آنچه مهم است این است که در یک قالب کلی شما به درستی وظایف خود را بشناسید و با عملکردی صبورانه به دنبال انجام آنها بروید و روشنگیریهای لازم را نیز در یک قابل درست برای گفتگو دنبال نمایید.
 با تشکر از صبر و حوصله شما

این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.