من خیلی دروغگو و متظاهر شدم

08:35 - 1400/11/07

سلام جناب
من خیلی دروغگو و متظاهر شدم
چه کنم؟! راهکار بدید.

-------------------
کاربران محترم مي‌توانيد در همين بحث و يا مباحث ديگر انجمن نيز شرکت داشته باشيد: https://btid.org/fa/forums
همچنين مي‌توانيد سوالات جديد خود را از طريق اين آدرس ارسال کنيد: https://btid.org/fa/node/add/forum  
تمامي کاربران مي‌توانند با عضويت در سايت نظرات و سوالاتي که ارسال ميکنند را به عنوان يک رزومه فعاليتي براي خود محفوظ نگه‌دارند و به آن استناد کنند و همچنين در مرور زمان نظراتشان جهت نمايش، ديگر منتظر تاييد مسئولين انجمن نيز نباشد؛ براي عضويت در سايت به آدرس مقابل مراجعه فرمائيد: https://btid.org/fa/user/registe

http://btid.org/node/198648

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
تصویر توفیقی

سلام علیکم

از حضور شما و اعتماد به ما تشکر میکنم

از اینکه شما درگیر این مساله هستید حتما احساس  ناراحتی و رنجش میکنید و به همین دلیل در پی درمان مشکل بر آمده اید امیدورایم بتوانیم به شما کمک کنیم که با تلاش و توانمندی که دارید بتوانید مشکل را حل نمایید.

در قدم اول اینکه شما مشکلتان را برای درمان مطرح نموده اید نشان دهنده خودآگاهی شما نسبت به مشکل است که نکته مثبتی است و اگر شما بتوانید این خودآگاهی را بیشتر کنید و جنبه های مختلف این مشکل را بررسی کنید بهتر میتوانید مساله را حل کنید.

برای شناخت بیشتر مساله به نکات زیر توجه کنید:

ما هر چیزی را که تجربه میکنیم (از جمله همین دروغگویی) حداقل 5 بعد در آن وجود دارد که آنها را تجربه میکنیم:

1- موقعیت: هیچ تجربه و یا اتفاقی نسیت مگر اینکه در یک موقعیتی اتفاق می افتد و اینکه شما در مواردی دروغ میگویید حتما در یک موقعیتی این اتفاق می افتد  (مثلا روز دوشنبه زمانی که با همسر رفتید بیرون برای خرید لباس، همسرتان در مورد یک لباسی که قیمت بالایی داشت از شما نظرخواهی کرد و در عین حال که زیبا بود شما گفتید زیبا  نیست و بهتون نمیاد)؛ این توصیف دقیق و به همراه جزییات موقعیتی است که دچار دروغگویی شده اید. و یا موقعیتهای دیگری در ارتباط با همکار یا فرزندان یا دوست و ...

2- افکار: زمانی که ما چیزی را تجربه میکنیم افکاری به ذهنمون می آید که بسیاری از اوقات به آنها توجه نداریم و به صورت اتوماتیک در ذهنمون می آید، مثلا در مورد مثال قبل شاید این فکر توی ذهن اومده باشه«زنها چقدر ول خرج هستند» یا «قیمتش خیلی بالاست اگه بگم این لباس قشنگه و بهش میاد باید کلی هزینه کنم» یا «من به یه لباس ساده و ارزان اکتفا میکنم چرا باید همسرم لباس گرون بخرد» و یا جملات دیگر.... در این مورد برای کشف این افکار میتوانید از این تکنیک استفاده کنید که به خودتان بگویید: «در آن زمان که دروغ گفتم چی از ذهنم گذشت؟»

3-احساسات بدنی: در برخی تجربه ها انسان درون بدنش احساساتی را تجربه میکند مثلا دچار دلشوره میشه، رنگش میپره یا سرخ میشه، اخمهایش در هم میرود، یا خستگی و...

4-احساسات هیجانی: هیجاناتی که ما در موقعیتها و در پی هر اتفاقی تجربه میکنیم متفاوت هستند مثلا احساس خشم و عصبانیت، احساس تنفر، احساس شادی، احساس غمگینی، و... (مثلا در مثال قبل شما قبل از اینکه بخواهید دروغ بگویید احساس خشم و تنفر داشتید و بعد که دروغ گفتید احساس ناراحتی و پشیمانی یا احساس رضایت و شادی و...

5-رفتارها: مشخص ترین جنبه هر تجربه رفتار ها هستند یعنی اینکه در تجربه ما کاری را انجام بدهیم یا حرفی بزنیم، مثلا در مثال قبل شما به همسرتون می گویید این لباس زیبا نیست و سریع از مغازه خارج میشوید. و یا رفتارهای دیگه.

لطفا بعد از مطالعه موارد فوق و آشنایی با آنها، این 5مورد را به مدت یک هفته تحت نظر بگیرید و تک تک مواردی که در آن دروغ میگویید(تاکید میکنم که همه موارد نه فقط یک نمونه یا چند نمونه بلکه تمام موارد) را با ذکر تاریخ یادداشت نمایید و برای ما گزارش کنید تا در ادامه برای درمان آن به شما کمک کنیم؛ شما میتوانید برای این کار از جدول زیر استفاده کنید:

چنانچه نیاز به توضیح بیشتر داشتید می توانید مطرح کنید تا توضیحات لازم خدمتتان ارایه کنیم.

موفق باشید