مهارت تربیت فرزند

07:57 - 1400/10/23

سلام.وقت بخیر.من یه پسرهشت ساله دارم یه حرف رو چندبارباید بگم تاگوش بده.حتی کاری رو که میدونه اشتباهه رو انجام میده وخیلی هم تنبل هست.وقتی تو خونه یه مسئولیت کوچیک میدم میگه همش به من میگین به بابا بگو.مسئولیت میدم ولی به زور انجام میده.میشه راهنماییم کنین.

خیلی هم به من وابسته اس.شبهاباید پیش من بخوابه.باید حتماقصه بگم.اصلا به باباش توجه نمیکنه پیشش نمیره.باباش واقعامهربونه.وقتی هم توخونه هستیم ازاینکه تو اتاق خواب بره میترسه یا بخوادحیاط بره میترسه میگه باید من برم پیشش.برلی این ترسش هم میشه راه حل بگین.شرمنده که پیام طولانی شد.

 

-------------------
کاربران محترم مي‌توانيد در همين بحث و يا مباحث ديگر انجمن نيز شرکت داشته باشيد: https://btid.org/fa/forums
همچنين مي‌توانيد سوالات جديد خود را از طريق اين آدرس ارسال کنيد: https://btid.org/fa/node/add/forum  
تمامي کاربران مي‌توانند با عضويت در سايت نظرات و سوالاتي که ارسال ميکنند را به عنوان يک رزومه فعاليتي براي خود محفوظ نگه‌دارند و به آن استناد کنند و همچنين در مرور زمان نظراتشان جهت نمايش، ديگر منتظر تاييد مسئولين انجمن نيز نباشد؛ براي عضويت در سايت به آدرس مقابل مراجعه فرمائيد: https://btid.org/fa/user/register

http://btid.org/node/197090

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
تصویر علی بیرانوند

ببخشید من منتظرراهکاربرای ترس و وابستگی پسرم هستم.

تصویر maleki
نویسنده maleki در

باسلام خدمت شما همراه گرامی:

از صبر و شکیبایی و همچنین پیگیری شما در جلسات مشاوره تقدیر و تشکر می شود.

ابتدا مثل موارد قبل بریم دنبال ریشه ی این مشکل. از ابتدا فرزندتون ترس داشته یا اینکه در سن خاصی از تنهایی می ترسه؟ از تنهایی می ترسه یا از تاریکی یا از یه موجود خاصی وحشت داره؟

پس بهترین راه اینه که بعد از جمع اوری لیستی از چیزهایی که فرزندتون ازش می ترسه کار را برای حلش آسان تر کنید.

کلیات ترس و اگر بخواهیم بگیم ریشه ی اصلی ترس از کجاست ، باید بگیم عدم شناخت و اطلاعات دقیق نداشتن از شخص فضا و یا شی ءی باعث میشه که فرد در درون خودش یه پیشفرضی را درست کرده و تعریفش از اون غیر واقعی باشه .
مثل تاریکی: تاریکی همون فضایی هست که فقط روشنایی ازش گرفته شده همین. اما اینکه ممکنه در تاریکی چه اتفاقاتی بیافته و یک موجودی در اون فضا اومده باشه، ساخته ی ذهن فرد هست.

پس با این مقدمه اولین کار شما مشخص میشه:
بعد از شناخت مورد ترس، درک کردن و همدلی با فرزندتون و دادن حق ترسیدن بهش از اهمیت برخوردار هست. اطلاعات کافی را به فرزندتون داده و سعی کنید به مرور و آرام و البته غیر محسوس با همون مورد روبروش کنید. در این مورد می تونیم به همون تاریکی شب و اینکه اصرار داره پیش شما بخوابه اشاره  میکنیم:

ابتدا درمورد اینکه اتاق تو دارای این خصوصیات هست که دیوارهای محکمی داره و درب و پنجره ای داره که هیچکس نمیتونه وارد بشه صحبت کنید البته قبلش درمورد خونه ی خودتون و مجموعه ای که هستید و امنیتی که داره نکاتی بیان کنید. نقش بزرگتر ها مخصوصا پدر در خانه برای محافظت از کوچکتر ها نکته ی دیگری هست که بهش بپردازید.

این یک ارام سازی فکر و ذهن هست که با انجامش می تونید مرحله ی رها سازی را شروع کنید. هر شب به بهانه های مختلف فاصله ی فیزیکتون را ازش زیاد کنید. می تونید از یه سرماخوردگی و اینکه ممکنه ویروس منتقل بشه شروع کنید.
بعدم قدم به قدم برید جلو و در قدم بعدی زودتر از شما روانه ی بستر بشه و شما سعی کنید دیرتر برید. اگر بنا هست قصه بگید اشکال نداره؛ قصه بگید اما نشسته و بدون حالت خواب و امادگی برای خوابیدن.

در ابتدایی که قرار هست بخوابه مرتب بهش سر بزنید و رفت امد به اتاقش داشته باشید که احساس امنیت داشته باشه. بله درسته یکی دیگه از ریشه های ترس در بچه ها همین اضطراب های متفاوتی هست که درشون ایجاد میشه. فراموش نکنید نداشتن حس امنیت اذیتشون می کنه.

شما می تونید با شناختی که از فرزندتون دارید و مطالعه ی مطالب بالا در یادداشت بعدی توضیحات بیشتری را بیان کنید تا قسمت ترس و حل اون را بیشتر به صحبت بشینیم. بعد از مشکل ترس به بحث وابستگی که بی ربط با ترس هم نیست می پردازیم که در نهایت توجه به پدرش را هم ضمیمه ی جلسات خواهیم کرد. ان شالله

پایان جلسه ی سوم...

موفق باشید

 

تصویر دریافت سوالات

سلام.ببخشیدسوال من چندبخش داشت که فقط به یه بخش جواب داده شد

درمورد تنبلی و وابستگیش به من و ترس بیش از حد.

.پسرم ۸سالشه خیلی تنبل هست.وقتی تو خونه یه مسئولیت کوچیک میدم میگه همش به من میگین به بابا بگو.مسئولیت میدم ولی به زور انجام میده.میشه راهنماییم کنین.

خیلی هم به من وابسته اس.شبهاباید پیش من بخوابه.باید حتماقصه بگم.اصلا به باباش توجه نمیکنه پیشش نمیره.باباش واقعامهربونه.وقتی هم توخونه هستیم ازاینکه تو اتاق خواب بره میترسه یا بخوادحیاط بره میترسه میگه باید من برم پیشش.برلی این ترسش هم میشه راه حل بگین.شرمنده که پیام طولانی شد.

تصویر maleki
نویسنده maleki در

برای اینکه نتیجه ی بهتری بگیریم و شما هم بتونید تمرین ها را انجام داده و صحبت ها از نظم خاصی برخوردار باشه، سعی شده جزء به جزء کار بشه و به مشکلات بپردازیم. از صبر و شکیبایی شما تشکر می کنیم.

تصویر maleki
نویسنده maleki در

باسلام مجدد از همراهی شما:

از پیگیری و دقت شما در مشاوره تقدیر و تشکر می شود.

درسته که ریز به ریز مساله ی فرزندتون به صورت جداگونه پاسخ داده نشد ولی اگر توجه کافی به جلسه ی قبل داشته باشید به بررسی ریشه ی این رفتارها پرداخته و اگر تمرین های جلسه ی قبل را به مرور انجام بدید خود به خود بعضی از این مشکلاتی که بیان کردید حل خواهد شد.

به عنوان مثال:

تنبلی بچه ها گاهی برگرفته از امر و نهی های مکرر و تند برزرگتر هاست و برای اینکه جلوگیری کنند از ادامه ی این روند و فرار کردن از کار وانمود می کنند که تنبل هستند و شونه خالی می کنند.

پس برای تنبلی و از کار فرار کردن فرزندتون:

کارهای مربوط به خودش را تا جایی که امکان داره خودش انجام بده مخصوصا قسمت هایی که براش جذاب هست. به عنوان مثال قرار هست موقع تماشای تلویزیون براش خوراکی ببرید، اینکه بهش بگید بره برداره خب مسلما این کار براش سخته اما در بین کارهاتون اگه بذارید روی میز و بگید بردار مطمئنا برای حرکت کردنش امید بیشتری هست.

مخصوصا اگه یکی دوبار که گفت برام بیار شما نشنیده بگیرید و به کارهای خودتون مشغول بشید. حتی اگه براتون امکان داره و یا از کنارش رد می شید اینکار را نکنید.

به نوعی شکست مقاومت بچه ها در جاهایی که ممکن هست یک استراتژی محسوب میشه و از این می تونید بسیار استفاده کنید.

کوتاه اومدن در مقابل انجام ندان کارهایی که بهش محول می کنید یکی دیگه از کارهایی است که با قسمت قبلی خیلی ربط داره . یعنی کاری را که ازش خواستید را تا جایی که راه داره و امکان داره ازش بخواهید و خودتون انجامش ندید. اگر هم در تاخیر و یا انجامش ضرری وارد شد حتما متوجه خودش بشه و از عواقبش نذارید در امان باشه.

اینکه بچه ها عواقب این تنبلی ها و تاخیر انجام در کارها را ببینند و مسئولیتش را به عهده بگیرند یک کار مهمی هست که باید انجام بدید و خودتون انجامش ندید البته عرض کردم تا جایی که امکان داره. دو کار مهم در این قسمت ازتون خواسته شده:

مسئولیت پذیر کردن
همکاری در امور

خیلی وقتها بچه ها این دو مساله را واقعا نمی دونند.

کارهای خواسته شده از بچه ها باید شفاف و مستقیم بیان بشه و انتظاراتتون را واضح براشون بیان کنید. در این قمست از شما درخواست میشه که وضع قوانین داشته و نذارید حس کنه که تحت برنامه نیست و اگر کاری انجام نشد خیلی مهم نیست.

قدم بعدی شناسایی کارهایی هست که دوست داره، علاقه هاش در چه قسمتی هست و از اونها استفاده کنید و بیشتر ازش در اون موارد کمک و حتی بهش واگذار کنید.

به کارهای نصفه و نیمه و حتی ناقصش تا جایی که میشه برخورد منفی نداشته و کوتاهی هاش را تند و بد بهش تذکر ندید و از همه ی کارهاش انتقاد نکنید. اینکه کار را انجام داده خودش یه نقطه ی مثبت هست و درست انجام ندادنش مساله ی دیگه. پس همه این اجزا باید جداگونه باهاش برخورد بشه و راحت بگم که قاطی نشه مسایل باهم.

فرزندانمون را تنبل و بی حال خطاب کردن یکی از معظلاتی است که کمتر بهش توجه میشه. به محض حرف گوش ندادن و تحرک نداشتن برچسب تنبلی و بی حالی و یا عبارات دیگه ای به کار بردن باعث میشه برای همیشه انگیزشون را از دست بدن. لذا هیچوقت از این واژه ها برای انگیزه دار کردن و به حرکت دراوردنشون استفاده نکنیم.

قبل از اینکه برای ترس و وبقیه مشکلات فرزندتون قدم بعدی را بردارید بهتره نظرات و سوالات و ابهام های احتمالی را در مورد این دو جلسه بررسی کنیم و بعد از تکمیل این فرآیند به مشکلات بعدی بپردازیم.

موفق باشید.

 

 

تصویر maleki
نویسنده maleki در

جلسه ی دوم درباره درخواست ها و دستورها تفاوت ها و شباهت ها صحبت خواهیم کرد....

تصویر maleki
نویسنده maleki در

باسلام خدمت شما کاربر گرامی:

از توجه شما به تربیت صحیح و اصولی فرزندتون تشکر و قدردانی می کنیم. امیدواریم به یک دوره تربیت فرزند که با شما همراه خواهیم شد مطالبی آموزنده را در راستای ارتقای سطح مهارت پروری فرزند تقدیم شما کنیم.

کودکان در دوره های مختلف سنی دچار تغییراتی می شوند که در قدم اول شناخت این تغییرات و رفتار مناسب با اون لازم هست. به عنوان مثال مطلبی را که عنوان کردید درمورد سرکشی و یا به نوعی حرف گوش نکردن ایشون به یه سری تغییرات وابسته هست که اگر شما از این تغییرات اطلاع نسبی هم داشته باشید تا حدی متوجه می شید که بعضی از این رفتار ها عادی هست .

تغییراتی که در اطراف خودشون می بینند و در شکل گیری شخصیت و هویت بخشیشون دخالت داره،  یکی از همین موارد هست که با کمی دقت از هشدار ها و نگرانی هایی که دارید کم می کنه.

پس مهمترین کاری که شما باید انجام بدید اینه که با هشدارها و نگرانی های مکرر و تند، حس سرکش بودن را به هویت و شخصیتش وارد نکنید. فکر نکنه با این رفتارش پیش شما ارزشی نداره و به عنوان یه بچه ی بی تربیت دارید بهش نگاه می کنید که در این صورت عواقب بسیار بدی را باید منتظر باشید.

پس چه باید چکار کرد:

تقویت نقاط مثبت فرزند و برجسته کردن خوبی هایی که داره . ندیدن منفی ها و بازگو کردن و تشویق کارهای خوب فرزند در طول روز را نباید فراموش کرد. هم حس خودتون موقع ناراحتی از ایشون بهتر میشه و هم فرزندتون سعی می کنه خوبی هاش موندگار و بلکه اضافه بشه. این ادعا بر میگرده به همون حس هویت خواهی و شخصیت طلبی کودکان در این سن وسال.

از طرفی دیگه بی قید و شرط و یکسان دوست داشتن را هم می تونید در این کار تمرین کنید. یعنی بچه ها تا خوبند مورد مهر و محبت و دوست داشتن و اگر بد باشند مورد قهر و غضب.

اینکه تنبیه بشن و یا در مواردی محروم بشند جدای از این مطلب هست. به طوری که همین تنبیه را نتیجه ی رفتار خودشون بدونند و نه اثر دوست نداشتن والدین.

در همین راستا یک تمرین ساده را برای چند روز شما پیشنهاد می کنیم که بعد از انجامش نتیجه و بازخوردش را در یادداشتی برای ما بفرستید:

تا می تونید از نهی کردن پرهیز کنید و بیشتر بسته های پیشنهادی داشته باشید به نوعی کلمه ی " نکن" تا حد امکان حذف بشه.

مثال:

به جای " داخل پذیرایی وسایلت را پخش نکن "

از : جمله ی:
" وقت بازی توی اتاقت باش که راحت تر بتونی بازی کنی"

این نمونه ای بود که توی ادبیات گفتاریتون با فرزندتون می تونید استفاده کنید.

کلیاتی را درمورد چگونگی رفتار و برخورد با هویت و شخصیت بچه های در سنین 5 تا 10 سال خدمتتون عرض کردیم. مروری به مطالب داشته باشید و تمرین پیشنهادی را انجام بدید و اگر سوال یا ابهامی در هر کدوم از قسمت های مشاوره داشتید با ما در میون بذارید تا بیشتر بهش پرداخته بشه.

پایان جلسه ی اول...

موفق باشید