نیمه گمشده ام را در آزمایشگاه پیدا کردم!

22:52 - 1395/02/09

سلام.دختري هستم ٢٣ ساله،دانشجوي ترم٢ ارشد.خوش اخلاق و بسيار مهربان..مدتي بود كه خيلي احساس تنهايي ميكردم و همه اش از خدا ميخواستم كه نيمه گمشده ام رو بهم برسونه..خواستگاراي زيادي داشتم ولي هركدوم به دلايلي رد ميشدن.ملاك اصلي من ميزان تحصيلات طرفه و ملاك خونواده ام وضعيت مالي پسر..دردانشگاه هراستاد براي خودش آزمايشگاه داره كه بعدازانتخاب استادراهنما دانشجو اونجامشغول به كار روي پاياننامه اش ميشه..چندروزي از رفتن من به آزمايشگاه گذشته بود كه يكي از هم آزمايشگاهيهام بهم پيشنهاد دادكه باهم بيشتر آشنابشيم براي ازدواج.باهم صحبت كرديم و من ازايشون خوشم اومد چون دانشجوي دكتري هستن و ازنظر علمي وموقعيت اجتماعي بسيار مورداحترام هستن.شغلشون دبيريه ودرآمدخوبي دارن.خيلي آدم سختكوش وپرتلاشيه.استقلال مالي و فكري داره.منتها خانوادشون پرجمعيته و ازلحاظ مالي و طبقاتي تفاوت داريم..اولش خونواده ام موافق بودن وماحدود يك ماه صحبت كرديم..ولي بعدش خونواده ام به شدت مخالفت كردن وگفتن كه ازنظر خونوادگي مناسب ما نيستن وهرروز تو خونمون سر اين مساله جنگ و دعوا بود.مادرم هرشب با اضطراب ميخوابيد و نگراني تو چهره اش موج ميزد. و من علي رغم ميل باطنيم به ايشون جواب منفي دادم..اما ايشون بازهم خواسته شون رومطرح كردن اين بار از عموم به عنوان واسطه كمك گرفتيم ولي ايشون هم مخالفت كرد و گفتن كه فاصله مون عميقه و قابل اغماض نيست..من پا گذاشتم روي دلم و به ايشون جواب منفي دادم ولي دوسش دارم و نميتونم از فكرش بيام بيرون.راستش مساله ي مالي براي خودم مهم هست.چون توي خونواده ي كاملا مرفه اي بزرگ شده ام و تحمل بي پولي رو ندارم. الان هرروز توي آزمايشگاه همديگرو مي بينيم و تايكسال قراره باهم همكار باشيم.گاها نگاه هامون به هم گره ميخوره..الان نميدونم آيا كار درستي كردم كه بنظر خونواده ام احترام گذاشتم يا نه؟؟ نميدونم چه رفتاري توي آزمايشگاه داشته باشم ؟؟ آيا فراموشش كنم يا اميدوار باشم كه يه روزي بهم خواهيم رسيد؟

http://btid.org/node/90733

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
1 + 0 =
*****
تصویر مجید27
نویسنده مجید27 در

ببینید خانم شما میگید شغلش خوبه پس میتونه درآمد خوب داشته باشه  آزمایشگاه هم رشته ی خوبیه .  باید سعی کنید  تو این فاصله والدینتونو راضی کنید تو این دوره زمونه از این موارد که شغل خوب داشته باشن زیاد پیدا نمیشه

تصویر یاسمین زهرا

بسم الله
شما و خانوادتون همونطور که گفتید مسئله مالی براتون مهمه و قابل چشم پوشی نیست و همونطور که گفتید بین شما و اون آقا از این لحاظ کفویت وجود نداره اون بنده خدا هر چقدر تلاش بکنه شاید بتونه وضع خودشو تغییر بده از لحاظ مالی ولی وضع خانوادشو که نمیتونه ! ادمای مربوط به طبقات مختلف اجتماعی و مالی میتونند با هم ازدواج موفقی داشته باشند به شرطی که مباحثی غیر چیزای مالی براشون اهمیت داشته باشه و زومشون رو چیزای مالی نباشه که علی  ظاهر برا شما و خونوادتون این مسائل مهمه
بنظر من این یکسال رو همانند همکار باشید و سعی نکنید که حداقل از طرف شما کششی وجود داشته باشه بعد اینکه همکاریتون تموم شد خودبخود کنار میاید بقول معروف میگن دوری دوستی نمیاره اما فراموشی چرا!

 

تصویر الهه نازززز

کار درستی کردی که جواب منفی دادی.
پول در زندگی خیلی مهمه. در زندگی شما که در رفاه بزرگ شدی خیلی مهم تره. اون آقا هم که از لحاظ مالی ازت پایین تره.
آدم نباید با کمتر از خودش ازدواج کنه.
رفتارت هم مثل موقعی باشه که تازه با هم همکار شده بودین و هنوز ازت خواستگاری نکرده بود.
فراموشش کن. قحط الرجال که نیست.

تصویر مصطفی راهی

با سلام و عرض تشکر از سوالی که در انجمن رهروان ولایت مطرح کرده‌اید.
معمولا عمده مشکل از آنجایی شروع می‌شد که آنهایی که نظرشان تاثیرگذار است دیر وارد جریان خواستگاری می‌شوند.شما می‌بایست از همان ابتدا که ایشان نسبت به ازدواج با شما ابراز علاقه کردند، آن را از کانال خانواده دنبال می‌کردید نه اینکه اول با هم صحبت کنید و او را مناسب ببیند و نسبت به او متمایل شوید و در سمت مقابل ایشان هم نسبت به شما ابراز علاقه کنند بعد خانواده ها را در جریان مساله می‌گذاشتید.
حال طبیعی است که اگر راه حلی برای راضی کردن خانواده نیابید، هم شرعا و هم عقلا راهی جز فراموشی ندارید و طبیعی است که این مسیر هم چندان آسان نخواهد بود خصوصا همکار بودن با ایشان مشکل را دوچندان می‌سازد.
راه حل ابتدایی در راضی کردن والدین است ولی آنگونه که از صحبت خود شما بر می‌آید خودتان نیز نسبت به معیاری که خانواده گذاشته‌اند در رابطه با اینکه وضع مالی خوب و موقعیت خانوادگی مطلوب را داشته باشند، دارای شک هستید.
تا این شک در وجود شما وجود داشته باشد اقدام خاصی نمی‌توانید انجام دهید ولی ما برای رفع این شک توصیه‌هایی را تقدیم شما می‌کنیم که اگر راه‌گشا نباشند راهی جز فراموشی ندارید.
آنچه به عنوان معیارهای اصلی باید مدنظر قرار گیرد مسائل اعتقادی، فرهنگی و اخلاقی فرد است و سطح تحصیلات و توان مالی در درجه دوم قرار می‌گیرد.
اگر شخصی از لحاظ اعتقادی باایمان باشد و متعهد به زندگی و مسئولیت‌پذیر باشد و از لحاظ اخلاقی خودساخته باشد، بسیاری از شرایط ازدواج را داراست و به نظر می‌رسد وضعیت مالی آن‌چنانی، در فرضی که خواستگار شخص پرتلاش و بافکری باشد، چندان نباید مانع ازدواج جوانان گردد و جمعیت بالای یک خانواده هم نمی‌تواند عاملی برای تعیین وضعیت فرهنگی یک خانواده باشد.
بسیاری از این نکات از جانب دین برای رسیدن به یک زندگی آرامش‌بخش و متعالی به جوانان توصیه شده است که هر چه فرد بتواند معیارهای خود را به آن نزدیک کند به طور طبیعی ازدواج موفق‌تری را رقم خواهد زد.
قرآن كريم در سورة طلاق آية 2 ميفرمايد:« من يتق الله يجعل له مخرجا و يرزقه من حيث لا يحتسب.» طبق اين آيه شريفه خداوند هميشه ياور افراد با تقواست و زندگي او را به نحو احسن و آن طور كه مصلحت اوست سامان ميدهد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منابع برای مطالعه بیشتر:
*‌جوانان و انتخاب همسر. علي اكبر مظاهري. پارسايان چاپ 22، 1383، فصل 5.
*انتخاب همسر. ابراهيم اميني.‌ شركت چاپ و نشر بين الملل(امير كبير ) 1378 ص 97 به بعد.