پسر 5 ساله‌ام خیلی اخلاق گریه کردن داره و مدام برای هرچیزی گریه می‌کنه

07:35 - 1403/04/03

سلام
پسرم متولد ۹۸ هست و تا الان مهد کودک و کلاسی نرفته.
نسبت به همسن‌وسالاش رفتارهاش بچگانه‌تره. خیلی خیلی اخلاق گریه کردن داره و مدام برای هرچیزی گریه می‌کنه یا با حالت گریه صحبت می‌کنه.
همین باعث شده همسن‌وسالاش توی دوستان و آشنایانمون نادیده می‌گیرنش و گاهی اذیتش میکنن و خیلی تمایل به بازی باهاش ندارن؛ چون پسرم خودش رو ضعیف و ساده نشون داده.
حالا ما مدام با تشویق و تنبیه سعی می‌کنیم بگیم با گریه صحبت نکن؛ ولی فایده‌ای نداشته. اقتدار و جسارت در رفتارش نیست.

 

----------------
کاربران محترم مي‌توانيد در همين بحث و يا مباحث ديگر انجمن نيز شرکت داشته باشيد: https://btid.org/fa/forums
همچنين مي‌توانيد سوالات جديد خود را از طريق اين آدرس ارسال کنيد: https://btid.org/fa/node/add/forum
تمامي کاربران مي‌توانند با عضويت در سايت نظرات و سوالاتي که ارسال ميکنند را به عنوان يک رزومه فعاليتي براي خود محفوظ نگه‌دارند و به آن استناد کنند و همچنين در مرور زمان نظراتشان جهت نمايش، ديگر منتظر تاييد مسئولين انجمن نيز نباشد؛ براي عضويت در سايت به آدرس مقابل مراجعه فرمائيد:  https://btid.org/fa/user/register

انجمن‌ها: 
http://btid.org/node/307514
تصویر ابراهیمی راد

با سلام وادب و احترام خدمت شما کاربر ارجمند.
از حسن توجه تان به مرکز اندیشه برتر سپاسگزاریم.

کودکان هدایای زیبای خداوند وامانات الهی هستند که خداوند آن‌ها را مایه برکت و رحمت و آرامش در زندگی ما قرار داده است. ازاین‌رو توجه و رسیدگی به آنان و همت گماشتن در تربیت صحیح آنان علاوه بر اجر معنوی در تربیت و شکل‌گیری شخصیت آنان مؤثر و مورد اهمیت است.

بخشی از پاسخ سوال شما کار بر محترم اولاً جای نگرانی نیست بیشتر این رفتارها تا چند سال اول زندگی برای کودکان طبیعی است. در وحله بعد باید علل بروز این رفتار از فرزندتان بررسی گردد و ببینید آیا در همه شرایط بازی با مادر و خواهرو دوستان خود چنین رفتاری را نشان می دهد یا خیر؟هر کدام باشد دلایل خاص خود را دارد.

گریه زیاد و بی دلیل کودک می تواند خسته کننده و آزار دهنده باشد فقط کافی است که علت گریه زیاد کودک خود را فهمیده و به دنبال یافتن راهکارهای مناسب برای کاهش و کمرنگ کردن گریه های بی دلیل او باشید. مسلما هیچ پدر و مادری نمی توانند فرزند خود را در حال اشک ریختن ببینند و ساکت بمانند. اما باید به عنوان یک پدر و یا مادر سنجیده عمل کنید و اجازه ندهید رفتار شما باعث شود کودکتان عادت به گریه های بی دلیل کند و از آن برای رسیدن به خواسته هایش استفاده کند.

از جمله مواردی که باعث زود رنجی کودکان می شود نحوه برخورد نامناسب و بی تفاوتی والدین در همه ابعاد رفتاری و گفتاری با کودک است که کودک از نظر عاطفی دچار خلاء عاطفی می شود. یکی از ویژگی ها و خصوصیات مادر ایمن  حمایت عاطفی و احساسی است بنابراین در این زمینه فرزند خود را غرق در محبت کرده و کانون توجهات خود قرار دهید.

از جمله دلایل اصلی در پیدایش زود رنجی و در نتیجه گریه های زیاد کودک  می‌توان گفت که  حکایت از زخمی کهنه است که در آنان مرتب تحریک می‌شود، یعنی به هر دلیلی، فرزند شما از زخمی روحی دارد رنج می‌برد. این زخم‌ها ممکن است به یکی از این چهارد دلیل (تهدید، تحقیر، توهین، تمسخر) حاصل شده باشد .

به نظر می رسد که از دلایل گریه کردن زیاد کودک، نداشتن اعتماد بنفس در او است که باعث بروز گریه های ناپایدار و زود رنجی نیز باشد. مشاجرات پی در پی والدین، بی توجهی به کودک، عدم تأمین نیازها و خواسته های معقول کودک، تنبیه، عدم تشویق، استفاده از الفاظ نابجا و ناصحیح در کودک توسط والدین از قبیبل((خنگ، احمق، فضول، و....))

گریه کودک تا حدودی طبیعی است. اما  نگرانی زمانی بیشتر می‌شود که کودک شما بدون دلیل گریه می کند و با هیچ حرف و روشی ساکت نمی شود واز قضا دلیل گریه های او را نمی دانید و یا علت گریه های او برای شما منطقی به نظر نمی رسد. کودکان دلایل جالبی برای گریه های خود دارند که از نظر خودشان کامل درست و منطقی است.

گریه کودک می تواند استرس، نگرانی، اضطراب، کلافه‌گی و ناامیدی والدین را با خود به همراه داشته باشد. جالب است بدانید گریه کردن می تواند در هر سنی مفید باشد. البته اگر به جا و بیش از اندازه نباشد. در واقع گریه به افراد کمک می کند احساس بهتری داشته باشند. پس همیشه نباید هدف شما این باشد که گریه کودک خود را با هر روشی متوقف کنید.

گاهی اوقات ریختن چند قطره اشک می تواند برای بچه ها مفید باشد. پس بهتر است قبل از اینکه به فکر متوقف کردن گریه کودکان باشید، دلیل گریه های او را بررسی نمایید که چرا گریه می کند. دانستن علت گریه های بی دلیل کودک می تواند به شما کمک کند بهترین پاسخ را نسبت به موقعیت داشته باشید.

خستگی زیاد، گرسنه بودن، تحریک بیش از حد کودک(بازی های هیجان انگیز، دیدن یک فیلم یا صحنه ترسناک باعث تحریک پذیری زیاد انان می شود.) استرس کودک(استرس از ترک شدن، یا استرس از دکتر رفتن، تعارضات و کشمکش های والدین، تغییر مکان یا تغییر مدرسه، استرس در هنگام بازی کردن برای کودک استرس زاهستند)، عدم توجه به کودک از جمله دلایلی هستند که باعث گریه یا انگیزه‌های گریه در کودک به شمار می شوند.

اما در باره این بخش از سوال شما کاربر ارجمند  که این رفتارهای کودک شما باعث شده است تا دوستان و همسالانش او را جدی نگیرند باید بگویم رفتار کودکان همسن و سال بر روی یکدیگر تأثرمی‌گذارند. اما این قدرت و تأثیر همسالان در هر سن چگونه است و چه مزایایی برای کودکان و خانواده‌ها دارد؟
هنگامی که فرزندتان شروع به کاوش دنیای بیرون از خانه‌ می‌کند، خواهید دید که کودکان چهار، پنج ساله‌ٔ دیگر می‌توانند چه نقشی مهمی در زندگی او داشته باشند. او چیزهای زیادی را از بچه‌های همسن و سال خود یاد خواهد گرفت، زیرا بچه‌های دو ساله زمان زیادی را صرف مشاهده‌ٔ سایر بچه‌ها و تقلید از اعمال و رفتار آنها می‌کنند.
 

قدرت همسالان کودک خود را دست کم نگیرید و سعی کنید با خانواده‌های همسالانی در ارتباط قرار بگیرد که بیشتر به رشد هم کمک کنند نه تخریب همدیگر.
برای کودک پنج تا هشت سالۀ شما دوست‌یابی یک مأموریت مهم است، زیرا او به طور فزاینده‌ای از خانواده جدا می‌شود و افق دید خود را با حلقۀ اجتماعی بزرگ‌تری که کودکستان به ارمغان می‌آورد، گسترش می‌دهد. از پنج سالگی تا دوران ابتدایی دبستان، داشتن روابط اجتماعی یک تجربۀ واقعاً رضایت‌بخش است. در این سن‌ها، بچه‌ها قادر به ایجاد روابط پیچیده‌تری هستند و کشف می‌کنند که دوست پیدا کردن یک تجربۀ حقیقتاً لذت‌بخش است.

یک کودک دبستانی افتخار می‌کند که به شما بگوید: «این دوست منه». شما همچنین شاهد تغییر در میزان وفاداری و تابعیت فرزندتان به خانواده و انتقال این تابعیت به همسالانش خواهید بود؛ کسانی که بسیار بیشتر از هر سن دیگری با آنها وقت می‌گذراند. همچنین ممکن است فرزندتان به این باور برسد اطلاعاتی که از همبازی‌هایش دریافت می‌کند، حقیقت مسلم است، حتی اگر این‌طور نباشد.

1. نیاز به تأیید دوستان
کودکان پنج تا هشت ساله با تأیید و تعریف‌هایی که از دوستان دریافت می‌کنند، چیزهای زیادی در مورد خود یاد می‌گیرند و واکنش بچه‌های دیگر نقش بسزایی در ایجاد خود‌انگارۀ آنها دارد. به عنوان مثال، اگر همکلاسی‌ها در مورد مهارتش در گرفتن توپ اظهار نظر کنند، ممکن است خود را یک ورزشکار ببیند، یا اگر بچه‌های دیگر به شوخی‌های او می‌خندند، به این نتیجه می‌رسد که بامزه است. به عبارت دیگر، کودک‌تان بر اساس برخوردها و تعامالات با همسالانش، شروع به ایجاد تصویر پیچیده‌تری از خود می‌کند.

اگر همسالانش او را بپذیرند، عزت نفسش افزایش می‌یابد و اگر او را طرد یا مسخره کنند، عزت نفسش ممکن است ناگهان تنزل کند. تقریباً در این سن‌‌هاست که همسالان شروع به آزار یا تمسخر بچه‌هایی می‌کنند که کمتر از بچه‌های دیگر توانا یا مستعد هستند.باتوجه به اینکه نگرانی بیشتر شما کاربر ارجمند بر روی همین محور استوار شده لذا در ادامه راهکارهایی جهت تقویت اعتماد به نفس و عزت نفس ارائه می گردد. به نظر می رسد یکی از اصلی ترین علل رفتاری فرزندتان و رفتارهای تهاجمی یا تخریبی هم سالان فرزندتان با او به همین دلیل نداشتن اعتماد به نفس و عزت نفس لازمه که او را دست می اندازند یا تحقیر می‌کنند.
 

2. خلق‌وخو و شخصیت
از پنج سالگی بچه‌ها دوستان خود را پیدا می‌کنند. آنها اغلب دوستانی با ویژگی‌ها، الگوهای بازی، علایق، فعالیت‌ها یا سرگرمی‌های مشابه خود را انتخاب می‌کنند. پس اگر کششی بین بچه‌ها وجود ندارد، آنها را وادار به دوستی با هم نکنید. مانند بزرگسالان، خلق‌وخو، شخصیت یا سبک شخصیتی هر کودک پنج ساله با هر کودک پنج سالۀ دیگری جور نمی‌شود.

همچنین بیش از حد نگران این نباشید که فرزندتان چند تا دوست دارد یا آیا بین همسالانش محبوب است یا نه. برخی از بچه‌ها خوشحال می‌شوند که زمان زیادی را فقط با بهترین دوست خود بگذرانند و برخی کودکان اجتماعی‌تر دیگر، با داشتن تعداد زیادی دوست خوب شکوفا می‌شوند.

 به‌طورکلی، تا زمانی که دوستان تأثیر مثبتی بر یکدیگر دارند، دخالت نکنید. اگر می‌خواهید فرزندتان روابط خوبی با همسالان خود برقرار کند، وظیفۀ شما فقط محافظت، مشاهده و دادن اجازۀ شکوفایی به آنهاست.

3. تأثیرپذیری مثبت
بچه‌های پنج ساله تلاش مشترکی برای به اشتراک گذاشتن و سهیم کردن دیگران، جلب رضایت هم‌بازیان خود و حل و فصل تعارضات به شکل مستقل انجام خواهند داد. به عنوان مثال، اگر فرزندتان می‌خواهد با دوچرخۀ دوستش دوری بزند، او و دوستش راهکاری می‌یابند که برای هر دو قابل قبول باشد.

همسالان همچنین می‌توانند یکدیگر را مورد تشویق و حمایت قرار دهند و همدیگر را به چالش بکشند تا در زمینه‌های درسی، ورزشی و هنری بیشتر تلاش کنند. اگر بهترین دوست فرزندتان عاشق کتاب است، اشتیاق او به خواندن شاید تنها چیزی باشد که فرزندتان برای کتابخوان شدن نیاز دارد.

به طور مشابه، اگر فرزندتان بخواهد از دوستی که در یک ورزش خاص برجسته است دنباله‌روی کند، امکان دارد در زمین بازی کمی سخت‌تر تلاش کند بنابراین در انتخاب خانواده دوستان فرزندتان دقت نظر لازم را داشته باشید اما هیچ گاه به آنها نگویید که فرزندتان اعتماد بنفسش پایینه به همین خاطر می خوام بابچه شما دوست باشه این کار به تخریب بیشتر فرزندتان منجر خواهد شد.

4. فشارهای منفی
وقتی فرزندتان به کودکستان می‌رود، تمایل او برای پذیرفته شدن توسط گروه همسالانش ممکن است منجر به رفتارهای خطرناک یا ضداجتماعی شود. او ممکن است پیش خودش فکر کند: «اگه من با دوستام روی میز را خط‌‌خطی نکنم، اونا دیگه من رو دوست ندارن». اگرچه نمی‌توانید انتخاب کنید که فرزندتان با چه کسانی دوست است، اما وقتی همسالانش او را تشویق به رفتاری می‌کنند که با طبیعتش سازگار نیست، می‌توانید به آن اشاره کنید. سپس، به جای این که به او بگویید چه کاری باید بکند، در مورد این گرفتاری با همسالان سؤالاتی از او بپرسید تا کمکش کنید که به طور مستقل راه‌حلی بیابد.

در برابر میل به بیرون راندن بچۀ دردسرساز از حلقۀ اجتماعی فرزند خود مقاومت کنید. بیشتر بچه‌ها پاسخ خوبی نخواهند داد اگر از آنها خواسته شود که با شخصی که آنها دوست خوبی می‌دانند، معاشرت نکنند. برعکس، دوستی فرزندتان را با بچه‌های دیگری که رفتار، ارزش‌ها و علایقشان با تأیید شما روبه‌روست، تشویق کنید. این کودکان را به خانۀ خود یا به همراهی در فعالیت‌های بیرونی با فرزندتان دعوت کنید.

وقتی فرصتی پیش آمد، با لحنی خونسرد و منطقی به فرزندتان بگویید که شما در مورد همبازی‌های خطرسازش چه نگرانی‌هایی دارید. به جای انتقاد از شخصیت آن بچه، روی رفتارهای خاص تمرکز کنید. مثلاً توضیح دهید که چرا زورگویی دوستش شما را آزار می‌دهد یا چرا میل او به دردسر درست کردن شما را ناراحت می‌کند. فرزندتان را از معاشرت با این دوستان منع نکنید، اما به او بگویید که اگر در رفتارهای غیرقابل قبول آنها مشارکت کند چه عواقبی خواهد داشت.

کلمۀ «نه» برای این گروه سنی کلمۀ بدی نیست، فقط با مهربانی و مؤدبانه به او بگویید که: «ما این‌ جور کارها رو نمی‌کنیم». به این ترتیب، می‌توانید عزت نفس کودک خود را تقویت کنید؛ با نشان دادن این نکته ‌که به او اعتماد دارید تا مسئولیت اعمالش را به عهده بگیرد و تصمیمات درستی اتخاذ نماید.
چنانچه باز هم در این زمینه سوالی داشتید می توانید در ادامه همین پست ارسال نمایید.
موفق باشید