شهادت امام حسن عسگری-ع آغاز امامت امام مهدی-عج ارسال رصد

چرا زن برای خروج از منزل باید از همسرش اجازه بگیرد؟

09:59 - 1399/11/06

سوال یکی از کاربران محترم

چرا در اسلام زن برای خروج از منزل باید از همسرش اجازه بگیرد؟ یعنی زن نباید از خودش اختیار داشته باشد؟

-------------------------------------

کاربران محترم مي‌توانيد در همين بحث و يا مباحث ديگر انجمن نيز شرکت داشته باشيد: https://btid.org/fa/forums
همچنين مي‌توانيد سوالات جديد خود را از طريق اين آدرس ارسال کنيد: https://btid.org/fa/node/add/forum
تمامي کاربران مي‌توانند با عضويت در سايت نظرات و سوالاتي را که ارسال ميکنند را به عنوان يک رزومه فعاليتي براي خود محفوظ نگه‌دارند و به آن استناد کنند و همچنين در مرور زمان نظراتشان جهت نمايش، ديگر منتظر تاييد مسئولين انجمن نيز نباشد؛ براي عضويت در سايت به آدرس مقابل مراجعه فرمائيد: https://btid.org/fa/user/register

http://btid.org/node/157907

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
تصویر علیرضا2021
نویسنده علیرضا2021 در

نه شماها مثل اینکه راست میگفتید!!!الان میفهمم باطن قضیه چیه!!!شما زنها خوشی زده زیر دلتون و چون بهتون محبت میکنن و خانم خانم بهتون میگن دور برتون داشته و پررو شدید!!!واقعا روزی هزار مرتبه خداروشکر میکنم که جور نکرد من ازدواج کنم چون جدا از مسئله طلاق و خیانت و...مثل اینکه باید تا آخر عمر زن سالاری رو تحمل کنم و تازه راضی بودنی هم درکار نیست و روز بروز خانم توقعات و تنوعاتش بالاتر بره!!!همون شما زنها لیاقتتون اینه باچندر غاز حقوق برید تو لباس فروشی ها و شیرینی فروشی هاو...کار کنید با هزار حرف و حدیث و متلک و مزاحمت!!!واقعا خلایق هرچه لایق همه میرن دنبال لیاقتشون راسته!!!

نیکی که از حد بگذرد    نادان خیال بد کند!!!

تصویر علیرضا2021
نویسنده علیرضا2021 در

نه شماها مثل اینکه راست میگفتید!!!الان میفهمم باطن قضیه چیه!!!شما زنها خوشی زده زیر دلتون و چون بهتون محبت میکنن و خانم خانم بهتون میگن دور برتون داشته و پررو شدید!!!واقعا روزی هزار مرتبه خداروشکر میکنم که جور نکرد من ازدواج کنم چون جدا از مسئله طلاق و خیانت و...مثل اینکه باید تا آخر عمر زن سالاری رو تحمل کنم و تازه راضی بودنی هم درکار نیست و روز بروز خانم توقعات و تنوعاتش بالاتر بره!!!همون شما زنها لیاقتتون اینه باچندر غاز حقوق برید تو لباس فروشی ها و شیرینی فروشی هاو...کار کنید با هزار حرف و حدیث و متلک و مزاحمت!!!واقعا خلایق هرچه لایق همه میرن دنبال لیاقتشون راسته!!!

نیکی که از حد بگذرد    نادان خیال بد کند!!!

تصویر "نمی دانم" چون سقراط
نویسنده "نمی دانم" چون سقراط در

اجازه دهید از منظر دیگری طرح موضوع کنم؟

این ایات و احادیث که از ان حقوق برداشت میشود، علاوه بر پوسته ظاهری آن، بطونی دارند که بر ما پوشیده است. ولی ما با تفکر میتوانیم بقدر وسع خودمان از انها بهرمند شویم. برای همین هم هست که روایت داریم: "افضل العباده ؛ التفکر". و در قران ایات "افلا یتدبرون" و "لعلکم تعقلون" زیاد هست.

چرا ما همش پوسته ظاهری حقوق را می بینیم؟ چرا فکر نمی کنیم که خدایی که این حقوق را وضع کرده بعدش هم فرموده : «هُنَّ لِبَاسٌ لَّكُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ» زن و شوهر بايد همانند لباسی عيب‌های يكديگر را پوشش داده و در اصلاح يكديگر بكوشند.

اجازه بدید خیلی بازتر بیان کنم!

چرا شما از این حقوق برای نفوذ به قلب همسرانتون بهره نمیبرید؟ مگر تمام آرزوی یک زن تسخیر قلب همسرش نیست؟!

یادم هست زمانیکه تازه ازدواج کرده بودم باید برای کاری بیرون میرفتم. با سختی شماره همسرم رو که در دسترس نبود ازاد کردم و از ایشان اجازه گرفتم.

وقتی خانه آمد خندید و گفت تو 4 ساعت خط منو ازاد کردی که نیم ساعت بری کاری انجام بدی؛ خب میرفتی!

به او نگفتم این یکی از حقوق توست اولا. ثانیا چنین است.ثالثا چنان است.

به او گفتم وقتی از تو اجازه میگیرم قلب من در ارامش است و بدون استرس بکارم میپردازم و ... .

از انروز تا به امروز ایشان بارها این مساله رو مایه مباهات خود نقل کرده و به خود میبالد.

به همین سادگی.

«الْمُؤْمِنُ كَیّس»؛ «مؤمن زرنگ است»

موفق باشید. 

تصویر مسیح
نویسنده مسیح در

اخه عزیزم دلم همه مثه شوهر شما عاقل و محترم نیستند. یه سری مرد با همین قوانین و احکام ،دنیا رو برای زنشون جهنم  میکنند که طرف نه راه پیش داره نه راه پس. الان اگه زبونم لال، شوهر ت پارانوئید داشت این اجازت رو  انقدر محترمانه جواب میداد نه به خدا ما. باید قوانین مساوی کنیم که اگه یه مرد روانی مشکل دار، دچار فقر فر هنگی  و زالو صفت هم جرئت تجاوز به حقوق زن رو نداشته باشه و بدونه که اگه پاش به قانون برسه خود خداهم نمیتونه کمکش کنه .حالا اگه شوهرشون خوبه که فبها اصلا استفاده نکنند. بخدا همه زندگیا گل و بلبلو همه مردها عاقل و سالم نیستند قوانین باید به درد همه بخوره زنی که شوهرش مفقود شده وحق طلاقم نداره باید چن ماه صبر کنه تا دادگاه صالحه حکم طلاق غیابی ببره ؟؟تو این مدت میل جنسی نداره؟امنیت نمیخاد؟ خوب چرا نباید خودش حق طلاق داشته باشه و از این اتاق با اون اتاق نشه یا زنی که شوهر معتاد داره که کار نمیکنه و اجازه کار کردنم به زنش نمیده چرا باید اویزون باباش باشه واسه چندر غاز و دستش نره تو جیبش؟  یا زنه نخبه ای که ویزای امریکا داره چندین سال زحمت کشیده اپلای کرده چرا باید توسط شوهرش ممنوع الخروج بشه چون اقا دوست داره ور دل مادرش باشه و فک میکنه جز مملکتش بقیه جاها جهنمه و حق طلاقم که زنه نداره. چرا یه زنی که شوهر پارانوییدی داره واسه هربار بیرون رفتن و نرفتن از شوهرش کتک بخوره و بعد تو دادگاه شوهره بهش ببنده که بدون اجازه بیرون میرفته . چرا یه زن باید مهریشو در مقابل حضانت بچش ببخشه مگه بچه فقط مال باباهست ویا چرا وقتی مردی زنش رو تو خونه مادرش اسکان میده و بعدا اینها باهم نمیسازن و مادر شوهر بردر لاینه و ایراد داره مرده صاف صاف تو دادگاه میگه من فقط میتونم اینجا اسکانش بدم نمیتونه مهرشو ببخشه تا طلاقش بدم . خیلیییی چرا ها. بیا یه روز کلینیک پیش من باهم بریم بیش از بیست زن که بهت نشون بدم  این دادگاه خانواده  چه پدری ازشون دراورده و اخر هم حقشون نداده با خودت دستمال کاغذی هم  بیار واسه تمام زنها مظلوم بشینیم گریه کنیم و تو سر بزنیم . وگرنه منی که قدرت دارم ثروت دارم و دومتر زبون که حریف میطلبه اگه حق قضایی هم نداشته باشم از غرامت این زندگی برمیام و تو هم که شوهر خوب داری لازمت نمیشه ولی ادم خوب نیست تا نوک بینیش رو ببینه .اه تمام خاطرات بد اومد تو ذهنم .امضا؛ مسیح

تصویر مسیح
نویسنده مسیح در

اخه عزیزم دلم همه مثه شوهر شما عاقل و محترم نیستند. یه سری مرد با همین قوانین و احکام ،دنیا رو برای زنشون جهنم  میکنند که طرف نه راه پیش داره نه راه پس. الان اگه زبونم لال، شوهر ت پارانوئید داشت این اجازت رو  انقدر محترمانه جواب میداد نه به خدا ما. باید قوانین مساوی کنیم که اگه یه مرد روانی مشکل دار، دچار فقر فر هنگی  و زالو صفت هم جرئت تجاوز به حقوق زن رو نداشته باشه و بدونهک ه اگه پاش به قانون برسه خود خداهم نمیتونه کمکش کنه .حالا اگه شوهرشون خوبه که وبها اصلا استفاده نکنند. بخدا همه زندگیا گل و بلبلو همه مردها عاقل و سالم نیست قوانین باید به درد همه بخوره زنی که شوهرش مفقود شده وحق طلاقم نداره باید چن ماه صبر کنه تا دادگاه صالحه حکم طلاق غیابی ببره ؟؟تو این مدت میل جنسی نداره؟امنیت نمیخاد؟ خوب چرا نباید خودش حق طلاق داشته باشه و از این اتاق با اوت اتاق نشه یا زنی که شوهر معتاد داره که کار نمیکنه و اجازه کار کردنم به زنش نمیده چرا باید اویزون باباش باشه واسه چندر غاز و دستش نرهتو جیبش؟  یا زنه نخبه ای که ویزای امریکا داره چندین سال زحمت کشیده اپلای کرده چرا باید توسط شوهرش ممنوع الخروج بشه چون اقا دوست داره ور دل مادرش باشه و فک میکنه جز مملکتش بقیه جاها جهنمه و حق طلاقم که زن نداره. چرا یه زنی که شوهر پارانوییدی داره واسه هربار بیرون رفتن و نرفتن از شوهرش کتک بخورهو بعد تو دادگاه شوهره بهش ببنده که بدون اجازه بیرون میرفته . چرا یه زن باید مهریشو در مقابل حضانت بچش ببخشه مگه بچه فقط مال باباهست ویا چرا وقتی مردی زنش رو تو خونه مادرش اسکان میده و بعدا اینها باهم نمیسازن و مادر شوهر بردر لاینه و ایراد داره مرا صاف صاف تو دادگاه میگه من فقط میتونم اینجا اسکانش بدم نمیتونه مهرشو ببخشه تا طلاقش بدم . خیلیییی چرا ها. بیا یه روز کلینیک پیش من باهم بریم بیش از بیست زن رو بهت نشون بدم که این دادگاه خانواده پدرشون دراورده و اخر هم حقشون نداده با خودت دستمال کاغذی هم  بیار واسه تمام زنها مظلوم بشینیم گریه کنیم و تو سر بزنیم . وگرنه منی که قدرت دارم ثروت دارم و دومتر زبون که حریف میطلبه اگه حق قضایی هم نداشته باشم از غرامت این زندگی برمیام و تو هم که شوهر خوب داری لازمت نمیشه ولی ادم خوب نیست تا نوک بینیش رو ببینه .اه تمام خاطرات بد اومد تو ذهنم .امضا؛ مسیح

تصویر ناشناس
نویسنده ناشناس در

خواندن این متن برای دیگران ضرورتی ندارد، در جواب کاربر مسیح نوشته ام.

ببین مسیح جان، طبع من اینجوری نیست بیام بنویسم شوهرم فلانه، مادرشوهرم بهمان.

اگه یکی دوباری هم اینجا چیزایی گفتم هم اینکه خواستم مشاوره بگیرم، هم اینکه حس کردم نویسنده شدیدا به همدردی نیاز داره. وگرنه برای درد دل هم ننوشتم.

چون خاطر شما برام عزیزه یه چیزایی رو برات مینویسم. عزیزم اونجوری که شما فکر کنی نفسم از جای گرمی پا میشه ، نبوده. البته الان رسیدم به حالت خلسه. الان دیگه از نظر من گذشته و حال و اینده؛ همش یکیه. اون گذشته هم دیگه ؛ "ما رایت الا جمیلا". ولی عزیزم، من به زحمت رسوندمش به اینجایی که الان هستم.

اینجوری نبود که فدات شم. صبوری کردم‌.

من وقتی بداخلاقی میدیدم، بی محلی میدیدم و ... پیگیر علت میشدم. نگاهم اینجوری بود که پوسته ظاهریش بداخلاقیه. پشت این بداخلاقیها یک رنجی نهفته است. این رنج لزوما به من هم مربوط نبود. ولی میدیدم رنجی عمیقه. من باید مدارا میکردم. من جواب بداخلاقی رو صرفا محبت میدادم. چون جواب رنج درونی یه ادم، محبته؛ نه تلافی. نه انتقام.

۱۵ سال پیش که ازدواج کردم گفتم درست شد، شد؛ نشد؛ هم نشد. این زندگیو تونستم درستش کنم، فبها. نتونستم هم آخر دنیا نیست؛ خیال میکنم تو خوابگاه دارم زندگی میکنم؛ تا این حد. به خودم گفتم:

جهان به چشم تو روشن شد ، شد؛ نشد ، نشد

یک سکه هم به نام تو زدند، زدند؛ نزدند، نزدند.

اونموقع خوابگاهی بودم. محل کارم جای دیگری بودم. گاهی شبها در خوابگاه تک و تنها بودم. با ابوحمزه حاج منصور جوری گریه میکردم که خودم از آه و ناله خودم میترسیدم.

البته همه تلاشم رو بکار بستم که زندگیم رو متحول کنم. وقتی مشاوره رفتم، گفت طلاق بگیر. من با خودم گفتم:

گلی جاوید خواهم ساخت

ز عطر بوی تو بویش

زرنگ شرم تو رنگش

وسرشاراز شراب یادتو یادش

وآن گل را بروی سینه خواهم زد

که باهر ضربه قلبم زجا خیزد

درون جان وعشق وهستیم ریزد

گلی جاوید خواهم ساخت.

من در مقام بیان مشکلاتم نیستم و نبودم. ولی خیلی از این مشکلات سایت رو من پشت سر گذاشتم. باور کن یاداوری اون خاطرات الان دیگه اصلا برام ناراحت کننده نیست. اون اتفاقات باید در زمان خودش رخ میداد تا من اینی بشم که امروز هستم.

مردی که روزی اگه کسی به شوخی بهش میگفت زن ذلیل ، چندین سال از بهترین سالهای زندگی خودش و منو حرام میکرد، الان شب تا دست منو نبوسه نمیخوابه. مردی که نو عروس خودش را در نصف شبهایی که به قم میرسد، مشایعت نمی کرد، امروز وقتی از او میپرسم آقا اجازه میدهی روزه بگیرم؟ به او میگویم بگی بگیر میگیرم، بگی بمیر میمیرم. می گه روزه نگیر که کنار من پای سفره بنشینی غذا بخوری که غذا به من بچسبد.

من باید ان سالها که قطار مرا بی کس و تنها ساعت 2_3 نصف شب قم میرساند؛ را طی میکردم تا حضور قلبی امام زمان عج را اطراف خود حس کنم. (البته من هیچوقت توفیق زیارت چشمی ایشان را ولو در خواب هم نداشته ام) کسی جسارت مرا نداشت و جرأت جسات به مرا نداشت. اینجا من چه تعریف خودم بدم چه ندم کسی نمیدونه من کی ام! منو اینجوری که شما داری میشناسید همکارام هم نمیشناسند. هیچکس نمیدونه من شعر دوستم حتی! خیلی عادی تر از چیزی که فکرشو کنی روی زمین خدا راه میرم و زندگی میکنم.

درسته که قبل از ازدواج به امید تغییر نباید ازدواج کرد. ولی بعد از ازدواج مصاحبت و قرابت تاثیر پذیری میاره. شما ممکنه دستاوردت از زندگیت این باشه که لجبازیهات رو به همسرت یاد بدی، ممکنه هم به اون محبت کردن بیاموزی. من دومی رو انتخاب کردم. البته برای من هم خیلی سخت بود؛ ولی من راه دیگری بلد نبودم. انچه بودم همین بود. در نقش دیگری نبودم.خودم بودم و خودم.

این دستاوردهای منه از ۱۵ سال زندگی که نه عاشقانه شروع شد. نه دوستی قبلش بود. نه مرد دیگری را وارد حریم خودش کرده بود. بلحاظ مشکلاتی که داشتم به روش جد بزرگوارم ازدواج کردم. بدون حرف زدن ، بدون نامزدی ، بدون معارفه ، بدون شناخت، بدون تحقیق... کسی رو نداشتم برام تحقیق بره. شهرستانی هم که بودند هم مزید برعلت بود. از دو فرهنگ کاملا جدا. باور کن من شهر شوهرم را که الان 15 ساله درش زندگی میکنم، در عمرم ندیده بودم.

مسیح عزیزم شاید زندگی من و شما تا انجا که نوشتی و من خواندم از یک جهت هایی شباهتهای بهم داشته باشه.

ولی من جور دیگری قوی بودن رو تمرین کردم. و شما جور دیگری!

من در مقام مقایسه و یا تعیین اینکه کداممون راه رو درست رفتیم کدام اشتباه ؛ نیستم. خدای من گواهه ، خودش هم حاکم.

ولی خیلی از این مواردی رو که نوشتی من گذروندم؛ خیلی موقعیتها رو همسرم اجازه نداده؛ گفتم چشم. چون همیشه زندگیم برام مهمتر بوده.

من 2 سال اول، خونه مستقل داشتم باید از صبح تا شب خونه مادرشوهرم میرفتم و ایشون درب خانه را قفل میکردند و کلید رو هم برمیداشت؛ منتها من خودم را به تغافل میزدم که بپندارند اصلا من متوجه نشدم که چنین کردند! اصلا و ابدا به روی خودم نمی اوردم. چون حفظ زندگیم برام مهم بود. اینکارشون برای این بود که باهاشون زندگی کنم.

جاهایی همسر من بهم اجازه نداده که جانم در خطر قرار میگرفت؛ من برام مهم نبود. مسیح جان!

شاید از جانم خسته بودنم. شاید هم مرگ برایم ترسی نداشت. میدونی کیا شاعر میشن؟ من شاعر نبودم؛ شدم. مسیحم، زندگی مرا شاعر کرد. شعر تبلور روح منست.

یک حرفی شما تو اون پیج بهم زدی ، من با تمام گوشت و پوست و استخوانم درکت کردم. گفتی "حاضری تو یه رابطه بد داشته باشی ولی باشی تا ابد هم. حتی اگه از همه نظر مستقل باشی".

این حرف شما منو یاد خودم انداخت.

چرا دروغ بگم افسوس خوردم که چرا بد شروع کردی و بازی روزگار زندگی شما را هم جور دیگری رغم نزد!

منتها مسیحم منو اتفاقا موعظه متحول کرد. چیزی که شما فرمودی : "ما با موعظه به جایی نمیرسیم "

من رشته ام ریاضی بود. یکروز دبیر فیزیکم سر کلاس فیزیک به ما گفت بچه ها روزی ده ایه قران بخوانید ، پایان ختم قرآن از خدا هرچی بخواهید ؛ اجابت میکنه. من تا اونموقع لای قران رو باز نکرده بودم. خواندم و پایانش از خدا خواستم هر اتفاقی که برام بیفته منو در پناه خودش نگهداره. خودم از خدا خواستم منو توی مسیر خودش قرار بده. شاید از اینجا شروع شد. شاید از ساعتهای 6 صبح روزهای صبح جمعه که پس از دعای ندبه ، حاج پناهیان، موضوع سخنرانیهاش محبت بود. شاید از نیمه شبهایی که مهمان خانه امام زمان عج بودم.

شاید هم نه؛ از اینجا شروع شد. (نمیدانم ظرفیت شنیدن برخی چیزها که بنظر برخی خرافاته رو داری یا نه؟! )

شاید از یه خوابی که معتقدم حجت نیست شروع شد؛ من یک شب خوابی دیدم که در کشتی بودم وسط دریا و یه خانم سفید پوش که نمیدانم که بود، دواطلبانه امتحان قران می گرفت. قرار بود نتایج امتحان رو بده به اهل بیت یا خود خدا؛ یادم نیست (خواب دهه 20 سالگی منه) اولین داوطلب من بودم. قران خواندم و رفتم، نشستم و بعد از من، هرکه امتحان داد توی توماری حاجاتش رو مینوشت، من ننوشته بودم و پیش خودم غبطه خوردم که نمیدانستم میشه حاجاتم رو بنویسم، امتحان قران که تمام شد خانمه که بساطتش رو جمع کرد که بره بهش گفتم خانم من حاجت ننوشتم اجازه میدید منم بنویسم؟ بهم گفت شما زیر حاجات همه رو امضا کن. من خوشحال امضا کردم. و از خواب بیدار شدم. از انروز تا حالا اعتقاد به نجات دارم. هر اتفاقی هم که برام بیفته، مطمئنم "الله یجعل له مخرجاً".

خلاصه مسیح من هرچی بیشتر میگذشت و سختیهام بیشتر میشد؛ اعتقادم به حکیمانه بودن نظام خلقت بیشتر میشد. من با تمام وجود حقایق برخی ایات قران رو در زندگیم لمس میکردم.

من فلسفه نخواندم. ولی باید خودم رو در فلسفه و بقول دوستان در کائنات رها میکردم. چون من جایی امن تری سراغ نداشتم.

من اون خانمهایی که شما در دادگاه دیدی رو مشاوره دادم. میدانم در دادگاههای ما چه میگذرد. اگه نخواندی این کد را (157371) بخوان بخشی از زندگی منه که باهاش هنوز هم درگیرم.

طولانی شد و ملال اور.

فقط قربونت برم شما به هرکه بگویی:"ولی ادم خوب نیست تا نوک بینیش رو ببینه" این صحبت شما رو به همین میزان تند و اهانت آمیز پاسخ میده گلم. بر اعصابت مسلط باش. بر مشکلات مردم گریه کن ؛ منم می گریم؛ ولی قاطی نکن، فدای تو بشم من.خخخخ

تصویر مسیح
نویسنده مسیح در

چی بگم؟ ما بر خلاف گذشته مشابه ،حال و اینده خیلی متفاوتی داریم و انقدررررررر از هم دوریم که من حتی نمیفهمم شما چی میگی :( چه بد که من حتی ۱۰ درصد متن پیامت هم نفهمیدم چه برسه درکش کنم.

میتونم بگم پیام اولت تا پیام دومت لحن و نگارشت کاملا متفاوت بود وقتی متن اولیه رو خوندم این طور تجسمت کردم که یه زن لوس نازپرورده عشق شوهرکه باباش تو سن پایین با جهاز فراون و سوت وصلوات دادتش به یه ادم حسابی روشوهره هم روتحت پادشاهی بادش زده ،مرفه بی دردی که از اروغ سرمستی پول و محبت تحت تاثیر احکام اسلامی چهار ساعت پشت خط شوهر جونش وایساده تا واسه نیم ساعت بیرون رفتن اجازه بگیره شوهرش کیف کرده باحال جوابشو داده. این دفیفا تجسم من از خوندن متن اولت بود که ما سعی کردم با تازیانه واقعیت متوجه اوضاع خراب زنانها و قوانینش بکنم .

ولی چیزی که ازمتن دومت برداشت کردم یه زن قوی درد کشیده خود ساخته ایه که جنگیده ولی تسلیم حقیقت شده و شوهر نه چندان مهربان و زن دوستی که تازه سر به زندگی شده .

نمیدونم کدومش درسته ولی این رو میدونم که مسیر ما کاملا از هم جداست من نمیتونم انقدر قوی باشه و صبور که مردی رو با محبت به سازگاری برسونم .من برای استقلالم جنگیدم و اکنون با کسی وارد رابطه یا ازدواج میشم که خودم انتخاب کنم نه خانواده و پای بدیش و خوبیش میمونم و نمیتونم بهبودس ببخشم و در موقع اختلاف قانون رو حاکم میدونم نه اخلاق .چون محبت واخلاق زمانبره ومن ادم صبوری نیستم و اون فرد سریعا با نفر بعد عوض میکنم.  میتونی برام راحت تر بنویسی که بفهمم؟؟ مسیح

 

تصویر ناشناس
نویسنده ناشناس در

نگارشش رو که گفتی... خب اون ادبیات پیام اول برای عموم بود. ادبیات پیام دوم دوستانه بود برای یکنفر. خیال کردی کس دیگری نوشته؟!خخخ

اون پیام اول من چیزی نگفتم از خودم. فقط خواستم بگم بابا من که همش سرم تو حقوقه، از منظر حقوقی بهش نگاه نمی کنم. خخخخ

بهرحال بهت نمیگم کدوم برداشتت از من درسته؛ خودت بهش میرسی بالاخره. نرسی هم که خب اتفاق خاصی نیفتاده. 

ولی یک حسِ در شما می بینم ، چجوری بگم مثل بچه ای که میخوان امپولش بزنن و پاشو به زمین محکم میگیره و از جاش تکون نمیخوره. نمیدانم چرا انگار خیال کردی من امدم مسلمانت کنم یا امدم بگم شبیه من شو یا چنین چیزهایی... ! 

من که گفتم که دنبال مقایسه و تعیین خوب و بد نیستم. از چه نگرانی؟!

من کلاس پنجم دبستان بودم پولهامو جمع میکردم یک کتابفروشی پیش خونمون بود کتاب دست دوم میفروخت. جلد اول کتاب داستان راستان رو خریدم. یه قصه داشت دوستی مسالمت امیز مسلمان و کافر. من از بچگی تو چنین فضاهایی بودم. برام جدید نیست. اونجوری که فکر میکنی نیستم.

شما هر چه که هستی لاییک یا ... از نظر من خدای مسیح همان خدای موسی است که بهش میگه: 

وحی آمد سوی موسی ازخدا  

بنده ما را زما کردی جدا

تو برای وصل کردن آمدی

نی برای فصل کردن آمدی

ما برون را ننگریم و قال را

ما درون را بنگریم و حال را

ملت عشق ازهمه دینهاجداست

عاشقان راملت ومذهب خداست

لعل راگرمهرنبود،باک نیست

عشق دردریای غم غمناک نیست

چونکه موسی این عتاب ازحق شنید

دربیابان، درپی چوپان دوید

در رابطه ادبیات هم که گفتی راحت تر بنویس؛ نفرمایید خانم؛ ادبیات شما جز ادبیاتهای سطح بالاست. منتها عجول بودن در نوشتارتون موج میزنه.خخخخ

تصویر مسیح
نویسنده مسیح در

الان سقراط خودمونی دیگه.؟ اقا نترسون منو یه ناشناس هست با نظرات من حال نمیکنهکلا تو نقد نظرات منه فک میکنم تویی میرم تو گارد:( من کلا با اخلاق حال نمیکنم چون خودم اخلاق نسبی رو قبول دارم پس به اخلاق اعتماد نمیکنم فصل الخطابم قانونه.خودم میدونم دومی هستی ولی نوشته اولت  شبیه ادم بی دردا بود گفتم که بدونی من تو  نوشتها ادمها رو حس میکنم. نه بابا چه سطح بالایی من اصلا ادبیاتایی که تم مذهبی دارن نمیخونم چون نمیفهمم چی میگن.اره راستیتش میترسم سم اسلام از طریق نوشتار وارد بدنم بشه و مسمومم کنه خیلیییییی میترسم. عجول نیستم خواهری میخام زود تر فرار کنم مسموم نشم.مسیح

تصویر ناشناس
نویسنده ناشناس در

اره من "نمی دانم" چون سقراط هستم. خخخخ

اون ناشناس هم نمیدونم کیه. ولی اونجا که بهت بصورت ناشناس نوشتم بهت گفتم من بودم.

اتفاقا دیروز یه ناشناسی هم به علیرضا گفت 2 بار 2 بار میفرستی و ... ؛ من پیش خودم گفتم واویلا الان خیال میکنه منم.خخخخ

خوبه که عجول نیستی؛ منتها گاهی پیامهات ، فعلهاش جوریه که من متوجه نمیشم چی داری میگی! برای همین فکر کردم تند تند مینویسی و ارسال میکنی،  دوباره نمیخونی که ببینی چی نوشتی!

سطح بالا بودن ادبیات که مساوی با مذهبی نوشتن نیست که. بهرحال من از ادبیاتت بدم نمیاد.

دلت خوش و سرت سبز

تصویر علیرضا2021
نویسنده علیرضا2021 در

سلام.درجواب شما و خانم مسیح باید عرض کنم شماها کلا اشتباه متوجه شدید و اصلا چیزی که شما گفتید اون نیست.اصلش اینه که زن و شوهر نباید بدون((اطلاع))همدیگر جایی برن یا کاری بکنن نه بدون اجازه!!!کی گفته باید غل و زنجیر بیاد وسط؟!!!مثلا من،البته من زن ندارم ولی اگر داشته باشم حق ندارم بدون اینکه زنم بدونه جایی برم یا چیزی بخرم یا...یا زنم حق نداره بدون اطلاع من جایی بره یا با کسی که من ندونم کیه ارتباط برقرار کنه و...این حق زن و شوهره که در زندگی هم دخالت کنن و شریک باشند.جمله کلا اشتباه بود اصلا خودتون رو جای ما مردها بزارید آیا دوست دارید زنتون بدون اینکه بهتون اطلاع بده و شما بدونید از خونه بزنه بیرون؟!!!یا اصلا دوست دارید شوهرتون بدون اینکه شما بدونید بره سر کاری یا چیزی خریداری کنه؟!مسلما که اینو نمیخوایید؟!وقطعا و اتفاقا خیلی هم دوست داریم و خوبه که در امور هم سرک بکشیم اصلا ازدواج یعنی راه دونفره حالا بماند که بقول خانم مسیح فمنیست هستید.اصلا من یه جایی خوندم که فمنیست ها میگن مردها خودشون بزان بچه بیارن!!!نکته دوم اینکه فرمودین اذن پدر چرا مهمه!!!خوب راستش چه بدتون بیاد و چه بدتون نیاد شما خانم ها خیلی ساده لوح و زودباور هستید یعنی تا یکی بهتون بگه تو چقدر خوشکلی و من دوست دارم و...سریع وا میدین و مهم تر از اون اینه که پدر و برادر همجنس خودشون یعنی اونی که اومده دختر دسته گلشون رو ببره رو بهتر از شما میشناسن دقیقا مثل شما که همجنستون رو درک می کنید و میشناسید و این باعث میشه که پدر و برادران دختر حمایتش کنن و پاپیش بزارن.و هیچوقت هیچ قانون ودینی نگفته که پدر بگه بله!!!اجازه نهایی و اختیار نهایی تابوده و هست دست خود دختر خانمه پدر فقط کمک میکنه نه اینکه اجازه نهایی بده.موفق باشین

تصویر ناشناس
نویسنده ناشناس در

مهربان برادرم.من زیاد شم دینی ندارم ولی تقریبا مطئنم که لفظش اذن خروج همسره که میشه اجازه به یاد ندارم در زبان عربی اذن معنی اطلاع را بده. از اهل فن دین و عربی بپرس و به من هم بگو.و اینکه شما هم اطلاع میدین از فهم خودتونه وگرنه این حق اذن رو  قانون و شرع یک طرفه فقط به مردان داده شده و هیچ جا این حق رو به صورت شرعی و قانونی به عنوان حق اذن خروج طرفین نگفته اند. فمنیست ها هم دسته بندی دارن واون افراد سوپر فمنیست هستند که من شاملشون نیستم من نمیگم به مردان برید خودتون بزایید( یا خانمها خودتون رو عقیم کنیدو حق سقط جنین رو هم به رسمیت نمیشناسم و هر زنی هم بخاد میتونه به بچسش شیر بده و بزرگش کنه ).منم که گفتم جواب این سوال رو این میدن که ما صلاح کارمون رو نمیدونیم و احساسی هستیمو  گول میخوریم و فلان .و برای قسمت اخر هم اگه دخترو پدرش با هم رویه نفر توافق کنند که مشکلی نیست و اصلا به حق احتیاجی نیست ولی اگه توافق نکنن جنگ و دعواست و اخر هم باید بریم دنبال حاکمو.. البته نمیخام دوروغ بگم که همیشه حق با پدرا نبوده و همیشه میخاستن سنگ جلو پا بندازن مثلا داشتیم موردی که ما هر روز رفتیم در خونه پدری که با  ازدواج دخترش مخالف بود و دختر هم پا تویه کفش کرده بود و پدرهم ساکشو با شناسنامش داده بود دستش که برو هر غلطی میخای بکن وبعدم حق با پدر بود پسره اصلا ادم حسابی نبود و حالا دختر از اینجا مونده از اونجا رونده  کسیم که زن مطلقه رو راه نمیده .بهزیستیم  و کمیته ام هم این خانم شرایطش  رو نداشت طرفمنه سوادی نه فامیل درست درمونی نه پول و شغلی باید میانجگیری میشد تا راش بدن.  ولی خوب داشتیم پدر رو هم که الکی واسه اینکه با اون طایفه مشکل شخصی داشته و یا خودش فقط پسر پولدار تری مد نظر ش بود و یا به خاطره اینکه بابای پسره موردنظرش میتونسته موادش رو تامین کنه و ساقی بود نزاشته دخترش با فرد مورد علاقش ازدواج کنه .در کل شمشیر دو لبست دیگه.درسته نظر دختر خانم اصله ولی همیشه اذن پدر به عنوان یک اهرم فشار هست که میشد نباشه و ما به جاش با تربیت درست و باز کردن فکر و روشهای درست تصمیم گیری  بدون خیلی احساسی شدن ،خود دخترانمون رو قوی میکردیم که اونم واسه همه صادق نیست. نمیدونم بهتر قضاوت رو به سوال کننده بسپاریم. ولی من خودم به دلیل امنیتی همیشه خبر میدم. امضاء مسیح

تصویر علیرضا2021
نویسنده علیرضا2021 در

خیلی ببخشید ولی تمام دنیا رو به راهه شما زن ها دارید مارو به بیراهه و نابودی میکشونید!!!میخوام بازم بی رودربایست بشم!!!ده اگه به دخترا بود که روزی 100بار شوهر میکردن و طلاق میگرفتن!!!ده اگه زنها قاضی میشدن قاچاقچی بین المللی جلوشون دوتا اشک تمساح میریخت حکم آزادی براش میبریدن!!!اگه به انتخاب دخترا بود فقط که الان هر قرتی و بی سروپایی از در میومد عاشقش میشدن!!!خوب حتما خدا خودش یه چیزی میدونسته که حکم بریده،حتما اون قدیمیها هم عقل و شعور داشتن که گفتن مرد باید بدونه زنش چیکار میکنه!!!من اصلا نفهمیدم شماها دنبال چی هستید؟!!!دنیارو میخواستید که گرفتید؟!آزادی میخواستید که گرفتید؟!تحصیل میخواستید که الان تمام دانشگاه ها رییسشون هم حتی زنه؟!روابط جدا از شوهر میخوایید که الان الا برکت الله؟! اصلا یه سوال از زنهای سایت دارم البته بعید میدونم تایید بشه چون خود سایت هم از زنها میترسه!!!سوالم اینه شما زنها دنبال چی هستید؟!آخرش چی میخوایید؟!

خواهشا جناب مسئول محترم نظرات اینو تایید بفرمایید.

تصویر مسیح
نویسنده مسیح در

خوب ما هر انچه که گرفتیم میراث دار فمنسیت های گذشته بودیم که راه رو باز کردن تا ما اکنون بسیار راحت تر زندگی کنیم  ما به لطف اونها الان تحصیل میکنیم شاغل هستیم حق رای داریم املاک به نام ما سند میخوره و.... و ما هم با نهایت تلاش جا پای اون عزیزان میگذاریم تا به سهم ارث یکسان ،حق طلاق وحق حضانت فرزندان ،حق عقد و خروج بدون اذن ولی ،حق برابری شهادت در دادگاه و.... رو با چنگ و دندان به دست بیاریم و به زنان پس از خودت به یادگار بزاریم تا اونها در فضای بهتر و انسانی تری زندگی کنن. علیرضا۱۵۰ سال بعد به اینکه ما داریم سر این مسائل باهم چونه میزنیم میخندن همونطور که ما به نداشتن حق زدن  به نام زدن ملاک در ۱۰۰ گذشته میخندیم یه روز همه این تابو ها میشکنه  تا اون روز ما تا پای مرگ پای ارمان های انسانی برای زنان می ایستیم .در اخر من سوپر فمنیست نیستم از هیچ مردی بدم نمیاد در صدد انتقام از مردان هم نیستم .نمیگمم  مردا خودشون بزانو نمیگم خانم ها بزارید موهای دست و پاتون دراد نمیگم خانم هاخودتون رو عقیم کنیدو جلوی سیکل ماهانه طبیعی بدنتون رو بگیرید ونمیگم  ازدواج نکنیدو بچه دار نشید و بچه هاتون رو رها کنید و بهشون شیر خودتون رو ندیدو سقط جنین کنیدمن با همه اینها مخالف صد درصدم بانوان  عزیز شما باید حقوق انسانیتون رو طلب کنید نه اینکه با مردان رقابت کنید و از زنت خودتون فاصله بگیرد وگرنه خودتون ضرر میکنید شما نباید با طبیعت زنانه خود بجنگید .من هیچ وقت نخاستم هیچ کس رو به بیراهه بکشم و نظر دینی هم برام اهمیتی نداره چون لایف استایل الهی ندارم.ولی خوب تو احساساتی بودن زنها هم شکی نیست باید به روی قدرت تصمیم گیری و .. کار بشه .شما تحقیق کردید راجبه این که ایا اذن معنی اطلاع میده یا نه .من تحقیق کردم و با یه وکیل پایه یک هم مشورت کردم این قانون اذن خروج یک طرفه برای مردانه شما هم ریشه لغویش رو پیدا کنید به من بگید دست شما درد نکنه ممنون امضا مسیح

تصویر ستایش احمدی69
نویسنده ستایش احمدی69 در

اولا این میراثی که شما میگید قبل از این که تفکر خیالی چون فمنیست بوجود بیاد در ایران بوده پس الکی نگید دست آورد شما بوده

این مشکلاتی که میگید برای جامعه غرب هست نه کشور ما که زنان به راحتی دارند در خانه میخوند و می خوابند و یکی دیگه هست که باید بره کار کنه و... پس الکی زندگی خوب ما را خراب نکنید

 

بعد هم شما قبول کردید که ذات زنان احساسی بودن وجود داره پس چطور میخواهید این احساسی بودن را از یک مادر بگیرید تا در تصمیم گیری هاش تغییر ایجاد بشه

مگر این که حس زنانگی زن را از او بگیرید که بعدا به او زن نمی کن!!! اون وقت شبیه مرد میشه...

 

ضمن این که برید دلایل عقلانی قوانین اسلام را بی طرفانه بخونید و بیاید بصورت عقلانی رد کنید نه همینطور در باد هوا.. 

 

زندگی که مردم می کنند بر مدار اخلاق هست نه قانون

پس مشکلی پیش نخواهد اومد

 

و اگه قرار باشه بر مدار قانون زندگی کرد باید همه مردها شاکی باشند نه زن ها چون قانون میگه زن میتونه بچه رو شیر نده و بخاطرش از شوهرش پول بگیره یا قانون میگه زن در خانه میتونه هیچ کاری نکنه و مرد نمیتونه به زنش بگه که چرا غذت نپختی و یا لباس نشستی و... 

 

 

پس لطفا در مورد زندگی خوب ما اظهار نظر نفرمایید. 

تصویر مسیح
نویسنده مسیح در

من در مورد زندگی خوب شما حتی فکرم نمیکنمچه برسه به اظهار نظر:) ما سعی میکنیم یه سری حقوق برای همه زنان جامعه بدست بیاریم اولا که هنوز به دست نیوردیم دوما به دست اوردیم هم نخاستید استفاده نکنید زورتون که نکردیم. درسته زندگی برمدار اخلاقه ولی اگه اخلاق زیر پاگذاشته شه و همه هم که اخلاق رو رعایت نمیکنن ما به قانون مدون برای هم زن و هم مرداحتیاج داریم .قوانین اسلام رو بی طرفانه خوندم و تنها دلیلش رو احساساتی و اثر پذیری زود هنگام یافتم .ما نمیخاییم احساساتی بودن رو در همه جا از زن بگیریم بلکه میخایم. نذاریم در تصمیمات حیاتی وشغل و مسیولیتها احساسات بی حد و حصر مانع از تحقق اهداف و مسئولیت هاش بشه که این هم کاملا قابل اجراست  و این احساسات خیلی زیاد تو خانواده خرج بشه.اینکه میگید زن میخوره و میخابه شاید شما اینطوری هستید ما که نیستیم.و در اخر اسلام چندین سده در ایران بوده و عمر عرضه کار و شغل و فعالیت اجتماعی در ایران به دو صده هم نمیرسه چطوری روتون میشه دستاورد بقیه رو به نام خودتون جا بزنید خوب کتاب زن در ایران و تهران قدیم هنوز مجوز چاپ داره که ما بتونیم جواب شما رو بدیم و خوبه که داری به چشم میبینی هنوزم که هنوز ما رییس جمهور زن و ریاست قوه قضاییه زن و رییس مجلس زن نداریم اصلا چی تو ایران بوده که الان باشه. امضا مسیح

 

تصویر علیرضا2021
نویسنده علیرضا2021 در

بهرحال چه خوشتون بیاد چه نیاد دنیا مال شما زنها شده و بشدت حق مردهارو دارید میخورید طوریه که هرجا میری نوشته به یک کارگر یا کارمند یا...خانم نیازمندیم نه آقا!!!خدا به دادمون برسه چه آینده ای در انتظار ماست.البته مقصر خود ما هستیم چون مثل گوساله فقط از هم دوری میکنیم و مثل شما اتحاد نداریم.

تصویر محمد81
نویسنده محمد81 در

مردها همه بی عرضه و بی غیرت شدن اگر مثل زمان قاجاریه دو کیلو سبیل بزارن و زنهارو با کمربند سیاه و کبود کنن اینجوری دم در نمیارن.زن جماعت بهش رو بدی با کفش میاد سر فرشت پاک و ناپاکشون یه اخلاق دارن و اونم اینه نمک نشناسن و از خود راضی وقتی هم قاطی کنن فکر میکنن از خود خدا هم بیشتر میفهمن و به بیراهه میرن.خیلی خوشحالم که میبینم داره عقلت میاد سر جاش امیدوارم بیشتر از اینها زن رو بشناسیsmiley

تصویر علیرضا2021
نویسنده علیرضا2021 در

تو دیگه کلا درستش کردی!!!من کی منظورم این بود که بزنی سیاه و کبود کنی؟!!!من همچین حرفی نزدم.

تصویر مسیح
نویسنده مسیح در

منم به عنوان یه فمنسیت کلا با این قضیه مشکل دارم  . قانون قیومیت مرد بر زن .حکم خروج از خانه و عقد به اذن پدر . نداشتن حق طلاق. ادن ولی برای خروج از کشور. مسئله شهادت در دادگاه یه جوریه که انگار من مصلحت خودمون رو نمیفهمیم و همیشه یک مرد  باید حمایتمون کنه و جای ما تصمیم بگیره .جوابشونم کلا اینه که ما احساسی هستیم و تصمیم های احساسی میگیریم . ولی خوب خودم همیشه میگم به دیگران و حتی خانوادم که کجا میرم بیشتر به دلیل جو جامعه که اگه دزدیده شدم خفت گیریم کردن یا  سکته واجل سراغم اومد دیگه کل شهر رو دنبالم نکردن بدونن از کجا راه افتادم از چه مسیری رفتم و با کی رفتم یه محدوده خاصی رو بگردن دنبال  لاشم و به بیمارستان های اطراف برن. اخه خسته میشن و وقتشون تلف میشه راضی نیستم زحمت بکشن. امضاء؛ مسیح

تصویر سردارآبادی

سلام علیکم 
ما با عقیده شما کاری نداریم که فمنیست هستید یا ....
آنچه که از آموزه های دین اسلام به ما یادگار رسیده و عقل و تجربه نیز به ما اثبات کرده است این است که خداوند متعال زن و مرد را متفاوت خلق کرده است و این تفاوت نشانه ضعف و نقص هیچ کدام نیست چه زن و چه مرد 
لذا براساس تفاوتی که بین زن و مرد وجود دارد وظایف متقابل آنها نسبت به هم نیز متفاوت خواهد بود  و یک عقل سالم جز این را نمی گوید بطور مثال یک خودرو سواری با یک کامیون هر دو در یک عنوان کلی ماشین گفته و اطلاق می شود اما بصورت خاص فرق های زیادی با هم دارند هیچ وقت بار سنگینی که کامیون حمل می کند یک خودرو سواری نمی تواند انجام دهد و همچنین بالعکس وظایف سواری را کامیون نمی تواند انجام دهد پس نمی توان گفت که کامیون از خودرو بهتر است یا بلعکس، و هر کدام فواید خاص خود را نسبت به ویژگی ها و وظایف خود دارند.

از این که بگذریم تمام وظایفی که اسلام برای مرد و زن بر اساس تفاوت هایی که نسبت به هم دارند تعریف کرده است بیان کننده کرامت انسانی آن دو می باشد.

اسلام همیشه به کرامت انسانی زن احترام گذاشته و فرقی بین زن و مرد قائل نبوده است و بر دیگری برتری نداده است.

از صدر اسلام تا کنون زنان در جامعه اسلامی از کرامت بالایی برخوردار بودند و در همه عرصه ها نقش های مهمی را ایفا کرده اند بطور مثال اگر تا چند قرن اخیر(حتی الان) در جامعه غرب زن از جایگاه خوبی برخوردار نبوده است. و حق انتخاب و رای دهی نیز نداشته است امام زنان اسلامی از صدر اسلام در مسائل مهم جامعه نقش آفرینی می کردند و در انتخابات و مسائل دیگر نقش فعالی داشتند در تاریخ نقل شده است زمانی که مردم جهت بیعت با امام علی علیه السلام آمدند زنان نیز جهت اعلان بیعت خود (رای) دست خود را به نشانه بیعت داخل تشتی که آب داشت فرو می کردند و حضرت علی علیه السلام نیز از گوشه دیگر دست خود را در آب قرار می دادند. لذا در اسلام برتری بین جنسیت یا رنگ پوست بین افراد قائل نشده است و ملاک برتری افراد نسبت به تقوای به خدا سنجیده می شوند ان اکرمکم عندالله اتقاکم

کرامت و جایگاه زن در اسلام آنقدر بزرگ هست که در هیچ جای جهان به جهت بزرگ داشت روز شهادت و وفات زنانی چون حضرت فاطمه سلام الله علیها و زینب کبری سلام الله علیها  حضرت ام البنین علیها السلام که امشب شب وفات این بزرگ زن و مادر ابوالفضل علیهما السلام و... می باشد مراسمات بزرگی بیش از 1000 سال نمی گیرند.

کرامت زن در اسلام را باید در صحن و سرای باشکوه حضرت معصومه سلام الله علیها در قم دید نه به شعار های پوچی که سرداده می شود و در عمل جز خفت و خاری چیزی برای زن دیده نمی شود.

در این موضوع حرف برای گفتن خیلی بیش از این است که تا به همین جا کفایت می کند. توصیه می کنم در این رابطه به کتب و مقالات فراوانی که عالمان دینی در باب کرامات انسانی و زن نگاشته اند رجوع بفرمایید.

تصویر مسیح
نویسنده مسیح در

جناب سرابادی عزیز منم کاری ندارم که شما از منظر خداوند و اسلام پاسخگو هستید چون من مسلمان نیستم. متشکرم

تصویر سردارآبادی

خانم مسیح

ما یک اشتراکی باهم داریم اونم عقل هست. فارق از این که باور دینی من چیه و باور شما چه؟ لذا میخوام یک بحث عقلی داشته باشم.

در نوشته های شما پیداست که قبول دارید؛ زن و مرد در خیلی از چیز ها باهم تفاوت دارند که یکی از اون ها همان بحث احساسات بود.

از این طرف میگید که ما میخواهیم حقوق زن و مرد یکی شود.

میخوام بگم این دو جمله ی  شما با هم نمیخونه اگر زن و مرد با هم متفاوت هستند و هرکدام یک ظرفیت خاص به خود دارند پس باید طبق ظرفیت آنها قانون تعریف شود نه بصورت تساوی

همیشه مساوی بودن به معنای عدالت نیست عدالت یعنی هر چیز را جای خودش قرار دادن

 در متن قبلی خودم یک مثالی زدم که دوباره تکرارش می کنم. اگر ما قبول داشته باشیم که ماشین سواری با ماشین باری با هم متفاوت هستند لذا قوانین نباید بین این دو ماشین یکی باشد چون هر کدام ویژگی های خاص خود را دارند که نمیشود یک قانون را برای هر دو اجرا کرد.

لذا یک مرد نمی تواند در همه جاها بخاطر ویژگی های جسمی و روحی که دارد کارهای یک زن را انجام دهد و بالعکس

پس در راستای این ویژگی های متفاوت وظایف هر کدام تغییر خواهد کرد و این تغییر وظایف باعث ایجاد حق در مقابل هم می شود بطور مثال اگر برای یک زن و مرد این وظیفه تعریف شد که برای یک زندگی خوب و ایده ال مرد در بیرون از خانه تلاش کند و زن هم در محیط خانه؛ در این صورت برای زن و مرد حقوقی ایجاد خواهد شد که زن و مرد باید در قبال این حقوق به هم پاسخ گو باشند.

با این مقدمه ای که خدمت شما عرض کردم میرسیم به آن جایی که اسلام بر اساس آن حقوق زن و مرد را بیان می کند که در خیلی از موارد زن می تواند ضمن عقد؛ شروطی را برای خودش تعیین کند و مثلا بگوید من هر وقت دوست داشته باشم می توانم از خانه خارج شوم و هیچ گونه اجازه ای هم نگیرم.
به این نکته نیز باید توجه داشت که اسلام در این مورد اجازه از شوهر را بصورت مطلق بیان نمی کند و استثنائاتی نیز دارد حتی زمانی که هیچ شرطی در ضمن عقد انجام نداده باشد.

مقدمه ی عقلی که عرض کردم در مصادیق دیگر حقوق زن و مرد صادق است.

تصویر مسیح
نویسنده مسیح در

ببخشیکه من قبلا فامیلی شمارو اشتباه نوشتم جناب سردار ابادی عزیز.بله بریم رو محور عقل تا به زبان مشترک برسیم.بله من کاملا معتقدم زن و مرد متفاوت ولی هر دو انسانند .مردان انسانی هستند که نرند. وزنان انسانی هستند که ماده اند. پس باید حقوق انسانی یکی  داشته باشند ودر حقوق حیوانی کالبدی و جسمیو جنسی متفاوت باشند. پس باید در حق ازدواج بدون اذن ولی  و طلاق حق خروج از منزل  حق سکونت حق ارث حق شهادت حق خروج ازکشورو.... که مفاده انسانی و اجتماعی دارند برابر باشند و در ابعاد حیوانی و کالبدی مثل زایمان و عادت ماهانه و نوع پوشش و ... اصلا نمیشه برابر بود چون جنسیتیه.منتهی شما میخاید بگید حقوق انسانی زن رو به دلیل روح لطیفش و احساسات رقیقش بهش ندید و قیم براش بگیرید که خوب ما مخالفیم جای قیم گرفتن و دادن قدرت به کسی که شاید قیم بدی باشه و حقوقش رو زایل کنه بیاید راه خرج کردن درست و به جایی عواطف رو به زنان یاد بدید سیستم عقلو استدلالش رو تقویت کنید باور کنید ضررش کمتراز داشتن قیم بده. از نظر قوت جسمیهم الان مگه با وجود این همه ابزار و صنعتی شدن که کارها با یه دکمه و یه اهرم انجام میشه جایی واسه این حرفها میمونه ؟؟ مسیح 

تصویر سردارآبادی

خواهش میکنم مشکلی نیست بیشتر سردار صِدام می کنن. خخخخ

چند نکته را نسبت به این متن شما متذکر می شوم

نکته اول: منشاء خیلی از تفاوت های انسانی که شما گفتید ریشه در جسم انسان دارد و این مطلب را پژوهش های علمی تایید می کنند لذا خیلی از رفتار های زن و مرد منشاء ذاتی و جسمی دارد و قابل تغییر اساسی با آموزش نیست که به قول شما بشود سیستم عقل و تغییر داد این کار یعنی تبدیل زن به یک مرد و شما نمی توانید روح لطیف زنانگی که زن نیازمند آن در تربیت فرزندان و حفظ خانواده هست را از او بگیرید. لذا اگر این حقوقی که شما میگید به او داده شود در مرحله اول ظلم به زن هست و بعد ...

نکته دوم: اکثر مصادیقی که شما ذکر کردید در قانون دیده شده است و تبصره دارد و مواردی مثل ازدواج با اذن ولی، طلاق، خروج از منزل و... و اگر واقعا جایی باشد که قرار باشد در حق زن ظلم شود این چیزی نیست که قابل حل نباشد ضمن این که در مواردی می شود در ضمن عقد شروطی را قبول نکرده و شرط جدید تعریف کند.

نکته سوم: آیا می دانید در بعضی از موارد چون قضاوت اگر مسئولیت به یک زنی که دارای ویژگی هایی چون احساسات و ترس و... دارا هست که بجای خودش خیلی مفید هست در غیر مکان خودش چون قضاوت استفاده شود ممکن است چقدر خونی که نابحق ریخته شود و یا حقوقی که پایمال شود.

آیا می دانید اگر حق طلاق مساوی باشد چقدر آمار طلاق بالا خواهد رفت طبق آمار بعضی از کشور های غربی که آن را تجربه کرده اند وچه طبعاتی که بعد از آن گریبان گیر جامعه خواهد شد چه خواهد کرد چه فرزندانی که بدون پدر و مادر از مشکلات عاطفی و....

نکته چهارم: این قوانین برای عامه زن و مرد تعریف شده است و ممکن است در بین این دو استثنائاتی داشته باشد که مثلا زنی پیدا شود و نسبت به بعضی از شغل ها از چنین روحیه ای برخوردار باشد اما قوانین برای استثنا ها تعریف نمی شود و تشخیص آن هم سخت است.

نکته پنجم: باشه برای بعد...

تصویر سردارآبادی

نسبت به این پرسش چند نکته را باید توجه داشت:

اولا این نکته را نباید فراموش کرد؛ حقوقی که مرد نسبت به همسر خودش باید رعایت کند خیلی بیشتر است از حقوقی است که زن باید در قبال مرد متعهد به آن باشد.

ضمن این که خیلی از حکمت ها و قوانین الهی برای ما مخفی است اما با این حال به چند نکته برای پاسخ به این پرسش اشاره می کنیم.

 با توجه به این که هر مجموعه ای نیازمند به یک مدیر و رهبر است تا آن مجموعه را اداره کند لذا نیازمند آن است که برای این مجموعه قوانینی وضع شود و اسلام برای مجموعه کوچک خانواده بصورت معمول مرد را با توجه به این که اکثر مسئولیت های اداره خانه به دوش اوست لذا او را به عنوان مدیر خانه قرار داده است و این یک امتیاز نیست بلکه یک بار مسئولیت سنگین برای اداره خانه و‌ خانواده است.
به همین جهت یکی از قوانین خانه این است که زن با هماهنگی همسرش از خانه خارج شود تا به نظم و اداره خانه لطمه ای وارد نشود.

یکی دیگر از حقوق مرد؛ حق جنسی است که بر عهده زن می باشد که در این نیاز متقابل؛ زن باید در خواست همسرش را تامین کند و به این جهت که گاهی عدم اجازه زن برای خروج از منزل به این نیاز لطمه وارد می کند لذا اجازه برای ترک منزل لازم و ضروری است.

باید به این نکته توجه داشت که این گونه قوانین در حد یک اصل قانونی است برای زمانی که اختلافی پیش آمد؛ برای حل اختلاف مبنا و قانونی باشد اما ما در عرف جامعه نداریم که زن برای هر خروج از منزلی بخواهد اجازه ای از همسرش بگیرد بلکه بصورت توافقی خیلی از این‌ مسائل بین زوجین حل شده است و کسی به این نکات توجه ای ندارد و در‌ خانه اصول اخلاق باید حاکم باشد و نه اصول فقه.

 این حکم فقهی اجازه گرفتن برای همیشه نیست بلکه استثنا هایی نیز دارد که زن می تواند بدون اجازه همسرش از خانه خارج شود بطور مثال اگر زن هنگام عقد شرط کند که بتواند بدون اجازه از خانه خارج شود این قانون اجازه گرفتن لازم الاجرا نخواهد بود.

اینکه گفته شود چون که باید اجازه بگیرد پس از خود اختیاری ندارد حرف کاملا نادرستی است زیرا زن به اختیار خودش با مرد ازدواج کرده است و هر زمان ببیند که به حقوق او توجه ای نمی شود می تواند از همسرش جدا شود و ضمن این که گفتیم حتی می تواند ضمن عقد این قانون را مستثنی کند و به آن پایبند نباشد.

 اینکه شخصیت انسانی مثل زن را کسی بخواهد با حیوان مقایسه کند و احساسات او را تحریک کند جز قصد و غرض شوم و شیطانی نیت دیگری نخواهد داشت که از طرف بدخواهان و دشمنان چنین شبهاتی وارد می شود.
چرا که حیوان شعوری ندارد که بخواهد با نظم و قانون زندگی کند بلکه با همان غرایزی که خداوند او را آفریده میخورد و می خوابد ... و آزادی برای او معنایی ندارد.
ضمن اینکه هیچ کس بی قانونی را آزادی نمی داند.

تمامی حقوق متعلق به اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه می باشد