چطور به خانوادم بگم؟

13:24 - 1399/12/24

سلام خسته نباشید.من دختری ۱۹ ساله هستم که نزدیک ۳ سالی میشه با پسری که از خودم یک سال بزرگتره دوست هستم و ب شدت ب هم علاقه مندیم و هدفمون ازدواجه ما از طریق فضای مجازی باهم اشنا شدیم و من با خانواده این پسر صحبت کردم و باهم اشنا شدیم. حدود یک سال پیش ب مادرم گفتم که من با این پسر اشنا شدم و دوسش دارم ولی مادرم ب شدت با من مخالفت کرد و گفت اگر پدرم این موضوع رو بفهمه هم منو میکشه هم مادرمو . و ب زور منو وادار کرد ک باهاش خدافظی کنم و من هم در ظاهر این کارو انجام دادم الان ۲ سال از اون قضیه میگذره و مادرم همچنان فکر میکنه ک من با اون خدافظی کردم ولی واقعیت اینه ک باهاش خدافظی نکردم. درحال حاضر اون سربازی رفته و من هم منتظرشم و طبق گفته هاش بعد سربازی ب محض این ک شغل مناسبی پیدا کنه میاد خواستگاریم ولی من نمیدونم چطور باید ب مادرم بگم این کسی ک میخواد بیاد خواستگاریم همون پسریه که مادرم وادارم کرد باهاش خدافظی کنم و از طرفی پدر من ب شدت حساسه و بدش میاد ک مثلا دختر و پسر باهم دوست بودن و بعدش ازدواج کنند از طرفی هم من بعد ازدواج باید به شهری ک اون پسر زندگی میکنه برم و اونجا دور از خانوادم زندگی کنم و این مسئله هم باعث بهانه گرفتن خانوادم و مخالفتشان میشود لطفا راهنماییم کنید چطوری با مادرم صحبت کنم که راضی بشه و همچنین چطوری پدرمو راضی کنم که اجازه بدن اون بیاد خواستگاریم و ازدواج کنیم ؟؟؟؟؟

-------------------------------------
کاربران محترم مي‌توانيد در همين بحث و يا مباحث ديگر انجمن نيز شرکت داشته باشيد: https://btid.org/fa/forums
همچنين مي‌توانيد سوالات جديد خود را از طريق اين آدرس ارسال کنيد: https://btid.org/fa/node/add/forum
تمامي کاربران مي‌توانند با عضويت در سايت نظرات و سوالاتي که ارسال ميکنند را به عنوان يک رزومه فعاليتي براي خود محفوظ نگه‌دارند و به آن استناد کنند و همچنين در مرور زمان نظراتشان جهت نمايش، ديگر منتظر تاييد مسئولين انجمن نيز نباشد؛ براي عضويت در سايت به آدرس مقابل مراجعه فرمائيد: https://btid.org/fa/user/registe

http://welayatnet.com/node/159954

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
تصویر mostafavi
نویسنده mostafavi در

با سلام به شما کاربر محترم

علاوه بر نکاتی که دوستان بیان کردند، چند نکته دیگر هم حائز اهمیت است.

1- علیرغم اینکه شما به مادرتان گفته بودید که رابطه رو قطع کرده بودید ولی متاسفانه رابطه رو ادامه دادید؛ خب این کار شما در واقع سوءاستفاده از اعتماد مادرتان می باشد. طبیعتا والدین شما نگران شما و ارتباطات شما هستند. لذا باید شرایط آنها را هم درک کنید. اگر در زمینه ای با شما مخالفت می کنند بهتر است از باب مشورت حرفهای آنها را درنظر بگیرید و بیخودی اسیر یک رابطه احساسی - عاطفی بدون لحاظ شرایط منطقی نشوید. بنابراین در اینجا لازم است رابطه رو با طرف مقابل قطع کنید؛ چون این رابطه تنها وابستگی بین شما و ایشان را تشدید می کند. به علاوه اینکه اصلا معلوم نیست که در آینده شما باهم ازدواج کنید؛ ممکن است نظر خود شما یا ایشان تغییر کند یا خانواده ها مخالفت کنند یا به دلایل دیگری به ازدواج منجر نشود. پس هیچ تضمینی وجود ندارد که در آینده با هم ازدواج کنید. لذا باید ارتباط را قطع کنید و برای اینکه تکلیف شما روشن شود به طرف مقابلتان یک مدت زمانی بدهید که تا آن زمان، تکلیف شما را برای ازدواج و خواستگاری روشن کند. مثلا تا 3 ماه یا 6 ماه به او وقت بدهید وتا آن زمان هم به او بگویید که اصلا هیچ ارتباطی باهم نخواهید داشت.

این کار شما چند مزیت خواهد داشت: اولا اگر واقعا ایشان خواهان شما باید، معین کردن وقت برای ایشان باعث می شود تا با انگیزه بیشتری تمام تلاش خودش را انجام دهد. ثانیا قطع ارتباط بازهم مشوق خوبی است تا تلاش بیشتری برای بدست آوردن شما بکند. ثالثا این کار شما باعث می شود زودتر و بهتر تکلیف شما روشن شود و بیخودی اسیر وقت و وعده های توخالی نشوید.

2- درباره اینکه آیا درباره ایشان لازم است که به مادرتان بگویید که ایشان همان موردی است که قبلا با شما رابطه داشته است یانه؟ باید عرض کنم که اگر واقعا فکر می کنید این موضوع باعث حساسیت ایشان شود و کلا موضوع خواستگاری ایشان تحث تاثیر این موضوع قرار بگیرد، خب لزومی ندارد درباره این مسئله چیزی به مادرتون بگویید.

3- اشاره کردید که اگر بنا باشد با فرد موردنظرتان ازدواج کنید، احتمالا باید در شهر ایشان زندگی کنید و این مسئله ممکن است باعث مخالفت والدین شما شود. درباره این موضوع باید عرض کنم که اول باید این مسئله برای خودتان هم حل شود که آیا شما با دوری از خانواده و غربت مشکلی ندارید؟ آیا وابستگی عاطفی به خانواده ندارید؟ آیا تا به حال تجربه دوری از خانواده را داشتید؟ فارغ از احساسات باید به این موضوع فکر کنید و نباید صرفا براساس احساسات تصمیم گیری کنید. نکته بعدی اینه که ما نمیدونیم که فاصله شهر بین شما و شهر ایشان چقدر است؟ اما اگر فاصله دو شهر زیاد نباشد و بتوانید مثلا در ماه یکبار خانواده را ببینید، این فاصله شهری مشکل ساز نخواهد بود و می تونید این موضوع رو از این طریق که مثلا در ماه می توانید دیداری داشته باشید در کنارش استفاده از چت های تصویری این مشکل را تاحدودی برطرف کنید و نظر خانواده رو جلب کنید. ولی باید به این مسئله هم توجه کنید که فاصله دو شهر طبیعتا اختلاف فرهنگی رو میان طرفین و خانواده ها رو بدنبال می آورد. اگر فاصله فرهنگی میان طرفین و خانواده ها قابل توجه باشد و طرفین و خانواده هایشان در موارد اختلافی به توافق نرسند، حتما در آینده دچار مشکل خواهند شد. لذا در هنگام خواستگاری بررسی کنید که اختلاف فرهنگی میان شماو طرف مقابلتان و خانواده ها به چه میزانی است و آیا خانواده ها در این زمینه حاضرند به توافق برسند یا نه؟ پس این چیزی نیست که تنها بخواهید شما و طرف مقابلتان تصمیم گیری کنید بلکه خانواده ها هم در این زمینه حق تصمیم گیری دارند. برهمین اساس نباید صرفا بدنبال کسب رضایت خانواده برای این ازدواج باشید، بلکه باید به صورت منطقی و عاقلانه از مشورت با بزرگان و خانواده برای یک تصمیم درست و موفق استفاده کنید.

موفق باشید. 

تصویر sed313
نویسنده sed313 در

با سلام خدمت شما مخاطب گرامی

در اینکه نیت شما از این رابطه ازدواج بوده و هست، شکی نیست. این نکته بسیار ارزشمند است که هدفی درست را دنبال می‌کنید. اما فکر کنم مسأله را برای خودتان خیلی سخت جلوه داده اید، به همین علت نکاتی را خدمت شما یادآور می‌شوم:

شما الان استرس و اضطراب این را دارید که ببنید آیا خانواده شما با این پسر موافقت می‌کنند؟ در حالیکه به گفته خودتان، اول باید آقا پسر سربازیش تمام شود و بعد از آن شغل مناسب پیدا کند و بعد از آن به خواستگاری بیاید. تا آن زمان هم خدا بزرگ است و ممکن است هزار اتفاق رخ دهد پس شما الان برای آن زمان که هنوز نیامده غضه نخورید.

همان گونه که دوستان بزرگوار گفتند رابطه از طریق فضای مجازی توصیه نمی‌شود زیرا بنابر تجربیات دنیای اطراف مان سرانجام مطمئن و خوبی در پی نخواهد داشت. به این علت که ممکن است هر کسی خلاف واقعیت خود را به بقیه نشان دهد و یا رفتار و اخلاق خود را خوب جلوه دهد در حالی که واقعیت چیز دیگری است.
با این حال شما به عنوان یک دختر فهمیده و عاقل بهترین کار را انجام دادید و این مسأله را با خانواده خود و خانواده آن آقا پسر درمیان گذاشتید.

پس به خودتان سخت نگیرید تا آز زمان که آن آقا پسر از سربازی برگردد و شغل مناسب پیدا کند و به خواستگاری بیاید هنوز خیلی وقت است. ( شاید آن موقع اصلا خودتان نپسندیدید، و یا هر مسأله ای دیگری ممکن است رخ دهد پس الان غم و غصه را از خود دور کنید.)  سعی کنید سنجیده و به دور از هیجانات و احساسات تصمیم بگیرید.

(((لطفا به این نکته دقت کنید که ازدواج مسأله یک روز یا دو روز نیست بلکه یک عمر زندگی است که باید عاقلانه، منطقی و بر اساس معیارهای درست پیش رفت نه فقط احساسات و هیجانات دوره جوانی!)))

والدین هم همیشه جز خوشبختی فرزندان آرزویی نداشته و نخواهند داشت، پس آن‌ها را مقابل خود نبینید بلکه به عنوان بزرگترهایی ببیند که بهترین راهنما هستند برای ساختن آینده ای روشن و پر از موفقیت. اگر تا آن زمان نظرتان عوض نشد، می‌توان با حرف‌های منطقی و درست با پدر و مادرت حرف بزنید و با هم به جمع بندی درستی برسید.

با تشکر، موفق باشید. 

 

تصویر خدای من خدای تمام خوبی هاست

ازدواج چهارچوب و قوانین خاص خودش رو داره،الان شما و طرف مقابلتون هر دو تو سنی هستین که تجربه ندارین این تجربه قطعا با آزمون و خطا کسب میکنید.فقط از روی احساس دارین تصمیم میگیرین، هیچ مشکلی به چشمتون نمیاد، آشنایی از فضای مجازی اونم با پسری که تو شهر دیگه ای زندگی میکنه و تفاوت فرهنگی و طبقاتی داره قطعا مشکلات زیادی به همراه داره،شما نباید همش از زوایه عشق وعلاقه به این ازدواج نگاه کنید، ازدواج تنها به عشق و علاقه ختم نمیشه مسلماً اگر این ازدواج رخ هم بده کم کم عشق فروکش میکنه و اونوقت مشکلات زندگی تو چشم شما بزرگ و بزرگتر میشن...از طرفی هم شما قطعا اونقدر که لازمه شناخت کافی ندارین.

لطفا تنهایی تصمیم نگیرید و حق به پدر ومادرتون بدین، چون اونا تجربه بیشتری دارن

اگر امکانش هست به یک مشاور حتما مراجعه کنید

تصویر 7292Mahdi
نویسنده 7292Mahdi در

سلام

ببین دخترم شما هم قصه ای داری مثل خیلی از دخترهای دیگه که سالها قبل این تجربه ها رو پشت سر گذاشتن.من فال بد نمیزنم ان شاالله که خیره و پسر خوبیه و مناسب هم هست و ازدواج هم میکنید خوشبخت هم میشید.این یه بحث دیگه ایه.

اما تا حالا چند تا خواستگار رو بخاطر این پسر رد کردی!؟و چند تای دیگه رو هم رد خواهی کرد.چون مطمئنی این پسره میاد و خوشبخت هم میشید.اما اگه نیومد چی.اگه اومد و فرد مناسبی نبود چی.

خیلی شرایط حساسی داری کاش قبل از اینکه تا اینجا پیش بری همون اوایل از دخترهایی که ازدواجشون به تاخیر افتاده سوال میکردی چرا شما نتونستید ازدواج کنید.اغلب اینها به هوای یه پسری منتظر موندن خواستگارها رو رد کردن و اون پسر هم نیومده و.....حالا سن رفته بالا خواستگار ندارن.

میدونی چرا بابا مخالف اینجور پسرهاست و اگه بدونه ارتباط داشتید مخالفت میکنه .فکر میکنی چرا؟! مگه با دخترش سر لج داره .بابا خودش چند سال پیش پسر بود دیگه .یعنی مثل من مثل همه ی مردهای دیگه.خیلی بهتر از شما میدونه یه جوان چی تو سرشه.بهتر از شما پسرها رو میشناسه.میدونم حتی الان که اینا رو میخونی اخمات رفته تو هم که بابامون کم بود اینم اومده همون حرفا رو میگه .اما غیر از من بازم میان مینویسن دیگه .اگه کم بود خودت بنویس که بیشتر نظر بدید .میان برات نظراشون رو میگن ببین اگه غیر از حرف من  ایا چیزی میگن .همه میدونن شما الان در استانه ی یک اشتباه بزرگ هستی.اصرار شما با وصلت با این اقا پسر بصلاحت نیست.

شما هم انتظارت برای اون اشتباهه چون پسره .به خودت نگاه نکن که بعد از اشنایی با اون پسر دیگه به هیچ پسری فکر نمیکنی پسرها اصلا همچین روحیه ای ندارن هیچ تضمینی نداره اون حتما بیاد خواستگاری.ولی جوری رفتار میکنه که شما اطمینان پیدا کنی که میاد والا ارتباطتون قطع میشه.چون شما ادامه نمیدی اونم میدونه اینو.پس تعجبی نداره بگه میام خواستگاری .بعدش هم که بیاد شما هر چی از هم دیگه اطلاعات دارید و تفاهم پیدا کردید رو بذار کنار.و ماجرا رو بسپار به بابا اون حرفهای شما و توافقهاتون خیلی برد داشته باشه تا یک ماه بعد ازدواجه بعدش همه چی عوض میشه و شکل واقعی بخودش میگیره بعد فکرش رو بکن اگه خدای نکرده بزنه اتفاقا یکی باشه از اون ادمایی که هیچ وقت نمیتونی تحملشون کنی چیکار میکنی.توی شهر غریب .اگه فردا دیدی دست بزن داره.اخلاقش بده و...

این اشنایی رو اصلا روش حساب نکن.سه سال نگو بگو ده سال.ده سال دوستی مجازی یک طرف یک هفته با هم زندگی کردن یکطرف.ممکنه ده سال رو همش با بگو بخند گذرونده باشن ولی نتونن یه هفته همو تحمل کنن.

به نظرم مثل یه دختر خانم خوب اصیل ایرانی به اون پسر بگو این ادرس اینم تلفن هر وقت خواستید تشریف بیارید .باقیش رو بسپار به بابا بذار بیان اصلا هم نگو همون پسره .ببین شاید بابا خوشش اومد .و موافقت کرد.اگه هم نکرد اصرار نکن.

خدا میدونه خیلی ناراحت شدم یعنی نگران شدم چون سرنوشت همچین دخترایی خب تقریبا معلومه.تو هم مثل دختر خودم .خدای نکرده پشیمون میشی.اصرار نکن و ماجرا رو به بابا بسپار.اگه خواستگار هم اومد  زودی رد نکن.

تو رو خدا به بزرگترها اعتماد کنید حداقل دوبرابر سن شما تجربه دارن.دنیا دیده ترن روی حسابی حرف میزنن که شما جوانها از اون بی خبرید...

موفق .خوشبخت.صبور و عاقل باشی دخترم

 

تصویر ma.s
نویسنده ma.s در

سلام

خودتون دارید میگید فعلا سربازی رفتن و کار ندارن

فعلا خواستگاری شما نیومدن

شما باید برید شهر دیگری دور از خانواده تون زندگی کنید.

اول تکلیف خودت رو با این مسائل مشخص کن، بعد برو سراغ راضی کردن پدر و مادرت. چرا میخوای با این پسر ازدواج کنی؟ تفاهم فرهنگی و فکری دارید؟ خانواده ش رو میشناسی؟ خواهش میکنم ازت چشمت رو روی واقعیت نبند. ببین این پسر چقدر برای بدست آوردن شما تلاش میکنه؟ 

میتونی با پسری که فعلا هیچ چی نداره در یک شهر دیگه زندگی کنی؟ فرض رو بر این قرار بده که نه خانواده خودت و نه خانواده اون آقا نمی تونن شما رو حمایت مالی کنن. و فرض رو بر این بگذار که شما سالی یکبار باید به دیدن خانواده ت بری و دائم باید با خانواده و فامیل اون آقا رفت و آمد کنی. اگر فرهنگ و سنت ها خیلی متفاوت باشه که کار خیلی سخت تر هم میشه.

دختر خوب پدر و مادرت بد شما رو که نمیخوان، شما اجازه بده سربازی ایشون که تموم شد و کار پیدا کرد، بعد با مامان صحبت کن و بگو پدرتون رو راضی کنند. 

 

تصویر خدای من خدای تمام خوبی هاست

ازدواج چهارچوب خاص و قوانین خودش رو داره، آشنایی از طریق فضای مجازی اونم با شخصی که در شهر دیگری زندگی میکنه و تفاوت فرهنگی و طبقاتی وجود داره خیلی به مشکل برمیخوره،به پدر و مادر حق بدید که نسبت به آینده شما نگران باشن و اینو به خودتون بقبولانید که اونا با تجربه هستن، اینجور که مشخصه و از سن و سال شما معلومه که این عشق داغ و آتشین هست هم از سمت شما وهم از سمت طرف مقابل، اما ناگفته نماند که شما هنوز در سنی هستین که بسیار کم تجربه هستین و ممکنه از روی احساس تصمیم بگیرین و تا آزمون و خطا هم نکنین تجربه کسب نمی‌کنید،در قدم اول کار درستی کردین که موضوع رو با مادرتون در میون گذاشتین اما مخفی نگه داشتن این رابطه بسیار کار اشتباهی هست، امیدورام که این رابطه فقط برای آشنایی بوده باشه اگر پسر خوبی هست و معیارهای مناسبی برای ازدواج داره و آمادگی ازدواج رو داره سعی کنید به طریق درست با خونواده صحبت کنید، اما اینو بدونید الان چون به شدت علاقه مند هستید مشکلات به چشمتون نمیاد ممکنه بخاطر دور بودن محل زندگیشون بعدا به مشکل بربخورید از اونجایی که شما از حساسیت پدرتون آگاه هستید باید همچین اشتباهی نمی‌کردید،درحال حاضر چون علاقه بین شما گره خورده باید سعی کنید پدرتون رو از قضیه باخبر کنید مثلا مادرتون به پدر اطلاع بدن که ایشون خواستگار شما هستن یجوری خشم این قضیه رو کم کنید و گرنه عواقبش ممکنه بدتربشه، یه نصحیت میکنم و از روی تجربه میگم، الان شما به هم علاقه دارید اما تجربه ندارید، زندگی از دید شما در این مقطع سنی فقط عشق و علاقه هست اما اینو بدونید که زندگی به همین چیزا ختم نمیشه و مشکلات کم کم شروع میشه شما باید بتونید از پس مشکلات زندگی بربیاید ممکنه ذره ذره این عشق فروکش کنه و بعد مشکلات در چشم شما بزرگ و بزرگتر بشن.... حتما اگر امکانش هست به صورت حضوری به یک مشاوره با تجربه مراجعه کنید، به هیچ عنوان تنهایی تصمیم نگیرید 

تصویر مسیح
نویسنده مسیح در

من با روابط دختر پسر مشکلی ندارم ولی نمیدونم چرا  حس خوبی به رابطتتون ندارم چون پسر سنش کمه . هنوز شرایط ازدواج نداره. و هر دوتون ممکنه با گذشت زمان رشد و تغییر کنید و ده سال بعد هم رو نخایید یعنی ازدواج ثبات عقل و رفتار میخاد که تو ۱۹و ۲۰ سالگی حاصل نمیشه. بعد از شهر دوری هم هست .و چون شما مستقل نیستید حتما پدرو مادر تون باید راضی بشن و نظرشون مهمه. بگید یه دردسره ، نگید یه دردسر دیگست بعدا ماه زیر ابر نمیمونه .میخایی فعلا بزار زمان بگذره ببینیم پسر چیکار میکنه تا اون موقع شاید خیلی چیزا عوض شد .مسیح 

این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.