چگونه غرورم رو از بین ببرم

09:18 - 1400/10/26

سلام چگونه غرورم رو از بین ببرم
گاهی وقتا تصمیم میگیرم ادم خوبی بشم غرور میگیرتم
یا نمازی تو مسجد میخونم غرور میگرتم در مقابل مردم
میشه کلی بگید چگونه غرورم ازبین ببرم؟؟
ممنون

---------------
کاربران محترم مي‌توانيد در همين بحث و يا مباحث ديگر انجمن نيز شرکت داشته باشيد: https://btid.org/fa/forums
همچنين مي‌توانيد سوالات جديد خود را از طريق اين آدرس ارسال کنيد: https://btid.org/fa/node/add/forum  
تمامي کاربران مي‌توانند با عضويت در سايت نظرات و سوالاتي که ارسال ميکنند را به عنوان يک رزومه فعاليتي براي خود محفوظ نگه‌دارند و به آن استناد کنند و همچنين در مرور زمان نظراتشان جهت نمايش، ديگر منتظر تاييد مسئولين انجمن نيز نباشد؛ براي عضويت در سايت به آدرس مقابل مراجعه فرمائيد: https://btid.org/fa/user/registe

http://btid.org/node/197392

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
تصویر روئین تن مهدی

سلام و عرض ادب خدمت شما کاربر گرامی:

با آرزوی موفقیت و آرزوی معنویت روز افزون که ان شاء الله تا آخر این موفقیت و معنویت رو برای خودتان حفظ کنید.

خیلی خوبه که به چنین نکته ای در وجود خودتون پی بردید و در صدد اصلاح اون بر اومدید. امیدوارم با مواردی که در حد خودمون می دونیم و در خدمت شما میگذاریم بتونید این مشکل موقتی رو برا همیشه حل کنید.

غرور چیز خوبیه اما در جای خودش. خوبه انسان در مقابل دشمن خودش مغرور باشه و خودش رو بالاتر ببینه نه اینکه خودش رو ضعیف و از خود باخته ببینه.

اگر  انسان نه تنها در مقابل دشمنش مغرور و مقتدر نباشه بلکه در خدمت دشمنش باشه، آدم رو به تباهی می کشونه و اون رو از تعالی و بالندگی باز می داره.

کسی که نسبت به عبادتش اهل غرور و عُجب بشه و به خودش بنازه و بباله، به دشمن خودش که همون نفس اماره باشه خدمت می کنه. و باعث می شه شخص از رشد و تعالی باز داره . چنین کسی در خدمت نفسش خواهد بود و این نفس خواهد بود که شخص رو به دنبال خودش می کشه. من اگر به عمل ناچیزم مغرور بشم، به همون عمل ناچیز قانع خواهم بود و دیگه بالاتر نخواهم رفت. مثل کسی که موقع ناهار به یک شکلات بسنده کنه و اون شکلات رو چیز بزرگی ببینه و بخورش و سیری کاذب بگیره، چنین کسی دیگه از خوردن ناهار و سیر شدن واقعی محروم میشه.

پس راز اینکه ما دچار غرور نشیم اینه که کارمون رو هر چند خوب اما کوچیک و ناچیز بپنداریم. تا جایی که اصلا بهش توجهی نکنیم. و برای اینکار چند راهکار ارائه داده میشه.  این طرز نگاه  چون جنبه شناختی داره نیاز به تمرین داره. مکرر و مکرر این راهکارها رو به ذهن خود بخورانید تا براتون ملکه بشه. بعد از مدتی خواهید دید علاوه بر اینکه از عبادت لذت خواهید برد در عین حال همیشه تشنه و گرسنه معنویت خواهید بود و هیچ گاه از عملتون قانع نخواهید شد.

چند تمرین

1- کار خوب شما، شاهکار نیست. این توفیقی است که خدا به شما داده. ممکنه مادر یا کسی در حق شما خالصانه دعا کرده و زمینه دریافت این توفیق رو براتون فراهم کرده. پس چرا به عبادت خودم مغرور باشم؟
امام صادق علیه السلام می فرماید :«..کسی که دچار خود پسندی شود از راه درست منحرف شده و ادعای چیزی را کرده است که از آن او نیست» [1]

2-  این طور نیست که توفیقی که نصیب شما شده همیشگی است . چه بسا بعدها خدای ناکرده غفلتی شما رو بگیره و بطور نامحسوس روح و روان شما رو در بر بگیره، به نحوی که حتی حال رفتن به مسجد رو هم نداشته باشید . توفیق عبادت مثل آب خوردن نیست که هر وقت شخص اراده کند می تواند به راحتی به آنها برسه. خیلی از افراد هستند که آنقدر گرفتار روزمرگی و گرفتاریها و شبهات شدن که اراده انها برای عبادت و صحبت با خدا بسیار ضعیف شده. پس چرا به عبادت خودم مغرور باشم؟

باز هم  امام صادق (ع)  در مورد صفت عجب چنین میفرماید:

«شگفتا و شگفتا از کسی که دچار عجب می شود حال آنکه نمی داند عاقبتش چگونه خواهد بود».[2]

3- تمرین «هر که بامش بیش، برفش بیشتر!»:  شخص در این مرحله این عقیده را می تواند به مرور و مکرر در ذهن و سپس قلب خود نهادینه نماید که همین توفیقات اگر نصیب اطرافیانم می شد، از من بهتر عمل می کردند. اگر دیگران توفیق نماز جماعت پیدا می کردند خالص تر از من نماز می خوندند و نماز رو برای خودخدا می خوندند نه برای تعریف و تمجید و مشاهده دیگران. پس چه افتخاری است وقتی در این فرض در واقع من مردود شده ام و دیگران قبول؟ چه افتخاری است وقتی مسوولیت من نسبت به این توفیقات بالا رفته و گُرده من از اطرافیانم سنگین تر شده؟

4- مقایسه با عبادت اولیاء و شهدا که عبادت من در مقابل آنها هیچ هیچه. اگر من به مسجد میام، شهدا هم نه تنها به مسجد می اومدن بلکه نمازشون هم شیرین و با صفا بود. اگر نماز من با لذت همراه باشه، شهدا نه تنها از نمازشون لذت می بردن بلکه با مردم هم مهربون بودن و بهشون خدمت می کردن. منم اگر اینطور باشم، اما شهدا از من بالاترن چون گناهانشون از من کمتره و ...

پس می بینید که در هر مرتبه ای باشم بالاتر از من هم کسانی هستند. پس چرا به عبادت خودم مغرور باشم؟

5- عبادت من یک وظیفه است. و عمل  به وظیفه، هنر نیست. مثلا شما وقتی طبق وظیفه تون به کسی جواب سلام می دید، از اینکه جواب سلام دادید افتخار می کنید و کلاهتون رو میندازید هوا؟ ما همه بنده خداییم و وظیفه مون اینه که در قبال نعمت بیشماری که بهمون داده تشکر کنیم و عبادتش کنیم. آیا این وظیفه، مایه افتخاره؟ بله لذت می برید اما مغرور نمی شید. لذت میبرید از اینکه یه مسوولیت از گردنتون کم شده . مثل اینکه شما یه لیوان آب به مادرتون بدید. از این خدمت و وظیفه لذت می برید اما هیچ وقت به خودتون مغرور نمیشید.

پس همانطور که ملاحظه می فرمایید تنها عامل غرور، منیت وخود بینی است. منیّت و خودبینی شما که ذوب شد از عبادت لذت می برید. و این رو یه پاداش نقد از جانب خدا می دونید. به هیچ وجه نمازتون رو برای مردم نمی خونید چرا که تشویق و تعریف اونها در مقابل پاداش خدا هیچ هیچه. اصلا مردم نمی تونن پاداش یه عبادت خالصانه رو بدن فقط خدا می تونه و خدا، پس چرا به مردم اهمیت بدم.
شخص به قول معروف اگر خودش را تحویل بگیره زمین گیر می شه. و هر چه خودش را یک عبد بداند که هر چه دارد و ندارد از آن مولای خودش است، چیزی برای مباهات نداره. هر چه هست وظیفه است و وظیفه! این طرز نگاهها را باید تمرین کرد.

برای اینکه شخص کمتر خودش را تحویل بگیرد چند راهکار مختصر ارائه می شود.

1- به دیگران خدمت بدون چشم داشته داشته باشد. به صرف اینکه این بندگان خدا، مخلوقات خدا هستند. (معامله با خدا)

2- با کودکان آداب و معاشرت اسلامی داشته باشد. زودتر سلام کند. و حتی پاکی خدادادی آنها را بهتر از پاکی خودساخته خود بداند.

3- جواب سوالات را فورا ندهد. حتی گاهی و لو اینکه میداند، اما جواب ندهد. (خوار کردن نفس در درون)

4- درد دل کردن و گله مندی از نفس در مقابل خدا (مناجات الشاکین از جمله مناجات خمسه عشر امام سجاد ع در مفاتیح)

 

همیشه موفق باشید

 

پی‌نوشت:

1-مصباح الشریعة، ص 81، ‌موسسة الاعلمی للمطبوعات.
2- همان