کدام رویه در مواجهه با افکار دینی درسته؟

08:27 - 1399/12/02

سلام.

به نظر شما در مواجهه با افکار و هنجارهای دینی کدوم رویه درسته.

اول .هر چی دین تایید کرده بپذیریم و سلیقه ی خودمون و عقل خودمون رو بعدا باهاش یجور تطبیق بدیم که تضادی پیش نیاد یا اگه تضادی بوده اینجوری رفع بشه.این شعار رو معمولا کسانی میدن که میگن عقل ما نمیتونه بطور کامل همه چیو بفهمه ولذا هر جا دیدن با عقل سازگار نیست میگن ما نمیفهمیم حتما اونی که شرع گفته درسته

دوم.عقل خودش یک معیاره لذا با عقل خودمون بررسی کنیم و اگه درست بود بپذیریم والا یا قبول نکنیم یا تا وقتی که توجیه نشدیم موضع نگیریم در مورد نظر شخصی هم هر جا دیدیم نمیتونیم ماجرا رو بپذیریم موضوع رو کناربذاریم و بخشی که مشترک بین عقل سلیقه و نظر شخصی و دین هستش رو فقط بعنوان دین قبول کنیم نه همه رو..این هم شعار کسانیه که میگن دین اسلام دین عقلانیته و عمل بدون معرفت ارزشی نداره اول باید بفهمیم بعد اعتقاد یا التزام داشته باشیم

من سوالم  اعتقادات و احکام و هر انچه به نوعی پذیرش دینی تلقی میشه رو شامل میشه.اگه خواستید تفکیک بذارید بین اصول و فروع خودتون قید کنید

با تشکر

-------------------------------------
کاربران محترم مي‌توانيد در همين بحث و يا مباحث ديگر انجمن نيز شرکت داشته باشيد: https://btid.org/fa/forums
همچنين مي‌توانيد سوالات جديد خود را از طريق اين آدرس ارسال کنيد: https://btid.org/fa/node/add/forum
تمامي کاربران مي‌توانند با عضويت در سايت نظرات و سوالاتي که ارسال ميکنند را به عنوان يک رزومه فعاليتي براي خود محفوظ نگه‌دارند و به آن استناد کنند و همچنين در مرور زمان نظراتشان جهت نمايش، ديگر منتظر تاييد مسئولين انجمن نيز نباشد؛ براي عضويت در سايت به آدرس مقابل مراجعه فرمائيد: https://btid.org/fa/user/register

http://welayatnet.com/node/159063

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
تصویر 7292Mahdi
نویسنده 7292Mahdi در

با سلام

خانم فقط حیدر امیر الموئمنین است متن یه سری از اشکالاتی رو که اهل سنت به شیعه وارد میکنند رو منتشر کردن اگر چه خطابشون با فرد دیگریه اما به نظرم رسید این جواب مناسبی باشه.به اون اشکالها.

برای متقائد کردن کسانی که از اهل سنت دفاع میکنند و همچین مطالبی میگن یک راه خیلی جالب هست که عجیبه برام چرا علمای شیعه ازش استفاده نمیکنند.یا لااقل بنده کمتر دیدم از این کانال وارد بشن.

 اهل سنت هم به امامان شیعه احترام قائلند باید ازشون بپرسیم آیا شما اهل بیت پیامبر مثلاً حضرت امام علی یا امام حسن و امام حسین رو افراد صادق می دونید یا افراد دروغگویی می دانید قطعاً میخوان بگن ما  که اهل بیت پیامبر را دوست داریم و حتی ممکنه تعصبی بشن و از عقایدشون مبنی بر محبت اولاد حضرت زهرا  دفاع بکنن و بگن  این جور سوال پرسیدن معنیش اینه شما می‌خواهید بین ما و اهل بیت فاصله بیندازید و تعصب دارند نسبت به این مسئله بنابراین حتماً به عدالت و درستکار بودن اهل بیت اعتراف خواهند داشت بعدش از جملات خود امامان مون براشون سند در بیاری یعنی امام علی در مورد خلفا چی گفته در مورد ماجرای سقیفه چی گفته اصلاً ما شیعه ها خود من و شما رو چه حساب شیعه هستیم بله بخشی از پدر و مادرمون رسیده ولی بخش دیگری هم هست که خودمون نمیتونیم از عقایدمون دست بکشیم یک نیرویی اجازه نمیده از باورهامون عقب نشینی کنیم که اونم چند بخشه که یکش روایات خود امامان شیعه ست که امامت رو ثابت میکنه مثلاً روایاتی که از امام صادق در مورد امامت نوشته بشه براشون یا دعای ندبه که از  امام هادی ظاهراً نقل شده یا زیارت عاشورا یا  صحیفه سجادیه از همه مهمتر زیارت جامعه کبیره یعنی اگر شما بتونید به هر مخالفی سند زیارت جامعه رو ثابت کنید و اثبات کنید این زیارت از امام معصوم صادر شده دیگه تمام شده  کار .چون عالی ترین مطالب معرفت شیعه در زیارت جامعه وارده  و هیچ  جایی برای شبه و انکار باقی نمی مونه و  همه کسانی که  اشکالات مشابه آنچه شما مطرح کردید رو بیان میکنه رو پاسخ میده منشأ و ریشه شکل گیری این گونه سوالها  از طرف شبکه کلمه و امثال اونه. هم طراحی و منتشر میشه با این بهانه میخوان بگن که شیعیان سندی برای ادعاها شون ندارند .

اصل امامت در قرآن ثابت میشه اما هیچ راهی برای این که مصادیق امامت را بخواهیم از قرآن ثابت کنیم و پیدا کنیم وجود ندارد ناچار باید به روایات مراجعه کنیم که نمیتونن بگن حرف اهل بیت رو باور نداریم نهایتا میخوان بگن سندش درست نیست و جعلیه که برای این هم کافیه یکی از روایات رو با بررسی سند ببریم براشون ولی همون جامعه ی کبیره یا امین الله کافیه واقعا.

  به نظرم بهتره که نسبت به بعضی از اشکالات مخالفین شیعه خیلی لجاجت نداشته باشیم و برخی از انتقادها رو قبول کنیم مثلاً ماجرای گنبد و مناره و هزینه های بالا در حرم اهل بیت هیچ پشتوانه دینی نداره درسته که شیعیان این رو به عنوان شعائر مطرح می کنند ولی این صرفاً نظر علمای این مقطع از تاریخ چون صد سال پیش این وسایل نبود که بدونیم نظر اونها چیه طی سالهای اخیر مردم ابراز محبت کردن به اهل بیت ،هزینه کردند در گذشته امکاناتی برای این همه تجمل نبود که علما  راجع آن نظر بدهند خوب معلوم هم نیست واقعاً نظر خود اهل بیت در مورد این همه تجمل گنبد و مناره و امثال اینها چی باشه این اشکال سنیها به نظرم خیلی نباید روش اصرار داشته باشیم که ادعای ما درسته که بعید نیست اصلاً این نقدها درست باشد و ما زیر سوال باشیم یا در مورد بعضی از احکام که شیعه به شکل غیر معقولی بزرگش کرده و بهش پرداخته از طرف دیگه بعضی از احکام رو تقریباً ندیده مثلاً ماجرای خمس رو از قران  نمیشه به شکل احکامی که امروز در رساله ها هست  ثابت کرد در مقابل راجع زکات آیات بسیاری در قرآن داریم تنها یک آیه از قرآن به خمس  مربوطه که اون هم دلالتی به خمسی که مردم به مراجع می دهند نداره اما زکات مستقیماً مواردش مشخصه سنی ها به ما ایراد می کنند میگن شما چرا به زکات که اینقدر در قران ازش حرف زده نمی پردازید اما به خمس خیلی اهمیت می دهید اشکال وارد و قابل تامله.

 نحوه ورود علما به فقه واقعاً جای انتقاد داره احکام فروعات رو چندین قرن دارند علمای هر عصری  اجتهاد می کند در حالیکه ده قرن قبل عین همین مطالب قبلاً اجتهاد شده به هیچ ضرورتی نداره که دوباره اجتهاد بشه اما در مسائل مهم تر بهش پرداخته نمیشه و عقب ماندیم ما نمیتونیم در سطح جهان اسلام  جایگاه واقعی خودمون رو پیدا کنیم شیعه امروز به شرک و بدعت و خرافه و سوء استفاده معروف شده چرا؟ به هر حال اشتباهاتی از طرف خود ما بوده نمیشه بگیم که همه به ما دارند تهمت میزنند حتی اگر تهمت هم باشه خودمون باعث شدیم که در معرض تهمت قرار بگیریم منظورم اینه که نسبت به بعضی از انتقاد ها چه بسا بهتره کوتاه بیاییم و قبول کنیم که شیعیان اشتباه کردند علمای شیعه اشتباه کردند این ارتباطی به حقانیت مذهب شیعه نداره اما تعصب بی خود ما باعث میشه که همون حقیقت ناب رو هم نتونیم به درستی بیان کنیم

جمله بندی اگه روان نبود بخاطر سیستم تبدیل گفتار به نوشتاره که درست نمیتونه تطبیق کنه.

تصویر به تو از دور سلام
نویسنده به تو از دور سلام در

سلام علیکم

اقای حیدری در رابطه با این مطلب" نحوه ورود علما به فقه واقعاً جای انتقاد داره احکام فروعات رو چندین قرن دارند علمای هر عصری  اجتهاد می کند در حالیکه ده قرن قبل عین همین مطالب قبلاً اجتهاد شده به هیچ ضرورتی نداره که دوباره اجتهاد بشه" 

قبلا هم شما که یک چنین مطلبی رو عنوان کردید بنده اونجا امید داشتم اقای فرضی پوریان جواب بدهند که احتمالا فرصت نشده و یا .... .

جناب این نشانه پویایی فقه شیعه است. شما تصور بفرمایید که بقول شما از 10 قرن پیش تا بحال اجتهاد انجام نمیشد؛ بنده میتونستم اشکال کنم که این چه دین جاودانی هست که در قرنها پیش متوقف شده. حالا کار به مسائل مستحدثه و مسائل روز نداریم که فکر نمی کنم محل بحث شما هم باشه. 

لذا آقا این از مزیتهای فقه شیعه است که جریان داره و در عصر و زمان خاصی متوقف نشده!

همانطوریکه این نقد و ایراد به فلسفه ما هم وارد است که چرا به عصر صفوی و در حکمت متعالیه ملاصدرا متوقف شده. درحالیکه شما فلسفه غرب رو ببین به عدد روزهای سال، فیلسوف دارند.البته فلسفه ما فلسفه عمیقی هست و ژرف زیادی داره و فلسفه غرب بهیچ وجه اون عمق رو نداره. منتها از باب مثال عرض کردم. که اگه قرار بود فقه هم قرنها پیش متوقف بشه خیلی قابل نقد و ایراد بود.

خدا حکمت درک بده واقعا، اول به خودم و هرکه دوست میدارد. امین

یاعلی

تصویر 7292Mahdi
نویسنده 7292Mahdi در

سلام این دعای اخرتون خیلی خوب بود.امین..

اخه چه فایده ای هست در اینکه ده قرن علمای هر دوره میان یکی یکی مباحث صلاه.حج طهارت و .. اجتهاد میکتند چه ثمره ای داره..در مسائل مستحدثه فرق میکنه.خب فقط برای اون وقت طلاب رو بگیرن..چه معنا داره هر کس برای خودش شاگرد جمع کنه شهریه بده که برن سرکلاسش بشینن که دوباره از اول اجتهاد کنند.شما یک فائده اسم ببر

تصویر به تو از دور سلام
نویسنده به تو از دور سلام در

اگر مجتهدی در مسائل اجماعی صلاه و صوم و حج و ... به اجتهاد نرسد ؛ چگونه می خواهد در مسائل مستحدثه صلاه و صوم و حج و طهارت و ... نظر دهد و حکم صادر کند؟! وقتی که ایشان دستش از مسائل مقدماتی و اتفاقی (متفق علیه) تهی است!

نابرده رنج گنج میسر نمی‌شود       

مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد

هر کو عمل نکرد و عنایت امید داشت    

دانه نکاشت ابله و دخل انتظار کرد

(البته جسارت نشه؛ بلا تشبیه؛ منظور اینست که چه انتظاری هست که ایشان بتواند مثلا بدون یادگیری ضرب ؛ تقسیم کند؟!)

تصویر به تو از دور سلام
نویسنده به تو از دور سلام در

با تشکر از دوستی که پاسخ دادند. در تکمله پاسخ ایشان عرض میکنم.

وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً ۚ فَلَوْلَا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ. و (هنگامی که رسول فرمان خروج برای جنگ دهد) نباید مؤمنان همگی بیرون روند (و رسول را تنها گذارند) پس چرا از هر طایفه‌ای جمعی برای جنگ و گروهی نزد رسول برای آموختن علم دین مهیا نباشند تا قوم خود را چون به نزدشان بازگشتند بیم رسانند، باشد که (از نافرمانی خدا) حذر کنند.

جناب شما این ایه را چگونه تفسیر می کنید؟ منظور از تفقه در (لیتفقهوا) که با لام امر آمده چیست؟ ایا نزول ایه را مختص به زمان پیامبر ص می دانید؟!

یعنی در این زمانه بگوییم تفقه هیچ گونه معنایی ندارد. فقط در مسائل مستحدثه تفقه لازم است و لا غیر؟!

اگر اینطور است بنابراین خواندن اصول فقه هیچگونه فایده ای ندارد و کار لغو و عبثی است!

طلاب درس به این سختی بخوانند که چه بشود؟! وقتی اصلا قرار نیست به کارشان بیاید!!!!

حدیث "من كان من الفقهاء، صائنا لنفسه، حافظا لدينه ، مخالفا لهواه، مطيعا لامر مولاه، فللعوام ان يقلدوه" کاربردش به چه دوره ای باز می گردد؟!

چه پاسخی دارید برادر؟!

تصویر سادات حسینی.
نویسنده سادات حسینی. در

مسائل مستحدثه زیاد نیست

و باید احکام نیز مدام بررسی شود چون ممکن است مجتهدی مبانی ای را قبول داشته باشد که دیگر فقها قبول ندارند لذا باید روش استدلال را بر مبنای کارشناسی خودش به دست آورد

ثانیا این ها به منزله عملیات امتحانی است که مثلا ارتش انجام میدهد جهت آمادگی بیشتر

اگر قرار باشد ارتش کاری نکند تا زمانی جنگ شد بعدا شروع به عملیات حقیقی کند پختگی لازم را نخواهد داشت

پس باید حتی شده امتحانا مبانی فقاهت را مرور کنند و اجتهاد کنند تا در مسائل مستحدثه در موضوعات مختلف سیاسی، اجتماعی، عقیدتی، بانکی، و .... نیز بتوانند ورود کنند

تصویر 7292Mahdi
نویسنده 7292Mahdi در

اصول فقه خودش یک قانون ابداعیه.یعنی هیچ زمینه ی دینی نداره .یکسری اصولی رو چند نفر طراحی کردند که بتونن حدس بزنن نظر صحیح چیه.تمام ماجرا همینه دیگه.

اهل سنت همچین چیزی ندارن.مگه الان مشکلی دارن.

هر قدر بیشتر تلاش کنیم بیشتر تکلیف داریم.فکر میکنید علمای اهل سنت الان چه وضعی پیش خدا دارن.جهنمی هستن؟!

هیچ اعتقادی هم به اصول فقه شیعه ندارن.

نگاه نکنید الان به هر عالمی بگی میگه اصل اجتهاده برای اینکه اون بنده خدا تمام عمرش رو برای همین گذاشته انتظار نداشته باشید بیاد بگه بله همه ی عمرم رو بیهوده درس خوندم.

در هر صورت علم اجتهاد اون هم به روش فعلی یک کار کم ارزشه .هنوز بعضی از مراجع بحث امه و کنیزشون براهه.بحث عبد و مباحث پیچیده ی اون مباحث ارث کنیز و امه بحث دیه اونها و ...برای چی اخه

در حالی که بسیاری از علوم شیعه مبهم باقی مونده و کسی نیست رسیدگی کنه.همین دیشب راجع امیر المومئنین مطلب نوشتم منتشر نشد.چرا؟!اگه حرف نادرستیه چرا پس بین حوزویان هست این مطالب اگه درسته چرا منتشر نکردن.راجع قدرت امام علی در عالم تکوین نوشته بودم

تصویر رضا احمدی نیاسری
نویسنده رضا احمدی نیاسری در

لطفا در مورد چیزی که سوادش رو نداری اظهار نظر نکن

با مراجعه به کتب اصول

مبانی قواعد اصولی را میتوانی بفهمی مستندات عقلی و روایی

تو اصلا قانون ابقای ما کان را میفهمی که میگویی اینها هیچ سندی ندارند

درد جامعه ما این هست که بیسوادان به خود اجازه میدهند در مورد همه چیز اظهار نظر کنند

از جن گیری گرفته تا ارتباط با ارواح تا ابراز علاقه به خانم مسیح تا حکم به چند همسری یا عدم آن و .....

تصویر به تو ازدورسلام
نویسنده به تو ازدورسلام در

ممنونم.توجهتون مورد تقدیر است، جناب

تصویر 7292Mahdi
نویسنده 7292Mahdi در

در مورد اشکالاتی که به نیومدن نام امیر الموئمنین در قران وارد کردن هم یه نکته ی خیلی ظریفی هست.خدا هیچ وقت نخواسته مردم رو با دلایل صریح هدایت کنه.یعنی مثلا در معجزات هم حد رو نگه داشته که یعده همون معجزه رو هم انکار کنند.معجزه ی حضرت موسی معجزه ای بود که میشد بحساب سحر هم گذاشت اما هیچ ادم عاقلی این کارو نمیکرد.خود ساحر ها قبل ازهمه تسلیم شدند.فرعون و حامیانش مگه معجزه رو ندیدن.پس  چرا ایمان نیاوردن.یعنی مشکل مردم چیز دیگه ای بود.مگه شتر حضرت صالح جلوی چشم مردم از دل کوه بیرون نیومد.همه دیدن که کوه شکافت و شتر خارج شد.اولاش خوب  بود ولی بعدش شتر  رو کشتن .معجزه بود .کشتن ولی .این رسم مردم هر زمانه.که حتی مواردی رو که بهش یقین هم دارند رو انکار بکنند در قران داریم که مردم میگفتن اگه خدا میخواد پیامبر بفرسته چرا چند تا فرشته رو نمیفرسته.اما خدا در جواب بهانه های اینجوری میگه من هیچ وقت همچین کاری نمیکنم اگه هم بکنم بازم عده ای منکر میشن.یعنی خداوند حتی معجزه رو که برای اثبات پیامبریه رو علارقم اعجاز بازم از طریق عادی نشون میده قرار نیست فرشته ها بیان جلو مردم دیده بشن یا خود خدا دیده بشه تا مردم ایمان بیارن.

در روایات بارها میبینیم که امام معصوم در موارد خاص پرده ها رو برای مردم کنار زده و عده ای حقایق رو دیدن.نمونه ش شب کربلا.خب حضرت ایا نمیتونست یک شب جلو تر اون کارو بکنه ولی نکرد .دلیلش هم این بود که مهم اینه بدون دیدن این چیزها از امامشون حمایت کنند.و چه بسا خیلیها بعد از دیدن اون صحنه ها بازم نمیموندن.

نام حضرت علی اومدن یا نیومدنش در قران دلیل بر حقانیت داشتن یا نداشتنش نیست.به همون دلیل که خدا نمیخواد همه رو هدایت کنه چون یعده لیاقت خدایت شدن رو ندارن.نام امامان هم  ذکر نشده.مثلا عمر سعد مگه امام حسین رو نمیشناخت دهها برابر انچه ما از کرامات و خوبیهای امام حسین شنیدیم رو خودش دیده بود.از بچه گی هم بازی امام حسین بود.شب عاشورا امام حسین بهش گفت تو از خون من بگذر من بهشت رو تضمین میکنم برات.ولی قبول نکرد.حالا اگه اسم امام حسین در قران هم میاومد بازم تفاوتی نداشت.مشکل اونها در پیدا نکردن راه نبود که بزرگانشون خیلی خوب میدونستند تفاوت حضرت علی با سایرین چقدر زیاده اما به هر دلیل نخواستن از حق حمایت کنند.اسمشون هم بارها اگه در قران میاومد بارم همین بود.بماند که بعضی از علمای شیعه معتقدند ایاتی در مورد حضرت علی بوده که حذف شده.بماند اینکه الانم هم یک ایه رو که کلمه ی علی قید شده رو مفسرین شیعه بعضیها میگن منظور حضرت علیه.و....

لذا جمع بندی این میشه خداوند هیچ وقت برای هدایت مردم روشهایی که خیلی روشن باشن رو نمیاره.چون بنا نیست با این کارها مردم هدایت بشن.باید جوری بشه که وقتی قران نازل میشه عده ای تسلیم بشن عده ای بگن این جادو ست .باید عده ای معجزه ی حضرت موسی رو بفهمن عده ای بگن این همون سحر بزرگه.تا میدان مبارزه میان نفس و معنویت هر فرد در جهان اطرافش عادلانه باشه.و تفاوت اونا که اهل نفس هستند با بقیه روشن بشه.

نام امیر الموئنین و امامان شیعه نباید در قران میامد چون باید مرز موئمنان واقعی و منافقان مشخص بشه.باید مثل همیشه ابزاررهدایت کمی مشتبه وقابل تشکیک باشه.خصوصا اینکه اگه هم نامش میاومد تفاوتی در نتیجه نبود.

مرحله ی بعد میرسیم به اینکه خب حالا شاید خلفای صدر اسلام همون جانشینان واقعی باشن.یعنی از کجا معلوم مصداق امام حضرت علی باشه.جواب میدیم شما ایا قبول دارید علی علی السلام فرد صادقی بود یا خیر میگن بله.بعد خطبه های حضرت که در منابع شیعه و سنی وجود داره و کلمات قصار حضرت رو براش میاوردیم و برای اثبات کل امامان و محدوده ی اختیاراتشون و اسامیشون و جایگاهشون در عالم هستی هم به دو زیارت امین الله و جامعه ی کبیره که هر دو از خود همین معصومین صادر شده مراجعه میکردیم.اهل سنت عصمت رو هم از همین زیارت جامعه باید قبول کنند یا بگن اینها دروغه و فرزندان پیامبر اینا رو نگفتن یا بایددتسلیم بشه که اسناد این زیارات موجود و قابل بررسیه 

تصویر ناشناس
نویسنده ناشناس در

سپاسگزارم. مورد استفاده واقع شد.

تصویر محمد فرضی پوریان

با سلام خدمت شما.

ببنید دوست عزیز؛ ما دین رو به قسم مهم تقسیم می‌کنیم، اصول دین و فروع دین؛ اصول دین اعقادات ما هست، مجموعه ای از هست ها و نیست ها، آیا خدا هست، اگر هست اوصاف و ویژگی های او چگونه است؟؟؟؟ آیا نبوت درسته اگر بله خصوصیات نبی چیه؟؟؟؟ آیا قیامتی هست و اگر هست چه باید کرد؟؟؟؟؟؟؟ آیا امامی بعد از پیامبر لازمه یا خیر، اگر بله او باید چگونه باشد؟؟؟؟؟

فروع دین یعنی فقه یعنی انجام واحبات و ترک محرمات، اینها برخی عقلانی است و همه مردم می‌دانند بده یا خوبه، مثلا همه تایید می‌کنن دزدی بده، خیانت بده؛ کمک به هم نوع خوبه، عدالت خوبه، ایثار و از خودگذشتگی خوبه؛ برخی چیزها رو هم عقل نمی فهمه که خوبه یا بد، مثلا گوشت خوک حرامه یا حلال، گوشت خرگوش حلاله یا حرام، غسل و وضو خوبه یا نه؟؟؟؟؟

لذا باید بین فروع دین و اصول دین فرق گذاشت، در اصول دین ما کاملا آزادیم که نقد کنیم سوال بپرسیم، مطالعه کنیم و .... لذا هر چیزی که به نظرمون مخالف با عقل اومد رو باید سوال پرسید و اگر نتیجه ای نگرفتیم بذاریم کنار.

اما فروع دین فرق داره، فروع دین رو عقل اصلا تشخیص نمیده، نه اینکه عقل گریز باشد؛ بلکه عقل در مقابل اون سکوت میکنه، مثلا عقل از کجا تشخیص میده که نماز صبح باید دو رکعت باشه یا 3 رکعت، وضو باید از بالا به پایین باشه یا از پایین به بالا، زکات باید چه مقدار باشه، خمس چطور، نماز و روزه مسافر چگونه هست و هزاران مساله فقهی دیگر.

ما از کجا می‌تونیم بفهمیم که گوشت کدوم حیوان حلاله و کدام حیوان حرام، چگونه ذبح کنیم، آیا حیوان رو خفه کنیم یا سر ببریم و ... لذا در فروع دین باید از یک مرجع که مسلط به کتاب و سنت هست، تقلید کنیم، او با درسی که در این زمینه خونده متخصص فن هست و از کتاب و سنت، احکام الهی رو در آورده.

حتی نسبت به جزئیات معاد هم عقل سکوت می‌کنه، مثلا تا روز قیامت بشینیم و فکر کنیم هرگز نمی‌تونیم تشخیص بدیم شب اول قبر چیه؟ چه سوالی می‌پرسن، مراحل بعد از اون چیه؟ چون عقل انسان به اون جاها اصلا قد نمیده، لذا اینجا هم باید سخن دین رو بدون چون چرا پذیرفت.

در مسائل اجتماعی هم باید رعایت مسائل دینی بشه، و طوری رفتار کنیم که اصول کلی که دین ترسیم کرده ضربه نخوره، در غیر اون ما آزادیم که خودمون تصیمیم بگیریم و عمل کنیم. حالا ممکنه در موضوع خاصی فقیه حکم حکومتی اعلام کنه، اون جاها هم باید تبعیت کرد و در غیر اون ما آزادیم که با عقل و توان خودمون تصمیم بگیریم.

در کل باید بدونیم خود عقل انسان دستور میده که به مراجع رجوع کنیم، البته اگر اینجا تعصب و لجاجتی در کار نباشه، مثلا عقل میگه جاهل باید به عالم رجوع کند، خوب کسی که درد معده داره، به متخصص داخلی مراجعه می‌کنه برای تشخیص درد، کسی که می‌خواد خونه بسازه یا پل یا بیمارستان به مهندس عمران مراجعه می‌کنه، کسی که می‌خواد باغ خوبی داشته باشه به مهندس کشاورزی رجوع می‌کنه؛ اما نوبت به دین که می‌رسه همه متخصص میشن!!!!!!!!!!!! خوب ما برای فهم دین و دستورات الهی هم باید به متخصص رجوع کنیم آیا غیر این است؟؟؟؟؟؟
 

یعنی تقلید هم عاقلانه است.

پس برای پاسخ به سوال شما، باید بین حیطه های مختلف دین فرق گذاشت و هر حیطه رو با روش خودش سنجید.

تصویر 7292Mahdi
نویسنده 7292Mahdi در

این خیلی متداوله که مردم دین رو تا اونجایی میپذیرن  که خودشون هم قبول دارند.ولی به محض اینکه با عقاید خودشون تضاد داشته باشه خودشون رو به هر دری میزنن تا بگن شرع اینو نگفته.حالا این رو اگه به این شکل مطرح کنیم جواب روشنه که باید پیرو دین بود و با منافع خودمون به ماجرا  نگاه کردن درست نیست.

اما وقتی اینطور مطرح بشه که ادم تا به درستی چیزی اطمینان نداره یا وقتی میدونه خلاف اونی که شارع گفته درسته ایا بازم باید همون کار که از نظر خودش باطله رو انجام بده.مگه دین ما دین عدالت و عقلانیت نیست.خب الان همه ی دنیا میگن زن و مرد باید از  حقوق مساوی برخوردار باشن.این که اگه یه مسلمان یه مسلمان دیگه رو بکشه باید دیه کامل بده اگه یه بودایی رو بکشه دیگه دیه کامل لازم نیست بده درست نیست!! خب اون هم با باورهای خودش داره زندگیش رو میکنه و خدای خودش رو میپرسته یا اصلا خدا رو نمیپرسته ولی اون کاری رو میکنه که فکر میکنه درسته هر چیه ادم بدی نیست چرا باید این تبعیض رو قائل باشیم.

یا در ماجرای نوع روابط محرم و نامحرم حد رو اگه به عهده ی شرع بذاریم که تعیین کنه شرع میگه دختر دایی یا دختر عمو با دختر غریبه هیچ فرقی نداره ما هم میگیم بله خب درسته اما در عمل سر سفره که همه جمعن اگه به دختری بگی جلو پسر خاله دستات رو بیرون نذار گناه داره میگن دیگه درسته نامحرمه ولی دیگه این جوری هم که نیست ..!!!کی گفته باید سر سفره هم خودش رو بپوشونه اصلا این کار چون یجور بی احترامی به فامیل محسوب میشه جایز نیست.چون یعنی دختر از پسر داییهاش میترسه که به چشم بد نگاش کنن .اگه دین گفته حرامه منظور اینجا ها نبوده.ما که فامیلامون هم مذهبی هستن هم راحتن هیچ مشکلی هم نداریم!!یعنی منطق خودش رو واقعا درستتر میدونه .و برای ادعاش فلسفه داره.موقع خرید میوه برای نیم گوجه انگشت تو نصف گوجه های جعبه میکنیم ببینم سفته یا شله .اگه بگی این کار حرامه بهت میخنده میگه پول دارم میدم نباید که اشغال بخرم.باید دست بزنم ببینم شله یا نه حالا خراب هم شد به من چه!  غیر این رفتار کنی یعنی سادگی کردن.یعنی ضرر کردن ایا دین اجازه میده ادم بخودش ضرر بزنه .یارو دوبرابر قیمت میده که سوا کنیم خب سوا کردن همینه دیگه.لذا منطق خودش رو فقط قبول میکنه که واقعا هم عقیدش اینه .

همینطور در اعتقادات مثلا طی سالهای اخیر که با اومدن اینترنت شبکه های وهابی کلمه و غیره فعال  شدن.شبهه هایی  ایجاد میکنند که در ظاهر  منطقی هم به نظر میان.مثل اینکه مگه پیامبر برای شهدا عزا داری میکرد .مگه دین گفته خودتون رو برای شهدا بزنید.کجا نوشتن مراسمات محرم جزو دینه.حضرت علی کجا با خلفا مشکل داشت و ....

حالا با توجه با این توضیحات یبار دیگه اون سوال رو میپرسم.ایا باید بگیم هر چی شارع میگه و دیگه عقل رو کنار بذاریم.(صرف نظر از اصل یا فرع بودنش چون بحث در عقلی بودن یا نبودنه نه اینکه از شارع صادر شده دستور یا خیر)

ویا اینکه عقل رو اصل قرار بدیم و هر جا رو که عقل تایید کرد بپذیریم..در بحث اعمال عبادی نمیشه منطقی پشتش اورد ولی در مثال گوشت خوک و غیره خب عده ای میان با دلیل علمی میگن گوشت خوک خوبه خیلی هم بهتره مثلا.ما حالا به پشتوانه ی دین میگیم نه ضرر داره یا ضررش بیشتره ولی طرف خودش پزشکه میدونه رفته تحقیق کرده و خلاف اونی که دین گفته رو نتیجه گرفته.دیگه نمیشه به اون گفت که تو نمیدونی ضرر این گوشت بیشتره باید بگی عقل و علم رو کنار بذار ببین دین چی میگه.

 

تصویر محمد فرضی پوریان

با سلام مجدد خدمت شما.
ببنید تمام مواردی که مثال زدید پاسخ داره، متاسفانه بسیاری از ما همین که احساس کنیم چیزی با عقل و درک خودمون جور در نمیاد انکارش می‌کنیم، بدون اینکه بریم و از متخصص فنش بپرسیم.تساوی حقوق بین زن و مرد از قدیم بحث بوده و علما مفصل پاسخ دادن شما کتاب نظام حقوق زن در اسلام از شهید مطهری رو بخونید اگر قانع نشدید اون وقت بگید!!!!!!!!!! بسیاری از این صحبت ها به خاطر بی اطلاعی ماست.

همین محرم و نامحرم که میگید، مگه بین فامیل ارتباط نامشروع کم داریم؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بسیاری از فامیل بی تقوا و سست عنصر هستن که با هم ارتباط نامشروع دارن و کار به روابط جنسی هم کشیده شده به خاطر همین لخت بودن و بی حجاب بودن زنان فامیل. اینجوری نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اگه اسلام گفته پوشش منظور این نیست که مثلا پسر عمو اومد، دختر عمو بره مانتو و مقنعه و چادر و ... بپوشه؛ نه منظور پوشش کل بدن هست که با یک بلوز و دامن و روسری مناسب درست میشه، اگر میگیم حفظ حریم یعنی قاطی نشدن به حدی که اون حرفهایی که به شوهر گفته میشه رو بین خودشون بزنن؛ اما در غیر این  موارد که اسلام جایز دونسته.

حجاب هم بسیار مفیده الان کشورهای اروپایی هم به فکر حجاب افتادن، چون در منجلابی گیر کردن که دیگه برون رفتی برای اونا وجود نداره، شما سایت های خودشون رو نگاه کنید روابط نامشروع بین محارم هم زیاد شده، تجاوز به زنان که در اروپا و آمریکا وحشت ناکه، همش هم علتش نبود حجاب و حریم بین زن و مرده.

هیچ چیزی در شریعت نیست که مخالف عقل برهانی باشه، ببیند ما دو عقل داریم یه عقل برهانی و یه عقل عرفی و عامیانه؛ عقل برهانی یعنی همون عقلی که منطق و فلسفه میگه و با برهان و استدلال سروکار داره، مثلا عقل با دلایل خاص خودش اثبات میکنه که خدا یکی هست و جسم نداره و مادی نیست، اما مسیحیت میاد میگه خدا سه تاست، میگه حضرت عیسی پسر خداست، خوب این میشه مخالفت صریح با عقل.

یا مسیحیت میگه حضرت عیسی فدا شد که بشریت نجات پیدا کنه، در حالیکه این مخالف عقل برهانی است و عقل برهانی میگه هر کسی مسئول اعمال خودش هست و قرآن هم اینو تایید کرده  و فرموده: « وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَىٰ» لذا ما این اعتقاد مسیحیت رو میذاریم کنار.

اما عقل عرفی همین استدلال های خودمون هست که ما بهش میگیم کوچه بازاری، تحلیل هایی که خودمون ارائه میکنیم، طرف میگه به نظر من اشکال نداره، این یکی میگه به نظر من اینجوری باشه، اون یکی میگه نه اینطوری و هر کدوم برای خودشون دلیل هم دارن، خوب حق که یکی بیشتر نیست، پس چرا اینجا اینقدر تعدد پیدا میکنه.

در کل عرض کردم در فروع دین عقل حکمی نداره، نه اینکه مخالفت کنه، بلکه اصلا حکم نداره، البته حکم قطعی ها، میگه ممکنه، واقعا از کجا میشه صدرصد مطمئن شد که مثلا گوشت خوک هیچ ضرری نداره، آیا امکان نداره 100 سال دیگه چیز جدیدی کشف بشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آیا علم بشر دیگه به نهایت خودش رسیده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ واقعا دلیل بسیاری از احکام رو نمی‌دونیم.

در ضمن نگاه ما تنها به دنیا و جنبه مادی نیست، گاهی عملی برای روح مخرب هست، مثلا گوشت خوک یا برخی دیگر از موارد برای روح مخرب هست، لذا باید به خدا با دید اعتماد نگاه کنیم.شیطان هم اومد و برای خودش فلسفه درست کرد، گفت من چرا بر آدم سجده کنم، من از آدم برترم، من از جنس آتش هستم، لذا بر آدم سجده نکرد، دیگه نگفت بابا خدا داره دستور میده و من باید اطاعت امر خدا رو بکنم.

دوست عزیز برخی از دستورات خدا هم برای همینه که کی اطاعت میکنه، علما میگن دستور به ذبح اسماعیل، دستور واقعی نبود، یعنی واقعا خدا نمی‌خواست ابراهیم سر مبارک اسماعیل رو جدا کنه، بلکه دستوری آزمایشی بود، خدا واقعا می‌خواست ابراهیم رو بسنجه که چقدر بنده است. ممکنه برخی از دستورات الهی هم برای همین باشه، حالا من بیام پیش خودم دو دوتا چهارتا کنم، درست نیست، مثلا خدا دستور روزه داده، حالا من بیام هی با خودم بگم روزه مفیده یا مضر، بابا دستور خداست 11 ماه گفته بخور، یک ماه گفته نخور، ما باید اطاعت کنیم، البته اگر برای کسی ضرر خاصی داشته باشه و متخصص تایید کنه، اون نباید بگیره، ولی دیگه فلسفه بافی و ... درست نیست.

در رابطه با اهل سنت و وهابیت هم باید همه حرفهاشون رو تحقیق کرد، متاسفانه دروغ زیاد میگن، اینکه پیامبر عزاداری نکرده دروغه، طبق منابع خود اونا پیامبر تا 3 روز برای حمزه سید الشهدا عزاداری کرد و به زنها هم گفت گریه کنن و نوحه بخوانند، پیامبر خودش به زیارت قبور میرفته و به دیدن قبر مادرش آمنه رفته و ... در مورد خلفا هم دروغ محضه که امیرالمومنین با اونا روابط حسنه داشته و...لذا هر چیز شنیدید اول باید پرسش کرد درسته یا غلط، سپس دلیلش رو پرسید شاید قانع کننده باشه.

در کل عرض می‌کنم در موارد که یقین کنیم مطلبی از شارع صادر شده، بدون شک باید انجام داد و پذیرفت و لو گفته باشه: برو توی تنور و آتش بگیر؛ اما اگر معلوم نیست از شارع صادر شده یا نه خوب اینجا فرق داره، باید تحقیق کرد.

نکته پایانی اینکه در فقه شیعه عقل خودش یکی از منابع شرعه، یعنی اگر به صورتی قطعی حکم کرد، همونم میشه واجب یا حرام؛ البته تشخیص اینم با فقیه نه هر کسی اومد و گفت عقل من اینو میگه؛ مثلا حج واجبه بدون شک، اما اگر جان ما به خطر بیافته، اینجا عقل میگه حفظ جان مهم تره، لذا حج میشه حرام و ما نباید حج بریم. لذا عقل اگر حکم قطعی بده و برهاین باشه حجته.

موفق باشید.
 

تصویر 7292Mahdi
نویسنده 7292Mahdi در

تشکر از وقتی که گذاشتید .

تصویر فقط حیدرامیرالمؤمنین است
نویسنده فقط حیدرامیرالم... در

باسلام و عرض ادب و احترام

استاد؛ اینکه فرمودید: "در اصول دین ما کاملا آزادیم که نقد کنیم سوال بپرسیم، مطالعه کنیم و .... لذا هر چیزی که به نظرمون مخالف با عقل اومد رو باید سوال پرسید و اگر نتیجه ای نگرفتیم بذاریم کنار"

استاد؛ امامت هم از اصول دین شیعه است ؛ ایا اگر کسی با عقل محدود خودش نتوانست دلائل امامت را بپذیره؛ بگذاره کنار؟!

دراین باره خیلی شبهات هست که مکلف پاسخ قانع کننده ای برای اون نمی یابد. ممکنه نهایت تلاشش رو هم کرده باشه؛ ولی قانع نشده. ایا بهتر نیست بگیم که در انجا باید به پشتوانه اعتقاد به حکمت خدا، امامت را هم بپذیریم؟! 

یا نه؛ اینجوری بگوییم که امامت چون از اصول دین هست باید الا و لابد عقل ما ان را بپذیرد؟!

و ایا کنار گذاشتنی که شما فرمودید فردای قیامت برای مکلف مسئولیت اور نیست؟!

ممنونم. البته جسارت مرا ببخشید. برای روشن شدن خودم میپرسم. ابدا قصد دیگری ندارم. و کمال تشکر رو از زحماتی که می کشید، دارم.

یاعلی

تصویر محمد فرضی پوریان

با سلام خدمت شما.

ببنید اینکه گفتم بپرسه یعنی از اهلش بپرسه، بله اگر از متخصص فن پرسید و چیزی نبود، بذاره کنار، متخصص دین مراجع و علما هستن، باید کتاب اونا رو خوند و از اونا پرسید، تا حالا مساله ای نبوده که علما پاسخ ندن. بسیاری از خرافات رو همین علما مخالفت کردن و گذاشتن کنار؛ مثلا همین فال گیری و رمالی و ... اینها همش دروغه و بسیاری از آداب و رسوم مختلف که چون ریشه ای نداشته علما مخالفت کردن.

در مورد امامت ما دلیل کاملا عقلی داریم، به نظرتون خدایی که حکیمه و بندگانش رو دوست داره و پیامبری فرستاده که دین رو به اونا تعلیم داده و 23 سال زحمت کشیده، بعد از اون پیامبر بندگانش رو رها میکنه که مثلا 2 یا 3 یا 10 هزار سال دیگه زندگی کنن بدون راهنما؟؟؟؟؟؟؟؟ اگر دین تحریف شد اگر سوالات جدید پیش اومد، احکام جدید پیش اومد که پیامبرش نگفته، اگر دو عالم با هم دعوا کردن در تفسیر قرآن و ... مردم باید چیکار کنن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ایا خدا نباید یک هادی و امامی بین مردم قرار میداد؟؟؟؟؟؟

خوب دین یهود و مسیحیت هم دقیقا به همین خاطر قابل قبول نیست، چون تحریف شدن، بعد از گذشت حدود 2 یا 3 هزار سال، دیگه چیزی از دین نمونده؛ بدون شک اگر امامی از جانب خدا نباشه که معصوم باشه و خطا و اشتباه نکنه، اسلام هم مثل یهود و مسیحیت منحرف میشه.

آیا این دلیل قانع کننده نیست؟؟؟؟

وهابی ها میگن نه لازم نیست، همین قرآن برای ما کفایت میکنه، در حالیکه اگر کفایت میکرد این همه فرقه در بین خود اهل سنت به وجود نمی اومد، ببیند بین خودشون چقدر با هم مشکل دارن، فقط 4 شاخته بزرگ دارن حنبلی و حنفی و شافعی و مالکی، و دهها شاخه کوچیک؛ کدوم درست میگه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟معتزله داریم، اشاعره داریم، ماتریدی داریم، مجبره داریم، مشبهه داریم  و هزار فرقه دیگه، پس چرا قرآن این تفرقه رو از بین نبرده؟؟؟؟؟؟ لذا عقل میگه باید امام و هادی ای از جانب خدا وجود داشته باشه!!!!!!!!!!!!!

ایا این دلیل قانع کننده نیست.

تصویر فقط حیدرامیرالمؤمنین است
نویسنده فقط حیدرامیرالم... در

شاید بهتر باشه مثال بزنم. 

استاد من با دانشجویی مواجه شدم که ایشان به استناد به این سخن که "هرچیزی که به نظرت مخالف عقل اومد و سوال پرسیدی و به نتیجه نرسیدی بذارش کنار" که این سخن رو یکی از اساتیدش بهش گفته بود؛ یکسال بود نماز نمی خواند.

من به او گفتم شما خوبه که دنبال دلیل هستی و من هم توصیه میکنم بی دلیل چیزی رو نپذیرید. ولی شما تا زمانیکه دستت به دلیل برسه نمازت رو تعبدا بخوان و هر زمانی دستت به دلیل رسید اون نماز ارزش بیشتری پیدا میکنه.

منتها میگفت به من گفتند چون دنبال دلیلی تا اون موقع معذوری و ... . که من این سخن رو نمی پذیرم.

البته مثالی رو که زدم حواسم هست که در باب فروع دین هست که تقلیدی هست. و شاید مثالش اینجا جایی نداشته باشه و شما بفرمایید فروع دین بحثش جداست. (منتها نقل خاطره کردم). شما تطبیق بفرمایید در بحث اصول دین که تقلیدی نیست. 

خب پایه های اصول کسی که لغزید؛ تبعا پایه های فروعش هم فرو میریزه.

پیشاپیش از اینکه وقت شریفتون رو میگیرم؛ عذرخواهی میکنم. ولی واقعا به جوابها نیاز دارم.

من سالانه با هزار دست شبهه مواجهم. واقعا به لطف افرادی مثل شما نیازمندم. ببخشید

تصویر محمد فرضی پوریان

با سلام مجدد

بله ممنون از شما که مطرح می‌کنید و ما هم در حد توان در خدمت شما هستیم.

بنده خودم دانشگاه تدریس میکنم، اندیشه اسلامی رو تدریس کنم، معمولا چنین افرادی در اصول مشکل دارن، من مقداری که در رابطه با اصول حرف میزنم معمولا قبول میکنن حالا عمل هم بکنن یا نه خدا میدونه ولی بسیاری بعد از شنیدن صحبت ها قبول میکنن و میگن مثلا نماز رو شروع کردیم یا حجاب رو کامل می‌کنن و حتی چند مورد از خانم ها چادری شدن.

شما باید توحید رو براشون جا بندازی، خدایی قادر و متعال، خدایی که ما و تمام دنیا و تمام مایحتاج ما رو خلق کرده، ما باید بندگی شو بکنیم، مثلا در مورد نماز، من اینجوری قانع کردم، خدایی هست یا نه؟ گفتن بله؛ گفتم باید بندگیشو بکنیم یا نه؟ گفتن چرا؟ گفتم به دو دلیل: ا. همه هستی ما از اوست پس او مالک ماست و دوم اینکه زندگی ابدی ما در گرو بندگی است؛ قانع شدن.

گفتم خوب الان دستورش اینه که نماز بخونید 83 مرتبه هم در کتابش(قرآن) فرموده نماز بخونید، یکی گفت: نماز برای یاد خدا، من خدا رو یاد میکنم با زبان خودم و نماز نمی‌خونم؛ گفتم: کی میگه نماز برای یاد خداست، نه نیست؛ گفتم نماز دستور خداست، خدا گفته اینجوری با من حرف بزن، من اینو می‌خوام، همین؛ می‌خواد بندگانش رو امتحان کنه، آقا اصلا خدا دوس داره مثلا من سرم رو بکوبم به دیوار، من باید بگم چشم دیگه فلسفه نبافم، عقل اینجا کاره ای نیست.

مثال به روابط زن و مرد میزنم، میگم گاهی زن برای امتحان اینکه مردش دوست داره یا نه، یه درخواست عجیبی از مرد میکنه و اصلا اون خواسته براش مهم نیست ها، مثلا شب ساعت 12 میگه برو پفک بخر بیار، می‌خواد همسرش رو امتحان کنه، اینجا اگه رفت، یعنی تو برام مهمی دوست دارم و زنش خوشحال میشه، چون واقعا پفک براش مهم نیست و لو اینکه برگرده و بگه پفک نبود یا هیچ مغازه ای باز نبود، همسرش خوشحال میشه.

اینجا هم همینه خدا میگه این کار رو بکن، حالا من اگه خدا رو قبول دارم، بندگی شو هم قبول دارم باید اطاعت کنم.

مگر کسی بگه که الانم زیاد دارن میشن، نه من بنده نیستم، انسان آزاده برده و بنده نیست، که  این جا باید طور دیگری صحبت کرد و اول باید این مطلب رو براش اثبات کرد که او خدای ماست و ما بنده او اطاعت از خدا خوبه.

ببنید اصول دین اسلام و تشیع طوری هستن اگر کسی هوا و هوس رو بذاره کنار با اندک مطالعه ای بهشون میرسه؛ من دانشجوهای زیادی داشتم که با بودن در فضای مجازی کاملا به هم ریختن اما باور کنید با چند ساعت صحبت منطقی و اصولی کاملا بر گشتن و قبول کردن.

تصویر فقط حیدرامیرالمؤمنین است
نویسنده فقط حیدرامیرالم... در

استاد از توضیحاتتون ممنونم. ولی فکر کنم سوء تفاهم شد. 

استاد، برای خودم مساله امامت ثابت شده و قطعی هست. شما اگر نگاهی به این صفحه بیندازید:

http://welayatnet.com/node/158463

من در این پیام که البته با نام کاربری "نمی دانم" چون سقراط فعالیت کردم (که حس کردم اسمم رو باید تغییر بدم):

نویسنده "نمی دانم" چون سقراط در15:47 - 1399/11/23

خودم جوابی را که شما برای من نوشتید به کاربر محترم دادم.

مساله امامت برای خودم ثابت شده است. من با افراد زیادی مواجه هستم که این سوالات رو از من میپرسند ؛ و بعضا مطالعه هم دارند ولی جواب علما (من که جزء علما نیستم) قانعشون نمیکنه. من اونجا اینجوری میگم که شما به پشتوانه اعتقاد به حکیم بودن خداوند باید بپذیرید. در جوابم میگند تو میگی که ما تسلیم باشیم و به عقلمون بگیم دیگه تعقل نکن و ... .

مگر تعریف اسلام؛ تسلیم بودن نیست؟ ( الاسلام هو التسلیم) 

من میگم هرجا قانع نشدید با اعتقاد به حکیم بودن خدا بپذیرید. این جواب اشتباهه؟ ولی چنانچه توضیح دادم متهم میشم.

من میگم نفهمیدن ما دلیل بر نبودن نیست. اینکه عقل ما به دلیل نمیرسه یا درکش نمیکنه؛ دلیل نمیشه که بگیم اون دلیل اشکال داره و موجه نیست.

امیدوارم توانسته باشم منظورم رو بگم. من این سوالات را میپرسم برای اینکه از بیانات شما استفاده کنم ، بقولی دست خودم پر بشه. نه اینکه خودم شبهه دارم و ... .

تصویر محمد فرضی پوریان

بله درست می‌فرمایید منم برخورد داشتم و بسیاری رو تونستم قانع کنم، باید گفت شما از کجا می‌دونید دستورات خدا چیه؟ ما بنده خدا هستیم و باید بندگی کنیم، (اگر کسی اینجا بحث داره که باید اول اصولش رو درست کرد، به حکم عقل و شرع ما باید دستورات خدا رو رعایت کنیم) خوب عقل از کجا می‌فهمه دستور خدا چیه؟؟؟؟؟ ما تا با خدا ارتباط نداشته باشیم هرگز دستور خدا رو درک نمی‌کنیم، دستور خدا هم توسط پیامبر یا جانشین برحقش(کسی که خدا تعیین کنه نه مردم) به انسان ها میرسه و ما باید تبعیت کنیم، آیا غیر اینه؟؟؟؟

خدا گفته مثلا گوشت خوک حرامه، و اینو قطعی بهش رسیدم، حالا هزار دلیل هم بیارن که گوشت خوک برای بدن مفیده، من باید بگم چون خدا گفته من نمی‌خورم، یعنی اطاعت کن.

اصلا مگر عقل غیر این دستوری داره؟؟؟؟ آیا عقل سلیم نه عقلی که با هزار هوا هوس آلوده شده، غیر این، حکم میکنه که باید از خدا تبعیت کرد؟؟؟؟؟ چون مالک ماست و سود و ضرر ما رو بهتر میدونه.

معمولا اونایی که این حرفها رو میزنن تو توحید مشکل دارن، هنوز خدا رو خوب نشناختن، خدا بالاتر از این حرفهاست، خدا ما و تمام هستی رو آفریده، حق مالکیت داره بر گردن ما. بهشت و جهنم هم از همین اطاعت و عدم اطاعت بر می‌خیزن، لذا ما به حکم عقل و شرع باید از خدا اطاعت کنیم.

شما به دکتر مثال بزن، بگو: فرض کنید معده شما درد میکنه، میرید پیش دکتری که ماهر هست و واقعا علم، درایت و توانایی هاش بی نظیر هست؟؟ بعد اون دکتر تشخیص میده که باید عمل کنید و مقداری از معده شما برداشته بشه، آیا تبعیت می‌کنید یا میگید برو بابا کدوم عاقلی میاد معدشو جراحی می‌کنه؟؟؟؟؟ تقریبا صدردصد مردم تبعیت می‌کنند چون به دکتر یا تیم پزشکی اعتماد میکنن، ممکنه اول اعتماد نکنه ولی وقتی 10 دکتر ماهر و توانمند یک حرف رو بزنن، اون شخص هم دیگه قبول می‌کنه.

چرا ما به اندازه یه دکتر ماهر به خدای خودمون اعتماد نداریم، به خدایی که روح و جان ما رو افریده و خودش بهتر میدونه چی آفریده، خودش تمام رموز انسان جسمی و روحی رو خوب میدونه، خودش خلق کرده، حالا دستور داده این کار رو بکن، من بگم چون عقل من میگه نه، بذارم کنار؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اصلا خود عقل دستور میده از خدا اطاعت کن.

اینجوری نیست؟

تصویر فقط حیدرامیرالمؤمنین است
نویسنده فقط حیدرامیرالم... در

البته شما حالا که شما زحمت می کشید جواب می نویسید، من ایاتی که ناظر به امامت هست رو جواب ایشان دادم. منتها ایشان حرفشون این بود که در قران هیچ تصریحی نشده درحالیکه در رابطه با مسائل کم اهمیت تر مثل پشه و امثالهم صحبت به میان امده.

که اون جا من خواستم جواب بدم که شیوه ایات به این شکل هست که به صفت اشاره می کنند و شما باید با شخصیت تطبیق بدید(توی تفسیر تمثیلی اقای محمدرضا رنجبر چنین بحثی امده) که باز میدانستم جواب میدن که در رابطه با اسامی و شخصیت ها هم ایه وارد شده و ... .

تصویر فقط حیدرامیرالمؤمنین است
نویسنده فقط حیدرامیرالم... در

استاد؛ شما پاسخ کاربر محترم را در این صفحه چگونه می دهید؟ من سوال رو اینجا کپی پیس میکنم. منتها شما لطفا بالا جواب رو بنویسید. چون فضای جواب خیلی باریک میشه قابل استفاده نیست.

 

تازه اگه ما با منطق شما بخایم جلو بریم که کل مذهب تشیع میره رو هوا!!!1بفرمایید از قرآن امامت را ثابت کنید.بفرمایید مهدویت را ثابت کنین!بفرمایید عصمت ائمه را ثابت کنید.بفرمایید غیبت کبری و صغری را ثابت کنید بفرمایید ولایت تکوینی را ثابت کنید

خواهر عزیز خداوند در قرآن راجع به پشه آیه داره.راجع به آب پست نطفه آیه داره.مگر میشه خدای حکیم راجع به مساله خلافت علی که سرنوشت امت با آن گره خورده آیه نداشته باشه؟یعنی علی بن ابیطالب و خلافت ایشون اندازه پشه ارزش نداره که خداوند به صراحت راجع بهش آیه نازل کنه و امت رو از حیرت نجات بده؟خدا کار عبث میکنه؟مگه ابوبکر و عمر جرات داشتند وقتی آیه ای درباره خلافت ایشون نازل شده بود از پذیرفتن خلافت ایشون سرپیچی کنن؟

میفرمایید خداوند همه چیز رو درقرآن نیاورده.خلافت و جانشینی پیامبر همه چیزه؟اصلا مساله مهمتر از این هم هست که خدا راجع به اون سکوت کرده باشه یا دوپهلو حرف زده باشه.اگه امت هم با ابوبکر بیعت کردند فردای قیامت میتونن شاکی خدا بشن که (خدایا تو صراحتا در کتاب اسمانیت که با ما حرف زده ای راجع به خلافت حرفی نزده ای یا دوپهلو سخن گفته ای پس اگر ما با ابوبکر بیعت کرده و گمراه شدیم مقصر تویی تو میتوانستی با صراحت وصی پیامبرت را به ما معرفی کنی همانطوری که پیامبرت را صراحتا به ما  معرفی کردی)غیر از اینه؟

تصویر sed313
نویسنده sed313 در

احسنت، بسیار زیبا و جامع توضیح داید.

خداقوت و موفق باشید.

این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.