یک عشق مزاحم و مخرب

06:58 - 1400/07/24

با سلام و احترام در خدمت شما هستیم من شوهر دارم شوهرمم خیلی دوسش دارم یعنی وابستش شدم  زندگیمو هم دوست دارم من یک چیزی توی ذهنمه نمیدونم چرا نمیتونم فراموشش کنم تا بتونم به کارام برسم من درس هم میخونم ولی  فکر ذهنم همش یک چیز چیز دیگست مشکلم همینه که میخوام فراموش بشه از ذهنم بره بیرون خوب آیا امکان داره در خصوص اون موضوعی که فکرتون رو مشغول کرده بیشتر توضیح بدید
بله
بله نمیدونم شما وی میگین بهش ولی من میگم عشق
چی

عاشق شدم بدجور
همه فکرو ذکرم شده اون
نمیدونم هدفم چیه ولی اینو می‌دونم خیلی خیلی دوسش دارم

جوری که هر کاری بگه میکنم
نمیدونم چرا ولی دست خودم نیست
ولی ما با هم رابطه هم نداریما
ولی چون دوست شوهرمه میبینمش
من آدم کینه ای هستم اگر کسی باهام کاری کنه ناراحتم بکنه دلم می‌شکنه و اون فردو نمیبخشم
ولی اینو نه جلوم وایسه بگه بدم میاد ازت برو بمیر اصلا هر چی بازم دوسش دارم و هیچ وقت یادم نمیاد همچین چیزی گفته باشه
این عشقو توی دلم نگه داشتم  و بهم خیلی فشار میاد
البته خیلی ها تازگیا فهمین
دن

ولی نمیدونم چه کنم
-----------------------
کاربران محترم مي‌توانيد در همين بحث و يا مباحث ديگر انجمن نيز شرکت داشته باشيد: https://btid.org/fa/forums
همچنين مي‌توانيد سوالات جديد خود را از طريق اين آدرس ارسال کنيد: https://btid.org/fa/node/add/forum  
تمامي کاربران مي‌توانند با عضويت در سايت نظرات و سوالاتي که ارسال ميکنند را به عنوان يک رزومه فعاليتي براي خود محفوظ نگه‌دارند و به آن استناد کنند و همچنين در مرور زمان نظراتشان جهت نمايش، ديگر منتظر تاييد مسئولين انجمن نيز نباشد؛ براي عضويت در سايت به آدرس مقابل مراجعه فرمائيد: https://btid.org/fa/user/register

http://btid.org/node/186327

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
تصویر maleki
نویسنده maleki در

باسلام مجدد خدمت شما همراه گرامی:

ما قبل از اینکه بخواهیم درمورد یک قضیه ای وارد عمل بشیم و یا درموردش فکر کنیم، باید ابتدا درستی و یا اشتباه بودن اون اقدام را بسنجیم.

بعد از اینکه مشخص شد اشتباه هست حالا باید بیاییم و ببینیم که این اشتباه ممکنه چقدر خسارت داشته باشه و چه چیزهایی را از دست بدیم.

تا شما متوجه نشید و به خودتون نقبولانید که دارید یه اشتباه بزرگ را مرتکب می شید نمی تونید اون تلقین هایی را که گفتید را به ثمر بشونید.

درسته خیلی خوبه که شما به طور مداوم و هر روز بگید که باید از ذهنت بیرونش کنی ولی باید ابتدا برای دلتون برای فکر و ذهنتون یه دلیل قانع کننده ای بیارید که بتونید مجموعه ای از احساساتتون را راضی کنید. اینکه یه دوست داشتن و عشق نافرجامی را دارید دنبال می کنید خودش می تونه توی فکر شما به صورت گسترده تر پرداخته بشه.

در اینده شما یک مادر خواهید بود و ارزوی هر مادری اینه که فرزندان صالح و سالمی تحویل جامعه بده. بچه هایی که افتخار یک جامعه و پدر و مادرشون باشند و شماببالید به داشتن چنین فرزندانی. به نظرتون وقتی فکر و ذهن و خود مادر سالم نباشه و بیمار یه علاقه ی شیطانی باشه چجور می تونه فرزندان موفقی را تربیت کنه و بشه قهرمان زندگی اونا؟

پس بهتره در قدم اول به اشتباه بودن این امر بیشتر فکر کنید تا قدم های بعدی را هم با توکل به خدا و همت و اراده ی خودتون محکم تر برداریم.

تا حل شدن ریشه ای این مساله کارشناسان ما با شما همراه خواهند بود.

موفق باشید.

تصویر maleki
نویسنده maleki در

باسلام خدمت شما کاربر گرامی:

از حسن اعتماد و همراهی شما تقدیر و تشکر می شود.

اونجور که ما از صحبت هاتون برداشت کردیم شما به دوست همسرتون که از نظر شما ادم خوبی هست علاقه مند شدید و نگران هستید که این علاقه به نوعی برای شما آسیب داشته باشه.

بله درسته حتما هم آسیب داره چون به مرور خطرساز خواهد شد تا حدی که ممکنه این علاقه شما باعث بشه دو نفر خیانت کنند.

یکی خود شما که شاید الان هم بخواهیم خط کش بذاریم و عادلانه بخواهیم برداشت کنیم دارید خیانت می کنید و دوم دوست همسرتون را که همسرتون بهش اعتماد داره را بکشونید وسط این مهلکه و ایشون هم با عدم تسلط و کنترل اوضاع به شما علاقه پیدا کنه.

پس این مطلب که البته کمترین اسیب این علاقه هست را در نظر بگیرید و بحث ابروریزی و مسائل دیگه هست را جداگونه بپردازید بهش.

نکته بعدی اینه که ما فکر می کنیم دیگران از ادم های اطراف ما بهتر هستند و ممکنه چیزای بیشتری داشته باشند ولی باید توجه کنیم که ما ظاهر افرادی را که با ما زندگی نمی کنند را می بینیم و اصلا از برخوردهای دیگشون خبری نداریم.

ممکنه اگر برخورد خوبی داره باشما صرفا به خاطر اینه که همسر دوستش هستید و جای خواهرش هستید. یا اگر همسرتون ازش تعریف میکنه به خاطر اینه که شما احساس برادری بهش داشته باشید و امنیت ایجاد بشه.

اگر شما جایگاه و ارزش خودتون را بدونید و برای خودتون شخصیت قایل باشید مطمئنا به این ارزونی و راحتی و به خاطر یه حس زودگذر خودتون را واگذار نمی کنید. درسته گفتید ارتباط ندارید ولی خود همین فکر کردن محکوم بوده و پناه برخدا ممکنه شروع یک رابطه باشه.

تا می تونید و به محض اینکه به ذهنتون اومد یا دیدید اون شخص را حواستون را پرت کنید و  خوبی های همسرتون و زیبایی های زندگیتون را در نظر بیارید و بهش فکر کنید.

اگر امکان داره و میتونید از رفتن به جاهایی که فکر میکنید ایشون هم ممکنه باشه خودداری کنید.

در نهایت اگر دیدید که این اسیب و خطر داره جدی تر میشه حتما به همسرتون بگید برای کمتر کردن ارتباطش با دوستش یه فکری  بکنه که البته اگر تصمیم گرفتید قسمت اخر را اجرا کنید حتما با کارشناسان ما مکاتبه کنید تا نحوه ی بیانش را بهتون بگن تا دچار اشتباه نشید و کار را سخت تر نکنید.

فراموش نکنید اگر این روال ادامه داشته باشه و به طوری که گفتید خیلی ها فهمیدن و بقیه هم متوجه بشن و همسرتون هم به این مساله پی ببره یک فاجعه ای رخ میده که هیچوقت دیگه نه میشه جمعش کرد و نه جبران.

موفق باشید.