«احمد الحسن» دروغ‌گویی پر مدعا

07:58 - 1400/07/24

- احمد الحسن فقط ادعا کرده و هیچ دلیلی بر ادعای خویش ارائه نکرده و حدیث مورد استناد او نیز از حیث سند و دلالت مشکل دارد.

مهدوی های دروغین

اعتقاد به مهدویت، اندیشه‌ای عالی و مهم در نزد شیعه است که باعث شده شیعه در طول تاریخ امید خود را از دست ندهد، از طرفی بسیار خطرناک نیز بوده و باعث شده در طول تاریخ افراد بسیاری از این اندیشه سوء استفاده کنند و خود را مهدی موعود جلوه دهند و مردم را به خود دعوت کنند. چندسالی است که فردی به نام «احمد الحسن» در عراق خود را مهدی نامیده، او و پیروانش به روایتی استناد کرده‌اند که در آن پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرموده یا علی بعد از تو 11 امام خواهد بود و بعد از آن‌ها 12 مهدی که این شخص ادعا دارد او اولین مهدی است و طبق این روایت باید به او ایمان آورد.
در رابطه با این حدیث و این ادعا لازم است نکاتی بیان شود:
نکته اول: این روایت جز روایات ضعیف محسوب شده و سند متبری ندارد. نکته دوم: اگر قرار باشد بعد از امام زمان(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) 12 مهدی باشد، پس خود حضرت فاتح دنیا و عدالت گستر عالم نخواهد بود. نکته سوم: نشانه‌های ظهور در روایات هنوز رخ نداده. نکته چهارم: ادعای او بدون دلیل است، باید پرسید با چه دلیل او اولین مهدی است؟

اعتقاد به مهدویت، اندیشه‌ای عالی و مهم در نزد شیعه است که باعث شده شیعه در طول تاریخ امید خود را از دست ندهد و علی‌رغم کشتار شیعیان و سخت‌گیری‌های خلفای جور اموی و عباسی، به حیات خود ادامه دهد تا بدین‌جا برسد. این اندیشه هم‌چنان‌که بسیار مهم و مترقی بوده، از طرفی بسیار خطرناک نیز بوده و باعث شده در طول تاریخ افراد بسیاری از این اندیشه سوء استفاده کنند و خود را مهدی موعود جلوه دهند و مردم را به خود دعوت کنند.

امروزه نیز افراد سود جو و فرصت‌طلبی هستند که با استناد به روایات ضعیف و خواب و امثال این موارد، خود را مهدی جلوه داده و مردم را به خود دعوت می‌کنند. چندسالی است که فردی به نام «احمد الحسن» در عراق خود را مهدی نامیده و ادعای مهدویت کرده و مردم به به سوی خود می‌خواند. او و پیروانش به روایتی استناد کرده‌اند که در آن پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرموده یا علی بعد از تو 11 امام خواهند بود و بعد از آن‌ها 12 مهدی که این شخص ادعا دارد او اولین مهدی است و طبق این روایت باید به او ایمان آورد.

در رابطه با این حدیث و این ادعا لازم است نکاتی بیان شود:
نکته اول: این روایت از روایات ضعیف محسوب شده و سند معتبری ندارد، سند آن چنین است: «أَخْبَرَنا جَماعَةٌ عَنْ أَبی عبد اللَّه الحسین بن علیّ بن سُفیان البَزَوْفَرِیّ عن علیّ بن سِنان المَوْصلیّ العَدْل عن علیّ بن الحسین عن أَحمد بن محمّد بن الخَلیل عن جعفر بن أحمد المِصْریّ عن عَمِّهِ الحسن بن علیّ عن أَبیه عن أَبی عبد اللَّه جعفر بن محمّد عن...». این روایت را شیخ طوسی از راویانی نامعلومی نقل می‌کند. در مورد راویان نامعلوم که نمی‌توان اظهار نظری کرد.[1]
اما در مراحل بعدی سند، «حسین بن علی بزوفری» به شهادت نجاشی از بزرگان اصحاب و مورد اعتماد است.[2] از «علی بن سنان الموصلی العدل» در کتب اربعه روایتی وجود نداشته و مطلبی پیرامون او نیز در کتاب‌های رجالی به چشم نمی‌خورد، اما با توجه به این‌که صفت «العدل» را معمولاً اهل سنت برای راویان احادیث ذکر کرده‌اند، شاید بتوان استنباط نمود که وی از اهل سنت است.[3] نفر بعدی «علی بن الحسین» است که اطلاعاتی از وی نداریم. یکی از راویان بعدی «جعفر بن أحمد المصری» است، از وی روایتی در کتب اربعه نداریم، همان‌طور که اطلاعاتی نیز از وی وجود ندارد، ولی در برخی از کتاب‌های رجالی اهل سنت وی را رافضی(شیعه) نامیده‌اند.[4] در نتیجه این روایت مجهول بوده و اصلا معتبر نیست و جز روایات ضعیف محسوب شده که اعتباری نزد علما ندارد.

نکته دوم: اگر قرار باشد بعد از امام زمان(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) 12 مهدی باشد، پس خود حضرت فاتح دنیا و عدالت گستر عالم نخواهد بود، هم‌چینین لازم می‌آید خود حضرت از دنیا رفته باشد، چون پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در این حدیث می‌فرماید بعد از 12 امام، 12 مهدی خواهد بود، و این مطلب با تمام روایات ما مخالف است؛ ما در روایات متعددی که هم در منابع اهل سنت آمده و هم در منابع شیعه و بدون شک متواتر معنوی هستند و با الفاظ مختلفی بیان می‌کنند: آن کسی که دنیا را فتح کرده و عدالت علوی را بر دنیا حکم‌فرما می‌کند مهدی موعود و از فرزندان پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) است و هم نام پیامبر و هم کنیه ایشان است مخالف خواهد بود. در منابع شیعی نیز هم به نام حضرت اشاره شده و هم به نام پدر ایشان و حتی بیان شده او نهمین فرزند از فرزندان امام حسین(علیه‌السلام) اشاره شده است.[5] از همه این روایات به دست می‌آید که ما یک مهدی بیشتر نخواهیم داشت، لذا تعارضی بین روایات خواهد بود و بدون شک نمی‌توان آن همه روایت را با یک روایت ضعیف کنار زد.

نکته سوم: در روایات باب مهدویت، روایات متعددی در رابطه با نشانه‌های ظهور وارد شده است، که در بین آنها از 5 نشانه به عنوان نشانه‌های حتمی ظهور نام برده شده و در روایت تصریح شده که هرگز ظهور اتفاق نمی‌افتد مگر این‌که این اتفاق رخ دهد، لذا هرگز ظهور بدون این 5 نشانه تحقق نخواهد یافت،[6] و بدون شک آن 5 نشانه رخ نداده، به خصوص این‌که در روایات متعدد و معتبری بیان شده لحظه خروج و ظهور حضرت، ندایی آسمانی خواهیم داشت که با صدای بلند به نحوی که همه دنیا می‌شنوند با اختلاف زبانی که دارند همه می‌فهمند، و ندا می‌دهد که این مرد حجت خدا و همان قائم آل محمد است.[7] این مساله هنوز رخ نداده پس چطور احمد الحسن ادعا می‌کند همان مهدی است؛ در حالی‌که هیچ نشانه‌ای از نشانه‌های حتمی ظهور رخ نداده است.

نکته چهارم و مهم‌ترین نکته این که او تنها ادعا می‌کند اولین مهدی است،  این حرف توسط هر کسی می‌تواند ادعا شود، باید پرسید دلیل و برهان شما براین مدعا چیست؟ چگونه ثابت می‌کنید این مهدی، همان مهدی مد نظر روایت است؟ بارها و بارها این ادعا توسط مهدی‌های دروغین در طول تاریخ ادعا شده است و هیچ کدام نتوانستند دلیلی بر مدعای خود ارائه کنند، آنان دغل‌بازانی بودند که از سادگی مردم منتظر و امیدوار استفاده کرده و در پی شهرت و مقام و جایگاه بین مردم بودند. لذا مهم‌ترین نقد احمد الحسن الیمانی این است که هیچ دلیلی بر مدعای خویش ارائه نکرده است و شخصی مجهول‌الهویه است و معلوم نیست از کجا آمده و چه می‌کند و مردم را به کدام سمت سوق می‌دهد. این شخص به هیچ وجه توسط علما و مراجع شیعه تایید نشده و همین امر به معنای کاذب بودن ایشان است.

در نتیجه: اندیشه مهدویت همیشه و در طول تاریخ مورد سوء استفاده دغل‌بازان بوده و برخی افراد  همیشه از سادگی مردم استفاده کرده وخود را مهدی موعود نامیده و ادعای ظهور کرده اند؛ در چند سال اخیر نیز فردی درعراق ادعا کرده و خود را مهدی نامیده است، او هیچ دلیل قانع کننده ای بر ادعای خود ارائه نکرده است، به روایتی ضعیف و مجول نیز استناد کرده که مورد قبول نیست.

____________________________________________________
پی‌نوشت
[1]. شیخ طوسی، کتاب الغیبة، دار المعارف الإسلامیة، قم چاپ اول، 1411ق، ص 150.
[2]. نجاشی، احمد بن علی، فهرست أسماء مصنفی الشیعة(رجال نجاشی)، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ ششم، 1365ش، ص 68.
[3]. آیت الله خویی، سید ابو القاسم، معجم رجال الحدیث، مرکز نشر آثار شیعه، قم، 1410ق، ج 12، ص 46.
[4]. ابن حجر عسقلانی، أحمد بن علی، لسان المیزان، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، بیروت، چاپ دوم، 1390ق، ج 2، ص 108.
[5]. «يَكُونُ تِسْعَةُ أَئِمَّةٍ بَعْدَ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ تَاسِعُهُمْ‏ قَائِمُهُمْ‏». کلینی، محمد بن یعقوب، الكافی، دار الكتب الإسلامية، تهران‏، چاپ چهارم، 1407 ق‏، ج‏1، ص 533.
[6]. برای مطالعه به این مطلب مراجعه کنید.
[7]. برای مطالعه به این مطلب مراجعه کنید.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.