چرا در قرآن سخنی از دیگر سیارات نیست؟

09:47 - 1398/08/19

قرآن کتاب هدایت بشر است و به فراخور نیاز هدایت انسان، خداوند از برخی از حقائق هستی در قرآن سخن به میان آورده است. 

قرآن کتاب هدایت

خدا برای هدایت بشر به سوی سعادت دنیوی و اخروی، کتابی فرستاده است که به فراخور نیاز انسان به هدایت و راهنمایی در این کتاب سخن از مسائل مختلف آورده است. قرآن کتاب کیهان‌شناسی نیست تا بخواهد از جزئی‌ترین حقائق کیهانی سخن به میان آورد که اگر خدا می‌خواست از همه حقائق و موجودات عالم هستی سخن بگوید، قرآن کتابی می‌شد با بی نهایت جلد میشد که در این‌صورت هرگز در هدایت بشر اثری نمی‌داشت.

شبهه: چرا خدا در قرآن از میان تمام سیارات منظومه شمسی، فقط به خورشید و ماه اشاره کرده و هیچ اشاره‌ای به سیارات دیگر نکرده است؟! ماه و خورشید را که همه از روی زمین می‌توانند ببینند و نیازی به اعلام وجودش نیست! مگر خدا مثل انسان از روی زمین دید محدودی دارد؟!

پاسخ:
اولا:
شبهه‌افکن گویی قرآن را با یک کتاب دائره المعارف عمومی اشتباه گرفته است که باید از هر چیزی سخن به میان آورد و از همه چیز نام ببرد. بنا نیست خدا از همه چیز و همه جا سخن بگوید. قرآن، نه کتاب تاریخ است و نه کتاب کیهان‌شناسی و نه روان‌شناسی و نه چیز دیگر؛ بلکه قرآن کتاب هدایت و راهنمایی بشر به سوی سعادت معنوی و مادی است و خدا از حقائق هستی، به آن میزانی که برای هدایت کلی بشر لازم است در قرآن بیان فرمود و آن را در نهایت اعتدال قرار داده است که اگر چیزی به آن اضافه یا از آن کم شود نقص محسوب خواهد شد. وقتی در هدایت بشر، بیش از این مقداری که در قرآن است نیاز نیست پس آوردن آن زیاده‌ها کاری عبث و غیر حکیمانه و نامعقول است، اگر از سیارات نام می‌برد چه تاثیر بیشتری در هدایت بشر می‌داشت که اکنون با نام نبردنش ایرادی بر قرآن وارد شود؟!

حقائق هستی اعم از حقائق عالم طبیعت و حقائق عوالم ملکوت و جبروت، آن‌قدر بی‌شمار است که اگر خدا بخواهد از هر کدام آنها فقط نام ببرد، کتابی خواهد شد با بی‌نهایت جلد. آیا در این‌صورت فایده‌ای برای بشر دارد؟ و آیا از هدف اصلی خود که هدایت‌گری و راهنمایی برای بشر است خارج نمی‌شود؟! در نظام هستی میلیاردها کهکشان وجود دارد که در هر کدام از آنها نیز میلیاردها ستاره و سیاره وجود دارد. و این آسمان نیز همواره در حال گسترش و انبساط است و بر حجم آن و اجرام آسمانی در آن افزوده می‌گردد، چنانکه فرمود: «وَ السَّماءَ بَنَیْناها بِأَیْدٍ وَ إِنَّا لَمُوسِعُون [ذاریات/74] آسمان را ما با قدرت خویش بنا کردیم و هر لحظه بر وسعتش می‌افزاییم».
قرآن خود درباره کثرت آیات و حقائق عالم هستی می‌فرماید: «قُلْ لَوْ کانَ الْبَحْرُ مِداداً لِکَلِماتِ رَبِّی لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ کَلِماتُ رَبِّی وَ لَوْ جِئْنا بِمِثْلِهِ مَدَدا [کهف/109] بگو: اگر تمام آب دریا، مرکّبی براى نوشتن کلمات پروردگارم شود، دریا خشک خواهد شد، پیش از آنکه کلمات پروردگارم به پایان رسد، حتی اگر به همان اندازه آب خشک شده بدان دریا بیفزاییم».

از طرفی سوال و شبهه به همین جا ختم نمی‌شود، چه بسا اگر خدا از سیارت منظومه شمسی نیز در قرآن نام می‌برد، بازهم شبهه‌افکنان شبهه می‌کردند که قرآن چرا فقط از سیارات منظومه شمسی نام برده و از منظومه‌ها و اجرام آسمانی دیگر سخنی به میان نیاورده است. آنکه نخواهد حقانیت قرآن را بپذیرد همواره در عدم پذیرش خود، به دنبال شبهه‌آفرینی است تا قرآن‌گریزی و دین‌گریزی خود را توجیه کند.

ثانیا: قرآن، تحت عناوین کلی مانند «نجوم و کواکب و مصابیح و بروج و حبک» از سیارات و ستارگان و برخی احوال و آثارشان سخن به میان آورده است، پس این‌گونه نیست که غیر از خورشید و ماه، از هیچ ستاره و سیاره‌ای -هرچند به صورت کلی- در قرآن سخنی به میان نیامده باشد.
اما چرا از میان اجرام آسمانی، خدا نام خورشید و ماه را بیش از همه در قرآن ذکر فرموده است؟ چون وسعت ماه و خورشید و آثار آنها بیشتر از همه ستارگان و اجرام آسمانی دیگر، در نگاه و منظر انسان مشهودتر است و بیشتر از هر ستاره و جرم آسمانی دیگری برای انسان قابل درک‌ است؛ لذا خدا نعمت خورشید و ماه را بیشتر از ستارگان و سیارات دیگر نام برده که این روش بیان نیز بسیار عاقلانه است، چنانکه شما نیز از میان نعمت‌های پیدا و پنهان خود بر دیگران، آن نعمت پیدا را بیشتر نام می‌بری چراکه بیشتر قابل ادراک و فهم است و از نعمت‌های پنهان و غیر مشهود که کمتر قابل درکند سخنی نمی‌گویی.

ثالثا: چرا شبهه‌افکنان معجزات قرآن درباره کیهان‌شناسی و پدیده‌های نجومی را نمی‌بینند! معجزاتی همچون: "گردش زمین به دور خورشید" ، "در حال انبساط و گسترش بودن آسمان" -که می‌توان آن را از مهم‌ترین کشف‌های نجومی بشر در قرن بیستم دانست- "وجود حیات در فضا" ، "سیاه‌چاله‌های فضایی" ،  "چگونگی پیدایش جهان و پایان آن" ، "جاذبه عمومی" و....[1] که این معجزات، حکایت از فوق بشری بودن قرآن دارد، چراکه در عصری این سخنان را بیان کرده بود که علم بشر به آن دست نیافته بود.

این شبهات و ایرادات سطحی هرگز کوچک‌ترین خدشه‌ای بر پهنه‌ی اعتبار آسمانی قرآن وارد نمی‌سازد.

_______________________________
پی‌نوشت
[1]. برای آگاهی از معجزات علمی قرآن در کیهان‌شناسی و فضا و آسمان، به چند کتاب ذیل مراجعه بفرمایید:
1. رضایى اصفهانى، محمد على، پژوهشى در اعجاز علمى قرآن، (قم: انتشارات کتاب مبین، چاپ سوم، ۱۳۸۱).
2. کهکشانها در قرآن، لطفعلی سلیمی، انتشارات انصاری
3. سیدرضا مؤدب، تأملى در آفاق اعجاز قرآن (مق)، معارف، ش ۲۰، آبان ۱۳۸۳
4. سید رضا مؤدب، اعجاز قرآن در نظر اهل بیت (علیهم السلام) و...، (قم: احسن الحدیث، چاپ اول، ۱۳۷۹) 
5. مجله قرآن و علم شماره 7؛ مقاله ش1، مقاله ش2.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.