درس امروز عبدالعظیم حسنی(ع) برای ما

14:22 - 1399/03/18

با کنکاشی در زندگی عبدالعظیم حسنی(ع) به این نکته پی می‌بریم که بصیرت وی برخواسته از بینش صحیحی بود که آن حضرت داشت.

عبدالعظیم

یکی از شخصیت‌های بزرگ سده‌های ابتدائی اسلام که مورد احترام ائمه اطهار(علیهم‌السلام) قرار داشته است، حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) است که سه امام معصوم را در زمان حیات خویش درک کرده است[1]، و روایات متعددی در وصف ایشان نقل شده است که از عظمت و بزرگی ایشان خبر می‌دهد، به گونه‌ای که امام هادی(علیه‌السلام) خطاب به ایشان این گونه می‌فرمایند:«تو از دوستان حقیقی ما هستی.»[2]

آنچه این عظمت را بیشتر جلوه می‌دهد آن است که ایشان از سوی ائمه اطهار(علیهم‌السلام) به عنوان مرجع امور شیعیان معرفی می‌شود به گونه‌ای که ائمه(علیهم‌السلام)، شیعیان خویش را برای مسائل دینی به سوی وی ارجاع می‌داده‌اند به گونه‌ای که گویی آن حضرت مانند خورشیدی فروزان پیروان ائمه معصومین(علیهم‌السلام) را به سر منزل مقصود می‌رسانده است، به عنوان نمونه زمانی که اباحماد یکی از شیعیان ری به خدمت امام هادی(علیه‌السلام) می‌رسد و سوال خویش را مطرح می‌کند آن حضرت خطاب به وی این گونه می‌فرماید: «ای اباحماد! هرگاه مشکلی از امور دینی برایت پیش آمد، جواب مشکل خود را از عبدالعظیم حسنی(ع) بخواه و سلام مرا به او برسان.»[3]

ارجاع ائمه اطهار تنها محدود به دوران حیات این بزرگوار نمی‌شد بلکه بعد از وفات ایشان نیز امامان شیعه پیروان خویش را به زیارت قبر آن حضرت توصیه می‌کردند به گونه‌ای که امام هادی(علیه‌السلام) در حدیثی می‌فرمایند: «هر کس قبر عبدالعظیم را در «ری» زیارت کند، مانند آن است که حسین(علیه‌السلام) را در کربلا زیارت کرده است.»[4] این تأکید به زیارت حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)، علاوه بر آنکه برخواسته از شرائط خاص دوران متوکل عباسی هست، نشان دهنده این نکته مهم است که ائمه اطهار(علیهم‌السلام) قصد داشته‌اند که حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) را به عنوان یک الگوی کامل در میان شیعیان خویش معرفی کنند تا پیروان ائمه با تأسی به ایشان مسیر صحیح را طی کنند.

آنچه عبدالعظیم حسنی(ع) را به این جایگاه عظیم رساند، بصیرت و تلاش جهادگونه وی در حمایت از ائمه اطهار(علیهم‌السلام) بود به گونه‌ای که حکومت عباسی نتوانست حضور وی را تحمل کند به همین خاطر در سال‌های پایانی عمر شریف خویش تحت تعقیب حکومت قرار گرفت و به توصیه امام هادی(علیه‌السلام) زندگی مخفی را در پیش گرفت[5]

با کنکاشی در زندگی عبدالعظیم حسنی(ع) به این نکته پی می‌بریم که بصیرت وی برخواسته از بینش صحیحی بود که آن حضرت داشت به گونه‌ای که با عرضه ایمان خویش به امام هادی(علیه‌السلام) این موضوع را به اثبات رسانید[6] و اگر در زندگی حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) می‌بینم که وی از امام جواد(علیه‌السلام) پیروی می‌کند در حالی که چندین سال بزرگتر از این امام همام است، این موضوع نیز برخواسته از اعتقادات صحیح این بزرگوار خواهد بود.

با توجه به این نکته به این حقیقت راه می‌یابیم که اگر شخصی بخواهد، در مسیر حق ثابت قدم بماند چاره‌ای ندارد جز اینکه پایه و اساس اعتقادات و باور خویش را صحیح بنا کند، و گرنه صرف انجام برخی از کارهای خوب در برهه‌ای از زمان‌ها نمی‌تواند تضیمن کننده این باشد که انسان در راه صحیح گام نهد، در واقع این اعتقادات و باورهای انسان است که شاکله وجود انسانی را شکل می‌دهد و بر اساس آیه «قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَى شَاكِلَتِهِ [اسراء/84] بگو: «هر کس طبق روش خود عمل می‌کند.» این شاکله‌ها هستند که سبب رفتار ما در خارج می‌شوند.

با نگاه به تاریخ انقلاب به خوبی می‌توانیم اهمیت این موضوع را مشاهده کنیم که چه افرادی وارد این انقلاب شده و برای آن تلاش کردند ولی متأسفانه به خاطر نداشتن بینش صحیح بعد از مدتی به تمام آرمان‌های انقلاب پشت کرده و به آن ضربه زدند موضوعی که امام خامنه‌ای در سخنان خویش به آن این گونه اشاره می‌کند: «ما در انقلاب خودمان داشتیم کسانی را که اینها افراد انقلابی و علاقه‌مند بودند، منتها چون پایه‌‌های فکری‌شان پایه‌های محکمی نبود، پایه‌های ایمانی‌شان، پایه‌های متین و مستحکم و دارای پشتوانه‌های عقلانی محکم و استدلالی محکمی نبود، بعد از اینکه مدّتی گذشت و از سنین جوانی مثلاً یک مقداری عبور کردند، تبدیل شدند به همان فسیل‌هایی که اصلاً انقلاب علیه آن فسیل‌ها بود.»[7]

ایشان در جایی دیگر در مورد اهمیت این موضوع، این گونه می‌فرمایند: « جوان نسل اوّل، کسانی بودند که از روی احساسات، از روی هیجان [کار کردند]؛ احساسات بود، احساسات خوبی هم بود و همان احساسات کار کرد، یعنی یک نظام کهن را سرنگون کرد و اسلام را رو آورد؛ این را ما کوچک نمی گیریم، امّا غالباً دانه‌دانه‌ی افراد ــ نمی گویم همه ــ از روی احساسات لانه‌ی جاسوسی را آن روز رفتند و با شجاعت تمام گرفتند، امّا بعداً رفتند با آمریکایی‌ها صحبت کردند و عذرخواهی کردند؛ این ناشی از چیست؟ ناشی از کم‌عمق بودنِ آن انگیزه است. آن انگیزه متّکی به یک زیرساخت محکم نبود؛ انگیزه بود، امّا زیرساختش محکم نبود.»[8]

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پی‌نوشت
[1]. الذریعة الی تصانیف الشیعه، آقا بزرگ تهرانی، بیروت،‌ دار الاضواء، بی تا، ج۷، ص۱۹۰.
[2]. مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ج‏12، ص: 280.
[3]. مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، الخاتمةج‏4، ص: 406.
[4]. مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، الخاتمةج‏4، ص: 406.
[5]. حكمت نامه حضرت عبد العظيم الحسنى «عليه السلام»، محمد محمدى رى‏شهرى، مترجم: خوش نصيب، مرتضى‏ موسسه علمى فرهنگى دار الحديث‏، ص: 26
[6]. مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ج‏12، ص: 280.
[7]. سالگرد وفات امام خمینی سال 1399.
[8]. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با خانواده سردار شهید «علی ییلاقی» (فرماند اسبق لشکر ۲۵ کربلا)،دی ماه سال 1396.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.