روایت های طلایی از عبدالعظیم حسنی(ع)

08:02 - 1400/08/17

- نسب امام زاده عبد العظيم حسنی(عليه السلام) طبق برخی از نقل‌ها با چهار واسطه، به سبط اكبر پيامبر خدا(صلى الله عليه و آله) امام حسن مجتبی(علیه السلام) می رسد.

عبدالعظیم حسنی(ع)

براى اثبات عظمت علمى حضرت عبد العظيم(عليه السلام)، كافى است كه بدانيم امام معصوم، مردم را براى حلّ مشكلات دينى و يافتن پاسخ پرسش‏هاى اعتقادى و عملى‏‌شان، به ايشان ارجاع داده‌اند.

یکی از امامزادگان جلیل القدری که در ایران اسلامی وجود او مایه آثار و برکات فراوانی بوده جناب عبدالعظیم حسنی (۱۷۳-۲۵۲ ق) مشهور به شاه عبدالعظیم و سیدالکریم از عالمان سادات حسنی و از راویان حدیث است. نسب امام زاده عبد العظيم حسنی(عليه السلام) طبق برخی از نقل‌ها با چهار واسطه، به سبط اكبر پيامبر خدا(صلى الله عليه و آله) امام حسن مجتبی(علیه السلام) می رسد جناب نجاشى، رجالی بزرگ در خصوص نسب ایشان این چنین بیان داشته است: «هنگامى كه جنازه او را براى غسل برهنه مى‏‌كردند، در جيب لباس وى نوشته‏‌اى يافت شد كه در آن، نسبش، اين گونه ذكر شده بود: من ابو القاسم، عبد العظيم بن عبد اللَّه بن على بن حسن بن زيد بن على بن حسن بن على بن ابى طالب هستم.[1]

جایگاه و منزلت عبدالعظیم حسنی
با بررسی و تحقیق در خصوص جایگاه و منزلت این امامزاده جلیل القدر متوجه می‌شویم که این شخصیت والا مقام از دیر باز مورد تمجید و بزرگداشت علما و دانشمندان قرار داشته و همواره به بزرگی و نیکی از او یاد کرده‌اند. به طور مثال افرادی همچون علامه حلی در شرح حال عبدالعظیم، او را عالمی پرهیزکار معرفی می‌کند.[2] محدث نوری نیز درباره فضائل او از رساله صاحب بن عباد نقل می‌کند که وی مردی با ورع، پارسا، معروف به امانت، صداقت در گفتار، عالم به امور دین، قائل به توحید و عدل و دارای احادیث بسیار بود.[3] تقوا پیشگی و درستکاری عبدالعظیم حسنی باعث بلندی جایگاه و مقام وی نزد ائمه اطهار بود.[4]

جایگاه و منزلت علمی عبد العظیم حسنی
براى اثبات عظمت علمى حضرت عبد العظيم(عليه السلام)، كافى است كه بدانيم امام معصوم، مردم را براى حلّ مشكلات دينى و يافتن پاسخ پرسش‏هاى اعتقادى و عملى‌‏شان، به ايشان ارجاع داده‌اند. صاحب بن عَبّاد در رساله‏‌اى كه در شرح حال حضرت عبد العظيم(عليه السلام) نوشته، در توصيف علمى ايشان آورده: ابو تراب رويانى، روايت كرد كه شنيدم ابو حمّاد رازى مى‏‌گفت: خدمت امام هادى(عليه السلام) در سامرّا رسيدم و مسائلى از حلال و حرام از ايشان پرسيدم. امام به پرسش‏هاى من پاسخ داد و هنگامى كه خواستم از ايشان خداحافظى كنم، به من فرمود:«يا أبا حَمّاد! إذا أَشكَلَ عَلَيك شَى‏ءٌ مِن أمرِ دينِك بِناحِيَتِك فَسَل عَنهُ عَبدَ العَظيمِ بنَ عَبدِ اللَّهِ الحَسَنِيّ و أقرِئهُ مِنّيِ السَّلامَ.[5] اى ابو حمّاد! هنگامى كه چيزى از امور دينى در منطقه‏‌ات براى تو مشكل شد، از عبد العظيم بن عبد اللَّه حسنى بپرس و سلام مرا به او برسان.» اين تعبير، به روشنى نشان مى‏‌دهد كه حضرت عبد العظيم(عليه السلام) در عصر خود، مجتهد توانمندى بوده كه بر اساس اصول و قواعدى كه از اهل بيت(عليهم السلام) در اختيار داشته، مى‏‌توانسته ديدگاه‏هاى اسلام ناب را در زمينه‏‌هاى مختلف اعتقادى و عملى، استخراج كند و به پرسش‏هاى مردم پاسخ گويد. بنا بر اين، ايشان تنها يك محدّث و راوى احاديث اهل بيت( عليهم السلام)نبوده است؛ بلكه از علماى بزرگ خاندان رسالت بوده كه پس از معصومان، توان پاسخگويى به مسائل علمى را داشته و توانمندى علمى‏‌اش مورد تأييد و تصديق امام هادى(عليه السلام) قرار گرفته است.[6]

روایت های طلایی از عبدالعظیم حسنی(ع)
در کتب حدیثی و متون روایی، بیش از صد روایت از عبدالعظیم حسنی آمده است. صاحب بن عباد می‌گوید: وی کثرت روایت و حدیث دارد و از امام جواد(ع) و امام هادی(ع) روایت می‌کند.[7] گنجینه روایات ارزشمندی که از طریق امامزاده عبد العظیم حسنی برای جامعه اسلامی به ارمغان مانده همچون گوهرهای ناب است که به زندگی دینی و اسلامی رنگ الهی و آسمانی می بخشد؛ در اینجا به برخی از این روایات اشاره خواهیم داشت:

روایت اول: دوستی و محبت برای خدا
جناب صدوق در امالی روایت زیبایی را از حضرت عبد العظيم (عليه السلام) آورده که از امام هادى(عليه السلام) این چنین نقل می نماید: «هنگامى كه خداوند با موسى بن عمران(عليه السلام) سخن مى‏‌گفت، موسى گفت: پاداش كسى كه [به سبب دوستى تو] فرمانبرانت را دوست بدارد، چيست؟فرمود: اى موسى! او را بر آتشم حرام مى‏‌سازم».[8]

چند دقیقه تأمل و دقت
در احاديث اهل بيت(عليهم السلام)، آثار و بركات فراوانى براى دوستى در راه خدا ذكر شده كه پيشگيرى از دوزخى شدن، يكى از آنهاست. ساير آثار، عبارت اند از: تكامل ايمان، رهايى از سلطه شيطان، خالص شدن دوستى، بقاى دوستى تا روز قيامت، شفاعت پيامبر خدا(صلى الله عليه و آله)، آرامش در روز قيامت، ورود به بهشت بدون حساب، و پيشى گرفتن به سوى بهشت. بررسى ره‏‌نمودهاى اهل بيت(عليهم السلام) در باره دوستى، به روشنى نشان مى‏‌دهد كه اسلام، دينِ محبّت است و جامعه مطلوب اسلامى، جامعه‏‌اى است مبتنى بر محبّت ودوستى، و محبّت خداى سبحان، اصلى‏‌ترين پايه تكامل مادّى و معنوى، و دنيوى و اخروى انسان است. مهم‏ترين نكته‏‌اى كه از جمع‏‌بندى احاديث تأكيد كننده بر دوستى در راه خدا و براى خدا، مى‏‌توان به دست آورد، اين است كه دوستى براى خدا، تنها راه رسيدن به جامعه آرمانى مبتنى بر محبّت است و جز از اين طريق، عداوت و فساد و تباهى، از زمين ريشه‏‌ كن نخواهند شد و جامعه بشر، به زندگى دلخواه نخواهد رسيد.[9]

روایت دوم: فرمول از بین بردن گناهان
خیلی از افراد گنهکار به دنبال راهکار و فرمولی برای جبران خطا و گناه خود هستند جناب عبد العظیم حسنی در روایت بسیار زیبا و کاربردی از امام باقر(علیه السلام) این چنین نقل کرده است: يا مُحَمَّدَ بنَ مُسلِمٍ! ... أحسِن؛ فَإِنّى لَم أرَ شَيئاً قَطُّ أشَدَّ طَلَباً ولا أسرَعَ دَركاً مِن حَسَنَةٍ مُحدَثَةٍ لِذَنبٍ قَديمٍ؛[10] امام باقر(عليه السلام) خطاب به محمّد بن مسلم فرمود: «اى محمّد بن مسلم! نيكى كن كه به راستى هرگز چيزى مانند كار نيكِ جديد را نديده‏‌ام كه اين چنين، به تعقيب يك گناه قديم بر آيد و با سرعت، خود را به آن برساند [و آن را محو سازد]».

چند دقیقه تأمل و دقت
اين حديث، سرعت تأثير كارهاى نيك را در زدودن آثار شوم كارهاى زشت و گناه از روح و روان و زندگى انسان، با بيانى رسا توضيح مى‏‌دهد؛[11] از طرفی حديث ياد شده مى‏‌تواند تفسير اين آيه باشد: «وَ أَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَيِ النَّهارِ وَ زُلَفاً مِنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ؛[12] در دو طرف روز، و اوايل شب، نماز را برپا دار كه به يقين، نيكى‏‌ها بدى‏‌ها را از بين‏ مى‏‌برند.» اين آيه با صراحت اعلام مى‏‌كند كه انواع كارهاى نيك مى‏‌توانند آثار كارهاى زشت را از بين ببرند. از اين رو، روايت شده كه امام على(عليه السلام) در تبيين آيه ياد شده مى‏‌فرمايد: «إنَّ اللَّهَ عز و جل يُكَفِّرُ بِكُلِّ حَسَنةٍ سيِّئةً؛[13]خداوند متعال با هر كار نيكى، يك كار بد را مى‏‌زدايد.»

پی‌نوشت‌ها:
[1]. رجال النجاشى: ج 2 ص 67 ش 651.
[2]. حلی، خلاصه الاقوال، ۱۴۱۷ق، ص۲۲۶.
[3]. نوری، خاتمه مستدرک، ۱۴۱۵ق، ج۴، ص۴۰۴.
[4]. بر آستان کرامت، ۱۳۹۲ش، ص۹.
[5]. مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ج‏17، ص 321.
[6]. حكمت نامه حضرت عبد العظيم الحسنى «عليه السلام»، ص21 .
[7]. عطاردی، مسند الامام الجواد، ص۳۰۲.
[8]. الأمالى، صدوق: ص 276 و 277 ح 307، «لَمّا كَلَّمَ اللَّهُ عز و جل موسى‏ بنَ عِمرانَ عليه السلام ... قالَ: إلهى! فَما جَزاءُ مَن أحَبَّ أهلَ طاعَتِكَ؟ قالَ: يا موسى‏! احَرِّمُهُ عَلى‏ نارى‏».
[9]. حكمت نامه حضرت عبد العظيم الحسنى «عليه السلام»، ص188.
[10]. علل الشرائع: ص 599 ح 49.
[11].حكمت نامه حضرت عبد العظيم الحسنى «عليه السلام»، ص176 .[12]. هود/114.
[13]. ميزان الحكمة: ج 4 ص 298 ح 6894.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.