جایگاه امامت و ولایت در کلام امام رضا(ع)

00:01 - 1399/04/12

اطاعت از خداوند متعال و مساله توحید و بندگی خدا به پذیرش امامت و ولایت اولیای او بستگی دارد.

حدیث سلسه الذهب

امام رضا(علیه‌السلام) می‌فرماید مساله توحید و بندگی خداوند متعال، به پذیرش ولایت بستگی دارد، یعنی خدا نمازی از انسان را می‌پذیرد که از مسیر ولایت گذشته باشد، روزه‌ای از انسان را می‌پذیرد که از مسیر ولایت به ما رسیده باشد، نه از مسیرهای دیگر. انسان‌ها و مسیر‌های دیگر و لو این‌که سخن حق را بگویند قابل قبول نیستند، زیرا آنها راهی نیستند که خدا دستور داده است.
بنابراین اطاعت از خداوند متعال و مساله توحید و بندگی خدا به پذیرش امامت و ولایت اولیای او بستگی دارد. از این روست که شیعه امامت را جزء اصول می‌داند نه فروع، چون اساس توحید و اساس ایمان بر آن متوقف است.

بدون شک یکی از مهم‌ترین مسائل درونی جامعه اسلامی، مساله «امامت» است، شناخت امام و صفات و ویژگی‌های او چنان مهم و پراهمیت است که در حدیث نبوی معروف می‌خوانیم: «مَنْ مَاتَ وَ لَيْسَ لَهُ إِمَامٌ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّة: کسی که بمیرد و امام زمان خود را نشناسد، به مرگ جاهلیت مرده است».[1] این روایت به روشنی بیان می‌کند که شناخت امام یکی از مهم‌ترین وظایف آدمی است.
این اهمیت در کلام ائمه اطهار(علیهم‌السلام) نیز دیده می‌شود، به طور مثال زراره می‌گوید: امام باقر(علیه‌السلام) فرمود: «اسلام بر پنچ پایه بنا شده است: نماز، زکات، روزه، حج و ولایت» سپس من پرسیدم: كدام‌يك از اين‌ها برتر است؟ حضرت فرمود: ولايت برتر است. زيرا ولايت كليد آن‌هاست و شخص والى دليل و راهنماى آن‌ها(ائمه عليهم السّلام راهنماى نماز و زكاة و حج و روزه مي‌باشند و اين اعمال بدون راهنمایى آن‌ها درست نيست).»[2]

این اهمیت در کلام امام رضا(علیه‌السلام) نیز به زیبایی دیده می‌شود. حضرت در مسیر حرکت به سمت مرو، به نیشابور رسید و مورد استقبال بی‌نظیر مردم آن دیار قرار گرفت و در جمع آن‌ها فرمود پدرم موسی بن جعفر از پدرش و او نیز از پدرش و او نیز از پدرش و... از رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نقل کردند که خداوند متعال فرمود: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ حِصْنِي فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ مِنْ عَذَابِي: کلمه «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ» دژ و قلعه محکم من است، هر کس در آن داخل شود، از عذاب من در امان است» سپس زمانی‌که قافله راه افتاد فرمود: «بِشُرُوطِهَا وَ أَنَا مِنْ شُرُوطِهَا: با شرایطی که من یکی از آن شرایطم».[3] این روایت به علت سند بسیار عالی و بی‌نظیر آن که همگی معصوم هستند، به حدیث سلسله الذهب -سندی از طلا- معروف است. همچنین چون در کتب روایی شیعه واهل سنت با اسناد فراوان نقل شده، مورد اطمینان است.[4]

در این روایت حضرت به زیبایی مساله توحید و ایمان به خداوند متعال و سعادتمند بودن در آخرت را متوقف بر خود و پذیرش مساله امامت می‌کند، یعنی حتی توحید بدون داشتن ولایت و امامت سعادت انسان را تامین نخواهد کرد، چرا که همه چیز از مسیر امام و حجت خدا می‌گذرد. به عبارت دیگر حتی «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ» گفتن و بندگی خدا نیز بدون داشتن امام و ولی خدا امکان پذیر نیست، این روایت در واقع تفسیر همان روایت نبوی است که در اول بحث اشاره شد، آنجا که پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمود: هر کس امام خویش را نشناسد، به مرگ جاهلیت مرده است، یعنی مرگ او به مانند مرگ یک مشرک است، یعنی اسلام او برایش سودی ندارد، اینجا نیز امام رضا(علیه‌السلام) می‌فرماید «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ» زمانی ارزشمند و کارساز است و انسان را از عذاب الهی نجات می‌دهد که همراه با پذیرش ایشان و امامت و ولایت باشد.

خداوند متعال برای امتحان انسان‌ها، برخی انسان‌های برگزیده و حجت‌های خود را بین مردم قرار داده و به بقیه مردم امر می‌کند که از آنان اطاعت کنند. مانند همان دستوری که به ابلیس داد که بر حضرت آدم سجده کند و او به علت غرور و تکبری که داشت از سجده امتناع کرد. اینجا نیز خداوند متعال به دیگر انسان‌ها دستور داده از اولیای او تبعیت کنند و برخی به علت غرور و تکبری که داشتند، این دستور الهی را کنار گذاشتند و در واقع سخن خدا را گوش ندادند.

به همین خاطر است که حضرت می‌فرماید مساله توحید و بندگی خداوند متعال، به پذیرش ولایت بستگی دارد، یعنی خدا نمازی از انسان را می‌پذیرد که از مسیر ولایت گذشته باشد، روزه‌ای از انسان را می‌پذیرد که از مسیر ولایت به ما رسیده باشد، نه از مسیرهای دیگر. انسان‌ها و مسیر‌های دیگر و لو این‌که سخن حق را بگویند قابل قبول نیستند، زیرا آنها راهی نیستند که خدا دستور داده است.
بنابراین اطاعت از خداوند متعال و مساله توحید و بندگی خدا به پذیرش امامت و ولایت اولیای او بستگی دارد. از این روست که شیعه امامت را جزء اصول می‌داند نه فروع، چون اساس توحید و اساس ایمان بر آن متوقف است.

__________________________________
پی‌نوشت
[1]. ابن بابويه، محمد بن على، كمال الدين و تمام النعمة، اسلاميه، تهران، چاپ دوم، 1395ق، ج‏2، ص 409.
[2]. كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، الكافی، دار الكتب الإسلامية، تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق، ج‏2، ص 18.
[3]. ابن بابويه، محمد بن على، عيون أخبار الرضا عليه السلام، نشر جهان، تهران، چاپ اول، 1378ق، ج‏2، ص 135.
[4]. برای مطالعه بیشتر به این مطلب مراجعه کنید.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.