حضور نور در ایران

11:11 - 1399/04/12

-حکومت وقت عباسی می‌خواست با تبعید امام رضا (علیه السلام) اسباب کاهش محبوبیت و جایگاه ایشان را به وجود آورد و حال آنکه با این کار بر محبوبیت حضرت به مراتب افزوده شد.

امام رضا

در ایام میلاد با سعادت حضرت رضا علیه السلام هستیم. ایامی که با عنوان دهه کرامت از آن یاد می شود. در این متن می خواهیم به یک برگ مهم و دورانی خاص از زندگانی سراسر نور و رحمت هشتمین خورشید امامت و ولایت بپردازیم. دورانی که حضرت مجبور به ترک مدینه منوره و حضور در ایران شدند.
همه قبول داریم و به عنوان یک ضرب المثل هم شاید بارها از آن استفاده کرده ایم که عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد! این مطلب در جایی بیان می شود که یک دشمن به خیال خود با انجام کاری، قصد دشمنی و ضربه زدن را دارد اما نتیجه کارش به ضرر خودش تمام شده است. در مطلب حضور امام رضا علیه السلام و تبعید مظلومانه ایشان نیز چنین اتفاقی رخ داد؛ مأمون عباسی برای تحت کنترل قرار دادن کامل حضرت و رسمیت بخشی به خلافت و پادشاهی خود و حتی به انگیزه پایین آوردن شأن علمی و دنیا طلب نشان دادن نسل پیامبر و حضرت علی علیه السلام، تصمیم به فراخواندن اجباری حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام گرفت اما پایان ماجرا کاملاً با برنامه ریزی هایش متفاوت تمام شد.

از تبلیغ برای دستگاه خلافت تا تخریب آن
مأمون به دنبال تبلیغ برای وجاهت خود و دستگاه حاکمیت روز بود. او که برای به دست آوردن قدرت دستش را به خون برادر نجیب زاده خود امین عباسی آلوده کرده بود و می دید که دیگران نمی توانند خلافت یک فردی که مادرش کنیز است و از خاندان های با اصل و نسب نیست را تحمل کنند، دست به کاری خاص زد. وی در اقدامی عجیب به جای معرفی فردی از نزدیکان و خاندان عباسی به عنوان خلیفه، این جانشینی را به فرزند و نوه رسول خدا پیشنهاد کرد. با این کار قصد بالابردن شأن خود و دستگاه حکومتی اش را داشت، کاری که اگر با استقبال امام روبرو می شد، تبلیغ مهمی برای حاکمیت به شمار می آمد. البته همگان می دانستند که این یک پیشنهاد غیر عملی است و هیچگاه خلافت به حضرت رضا منتقل نخواهد شد؛ چون ایشان از مأمون سالها به لحاظ سنی بزرگتر بودند و کشتن در خفای نسل پیامبر، در میان عباسیان هم رواج داشت. به هر حال پذیرش رضایتمندانه این پیشنهاد تبلیغ خوبی برای حکومت بنی عباس به شمار می رفت.
حضرت رضا علیه السلام با بررسی همه جانبه این پیشنهاد و علم به نقشه های شوم پشت آن، در هر گام و منزلی و از همان ابتدای سفر مخالفت و عدم رضایت خویش را از این اقدام علنی ساختند و نگذاشتند بهره برداری سیاسی به نفع خلافت عباسیان تمام شود. ایشان به وقت ترک مدینه منوره با وداعی جانسوز از قبر مطهر حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله جدا شدند و سفارش کردند بدرقه کنندگان به گریه و نوحه سرایی بپردازد و حتی از طراحی ترور و بی بازگشت بودن این سفر صحبت کردند. پس اهالی مدینه و هر که شرح ماجرا را می شنید می فهمید که این یک تبعید و سفری به سوی شهادت است نه یک حضور دلخواه و همراه با رضایت.
حضرت آنقدر با پذیرش پیشنهاد مأمون مخالفت کرد که حتی برای مدتی در سرخس زندانی شد و حکومتی که می خواست از همراهی حضرت کسب آبرو کند؛ کاملاً بی اعتبار گشت و این نقشه شوم خود را بر باد رفته می دید.

از تلاش برای ترور شخصیتی حضرت رضا تا کرامت های متعدد حضرت
بنی عباس همواره خود را برابر با فرزندان و نسل حضرت زهرا می دانستند چرا که هر دو خاندان در جدّ اعلی با پیامبر مشترک بودند. داستان ها و ماجراهای کرامت های متعدد فرزندان حضرت زهرا و نسل پیامبر از یک طرف و احاطه علمی و دانش بی پایان آنها از طرف دیگر بین مردم عادی رواج داشت ولی عباسیان در باد غرور خود، کورکورانه آن شأن و مقام را خرافی و ناصحیح می دانستند. از این رو مأمون قصد داشت با آوردن حضرت رضا علیه السلام به مرکز خلافت و ترتیب ملاقات ها و گفتگوهای متعدد، حضرت را به مانند خودشان به دیگران معرفی کند. اما هشتمین امام شیعیان به اذن خداوند با بروز کرامت های متعدد در مسیر و در مرو ابتدا این جایگاه ویژه خود را نمایان کردند و با سجایای اخلاقی توانستند اسلام ناب محمدی را آشکار کنند و در انتها با پیروزی در مناظرات متعدد مقام علمی خویش را به همگان نشان دادند. ایشان با کارگرها و قشر ضعیف در کاروان عطوفت به خرج داده و با آنها غذا می خوردند؛ در مسیر حتی دعوت سفره ساده و منزل محقر تهیدستان را می پذیرفتند؛ در نیشابور و برخی شهرها که دچار خشکسالی بودند به اذن الهی و به برکت حضورشان چشمه هایی جوشان پدید آمد و یا نماز باران تاریخی حضرت در کنار پاسخگوی تمام پرسش های مردمی بودند و در نهایت حضوری پیروزمندانه در مناظرات داشتند. اینها شرافت و برتری حضرت رضا نسبت به مأمون را در ابعاد بسیار گسترده ای به همگان ثابت کرد و در نهایت مأمونی که قصدی جز تقلیل جایگاه خاندان رسالت نداشت خودش به عنوان غاصب دستگاه حکومت معرفی شد.

خون و ظلمی که پنهان نماند
هارون سالهای سال حضرت موسی الکاظم علیه السلام را به زندان انداخت. زندان های متعدد و پشت سر هم که در نهایت به شهادت حضرت ختم شد. دیگر نمی شد برای مقابله با امامان به حقّ، از گزینه زندان استفاده کرد. از این رو مأمون خود در نقش منتقد کار پدر ظاهر شد و حضرت رضا را با اعطای یک جایگاه صوری در کنار خود به نوعی دیگر زندانی کرد. این خود ظلمی بزرگ است که امام را که استحقاق الهی خلافت و حکومت به او واگذار شده، به عنوان ولی عهد یک ظالم و قاتل معرفی کنند. به هر حال از طرفی مأمون می خواست آلودگی های کارهای شوم خلافت، دامن فرزندان پیامبر را هم بگیرد و از طرف دیگر هر لحظه امکان ترور حضرت رضا علیه السلام توسط حکومت و پنهان ماندن این کار شوم وجود داشت. بنابراین ابتدا حضرت رضا پذیرش ولایتعهدی را مشروط به عدم دخالت در عزل و نصب ها و در تصمیم های اجرایی حکومت کردند و در گام بعدی در جلسه ای با حضور همگان خبر غیبی شهادت خود در طوس و قبری مظلومانه که سهم خودش است را عنوان ساختند.
حضرت در آن جلسه و در مقابل چشم همگان به شعر دعبل این دو بیت را افزودند:
وَ  قَبْرٌ بِطُوسٍ يَا لَهَا مِنْ مُصِيبَةٍ
تَوَقَّدُ فِي الْأَحْشَاءِ بِالْحُرُقَاتِ‏
إِلَى الْحَشْرِ حَتَّى يَبْعَثَ اللَّهُ قَائِماً
يُفَرِّجُ عَنَّا الْهَمَّ وَ الْكُرُبَاتِ‏
و قبری که در طوس است.  وای از آن مصیبت که تا قیامت آتش حسرت و ناله‎های جانسوز در وجود من می‎افزاید. تا آن روزی که خداوند قائمی را ظاهر کند که فرجی بر غم‎ها و مصیبت‎های ماست.
 
دعبل پس از شنیدن این دو بیت، از صاحب آن قبر پرسید کمه حضرت پاسخ دادند: «قبر من است و برجاست تا شهر طوس محل تردد شیعیان من و زائران من شود. به درستی كه هر كه در طوس و غربت من را زیارت كند، با من باشد در درجه من در روز قیامت و گناهانش آمرزیده شود.»[رک: شیخ صدوق، عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج‏2، ص: 263]
 
از آن روزگاران تا امروز
از آن روز تا به مروز حضور حضرت رضا علیه السلام، دستگاه های ظالمانه ها را مفتضح کرده است و آخرین نمونه های نورانی این حضور روشنگرانه مسئله کشف حجاب رضا خان و به خون کشیده شدن صحن گوهرشاد یا عملیات بمبگذاری توسط منافقین کوردل در سال 1373  و روشن تر شدن چهره پلید آنان بود. بله بصیرت افزایی حضرت با بیان نورانی و کشیده شدن علوم اهل بیت توسط عالم آل محمد صلی الله علیهم از مدینه منوره به ایران زمین و پیوستن امامزادگان متعدد به ایشان و نورافشانی خاصی که حضرت معصومه سلام الله علیها از مرکز ایران زمین داشته و دارند از برکات دیگر این سفر  می باشد. از دیگر برکات هم باید به حرم نورانی حضرت رضا علیه السلام به عنوان یک مأمن واقعی برای درماندگان یاد کرد. وجود یک قبر از ائمه و جدا از دیگر امامان که یا در مدینه منوره و یا در عراق مدفون اند؛ خود فصل جدیدی برای ارتباط بیشتر افراد با ملیت های مختلف با مکتب اهل بیت نیز می باشد. امید آنکه کارکردهای نورانی حضور امام رضا در ایران مانند دستگیری از دردمندان، آشکار کردن چهره واقعی ظلم و ظالم، بصیرت افزایی و تعالی علمی و معرفتی ازقبر مطهر حضرت و تولیت آستان مقدس بیشتر و بیشتر شامل حال شود.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.