دستور به قتل عام کردها در روایت؟!

22:50 - 1399/06/25

در زمان قدیم به گروهی از رمه‌گردانان و عشایر مناطق کوهستانی به راهزنی و دزدی مشغول بودند، کرد می‌گفتند!

کرد کردستان پژاک

سوال: آیا این درست است که امام حسن عسکری (علیه‌السلام) دستور قتل عام کردها را صادر کرده‌اند؟

پاسخ: در روایات، مراد همه اکراد نیست؛ بلکه منظور بخش خاصی از این گروه بوده که در زمان صدور روایت، به راهزنی مشغول بودند و جزء کفّار محسوب می‌شدند. لذا در زمانی که علّت حکم منقضی شده و این اکراد به اسلام گرویده‌اند و در فرق مختلف اسلامی(حتّی شیعه اثنی عشری) وارد شده‌اند، این روایت صدق نمی‌کند.

سوال: آیا این درست است که امام حسن عسکری(علیه‌السلام) دستور قتل عام کردها را صادر کرده‌اند؟

پاسخ: برای پاسخ به این سوال چند نکته را عرض می‌کنیم:
1. قومیت‌گرایی در اسلام
تنها ملاک ارزش‌گذاری در دین اسلام، تقوا و خویشتن‌داری در برابر خواهش‌های نفسانی و خواسته‌های شخصی و حزبی است. در قرآن کریم زبان، رنگ و نژاد تنها وسیله‌ای برای شناخت انسان‌ها از یکدیگر دانسته شده است، نه وسیله‌ای برای ارزش‌گذاری و برتری. شاید سخن حقّ پیامبر اکرم(صلّی‌الله‌علیه‌وآله) روشن‌ترین کلام در این‌باره باشد: «اى مردم بدانيد! خداى شما يكى است و پدرتان يكى، نه عرب بر عجم برترى دارد و نه عجم بر عرب، نه سياه‌پوست بر گندم‌گون و نه گندم‌گون بر سياه‌پوست، مگر به تقوا...».[1]
بنابراین اگر در مذمّت قبیله یا نژاد خاصی روایتی وارد شد باید با در نظر گرفتن این اصل کلّی اسلامی آنرا معنی کنیم. یعنی آن مذمت مربوط به خصوصیت ضد اخلاقی در بین گروهی از آنان بوده است، نه صرف تعلّق به آن قبیله یا نژاد.

2. کرد در منابع اسلامی
در منابع اسلامی واژه‌ی کرد، کاربرد عامّ‌تری از معنای امروز آن داشته است و به رمه‌گردانان و کوچ‌نشینان ایرانی اطلاق می‌شده است. مثلا به دیلیمان، کردهای طبرستان و به اعراب بادیه‌نشین عراق، کردهای سورستان می‌گفتند.[2] 
ولادمیر الکسیویچ ایوانف می‌گوید: «نام کرد در سده‌های میانه(کم و بیش از سده پنجم میلادی تا شانزدهم میلادی) نامی بود که بر همه رمه‌گران و کوچ‌گران ایرانی اطلاق می‌شده است.»[3]
مارتین فان براینسن، پژوهش‌گر هلندی و کردشناس می‌گوید: «نام قوم "کرد" که در منابع قرن نخست اسلام دیده می‌شود، بر یک پدیده رمه‌گرایی و شاید واحدهای سیاسی نامیده می‌شد و نه یک گروه زبانی؛ چندین بار حتی "کردهای عرب" در منابع نام برده شده‌اند، اما در پایان قرن دهم میلادی، این نام برای گروه‌های متعدد رمه‌گران و کوچ‌گران ایرانی‌زبان به کار می‌رفته است که از دریاچه‌ وان تا دریاچه ارومیه و مناطقی از قفقاز زندگی می‌کردند.. اگر در آن زمان روستا نشینانی بودند که به زبان‌های کُردی امروز تکلم می‌کردند، هنوز نام "کرد" در آن زمان شامل آن‌ها نمی‌شد.»[4]
آن‌چه که روشن است، تحول واژه «کرد» از یک معنای اجتماعی و شیوه زندگی گروه‌های مختلف ایرانی‌تبار، به یک قوم است که زمان زیادی هم طول کشیده است. البته در منابع تاریخی قرن هفتم، کُرد به عنوان یک قبیله‌ی خاصّ معرفی شده است.[5]

3. غارت‌گری، شغل گروهی از کردها
در لابلای کتب تاریخی و روایی قرائنی وجود دارد که وضعیت گروهی از کردها را در قدیم روشن می‌سازد. از جمله سخن یاقوت حموی در توضیحِ شهرزور از بلاد عراق که می‌گوید: «این شهرها، امروزه در اطاعت مظفر الدین کوکبری فرزند علی کوچک -فرمانده اربل- به بهترین وجه اداره می‌شود. فقط کُردهایی که در کوه‌های این منطقه زندگی می‌کنند، بنا بر عادت خود به ترساندنِ مسافرین، گرفتن اموال ایشان و دزدی مشغولند و هیچ برخوردی باعث خودداری ایشان از این کار نمی‌شود. و این خصلت تا جایی برای ایشان معروف شده که برخی از عوام در طنزهای خود به جای آیه "الاعراب أشدّ کفراً و نفاقاً" می‌گویند: «الأكراد أشدّ كفرا و نفاقاً» و وقتی قرائت صحیح آیه را به ایشان گوشزد می‌کنیم، می‌گویند: خداوند هنوز به شهرزور مسافرت نکرده تا اعمالِ خلاف این گروه را ببیند!
من طلبِ آمرزش می‌کنم از خداوند به سبب این سخن و آن اعمال قبیح.»[6]
بنابراین، در قدیم گروهی از کردها به غارتگری و راهزنی مشغول بوده‌اند و به سبب همین صفات و اعمال زشت بوده که در برخی از روایات نسبت به رابطه با این گروه هشدار داده شده است. 

روایت محلّ سوال هم به همین صورت است. مرحوم کلینی در باب قتل اللصّ(کشتنِ دزد)، نقل می‌کند: «احمد بن اسحاق اشعری می‌گوید: در نامه‌ای به امام حسن عسکری(علیه السلام) در مورد نحوه برخورد با اکراد پرسیدم. حضرت فرمودند: اکراد را فقط به وسیله تیزی شمشیر، تنبیه کن!» [7] (یعنی مجازات ایشان کمتر از قتل با شمشیر نیست.)
مرحوم شیخ طوسی نیز در کتاب التهذیب در مبحثی که مربوط به قضاوت در مورد دزدی است که در حال دزدی او را کشته‌اند، به نقل همین روایت می‌پردازد.[8]
پدر علامه مجلسی[9] و خود علامه مجلسی [10]، این روایت را صحیح معرّفی کرده‌اند. علامه مجلسی مقصود از اکراد را، گروهی از ایشان که دزدی می‌کرده‌اند و در آن زمان کم نبوده‌اند، دانسته است. [11]
شاهد دیگر در مورد اینکه افرادی از اکراد به راهزنی مشهور بوده‌اند، تا جایی که کُرد بودن جزء صفات ناپسند تلقّی می‌شده، اینکه علامه حلی در تذکرة، حمله اکراد را در کنار بلایی چون حمله ملخ‌ها، عنوان کرده است.[12] و این نشان از خطرناک بودن این دسته از افراد کرد، داشته است.

بنابراین در روایات، مراد همه اکراد نیست؛ بلکه منظور بخش خاصی از این گروه بوده که در زمان صدور روایت، به راهزنی مشغول بودند و جزء کفّار محسوب می‌شدند. لذا در زمانی که علّت حکم منقضی شده و این اکراد به اسلام گرویده‌اند و در فرق مختلف اسلامی(حتّی شیعه اثنی عشری) وارد شده‌اند، این روایت صدق نمی‌کند.[13]
در زمان ما، قسمت عمده اکراد را مسلمانان سنّی مذهب تشکیل می‌دهند و در برخی از مناطق از قبیل: کردستان، کرمانشاه، همدان، بیجار، قروه و... ساکن هستند؛ حتی برخی از آنان، شیعیان امامی بسیار غیور و غیرتمندی می‌باشند؛ البته هنوز گروهک‌های تروریستی هستند که خون مردم این منطقه را در شیشه کرده‌ و امنیت مناطق کردنشین را به خطر می‌اندازند و حتی به هم قومی‌ها و هم نژادی‌های خود هم رحم نمی‌کنند و به هیچ صراطی مستقیم نیستند و باید تنها با زبان اسلحه و قوای نظامی با آنان مذاکره کرد.

____________________________________
پی‌نوشت
[1]. عبد الرحمن سیوطی، الدر المنثور فی تفسير المأثور، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی (ره)، چ1، قم، 1404ق، ج‏6، ص98.
[2]. حمزه اصفهانی، تاریخ سنی ملوك الأرض و الأنبیاء علیهم الصلاة و السلام، دار مکتبة الحیاة، بیروت، ص180.
[3]. دانشنامه آزاد ویکی پدیا، به نقل از:
Wladimir Ivanon, "The Gabrdi dialect spoken by the Zoroastrians of Persia", Published by G. Bardim 1940. pg 42.
[4]. همان مدرک به نقل از:
Martin van Bruinessen, "The ethnic identity of the Kurds".
[5]. یاقوت حموی، معجم البلدان، دار صادر، چ2، بیروت، 1995م، ج4، ص450.
[6]. یاقوت حموی، معجم البلدان، ج‏3، ص376.
[7]. شیخ کلینی، كافي، دارالکتب الاسلامیة، چ4، تهران، 1407ق، ج‏14، ص344، باب18.
[8]. شیخ طوسی، تهذيب الأحكام، دارالکتب الاسلامیة، چ4، تهران، 1407ق، ج‏10، ص211.
[9]. محمد تقی مجلسی، روضة المتقين في شرح من لا يحضره الفقيه، مؤسسه فرهنگى اسلامى كوشانبور، چ2، قم، 1406ق، ج‏10، ص278.
[10]. محمد باقر مجلسی، مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول، دارالکتب الاسلامیة، چ2، تهران، 1404ق ، ج‏24، ص57.
[11]. محمد باقر مجلسی، ملاذ الأخيار في فهم تهذيب الأخبار، كتابخانه آيه الله مرعشي نجفي‏، چ1، قم، 1406ق، ج‏16، ص441، ح34.
[12]. علامه حلی، تذکرة الفقهاء، موسسه آل البیت علیهم السلام، چ1، قم، 1414ق، ج5، ص168.
[13]. جناب محمّد هادی یوسفی غروی در حاشیه: علامه حلی، تبصرة المتعلمين في أحكام الدين، موسسه چاپ و نشر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چ1، تهران، 1411ق، ص95.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.