خداوند می‌داند چه زمانی حکم خود را تغییر دهد!

07:59 - 1399/05/01

خداوند متعال بر اساس شرایط و زندگی مردم می‌تواند احکام خود را تغییر دهد.

نسخ در آیات

شبهه: خدا در قرآن می‌گوید: «هر حكمى را نسخ كنيم، يا آن را به [دست‌] فراموشى بسپاريم، بهتر از آن، يا مانندش را مى‌آوريم[بقره/106]» اگر به راستی الله همه چیز را می‌داند و قادر مطلق است، چگونه است که در آغاز بهترین آیه را نازل نمی‌کند؟

پاسخ: منظور از نسخ، جهل خداوند متعال نیست، بلکه منظور این است که خداوند متعال بر اساس شرایط و زندگی مردم می‌تواند احکام خود را تغییر دهد و برخی احکام از همان روز اول زمان داشته‌اند و خداوند متعال نیز به حکم اول، زمان آن، شرایط انسان‌ها، حکم دوم و زمان نزول حکم دوم و تمام شرایط لازم برای احکام کاملا واقف است.

شبهه: خدا در قرآن می‌گوید: «هر حكمى را نسخ كنيم، يا آن را به [دست‌] فراموشى بسپاريم، بهتر از آن، يا مانندش را مى‌آوريم[بقره/106]» اگر به راستی الله همه چیز را می‌داند و قادر مطلق است و هیچ‌گونه تغییری در سخنان او امکان پذیر نیست، چگونه است که در آغاز بهترین آیه را نازل نمی‌کند؟ چرا او مرتکب اشتباه می‌شود و سپس در پی اصلاح و تغییر بر می‌آید.

پاسخ:
قرآن کریم در سوره بقره می‌فرماید: «ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها [بقره/106] هر حكمى را نسخ كنيم، يا آن را به [دست‌] فراموشى بسپاريم، بهتر از آن، يا مانندش را مى‌آوريم». «نسخ» از نظر لغت به معنى از بين بردن و زائل نمودن است، و در منطق شرع، تغيير دادن حكمى و جانشين ساختن حكمى ديگر به جاى آن می‌باشد که باتوجه به قرائن، منظور از «آیه» احکام شرعی است، یعنی هر گاه خداوند متعال احکام شرعی خود را تغییر دهد، بهتر از آن را خواهد آورد.
 به عنوان مثال:
1. مسلمانان بعد از هجرت به مدينه، مدت شانزده ماه به سوى بيت المقدس نماز مى‏‌خواندند، پس از آن دستور تغيير قبله صادر شد، و موظف شدند که به سوى كعبه نماز بخوانند.
2. در سوره نساء آيه 15 درباره مجازات زنان زناكار دستور داده شده كه در صورت شهادت چهار شاهد، آن‌ها را در خانه حبس كنید تا زمانى كه مرگ‌شان فرا رسد، يا خداوند راه ديگرى براى آنان مقرر دارد. اين آيه به وسيله آيه 2 سوره نور نسخ شد و در آن آيه مجازات‌شان تبديل به يك‌صد تازيانه شد.

حال می‌گوییم: شبهه کننده در این سخن ابتدا تحلیل خاصی از «نسخ» - که اصلا درست نیست- را ارائه می‌کند، سپس بر اساس همان تحلیل، بر خداوند متعال اشکال می‌کند که خدایی که عالم مطلق و قادر مطلق است چرا باید سخن خود را نسخ کند. اما اگر آیه درست معنا و تفسیر شود، این اشکال نیز رفع خواهد شد.

نسخ در احکام هرگز به معنای جاهل بودن خداوند متعال نیست، بلکه خداوند عالم به همه اسرار است، اما احکام او چون تابع مصالح و مفاسد است، وقتی حکمی را نازل می‌کند، مردم آن منطقه و شرایط آن‌ها، زمان و دیگر مسائل را در نظر می‌گیرد و حکمی را نازل می‌کند.

مى‏‌دانيم نيازهاى انسان گاه با تغيير زمان و شرائط محيط دگرگون مى‏‌شود و گاه ثابت و بر قرار است، يك روز برنامه‏‌اى ضامن سعادت او است، ولى روز ديگر ممكن است بر اثر دگرگونى شرائط، همان برنامه سنگ راه او باشد.
يك روز دارويى براى بيمار فوق العاده مفيد است و طبيب به آن دستور مى‏‌دهد، اما روز ديگر به خاطر بهبودى نسبى بيمار ممكن است اين دارو حتى زيان‌بار هم باشد، لذا دستور قطع آن و جانشين ساختن داروى ديگر را مى‏‌دهد.

ممكن است درسى امسال براى دانش‏‌آموزى سازنده باشد، اما همين درس براى سال آينده بى‌فايده باشد، معلم آگاه بايد برنامه را آن چنان تنظيم كند كه سال به سال دروس مورد نياز شاگردان تدريس شود.
اين مساله مخصوصا با توجه به قانون تكامل انسان و جامعه‏‌ها روشن‌تر مى‏‌گردد كه در روند تكاملى انسان‌ها گاه برنامه‏‌اى مفيد و سازنده است و گاه زيان‌بار و لازم التغيير، به خصوص در هنگام شروع انقلاب‌هاى اجتماعى و عقيدتى، لزوم دگرگونى برنامه‏‌ها در مقطع‌هاى مختلف زمانى روشن‌تر به نظر مى‏‌رسد.
البته نبايد فراموش كرد كه اصول احكام الهى كه پايه‏‌هاى اساسى را تشكيل مى‏‌دهد، در همه جا يكسان است، هرگز اصل توحيد يا عدالت اجتماعى و صدها حكم مانند آن دگرگون نمى‏‌شوند، تغيير در مسائل كوچك‌تر و دست دوم رخ می‌دهد.[1]

بنابراین منظور از آیه این است، اگر شرایط تغییر کند و مردم منطقه‌ای نیازهای جدید پیدا کنند، دست خداوند باز است و او نیز احکام خود را تغییر می‌دهد، پس تغییر در احکام به معنای جهل خدا نیست، بلکه به معنای درک بسیار بالای خداوند متعال از بندگان خود و شرایط زندگی آن‌هاست. لذا خداوند متعال از قبل هم می‌داند زمان این حکم تا فلان موقع است و بعد از آن باید حکم جدید را بیان کند، چون شرایط تغییر خواهد کرد.

در نتیجه: منظور از نسخ، جهل خداوند متعال نیست، بلکه منظور این است که خداوند متعال بر اساس شرایط و زندگی مردم می‌تواند احکام خود را تغییر دهد و برخی احکام از همان روز اول زمان داشته‌اند و خداوند متعال نیز به حکم اول، زمان آن، شرایط انسان‌ها، حکم دوم و زمان نزول حکم دوم و تمام شرایط لازم برای احکام کاملا واقف است.

_______________________________________
پی‌نوشت
[1]. برگرفته از: مكارم شيرازى ناصر، تفسير نمونه، دار الكتب الإسلامية، تهران، چاپ اول، 1374 ش، ج‏1، ص 390  - 394.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.