می‌خواهم خودم را اخته کنم!

16:29 - 1399/06/01

- فارغ از نگاه دینی به این قضیه که انجام این کار خودش گناه محسوب می‌شود، یک نگاه منطقی و واقع بینانه به این قضیه داشته باشیم، متوجه خواهیم شد که این کار چه خطرات و مشکلاتی رو بدنبال می‌آورد.

اخته,عقیم,عقیم کردن

من از نیاز جنسی خودم دیگر خسته شدم! می‌دانم تا آخر عمر نمی‌توانم ازدواج کنم و از طرفی از رابطه نامشروع هم بدم می‌آید؛ چون از خدا می‌ترسم!
کسی را می‌شناسم که مردها را اخته می‌کند؛ یعنی کلا میل جنسی فرد را از بین می‌برد! آیا اگر خودم را اخته کنم، مرتکب گناه می‌شوم؟
من تا حالا هرچه درآمد داشتم، ریا نباشد، همه را شبانه به نیازمندان و فقرا دادم. الان هم هرچه پول در می‌آورم، جدا از خورد و خوراک خودم، بقیه آن را به افراد ضعیف یا برای بچه‌های بی سرپرست لباس خریدم. این را هم می‌دانم اگر این کار را انجام ندهم و بخواهم پس انداز داشته باشم، تا اخر عمر باز هم نمی‌توانم شرایط مالی ازدواج را فراهم کنم؛ چون لحظه به لحظه همه چیز در حال گران شدن است و دختر با آبرو هم دیگر نیست. پس به نظر شما اگر خودم را از مردی بیندازم، گناه است؟ لطفا مرا راهنمایی کنید.

پاسخ مشاور:
نیاز شما به ازدواج را درک می‌کنم، ولی آیا فکر می‌کنید با اخته و عقیم سازی، مشکل شما حل می‌شود؟ آیا تا به حال به عوارض این کار و تبعاتی که می‌تواند به دنبال داشته باشد فکر کردید؟ شاید با اختگی آن نیاز فیزیولوژیکی شما به ازدواج از بین برود، ولی هیچ گاه آن حس و فکری که در پس ذهنتان برای ازدواج است را نمی‌توانید نابود کنید.
اتفاقا با این کار، روح و روان خودتان را درگیر این مسئله خواهید کرد و حس شکست و ناامیدی در این زمینه به شکل بدهنجاری در شما شکل می‌گیرد. به ویژه اگر زمانی شرایط به گونه‌ای در آینده رقم بخورد که امکان ازدواج برای شما فراهم شود، ولی اختگی شما مانع این کار شود، می‌‍‌دانید چه آسیب روحی و روانی را باید تحمل کنید!؟
فارغ از نگاه دینی به این قضیه که انجام این کار خودش گناه محسوب می‌شود[1]، یک نگاه منطقی و واقع بینانه به این قضیه داشته باشیم، متوجه خواهیم شد که این کار چه خطرات و مشکلاتی رو بدنبال می‌آورد.
می‌خواهم کمی درباره تبعات جسمی و روانی این کار برای شما بگویم. تحقیقاتی که درباره اختگی حیوان نر انجام شده! محققان در این زمینه به شواهدی درباره آثار آن در حیوانات نر رسیدند که از عوارض اختگی بوده است که از جمله: کاهش قدرت یادگیری، تغییرات در چرخه خواب و بیداری، پیشرفت اختلالات شناختی، افزایش بی-اختیاری ادرار، کم کاری غده تیروئید، افزایش میزان خشونت در سگ‌ها به خاطر عقیم سازی ناموفق (باقی ماندن تخمدان ها و یا حتی بخشی از آنها) و افزایش ترس و ... از سویی دیگر: متعاقب هر عمل جراحی طبیعتاً خطراتی نیز وجود دارد که در این رابطه می توان به عفونت و خونریزی بعد از جراحی، عوارض ناخواسته بیهوشی و حتی مرگ اشاره کرد.
این ها تنها بخشی از عوارض این کار به حساب می‌آید. قطعا انجام این کار بر روی انسان، آثار خودش را بر جسم و روح فرد خواهد گذاشت و آنگاه اگر سابق براین، یک مشکل به نام نیاز جنسی داشتید، با این کار خودتان را درگیر مشکلات عدیده‌ای خواهید کرد که راه فراری از آن‌ها نخواهد بود! به نظرتان با عقیم کردن خودتان چه تضمینی وجود دارد که دچار مشکلات شدیدتر و حتی مرگبارتر نشوید؟ کافی است به تبعاتی کاری که می‌خواهید بکنید فکر کنید تا بفهمید که با این تصمیم در واقع خودتان را از چاله به چاه می‌اندازید. آیا آن وقت تحمل رنج و سختی بیش از این را خواهید داشت!؟
اما درباره ازدواج و اینکه علیرغم تلاش مالی، امکان ازدواج برای شما فراهم نیست! در این زمینه باید عرض کنم که دقیقا حرف شما را درک می‌کنم و می‌فهمم چه فشاری را تحمل می‌کنید، ولی اینکه خودتان را کاملا ناامید کنید و کلا ازدواج را کنار بگذارید، واقعا نه منطقی است و نه عاقلانه است.
اشاره کردید که دختران امروزی توقعات مادی دارند و شما توانایی برآورده کردن آن توقعاتشان را ندارید، خب شما دنبال مواردی برای ازدواج بروید که توقعات مالی بسیار کمی دارند! قطعا دخترانی هستند که برای ازدواج حاضرند توقعات مالی کمتری داشته باشند؛ چه اشکالی دارد که بعضی از ملاک‌ها را کنار بزنید و مواردی را برای ازدواج برگزینید که به خاطر شرایطی که دارند، معمولا توقعات مادی کمتری برای ازدواج دارند؛ مثلا دخترانی که دارای یک نوع معلولیتی هستند که احتمال انتخاب شدنشان برای ازدواج کم است یا مثلا خانم‌هایی که جذابیت ظاهری کمتری دارند یا خانم‌هایی که به خاطر فقر مالی و ... انگیزه بیشتری برای ازدواج آسان را دارند و حاضرند با شرایط ساده تری ازدواج کنند  یا خانم‌های مطلقه و خانم‌هایی که قبلا همسرشان را از دست دادند یا مواردی از این دست که امکان ازدواجشان کم هست، ولی می‌توانند با تحقیق و بررسی بیشتر، آن موردی که مناسب خودتان هست را بیابید.
مبادا این حرف را بزنید که چنین مواردی اصلا در شأن و مناسب شما نیست یا اینکه شما نمی‌توانید چنین مواردی را بپذیرید و ... چراکه شما به خاطر نیازی که به ازدواج دارید، حاضرید کار پریسک و پرخطری مانند اختگی را مرتکب شوید، ولی حاضر نیستید که در مسئله ازدواج، ملاک‌های خودتان را کاهش دهید و به موارد دیگر فکر کنید. به نظر شما ریسک و خطر کدامیک برای شما بالاتر است؟
در ضمن، کمک مالی شما به فقرا و نیازمندان، واقعا قابل ستایش و با ارزش است، ولی اینکه که چون نمی‌توانید شرایط ازدواج را فراهم کنید، پس هرچه پس انداز دارید را به دیگران می‌دهید، این نیت و هدف ارزش کارتان را کاهش می‌دهد و صرفا یک جورایی، آن درماندگی درونی‌تان را با این کار کم می‌کنید. ولی به نظر شما این درماندگی و ناراحتی درونی‌تان تنها با این کار برطرف می‌شود؟ به نظر من با این کار درماندگی، خشم و ناراحتی شما برطرف نمی‌شود بلکه مضاعف هم خواهد شد.
بهترین کار این است برای آینده بهتر خود تلاش بیشتری کنید. لزوما آنچه ما فکر می‌کنیم همیشه درست نیست، پس بهتر است روی افکار و رفتارهایمان بیشتر تأمل کنیم و ببینیم ایراد کارمان کجاست؟ چگونه مشکلمان را می‌توانیم حل کنیم. بنابراین با توجه به توضیحاتی که درباره ازدواج وکاهش ملاک‌های ازدواج عرض کردم، بهتر است بیشتر فکر کنید و آینده روشنی را برای خود ترسیم کنید.

پی‌نوشت:
[1]. فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (ع) ج1، ص311.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.