مبارزان واقعی میدان تربیت نفس

14:47 - 1399/07/05

-شهدای دفاع مقدس پیش از آنکه قهرمان مبارزه با دشمن خارجی باشند، قهرمان غلبه بر دشمن درونی یعنی هوای نفس بوده اند.

شهدا

خاطرات و دستور العمل های تربیتی و اخلاقی که در سبک زندگی شهدا نقل و ثبت شده است، همچون چراغ راه عاشقان کوی طریقت و بندگی حق تعالی است که در صورت به کار بستن آنها در سلوک اخلاقی می تواند موانع سخت تربیتی را به سادگی برطرف می نمایند.

زندگی و سیره شهدای دفاع مقدس را از جنبه‌های مختلفی می‌توان مورد مطالعه و واکاوی قرار داد، یکی از جنبه‌های آن بُعد رزم آوری آنها در میدان کارزار علیه دشمن خارجی و بیرون راندن بعثیان از کیان اسلامی بود. شهامت و رشادت‌های یاران و اصحاب خمینی کبیر(ره) در تاریخ انقلاب به گونه‌ای عمل کرد که حسرت مصاحبه در تهران تا ابد بر دل صدام حسین به یادگار بماند. صدام که مصاحبه خود  را در آغاز جنگ نیمه کاره رها کرد ، و مدعی بود که ادامه آن را در تهران ادامه خواهد داد ولی این آرزو یعنی ورود در تهران را به گور برد. بُعد دیگر زندگی این غیور مردان تاریخ انقلاب اسلامی شیوه مبارزه و جهادشان با هوای نفس است. مبارزه واقعی و بزرگی که شیرمردان دفاع مقدس در آن میدان نیز طلایه‌داران اخلاق و عرفان عملی بودند، در این نوشتار تلاش داریم به جلوه‌های نابی از سلوک عبادی، تربیتی، اخلاقی و عرفانی شهدای دفاع مقدس اشاره‌ای ناچیز داشته باشیم.

پیش قراولان عرصه مبارزه با هوای نفس
بدون شک کسانی که در عرصه مبارزه با هوای نفس توفیق چندانی نداشته‌اند، در میدان مبارزه با دشمنان خارجی نیز نخواهند توانست به نتایج و دستآوردهای مورد انتظار مکتب اهل بیت(علیهم السلام) دست پیدا نمایند، چرا که در مکتب اهل بیت(علیهم السلام) رزم آوری و پیش قراولی در عرصه مبارزه با نفس مقدم بر مبارزه با دشمن خارجی است، «وَ اعْلَمُوا أَنَّ الْجِهَادَ الْأَكْبَرَ جِهَادُ النَّفْسِ فَاشْتَغِلُوا بِجِهَادِ أَنْفُسِكُمْ تَسْعَدُوا؛[1] و بدانيد كه جهاد بزرگتر جهاد با نفس است، پس مشغول شويد بجهاد با نفس‌هاى خود تا اين كه نيك‌بخت گرديد».

افرادی که در مصاف با هوای نفس مقهور و زمین‌خورده خواهش‌های شیطانی شده‌اند، چه بسا حضورشان در میدان مبارزه با دشمن خارجی نیز  به نوعی متأثر از کاستی‌های نفسانی باشد، ولی با این وجود تاریخ دفاع مقدس به همگان ثابت کرد که یاران خمینی(ره) پیش از آنکه قهرمان و رزم‌آور میدان مبارزه با شیاطین بیرونی باشند، قهرمان مبارزه با هوای نفس و کشش‌های دنیوی بوده‌اند؛ چرا که این شیرمردان تاریخ دفاع مقدس با ذلیل کردن نفس خود ذره‌ای از کید آن غافل نبوده و اجازه نفوذ شیطان را  به سرزمین قلب خود ندادند. «وَمَا أُبَرِّئُ نَفْسِي ۚ إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّي ۚ إِنَّ رَبِّي غَفُورٌ رَحِيمٌ؛[2]من هرگز خودم را تبرئه نمی‌کنم، که نفس (سرکش) بسیار به بدی‌ها امر می‌کند؛ مگر آنچه را پروردگارم رحم کند! پروردگارم آمرزنده و مهربان است».

در خاطرات خط شکنان مبارزه با هوای نفس از جمله محمد باقررادمرد چنین نقل کرده‌اند: «معاونش بودم، برعکس من، خانواده اش منطقه نبودند، می‌خواستم با خودم ببرمش خانه، گفتم«حاجی، خونه‌م نزدیک مقر تیپه، افتخار بدید یه امشب رو در خدمتون باشم، راضی نمی‌شد، آن قدر اصرار کردم تا بالاخره قبول کرد، بعد از شام، برایش جا انداختم، یک تشک و پتوی نرم، نخوابید رفت کنار اتاق و به پتوی نازکی که آن جا پهن بود اشاره کرد و گفت: من ایجا می‌خوابم، گفتم حاجی چرا اونجا؟ براتون جا انداختم، گفت: همین خوبه، راحتم، گفتم: این جوری که خیلی بد می‌شه، نمی‌تونید راحت باشید، راضی نشد، گفت: ما مردم مبارزه‌ایم، نه مرد راحتی و آسایش، عادت کنیم به تن پروری دیگه حریف خودمون هم نمی‌شیم چه برسه به دشمن».[3]

طلایه داران عرصه تربیت اخلاقی و عهد و پیمان‌های طلایی
یکی از راهکارهای اخلاقی و تربیتی که شهدا در سلوک اخلاقی خود به آن پایبند بودند، شرط و قرار بهشتی بود که با خود بسته بودند، موضوع بسیار مهمی که در الفبای اخلاق و تربیت اسلامی از آن به عنوان مشارطه یاد می‌شود، مشارطه نوعی قرار و عهد طلایی است که انسان‌های عابد و زاهد میان خود و خدای خود مقرر می‌کنند تا اینکه حدود و مرزهای الهی حفظ شود و در مسیر سیر به سوی معبود تخطی و کاستی صورت نگیرد،«وَ أَوْفُوا بِعَهْدِ اللَّهِ إِذا عاهَدْتُمْ وَ لا تَنْقُضُوا الْأَيْمانَ بَعْدَ تَوْكيدِها وَ قَدْ جَعَلْتُمُ اللَّهَ عَلَيْكُمْ كَفيلاً إِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ ما تَفْعَلُونَ؛[4]و هنگامى كه با خدا عهد بستيد، به عهد او وفا كنيد! و سوگندها را بعد از محكم ساختن نشكنيد، در حالى كه خدا را كفيل و ضامن بر (سوگند) خود قرار داده ‏ايد، به يقين خداوند از آنچه انجام مى‏دهيد، آگاه است!».
در سلوک اخلاقی و تربیتی شهید علی‌رضا ایراندوست این چنین نقل شده است: «من در کودکی و نوجوانی علاقه خاصی به امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) داشتم و هم اکنون نیز که 17 سال و 10 ماه سن دارم، پس از مطالعات فراوان علاقه قلبی و باطنی‌ام نسبت به حضرت ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه) دو صد چندان شده است، و امیدوارم که با تزکیه روح، جسم و قلبم، موفق به دیدار حضرت شوم، شاید به خاطر همین علاقه باشد که تا کنون دو بار در خواب این توفیق را پیدا کرده‌ام، در تاریخ 16/6/56 پس از تفکر زیاد با خودم گفتم من باید چنین باشم:
1-همیشه قبل از هر کاری کمی فکر کنم و سپس آن را با دین تطبیق دهم، یعنی ببینم که آیا این کار از نظر شرعی و عقلی درست است یا نه؟
2-هیچ گاه از یاد خدا غافل نشوم و تنها نیز نباشم.
3-کم بگویم ولی خوب صحبت کنم.
4-هیچ گاه حقی را مخفی نکنم،...».[5]
بعضی از این فرازهای این عهد و پیمان طلایی به خوبی ریشه در مفاهیم و آموزه‌های قرآنی دارد که از جمله آیات مرتبط با نکته سوم می‌توان به این آیه شریفه اشاره کرد: «وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا؛[6] و با مردم [به زبان‌] خوش سخن بگوييد».

پی نوشت ها:
[1]. تصنيف غرر الحكم و درر الكلم ؛ ؛ ص226، ح4583.
[2]. سوره مبارکه یوسف آیه 53.
[3]. خاطرات شگفت، سعید عاکف، ص79، به نقل از خودسازی به سبک شهدا.
[4]. سوره مبارکه نحل، آیه 91.
[5]. از کویر تا دریا، علی لقمان پور، ص68، به نقل از خودسازی به سبک شهدا.
[6]. سوره مبارکه بقره، آیه83.

نظرات

تصویر ناشناس
نویسنده ناشناس در

بسیار عالی و زیبا بود.

خصوصا تفکر نوشت پایانی.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.