معیار بخشیدن مدت در ازدواج موقت

20:49 - 1399/08/25

- با هر لفظی که عرفا دلالت بر بخشش باقیمانده عقد موقت می کند بگوید، صحیح است.

ازدواج

سوال:
1- آیا برای بخشیدن مدت باقی مانده عقد موقت، باید حتما قید شود باقیمانده را بخشیدم یا فسخ کردم ؟ یا اگر مثلا مرد(‌با قصد جدی) بگوید تمام و شما را به خیر و ما را به سلامت یا من با تو دیگر کاری ندارم و منظورش نامحرم شدن است؟  یا بگوید تو دیگه زن من نیستی؟ از این نوع موارد که بین مردم عرف است ولی قصد جدایی دارند آیا  حکم بخشیدن مدت را دارد؟
2- اگر مرد یک طرف ببخشد کفایت می کند و به زن چیزی نگوید؟

پاسخ:
آیت الله خامنه ای: 
 1) با هر لفظی که عرفا دلالت بر بخشش باقیمانده عقد موقت می کند بگوید، صحیح است. 2) اگر با قصد جدی لفظی را که دلالت بر بخشش باقیمانده می کند بگوید بخشش محقق می شود هر چند به زن نگفته باشد.

آیت الله مکارم:
1- هر جمله و عبارتی که دلالت بر فسخ داشته باشد و به نیت فسخ بگویند کافی است. 2- باید بخشیدن باقیمانده مدت را به اطلاع زن برساند و زن نیز بعد از اتمام مدت عده می تواند بادیگری ازدواج نماید.

آیت الله شبیری: 
1- هر تعبیری که ابراز و اظهار قصد بخشش باشد کافی است مثل موارد مذکور در سوال. 2-مطلع بودن زن، دخالت در اتمام عقد به سبب بخشش مدت ندارد.

آیت الله وحید:
1-ابراء مدت عقد موقت از ایقاعات است و نیاز به انشاء دارد که مثلاً به قصد بخشش مابقی مدت حرفی بزند که از آن بفهمند مابقی مدت را بخشیده است. 2-کافی است.

آیت الله فاضل:
1-در صورتی که منظور مرد از بیان جمله «دیگه تمام شد و شما را به خیر و ما را به سلامت»؛ بخشیدن مدت بوده کفایت می کند. اما اگر با قصد بخشیدن مدت نباشد و از روی عصبانیت این حرف را بگوید عقد موقت باطل نمی شود. 2- اگر مرد یک طرف با قصد بخشیدن مدت عقد موقت را ببخشد عقد باطل می شود و کفایت می‌کند، لیکن تا زمانی که زن خبر نشود نمیتواند با کسی دیگر ازدواج کند.

-----------
استفتا از سایت مراجع عظام

نظرات

تصویر سیدمحمدرضاشمس نجفی
نویسنده سیدمحمدرضاشمس نجفی در

سلام باتوجه به اینکه مذهب حقه شیعه ازدواج موقت را مشروع میداند، چرادرعرف وظاهر ،مردم زشت میداندوکسی که این کارراانجام میدهد ،چه زن یامرد، ازجانب دیگران،نکوهش وسرزنش میشودگویا عمل خلاف شرع انجام داده،چه بسا اگرارتباط نامشروع انجام میداد اینقدر سرزنش نمیشد؟

تصویر روئین تن مهدی

سلام و عرض ادب خدمت کاربر گرامی

نیاز هست به سوال شما را در دو بخش پرداخته بشه

1-اینکه چرا ازدواج موقت در انظار عمومی قبح دارد.

هیچ شکی در مشروعیت ازدواج موقت و چه بسا گاهی ضرورت این امر نیست اما باید گفت یک رفتار یا پدیده اجتماعی برای اینکه تبدیل به فرهنگ شود شاید دهها سال طول بینجامد. برای فرهنگ شدن چندین مرحله باید گذرانده شود. پذیرش ذهنی عمومی، پذیرش عملی عمومی، رواج، عادی انگاری، و نهایتاً فرهنگ!

باید گفت ما هنوز در دو مرحله اول، موندیم تا چه برسد به اینکه این پدیده تبدیل به فرهنگ شود.

  • چرا پذیرش ذهنی در سطح عموم نداریم؟

طرز نگاه ما به این قضیه در رد یا پذیرش ازدواج موقت خیلی مؤثر هست. وقتی نگاه عمومی به این قضیه تک بعدی و و صرفاً جنبه شهوانی قضیه باشد، طبعاً مورد انکار عمومی قرار خواهد گرفت. طرز نگاه دیگری که می توان به این قضیه داشت این است که این پدیده یک نیاز طبیعی است و رفع نیازهای طبیعی نظیر رفع دیگر نیازها، هیچ قبح و زشتی ندارد. بعلاوه اینکه نتایج مثبت روحی و روانی که باعث امنیت جامعه می شود و اینکه فراغ بالی که در نتیجه فرهنگ شدن این قضیه نصیب نیروهای کاری جامعه می شود برای ارزیابی مثبت این قضیه می تواند دخیل باشد.

  • چرا پذیرش عملی در سطح عمومی نداریم؟

اگر بر فرض پذیرش ذهنی هم مهیا باشد اما مانع دیگر، پذیرش عملی قضیه است که دلیل و مانع اصلی همین عنصر است. بازخوردی که این قضیه در جامعه مدنی ممکن است داشته باشد باید مورد ارزیابی قرار بگیرد. ازدواج موقت، به طور جدی موافقان و مخالفانی دارد که هر کدام انصافاً ادله معقولی را ارائه می دهند. کاهش نرخ ازدواج دائم و فرزند آوری، عدم تمایل به ازدواج با سوژه هایی که وارد این قضیه شده اند، لاابالی گری و عدم رعایت موارد اخلاقی و بهداشتی، و ... می تواند از جمله تبعات منفی این قضیه باشد. شاید این طور به نظر برسد که در صدر اسلام هم این قضیه جز در موارد ضرورت کاربردی نداشته و هر زمان مقتضیات خاص خود را دارد. شاید برای جمع تمامی این جوانب هست که برخی به ازدواج موقت غیر علنی (بدون فرهنگ سازی و رسمی) نظر داشته باشند.

2-چرا عمل خلاف شرع، قبحش کمتر از ازدواج موقت هست؟

این مطلب کلیت ندارد. و بستگی دارد چه کسی این مقایسه را انجام دهد. شخصی که متدین باشد ابداً این قضیه را قبول ندارد. اما کسی که این گزاره را قبول دارد، بخاطر این است که اساس دین در چشم او بی ارزش شده. لذا هر آنچه در دین از احکام و مناسک دینی باشد به دید بی ارزشی و تحجر نگاه می کند. چنین شخصی با مذاق منفی که به دین دارد ازدواج موقت را مزمزه می کند و آن را متحجرانه می پندارد. هر چند اگر قوه تعقل و تفکر خود را بکار ببرد خواهد فهمید ظاهر این دو امر (خلاف شرع، ازدواج موقت) هیچ فرقی با هم ندارد جز یک عقد شرعی که عقل سلیم، محض احتیاط آن را انجام می دهد تا از عذاب احتمالی خداوند در امان بماند. به عبارت دیگر، ایدئولوژی چنین فردی دچار فساد و اختلال شده است. وقتی دین برای کسی بی ارزش شد، نماز و روزه و حج و ... را به دید تمسخر نگاه خواهد کرد و ازدواج موقت هم از این قضیه مستثنی نیست.

موفق باشید

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.