آیا نام سوریه در قرآن کریم ذکر شده است

21:20 - 1399/09/30

-در قرآن کریم نامی از سوریه ذکر نشده است.

قرآن

برخی از مفسران و قرآن پژوهان با استفاده از برخی از معارف روایی اشاره ای به منطقه شامات داشته اند، ولی این مطلب به معنای این نیست که نام سوریه در قرآن کریم ذکر شده باشد.

با رجوع به برخی از تفاسیر و ترجمه آیات قرآن کریم وقتی با کلید واژه «شام» مواجه می‌شویم سؤالی که در ذهن ممکن است ایجاد شود این است که اولاً آیا مقصود از «شام» در این آیات سوریه کنونی است یا اینکه شام، جغرافیای خاصی است فراتر از سوریه کنونی؟ برای واکاوی و پاسخ به این سؤال آیات 71 و 81 سوره مبارکه انبیاء را با تکیه بر تفسیر المیزان مورد بررسی قرار می دهیم.

واکاوی معنای شام در آیات 71 و 81 سوره انبیاء
قبل از بیان هر نکته و مطلبی لازم و ضروری است که آیات مورد بحث را مورد دقت و تأمل قرار دهیم.
1-«وَ نَجَّيْناهُ وَ لُوطاً إِلَى الْأَرْضِ الَّتي‏ بارَكْنا فيها لِلْعالَمينَ؛[1] او و لوط را با مهاجرت به سرزمينى كه در آنجا براى همه جهانيان بركت نهاده‏‌ايم نجات داديم!».
2-«وَ لِسُلَيْمانَ الرِّيحَ عاصِفَةً تَجْري بِأَمْرِهِ إِلى‏ الْأَرْضِ الَّتي‏ بارَكْنا فيها وَ كُنَّا بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عالِمينَ؛[2] و تندباد را مسخّر سليمان ساختيم، كه بفرمان او بسوى سرزمينى كه آن را پربركت كرده بوديم جريان مى‌‏يافت؛ و ما از همه چيز آگاه بوده‏ايم».
با کمی دقت و تأمل در متن عربی آیات متوجه خواهیم شد، که در هیچ از این دو آیه شریف نه تنها سخنی از سوریه به میان نیامده، بلکه کلید واژه «شام» نیز در آن مطرح نشده است. تنها موضوعی که در دو آیه شریف قابل مشاهده است «الْأَرْضِ الَّتي‏ بارَكْنا» یعنی سرزمین با برکت می‌باشد.

دقت علمی در ترجمه های موجود
همان طور که از ظاهر عبارات عربی آیات به روشنی پیداست، کلمه ای که دال بر عبارت شام و سوریه باشد قابل مشاهده نیست حتی مفسرینی همچون علامه طباطبایی در المیزان نیز در ترجمه این دو آیه به هیچ وجه نه از عبارت شام استفاده نموده است و نه از عبارت سوریه. با بررسی و واکاوی قریب به 50 ترجمه قرآن می توان رویکرد مترجمین را به آیات مورد بحث در سه دسته تقسیم بندی کرد:
 1-برخی از مترجمین هیچ اشاره ای به عبارت «شام و سوریه» نداشته اند.
2-برخی از مترجمین عبارت «شام» یا «شامات» را نه تنها در اصل ترجمه، بلکه در پرانتز اشاره کرده اند به این معنا که عبارت مورد نظر در متن عربی موجود نیست، از این رو برداشت تفسیری و روایی خود را داخل در پرانتز اضافه کرده اند.
3-تعداد بسیار کمی از مترجمین عبارت شام را در ترجمه ذکر کرده اند.
با نگاه علمی و محققانه به ترجمه های موجود در خصوص دو آیه مورد بحث این چنین به نظر می رسد که بهترین و دقیق ترین ترجمه موردی است که اصلاً عبارت «شام» را در ترجمه دخیل نداسته و آن را وارد در ترجمه آیات مورد بحث، نکرده است؛ چرا که کلید واژه عربی مرتبط با این مطلب در آیه قابل مشاهده نیست.

واکاوی و بررسی تفسیری آیات مورد بحث
موضوع تفسیر تا حدودی با مسأله ترجمه متفاوت است؛ چرا که در ترجمه تلاش می شود ترجمه علمی متن عربی روشن شود، ولی در مسأله تفسیر بحث فراتر از ترجمه آیات مورد واکاوی قرار می گیرد. در واقع مفسرین قرآن کریم تلاش دارند با بهره گیری از معارف روایی و با استمداد از آیات قرآن حقایق مرتبط با آیه را آشکار و تبیین نمایند. در واقع تفسیر نوع خاصی از ایضاح و تبیین است که بر اساس مبانی و اصول خاص علمی انجام می شود.

نگاه علامه طباطبایی به آیه
علامه طباطبایی در ذیل آیه 71 سوره مبارکه انبیاء در تبیین عبارت: «الْأَرْضِ الَّتي‏ بارَكْنا» می فرمایند: منظور از اين سرزمين، سرزمين شام است، كه ابراهيم (علیه السلام) بدان مهاجرت كرد، و لوط اولين كسى است كه به وى ايمان آورده و با وى مهاجرت نمود.[3] ایشان در آیه 81 همین سوره به طور مطلق همچون آیه 71 «منطقه شام» را در خصوص عبارت «الْأَرْضِ الَّتي‏ بارَكْنا» به کار می برد ولی به هیچ وجه اشاره ای به اینکه مقصود از «شام» کدام یک از شهرهای کنونی است را مشخص نمی نمایند. [4]

منشأ برکت قطعه ای از زمین
علامه طباطبایی در ذیل آیه 137 سوره مبارکه اعراف به این نکته اشاره کرده است که «خداوند در قرآن كريمش غير از سرزمين مقدسی كه همان نواحى فلسطين است و غير از كعبه، هيچ سرزمينى را به بركت ياد نكرده است».[5] ایشان در قسمتی دیگر از تفسیر المیزان علت مبارک بودن قسمتی از زمین را این چنین تبیین کرده اند: «و معلوم است كه مبارك بودن آن جز براى اين نبوده كه خداى عز و جل خير كثير در آن سرزمين قرار داده بود، و منظور از خير كثير جز اقامه دين و از بين بردن قذارت شرك نمى‏تواند باشد».[6]

شام منطقه ای فراتر از سوریه کنونی
اما در مورد این بحث که عبارت شام دقیقا چه مناطقی را شامل می‌شود نظراتی وجود دارد منجمله برخی از مفسران و قرآن پژوهان شامات را منطقه ای فراتر از سوریه کنونی قلمداد کرده اند و از نگاه برخی دیگر از ایشان شامات‏ عبارت است از: سوريه‏، اردن، قدس، لبنان و عراق.[7] اما از سوی دیگر برخی محققان، خارج از آیات مورد بحث، به این مطلب اشاره داشته‌اند که سوريه‏ از سرزمين هاى باستانى آسيا است كه هزاران سال قبل از ميلاد، گروه هاى مختلفى از مهاجران سامى به اين سرزمين مهاجرت کرده و تا ظهور اسلام دولتهاى مصر، يهود، فنيقيه آشور، كلده، ايران، يونان و روم بر آن مسلط شده‏‌اند. در قرن هفتم ميلادى اين كشور به تصرف اسلام در آمد. در آن زمان سوريه و شامات‏ مشتمل بر دمشق، حمص، اردن و فلسطين بود و تا قرن هشتم ميلادى بنى‌اميه حكومت مى‌‏كردند و پايتخت آنان دمشق بود. پس از انتقال پايتخت از دمشق به بغداد در زمان عباسيان، سوريه اهميت خود را از دست داد، اما زبان عربى و مذهب اسلام همچنان در مردم باقى ماند. در نواحى دمشق قريه‌‏‌ايست به نام بصرى‏ كه امروزه به آن اسكى‏‌شام يعنى دمشق قديم گفته مى‌‏شود و آثار باستانى آن حاكى از مجد و عظمت زمان قديم است و به احتمال قوى در روزگار مكّابيان آباد بوده و در كتاب مقدس نيز از آن ياد شده است.[8]

پی نوشت ها:
[1]. سوره مبارکه انبیاء آیه 71.
[2]. همان آیه 81.
[3]. ترجمه تفسير الميزان، ج‏14، ص428.
[4]. همان، ص442.
[5]. ترجمه تفسير الميزان، ج‏8، ص292.
[6]. ترجمه تفسير الميزان، ج‏5، ص.469
[7]. ر.ک: ترجمان فرقان، ج‏4، ص 155؛ تفسير نور، ج‏2 ،ص 267.
[8]. باستان شناسى و جغرافياى تاريخى قصص قرآن متن 103.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.