اشعار شهادت امام حسن مجتبی سازگار

12:59 - 1399/09/16

- شهادت امام حسن مجتبی,شعر کوتاه درباره شهادت امام حسن,شعر شهادت امام حسن برقعی,دوبیتی شهادت امام حسن,شعر شهادت امام حسن,شعر کودکانه شهادت امام حسن مجتبی,متن روضه امام حسن و کوچه,شعر تیرباران تابوت امام حسن,شعر در مورد امام حسن مجتبی کودکانه

امام حسن مجتبی

صفر تمام شد و طی نشـد عزای حسن

هزار حیف که شد زهر کین جزای حسن

بـه غربتش چـه بگویـم، رسـول اکـرم گفت

که ماهیان همه گرینـد از بـرای حسن

اشعار شهادت امام حسن مجتبی(علیه السلام) سازگار

صفر تمام شد و طی نشـد عزای حسن

هزار حیف که شد زهر کین جزای حسن

بـه غربتش چـه بگویـم، رسـول اکـرم گفت

که ماهیان همه گرینـد از بـرای حسن

اگرچه آب شد و سوخت بی‌صدا چون شمع

محیط، پر شده از اشک بی‌صدای حسن

بـه حشـر بـا گـل لبخنـد می‌شـود محشور

خوشا کسی که کند گریه در عزای حسن

گمـان نبـود نمـک‌ناشناس‌هــا بـه ستـم

کنند خنجـر خود را فرو به پای حسن

هنـوز بـر بـدنش زخـم‌ تیرهــا پیــداست

هنوز شهر مدینـه است کربلای حسن

کسی که فاطمـه را کشت قاتل حسن است

به روز حشر شهادت دهد خدای حسن

ز بـس بـه پیکـر پاکش نشست تیـر ستـم

به روی شانه بدن گشت نی‌نوای حسن

غـریبِ شهـر مدینه، غـریب رفت بـه خاک

غریب‌تر حرم و صحن با صفـای حسن

از آن زمان که خـدا خلق کـرد «میثم» را

دل شکستـۀ او بــود آشنـای حسـن

اشعار شهادت امام حسن مجتبی(علیه السلام) سازگار

شجر وحی را ثمر حسن است

به نبی دومین پسر حسن است

 میوۀ قلب حضرت زهرا

 جانِ جان پیامبر حسن است

 پای‌ تا سر محمد است و علی

 هستی مادر و پدر حسن است

 کوچه‌های مدینه می‌گویند

 از برادر غریب‌تر حسن است

 آن که در سن کودکی او را

 پاره در کوچه شد جگر حسن است

 آن چه در بین کوچه دید و گریست

 چشم پاک حسین هم نگریست

جز خداوند حی دادگرش

 کس نداند چه آمده به سرش

 بسکه زخم زبان زدند او را

 زهر ناخورده بود خون جگرش

 آن ستمگر که مادرش را زد

 باز دشنام داد بر پدرش

 سال‌ها از جفای دشمن و دوست

 خون روان بود از دو چشمِ ترش

 از شب دفن مادرش زهرا

 همه دیدند ریخت بال و پرش

 قاتـل آن ولـیّ سبحــانی

 قنفذ است و مغیره و ثانی

اشعار شهادت امام حسن مجتبی(علیه السلام) سازگار
 

آتشی شعله ور ز آه من است

كه شرارش به جان مرد و زن است

چشم، سوی مدینه، دل به بقیع

با حسن لحظه لحظه هم سخن است

تربت بی چراغ او هر شب

شمع جان و چراغ قلب من است

شعله با ناله ، شمع محفل دل

گوهر اشك ، نُقل انجمن است

صفر است و دم حسینیون

همه جا ناله ی حسن حسن است

گریه ی ماهیان دریایی

در عزایش بود تماشایی

دلم امشب بهانه می گیرد

شعله از آن زبانه می گیرد

تیر آه از كمان ناله مدام

جگرم را نشانه می گیرد

گویی امشب كبوتری ز بقیع

در دلم آشیانه می گیرد

گل زخم دل امام حسن

در وجودم جوانه می گیرد

غصّه قصد دل مرا كرده

غم به كف تازیانه می گیرد

امشب از سوز سینه می گریم

بر غریب مدینه می گریم   

اشعار شهادت امام حسن مجتبی(علیه السلام) سازگار

من جگر پاره زهرایم و پاره جگرم

همه را یارم و خود از همه مظلوم‌ترم

خانـه‌ام قتلگـه و یـار ستمگر قاتل

سوخته از شرر زهر، ز پا تا به سرم

عمر من بود محرّم، همه روز و همه شب

قاتل از زهر جفا کشت به ماه صفرم

لب فرو بستم و دیدم که اهانت می‌کرد

قاتـل مـادر مظلومه مـن بـر پدرم

با وجودی که خزان کُشت بهارانم را

طشت شد باغ گل و لاله ز خون جگرم

من که طاووس بهشتم به چه جرم و گنهی

سوختـه از شـرر دوزخیان بال و پرم؟

قسمتم بود به مسجد که ز طفلی هر روز

قاتـل مـادر خـود را سـر منبـر نگـرم

تا در آن کوچه رخ یاس نبی گشت کبود

تیره شد صورت خورشید به پیش نظرم

مضطرب بـودم و لرزیدم و حیـران بودم

که چسان مادر خود را به سوی خانه برم

در همان لحظه که شد مادر من نقش زمین

مـن نگـه کـردم و او گفت خدایـا پسرم

«میثم» از آه تو گر سوخت جهان، نیست عجب

از شـرار جگـر و سـوز دلـت بـا خبـرم

اشعار شهادت امام حسن مجتبی(علیه السلام) سازگار

 
قوتت همه شب خون جگر بود حسن جان

گریان ز غمت چشم سحر بود حسن جان

از دوست و دشمن به تو پیوسته ستم شد

مظلومی تو ارث پدر بود حسن جان

مادر که زمین خورد تن پاک تو لرزید

تنها کمکت اشک بصر بود حسن جان

از طعنه و از زخم زبان های پیاپی

هر دم به دلت زخم دگر بود حسن جان

شد قلب تو مجروح تر از جسم برادر

کز او جگرت سوخته تر بود حسن جان

گر ماهِ حسین بن علی بود محرم

ماه غم تو ماه صفر بود حسن جان

هر کس به تنش زخم رسد از دم شمشیر

زخم تو به تن نه به جگر بود حسن جان

در کوچه و در مسجد در خانه مغیره

پیوسته تو را پیش نظر بود حسن جان

در راه حسین بن علی چار فداییت

در کرب و بلا چار پسر بود حسن جان

میثم که سخن از دل سوزان تو می گفت

شعرش به دل شیعه شرر بود حسن جان

اشعار شهادت امام حسن مجتبی(علیه السلام) سازگار
 

ای سراپا حَسَن امام حسن

ماه هر انجمن، امام حسن

هم به خانه قتیل همسر خویش

هم غریب وطن امام حسن

ملک هستی به یاد غربت تو

همه بیت‌الحزن امام حسن

گرید از بهر تو، چو ابر بهار

دیده ی مرد و زن امام حسن

جگر پاره‌پاره‌ات گوید

در عزایت سخن، امام حسن

نظرات

تصویر VENUS DALIVAND
نویسنده VENUS DALIVAND در

من دیوانه غربت حسن بن علی هستم امام حسن خیلی غریب تر از امام رضاست

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.