اختلاف دو موبد بزرگ دین زرتشت

11:57 - 1399/09/25

اختلاف دو موبد بزرگ دین زرتشت

تمدن و فرهنگ مردم زمان اشو زرتشت و پیش از آن در نظر دو تن از موبدان زرتشتی:

موبد مرحوم رستم شهزادی:

اگر چه ایرانیان در زمان ظهور اشو زرتشت نسبت به سایر ملل دارای تمدن بسیار عالی و مقام ارجمندی در دانش و فرهنگ بودند ولی هنوز در علوم معنویه به فضایل روحانی چنان چه باید ترقی نکرده بودند

موبد زرتشتی

اختلاف دو موبد بزرگ دین زرتشت

تمدن و فرهنگ مردم زمان اشو زرتشت و پیش از آن در نظر دو تن از موبدان زرتشتی:

موبد مرحوم رستم شهزادی:

اگر چه ایرانیان در زمان ظهور اشو زرتشت نسبت به سایر ملل دارای تمدن بسیار عالی و مقام ارجمندی در دانش و فرهنگ بودند ولی هنوز در علوم معنویه به فضایل روحانی چنان چه باید ترقی نکرده بودند و از آنجایی که پروردگار می خواست ایرانیان پیوسته در هر رشته ای سرآمد مردمان زمان خود باشند اشو زرتشت را برگزید تا با تعالیم آسمانی خود هرگونه نواقص فرهنگی ایرانیان را رفع و ایشان را به مقامی می رساند که چشم روزگار چنین شکوه و عظمتی را درباره هیچ ملتی ندیده بود.

بعضی اشخاص در هنگام اولین برخورد و مطالعه تعالیم اوستا متعجب شده می پرسند ، علت چیست که زرتشت مانند سایر پیغمبران به طور صریح راجع به وظایف اولیه بشر از قبیل شستشوی بدن ، طهارت ، کسب و کار ، خوراک های حرام و حلال و غیره در اوستا دستوری نفرموده ،ولی وقتی که به درجه تمدن و فرهنگ ایرانیان در زمان ظهور آن اشو پی بریم این نکته بر ما واضح می شود که ایرانیان در زمان زرتشت به وظایف اولیه خود آشنا بودند و کسی از آن اشو نمی پرسید اینگونه اعمال ساده و اولیه بشر را به آنها یاد بدهد اینگونه اعمال را کیومرث و هوشنگ و جمشید و هزاران علمای دیگر ایران به آنها آموخته بود و انتظارات ایرانی از زرتشت تعلیمی برتر و بالاتر از اینها بود تعالیمی که آن اشو می بایستی به ایشان بیاموزد تعالیمی بودند بسیار عالی تر و جامع تر و بهتر ، اشو زرتشت در میان قومی وحشی و بی علم و تربیت ظهور نکرده بود که مجبور باشد قوای عالیه خود را صرف تعالیم و وظایف اولیه بشر کند تکالیفی به آنها بیاموزد که در آن زمان از وظایف پدر و مادر و آموزگاران آنها محسوب می شود از همان ابتدای ترویج دین زرتشت سیاست از مذهب جدا بود و چون ایرانیان دارای قوانین کیفری ، جزایی ، تجارت ، کسب و کار ، مالیات و غیره بودند لزومی نداشت که آن اشو نیمی از نامه مقدس خود را با قوانین موقتی پر کند.(1)

موبد دکتر اردشیر خورشیدیان:

در دوره اشو زرتشت شهر نشینی و یکجا نشینی بوجود نیامده بود ، پادشاه قانون گذار کل بود و سایه خدا شمرده میشد و هرچه تصمیم می گرفت و فرمان می داد ، به عنوان قانون برای مردم واجب الاجرا بود ، پادشاه و وابستگان او اگر نتوانیم ادعا کنیم بر همه ، لااقل بر مال و جان و ناموس اکثر مردم تسلط داشتند ، و کمتر کسی در کشور در برابر قدرت آنها می توانست سربرافرازد.... بیشتر مردم زندگی بسیار ساده و ابتدایی داشتند ، دامداری و کشاورزی بسیار ابتدایی و دیمی ، اساس پیشه مردم بود و بیشتر ییلاق و قشلاق می کردند و کمتر جایی در جهان وجود داشت که مردم در یکجا ساکن باشند و ... بگونه ای در کتاب آسمانی گاتاها می خوانیم که اشو زرتشت مردم را به یکجانشینی و کارکردن بر روی زمین تشویق می نماید، اسامی مردم آن زمان نیز اغلب از زندگی دامداری سخن می گوید. بیشتر مردم کشورها زمانی که خشکسالی یا سیل و طوفان و غیره اتفاق می افتاد. یا بعلت عدم آگاهی و برنامه ریزی ، محصولات خود را از دست می دادند. بخود حق می دادند که به مردم همسایه خود یورش برند و دسترنج آنها را به زور از آن خود کنند ، بنابراین در کمتر جایی از جهان صلح و آرامش به این ترتیب که اکنون شاهد هستید مشاهده می گردید ، میانگین عمر مردم از سی یا چهل سال تجاوز نمی کرد تعداد کمی از مردم باسواد بودند و به جرات می توان گفت که دانشمند ترین افراد آن زمان به اندازه کلاس سوم یا چهارم دبستان امروز دانش نداشت. بهداشت معنی و مفهومی نداشت ، درمان محدود به سحر و جادو و بهره گیری از خواص برخی گیاهان بود و امنیت در شهر بسیار کم بود ، اربابان و زور مداران و خان ها از یک سو و پیشوایان دینی که در اوستا «کرپانها و اوسیج » نامیده می شدند ، از سوی دیگر مردم را بشدت استثمار کرده ، از احساسات پاک آنها سو استفاده می نمودند.(2)

سخنی با خوانندگان در مورد نظر دو موبد گرامی:

کلام هر دو موبد گرامی در مورد زمان اشو زرتشت و قبل از آن است و به نوعی فضایی را که زرتشت در آن محیط به پیامبری می رسد را بیان می کند.

خلاصه سخن موبد رستم شهزادی این است که مردم زمان اشو زرتشت تنها از نظر معنویت کمبود داشتند و از لحاظ های دیگر مانند بهداشت ، طب ، کسب و کار و .... از دیگر ملل دنیا جلوتر بودند و تنها نیاز آنها به پیامبر از باب معنویت بوده است.

چکیده بحث موبد اردشیر خورشیدیان این است که مردم و جامعه زمان اشو زرتشت به هیچ وجه متمدن و پیشرفته نبودند و عالمان در آن زمان معادل سوم و چهارم دبستان امروزه ( و حتی می توان بیان داشت که کمتر از این مقدار) سواد داشتند ،( موبد شهزادی عالمان آن زمان را کیومرث ، هوشنگ و جمشید می داند) و مردم آن زمان وحشی بودند و بی تمدن که برای برطرف کردن روزی خود دست به غارت می زدند و...

 بطور خلاصه نظر خورشیدیان با نظر موبد شهزادی کاملا متعارض و مخالف است.

رستم شهزادی دوران زمان اشو زرتشت را برای این خوب بیان می دارد تا کمبود مسائل احکام و طب و بهداشت در کتاب گاتها را توجیه کند.ولی خورشیدیان اوضاع را به گونه ای بیان می دارد که اگر تمام اوستا را هم اشو زرتشت از این قبیل مسائل بیان می داشت باز هم نیاز به این مطلب بود.

سوالی که از موبدان زرتشتی بخصوص موبد شهزادی می توان مطرح کرد اینکه:

اگر مشکل و کمبود مردم زمان اشو زرتشت تنها معنویت بوده است چرا با آمدن اشو زرتشت این کمبود برطرف نشد و مردم میل و رغبتی به سخنان او نشان ندادند؟ وقتی فردی گرسنه می باشد با بدست آوردن غذا باید احتیاجش برطرف شده و دیگر نیاز به غذا نداشته باشد ،ولی در مورد مردم زمان اشو زرتشت در دید رستم شهزادی اوضاع نا متعارف می باشد.

سوالی هم که می توان از موبد خورشیدیان پرسید اینکه:

وقتی مردمی از حیث سواد و بهداشت و ... کمبود دارند ، آیا تنها مسائل معنوی ذمه پیامبر را برای آن مردم مبری می کند؟ آیا دیگر نیاز نیست پیامبری که برای راهنمایی مردم آمده است به این قبیل مسائل توجه نکند؟

در کل:

افرادی که دوران اشو زرتشت را دوران مردمی دارای تمدن و فرهنگ می دانند ، می دانند که بی سوادی و عدم رعایت بهداشت و وحشی گری و از این قبیل موارد مطمئنا جزو بی فرهنگی و بی تمدنی می باشد ، حال وقتی این موارد استثنا شود پس فرهنگ و تمدنی که مردم زمان اشو زرتشت داشتند به چه چیز بوده است؟ به بی سوادی ؟ دزدی و غارت همسایگان؟ عدم امنیت؟ به چه چیز؟

پی نوشت:

1.کتاب مجموعه سخنرانی های موبد موبدان رستم شهزادی به کوشش مهرانگیز شهزادی ، 1380

2.کتاب پاسخ به پرسشهای دینی زرتشتیان نوشته موبد دکتر اردشیر خورشیدیان ،1387

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
6 + 14 =
*****