کشتن دشمن مسلح اصلا خشونت نیست!

09:01 - 1399/10/06

نضر بن حارث دشمن قسم خورده پیامبراکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) بود که در جنگ بدر نیز شرکت داشت و از فرماندهان جنگ بود، لذا باید کشته می‌شد.

پیامبر اکرم

شبهه: سر بریدن انسان‌ها توسط داعش و باقی تروریستها ریشه در اصل اسلام و رفتار پیامبرشان دارد، او دستور داد «نضر بن حارث» را گردن بزنند، تنها به این دلیل که برای مردم داستان‌هایی از رستم و سهراب و دیگر استوره‌های ایران را می‌خواند.

پاسخ: نضر بن حادث، دشمن قسم خورده پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) بود که در جنگ بدر حضور داشت و از فرماندهان بود و پرچم دشمن را برعهده داشت و از شجاعان و جنگاوران مشرک محسوب می‌شد، لذا کشتن او اصلا خشونت نبود، بلکه ترحم بر او خطرناک بود، بین مردم نیز معروف است که می‌گویند: «ترحم بر پلنگ تيزدندان، ستمكاری بود بر گوسفندان».

شبهه: سر بریدن انسان‌ها توسط داعش و باقی تروریستها ریشه در اصل اسلام و رفتار پیامبرشان دارد، او دستور داد «نضر بن حارث» را گردن بزنند، تنها به این دلیل که برای مردم داستان‌هایی از رستم و سهراب و دیگر استوره‌های ایران را می‌خواند.

پاسخ: دشمن در این جمله در تلاش است به مخاطبان خود القا کند، پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) آدمی بی‌منطق و خشن بوده که به محض دیدن مخالف و این‌که او داستانی غیر از قرآن کریم می‌خواند، او را گردن زده است، سپس طوری قضیه را نقل می‌کنند که گویا آن شخص جز بیان قصه و داستانهای ایرانی، هیچ گناه دیگری نداشته است. البته روش دشمن همین است که همیشه به تقطیع تاریخ می‌پردازد و تنها جایی از تاریخ را بیان می‌کند که به نفع اوست.

قرآن کریم در سوره لقمان می‌فرماید: «وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَيَتَّخِذَهَا هُزُوًا أُولَٰئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُهِينٌ [لقمان/6] و برخی از مردم‌اند که سخنان بیهوده و سرگرم‌کننده را می‌خرند تا از روی نادانی و بی‌دانشی [مردم را] از راه خدا گمراه کنند و آن را به مسخره بگیرند؛ اینانند که برای آنان عذابی خوارکننده خواهد بود.» بیشتر مفسرین معتقدند که این آیه درباره «نضر بن حارث» نازل شده، او مردی تاجر بود و به ايران سفر مى‌‏كرد، و در ضمن، داستان‌هاى ايرانيان را براى قريش بازگو مى‏‌کرد و مى‏‌گفت: اگر محمد براى شما سرگذشت عاد و ثمود را نقل مى‏‌كند، من داستان‌هاى رستم و اسفنديار و اخبار كسرى و سلاطين عجم را بازگو می‌کنم، آن‌ها دور او را گرفته و استماع قرآن را ترك مى‏‌گفتند.[1]

لذا او نه تنها خود گمراه بود، بلکه دیگران را نیز گمراه می‌کرد و انسان‌های ساده و کسانی‌که خیلی اهل تفکر و تعقل نبودند را گمراه می‌کرد ومانع شنیدن قرآن و ایمان آوردن آنان می‌شد، اسلام نیز معتقد است باید تمام مفاسد اجتماعی و موانع رشد و تعالی انسان را از میان برداشت تا مانع تفکر انسان نشوند. از همین باب است که باید مانع انتشار کتب ضاله و گمراه کننده در جامعه شد، چون باعث گمراهی عامه مردم می‌شوند؛ اما این کتب برای علما و دانشمندان مشکلی ندارند، زیرا آنان اهل تفکر و تعقل و استدلال هستند، اما عامه مردم ممکن است تحت تاثیر کتب گمراه کننده، منحرف شوند.

البته تنها گناه نضر بن حارث، بیان داستان‌های دیگر اقوام نبود، بلکه او از دشمنان سرسخت پیامبر اسلام(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و مسلمین بود، درباره او نوشته‌اند: او از شجاعان و برجستگان قریش به شمار می‌رفت، پس از علنی شدن اسلام در مکه هم‌چنان برعقیده و آیین جاهلیت باقی ماند و پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) را بسیار آزرد، وی پرچمدار قریش در جنگ بدر بود که در آن جنگ اسیر و کشته شد.[2]

پس او هم دشمن پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) بود و هم حضرت را آزار می‌داد و در جنگ نظامی هم شرکت داشت و از فرماندهان این جنگ و پرچم دار سپاه دشمن بود و برای کشتن حضرت آمده بود، لذا بسیار طبیعی است که حضرت بعد از دست‌گیری، او را به قتل برساند.

___________________________
پی‌نوشت
[1]. مكارم شيرازى ناصر، تفسير نمونه، دار الكتب الإسلامية - تهران، چاپ اول، 1374 ش.
[2]. سایت ویکی فقه

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.