زمین و زمان در مقام تکوین در دست امام زمان(عج) است

18:32 - 1399/10/18

در مقام تکوین، نفس کشیدن و حرکات قاتل امام نیز در دست خود امام است، اما مانع او نمی‌شود تا نظام خلقت دنیا و آزادی انسان مختل نگردد.

امام زمان و علت غیبت

شبهه: شیعه می‌گوید زمین و زمان و آسمان و باران و هوا ... همه و همه در دست امام زمان(عج) است، اما از آن طرف خودشان نقل می‌کنند که امام صادق(ع) گفته امام زمان(عج) از ترس کشته شدن غایب شده است. اگر زمین زمان در دست اوست پس از چه کسی ترس دارد؟

پاسخ: این دو مطلب در دو مرتبه هستند و مقام واسطه فیض بودن امام در مرتبه تکوین است، و ترس او در مقام تشریع است، یعنی خداوند اراده کرده که امور عالم بر اساس اسباب و مسببات و با روال عادی جریان پیدا کند، یکی از این امور عادی آزادی و اختیار انسان است، یعنی انسان سبب و علت اعمال و رفتار خود است و در دایره اعمال و رفتار خود آزاد است و خدا نباید جلوی این آزادی را بگیرد و اگر مانع عمل انسان شود، مخالف نظام اسباب و مسبب است.

شبهه: شیعه می‌گوید زمین و زمان و آسمان و باران و هوا ... همه و همه در دست امام زمان(عج) است، اما از آن طرف خودشان نقل می‌کنند که امام صادق(ع) گفته امام زمان(عج) از ترس کشته شدن غایب شده است. اگر زمین زمان در دست اوست پس از چه کسی ترس دارد؟

پاسخ: دشمن برای رسیدن به مقاصد پلید خود از هیچ کاری دریغ نمی‌کند و همه چیز را با هم خلط می‌کند تا مخاطب خود را منحرف کرده و از معارف اهل بیت(علیهم‌السلام) دور کند. این‌جا نیز مقام تکوین و تشریع را با هم خلط کرده و جاهلانه یا مغرضانه در صدد تخریب اعتقادات شیعه هستند، در حالی‌که در این باب، شیعه در دو مرتبه سخن می‌گوید و نباید این دو مرتبه با هم خلط شود.

شیعه امام خود را واسطه فیض می‌داند، یعنی واسطه بین خدا و مخلوقات؛ به اين معنى كه هر گونه امداد و رحمت و بركت و قدرتى از سوى خداوند به بندگانش يا ساير موجودات جهان هستى می‌رسد، از طريق آنان است، همانند آب‌هاى آشاميدنى خانه‏‌هاى يك شهر كه همه از طريق شاه لوله اصلى مى‏‌گذرد، اين لوله عظيم آب‌ها را از منبع اصلى دريافت می‌کند و به همه جا مى‏‌رساند. بنابراین وجود انبيا و ائمه اطهار(علیهم‌السلام) در مرتبه‌ای قرار دارند که شایستگی دریافت فیض از خداوند متعال را بی‌واسطه دارند و دیگر موجودات که فاقد آن مرتبه هستند، تحت ولایت آن‌ها که در طول ولایت خداوند و به اذن اوست، قرار گرفته و کسب فیض می‌کنند. در این رابطه امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «بنا أثمرت الأشجار و أینعت الثمار و جرت الأنهار و بنا ينزل غیث السماء و ينبت عشب الأرض...: به واسطه ما درختان میوه می‌دهند و میوه‌ها به بار می‌نشينند و نهرها جاری می‌شود، و به واسطه ما باران آسمان می‌بارد و گیاه زمین می‌روید».[1]

از طرفی یکی از فلسفه‌های غیبت امام زمان(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) ترس از کشته شدن توسط ظالمان عالم بیان شده است، به طور مثال امام صادق(علیه‌السلام) فرمود: «إِنَّ لِلْقَائِمِ ع غَيْبَةً قَبْلَ أَنْ يَقُومَ قُلْتُ وَ لِمَ قَالَ إِنَّهُ يَخَافُ وَ أَوْمَأَ بِيَدِهِ إِلَى بَطْنِهِ يَعْنِي الْقَتْلَ: برای قائم قبل از اینکه قیام کند، غیبتی وجود دارد، عرض كردم: براى چه؟ فرمود: زيرا او می‌ترسد - و با دست اشاره به شكمش کرد- يعنى از كشته شدن می‌ترسد»[2] به عبارت دیگر ایشان چون آخرین ذخیره الهی و آخرین امام بودند، باید زنده می‌ماند تا بتواند وعده خداوند را در دنیا محقق کند، و بهترین راه زنده ماندن او غیبت از مردم بود.

این‌جا سوالی مطرح است و آن این‌که اگر آسمان زمین و دشت و دمن در اختیار امام است، پس چرا باید از کسی بترسد و واهمه داشته باشد و چرا از ترس جانش غایب شده است؟ لذا در پاسخ به این سوال می‌گوییم:
این دو مطلب در دو مرتبه هستند و مقام واسطه فیض بودن امام در مرتبه تکوین است، یعنی همه چیز در مقام تکوین و خلقت در دست امام است، اما مطلب دوم در مقام تشریع است، یعنی خداوند اراده کرده که امور عالم بر اساس اسباب و مسببات و با روال عادی جریان پیدا کند، یکی از این امور عادی آزادی و اختیار انسان است، یعنی انسان سبب و علت اعمال و رفتار خود است و در دایره اعمال و رفتار خود آزاد است و خدا نباید جلوی این آزادی را بگیرد و اگر مانع عمل انسان شود، مخالف نظام اسباب و مسبب است.
یعنی انسان آزاد است و بر طبق این آزادی می‌تواند هر کاری بکند، حتی کشتن امام معصوم، بر این اساس خداوند جلوی این آزادی در عمل را از انسان نمی‌گیرد تا در آخرت بر اساس همین آزادی در عمل او را بازخواست کرده پاداش دهد یا عذاب کند.

بنابراین در مقام تکوین، نفس کشیدن و حرکات قاتل امام نیز در دست خود امام است، اما مانع او نمی‌شود تا نظام خلقت دنیا و آزادی انسان مختل نگردد. لذا امام برای این‌که کشته نشود باید مسیر عادی را طی کند و از انظار غایب شود، چرا که آنان 11 امام دیگر را به شهادت رسانده بودند، اما دشمن با خلط مقام تکوین و تشریع، شبهه را طوری مطرح می‌کند که خواننده را سردرگم کرده و با خود همراه کند.
_________________________________
پی‌نوشت
[1] كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، الكافي، دار الكتب الإسلامية، تهران، چاپ چهارم، 1407 ق، ج‏1، ص 144.
[2]. همان، ج‏1، ص 338.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.