آثار و برکات اخلاص

14:02 - 1399/10/14

سه نفر با یكدیگر هم سفر شدند، در بین راه هوا بارانی شد، و آن ها به غاری پناهنده شدند باران شدید شد و سیلاب سنگی بسیار بزرگ و سنگین را بر در غار انداخت و ...

آثار و برکات اخلاص

آثار و برکات اخلاص

سه نفر با یكدیگر هم سفر شدند، در بین راه هوا بارانی شد، و آن ها به غاری پناهنده شدند باران شدید شد و سیلاب سنگی بسیار بزرگ و سنگین را بر در غار انداخت و  درب غار را گرفت و روز را بر آنان چون شب، ظلمانى ساخت. راهى جز توسل به درگاه خداوند و كمك خواهی از او را نداشتند.

یكى از آنان گفت خوب است كردار خالص و پاك خود را وسیله قرار دهیم، باشد كه نجات یابیم، و هر سه نفر این طرح را قبول كردند.
یكى از آنان گفت: پروردگارا تو خود مى دانى كه من دختر عمویى داشتم كه در كمال زیبائى بود، شیفته و شیداى او بودم، تا آن كه در موضعى تنها او را یافتم، به او در آویختم و خواستم كام دل برگیرم كه آن دختر عمو سخن آغاز كرد و گفت: اى پسر عمو از خدا بترس و پرده عفت مرا مدر. من به این سخن پاى بر هواى نفس گذاردم و از آن كار دست كشیدم، خدایا اگر این كار از روى اخلاص نموده ام و جز رضاى تو منظورى نداشتم، این جمع را از غم و هلاكت نجات ده. ناگهان دیدند آن سنگ مقدارى كنار رفت و فضاى غار كمى روشن شد.

دومى گفت: خدایا تو مى دانى كه من پدر و مادرى سالخورده ای داشتم، كه از پیرى قامتشان خمیده بود، و من همیشه به آن ها خدمت می كردم، شبى برای آن ها غذا آوردم، دیدم آنان خواب هستند، آن شب تا صبح غذا را بر دست گرفتم و در كنار ان ها بودم و آنان را از خواب بیدار نكردم كه آزرده نشوند.

پروردگارا اگر این كار محض رضاى تو انجام دادم، در بسته را به روى ما بگشا و ما را نجات بده؛ در این هنگام مقدارى دیگر سنگ به كنار رفت.
سومى عرض ‍ كرد: اى داناى هر نهان و آشكارا، تو خود مى دانى كه من كارگرى داشتم؛ وقتی كارش تمام شد مزد او را دادم، ولی  او راضى نشد و بیشتر از اندازه طلب مزد مى كرد، و قهر كرد و رفت..
من پولش  را گوسفندى خریدم و جداگانه از او نگهدای كردم  كه در اندك زمان بسیار شد. بعد از مدتى آن مرد آمد و مزد خود را طلب نمود. من اشاره به گوسفندان كردم. او گمان كرد كه او را مسخره مى كنم؛ بعد همه گوسفندان را گرفت و رفت

پروردگارا اگر این كار را براى رضاى تو انجام داده ام و از روى اخلاص بوده، ما را از این گرفتارى نجات بده. در این وقت تمام سنگ به كنارى رفت و هر سه با دلى مملو از شادى از غار خارج شدند و به سفر خویش ادامه دادند..«1»

منبع:
نمونه معارف ج 1 ص 53 - فرج بعد الشدة ص 23 - محاسن برقى 2/253. یكصد داستان 500 موضوع روایتی بود از نبی گرامی اسلام صلوات الله علیه

 

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.