شهادت امام حسن-ع ارسال رصد

میراث غدیر

13:58 - 1400/05/10

همانگونه که خداوند سرنوشت امت پیامبرش را پس از وفات آن حضرت، با جعل ولایت الهی معین نموده، سرنوشت جامعه را در شرایط غیبت امام نیز با جعل ولایت فقهاء مشخص کرده است.

مولود کعبه

اگر خداوند بندگانش را بیهوده نیافریده و راه سعادت ایشان را از طریق پیامبرانش مشخص کرده است، برای دوران پس از ختم رسالت نیز بی شک برنامه دارد. این چیزی است که هم قرآن و هم سنت قطعی رسول الله صلی الله علیه و آله بر آن تاکید دارد.

از همان ابتدایش مشخص بود که از جنس دیگری است. از همان روز نخست پرواضح بود که این شخص قرار است مسیری نو در تاریخ بشریت باز کند. از همان لحظه که دیوار کعبه شکافت تا آن زمان که پیامبر رحمت به دستور خدا در غدیر خم به امامت و خلافت منصوبش کرد. همان که خدای رحمان در آیات محکمش (وَ أَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ) جان و نفس پیامبرش دانست.[1] همان که قرآن صراط مستقیمش خواند و خداوند همه مردان و زنان را امر نمود که هر روز در نمازهاشان ندای «اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ» سر دهند.[2]

میراثی به نام ولایت الهی
اگر خداوند بندگانش را بیهوده نیافریده و راه سعادت ایشان را از طریق پیامبرانش فرستاده است، برای دوران پس از ختم رسالت نیز بی شک برنامه دارد. این چیزی است که هم قرآن و هم سنت قطعی رسول الله صلی الله علیه و آله بر آن تأکید دارد. خداوند در موارد متعدد سرنوشت رهبر جامعه اسلامی پس از پیامبرش را متذکر شده است که ماجرای غدیر تنها یک نمونه از آن است. به عنوان نمونه فرموده است:

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ؛[3] ای اهل ایمان! از خدا اطاعت کنید و [نیز] از پیامبر و صاحبان امر خودتان [که امامان از اهل بیت اند و چون پیامبر دارای مقام عصمت می باشند] اطاعت کنید» همچنین می فرماید:

«يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ؛[4] ای پیامبر! آنچه از سوی پروردگارت [درباره ولایت و رهبری علی بن أبی طالب امیرالمؤمنین (علیه السلام)] بر تو نازل شده ابلاغ کن؛ و اگر انجام ندهی، رسالت او را انجام نداده‌ای!»

رسول الله صلی اله علیه و آله نیز از همان دوران کودکی علی (علیه السلام) و از ماجرای دعوت خویشان نزدیکش، در هر فرصتی مقام ولایت و خلافت امیرالمومنین علی را به یارانش درس می داد، که احادیث متواتر ثقلین و غدیر تنها دو نمونه از آن است؛ صد حیف که درس آموزان مردود شدند.

سفارش قرآن و تلاش اهل بیت برای تربیت فقهاء
هرچند خداوند امام را در رأس جامعه اسلامی نشانده است اما پاسخگویی به نیازهای گوناگون دینی در نقاط مختلف، مستلزم تربیت افرادی آگاه به امور دینی است. از این رو خداوند در قرآن مسلمانان را تشویق به فقاهت و فراگیری دانش دین نمود تا هر کدام عهده دار امور دینی منطقه خود شوند، لذا فرمود: «وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْلَا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ؛[5] و مؤمنان را نسزد که همگی [به سوی جهاد] بیرون روند؛ چرا از هر جمیعتی، گروهی [به سوی پیامبر] کوچ نمی کنند تا در دین آگاهی یابند و قوم خود را هنگامی که به سوی آنان بازگشتند، بیم دهند، باشد که [از مخالفت با خدا و عذاب او] بپرهیزند.» لذا پیامبر و ائمه علیهم السلام تربیت فقهاء و مجتهدان دینی را جزء مهمترین برنامه های خود قرار دادند.

اهتمام اهل بیت علیهم السلام بر نهادینه کردن ولایت فقهاء
همانگونه که خداوند سرنوشت امت پیامبرش را پس از وفات آن حضرت، معین نموده، سرنوشت جامعه را در شرایط غیبت امام نیز مشخص کرده است. بر این اساس پیامبر و ائمه علیهم السلام، فقهاء و مجتهدان را علاوه بر آموزش علوم دین، برای برعهده گرفتن مسئولیت های اجتماعی نیز تربیت می کردند. به عنوان نمونه امام باقر علیه‌السّلام به ابان بن تغلب، شاگرد نامدارش فرمود: «در مسجد بنشین و برای مردم فتوا بده؛ زیرا دوست دارم در میان شیعیانم مثل تو را ببینم.»[6] هرچه به دوران غیبت نزدیک می شد، این امر حساسیت بیشتری پیدا می کرد. ائمه علیهم السلام با تأسیس نهادهای مختلفی همچون سازمان وکالت و نیابت، و سپردن امور آن به دست فقهاء، مردم را با شیوه جدید مدیریت دینی و اجتماعی با محوریت مجتهدان مأنوس می کردند. در این باره می توان به زکریا بن آدم اشعری وکیل امام رضا و امام جواد علیهما السلام در قم اشاره کرد. بنا بر برخی روایات، امام رضا علیه السلام مردم را در مسائل دینی به زکریا بن آدم ارجاع داده و او را امین خود در مسائل دین و دنیا معرفی کرد. او وجوهات شرعی مردم قم را از طرف امام دریافت می‌کرد. [7] با تأکیدات و اقدامات ائمه علیهم السلام از همان دوران حضور معصومان، اندیشه ولایت فقهاء در جامعه شیعی نهادینه شد. پرواضح است که شیعیان شأنی همتراز رسول الله و ائمه (علیهم السلام) برای فقها قائل نیستند و آنها را تنها نایبان ائمه می دانند.

اجماع امامیه بر اندیشه بنیادین ولایت فقهاء
ولایت مجتهدان در مسائل دینی و اجتماعی اصل مسلمی است که همه عالمان در تاریخ امامیه بدان معتقد بوده اند، از شیخ کلینی، شیخ صدوق، شیخ مفید و شیخ طوسی تا فقهای دوران بعد مانند علامه حلی، شهیدثانی، محقق کرکی، مقدس اردبیلی،  شیخ بهایی، میرزای قمی، کاشف الغطاء، شیخ انصاری، آخوند خراسانی، مرحوم بروجردی و مرحوم خویی و...[8] مسأله ولایت فقها از دو جنبه قابل بررسی است: یکی به لحاظ اعتقادی به عنوان اصلی مسلم که قرآن و خاندان رسالت (علهم السلام) خود بانی آن بوده اند که در این جهت اختلافی نیست. دیگری از نگاه فقهی؛ چراکه فقیه نیز مکلف است و کارها و اعمال او مانند همه مکلفین، احکامی دارد. اگر اختلافی میان فقهای شیعه درباره ولایت فقها دیده می شود، مربوط به حیطه اختیارات فقیه یا همان جنبه فقهی مسأله است.

جمع بندی
ولایتی که خداوند برای امیرالمومنین و ائمه معصومین علیهم السلام در روز غدیر جعل نمود، حرکتی شتابنده و توقف ناپذیر است. هرچند آن ولایت الهی مخصوص معصومین است، اما قطره ای از آن را در اختیار عالمان پاک طینت و مهذب قرار دادند تا جامعه اسلامی در دوران غیبت از حرکت نایستد. ولایت فقها ارثیه ای است که از رسول خدا و امیرالمومنین علیهم السلام به یادگار مانده است. به همین دلیل است که نهاد مرجعیت همواره خار چشم دشمنان دین و آماج حملات و شبهات ناجوانمردانه بوده است.

پی نوشت
[1] آل عمران، آیه:61.
[2] بحارالأنوار، ج۲۳، ص۲۱۱.
[3] نساء، آیه:59.
[4] مائده، آیه:67.
[5] توبه، آیه:122.
[6] رجال نجاشی، ص۱۰.
[7] رجال کشی، ص594-595.
[8] رک: https://btid.org/fa/news/13527

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.