داستان کوتاه در مورد ازدواج

07:26 - 1399/12/11
داستان در مورد ازدواج

درزمان حضرت عیسی(ع) شخصی پیرزنی را داخل زنبیل به دوش گرفته بود،حضزت عیسی (ع) دید و فرمود این کیست ؟ گفت مادر من است حضرت فرمود اورا شوهر بدهید...

داستان کوتاه در مورد ازدواج

در زمان حضرت عیسی(ع) شخصی پیرزنی را داخل زنبیل به دوش گرفته بود،حضزت عیسی (ع) دید وفرمود این کیست ؟ گفت مادر من است حضرت فرمود او را شوهر بدهید خود راحت کنید مرد گفت این عجوزه پیره زن را کسی نمیبرد. پیززن دست خود را از زنبیل بیرون آورد ومحکم به پشت گردن پسرش زدو گفت بد بخت توبهتر میدانی یا پیامبر خدا ؛حضرت خنده اش گرفت.انسان تازنده است دوست دارد با زوج خودش باشد پیر وجوان ندارد وقتی انسان با زوج خودباشد  احساس آبرو وبزرگی می کند.

منبع؛کشکول،سید جلال جلالی متکازینی،ص 85  

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.