چطور میتونم به خواستگارم اعتماد کنم

12:55 - 1399/12/13
اعتماد به خواستگار

توی این 10 روزی که آشنا شدیم، فقط از خصوصیات بدنیم میپرسه و از خصوصیات بدنی خودش میگه. ازش خواستم که خانوادشو در جریان بگذاره، اما باید اول خودمون به توافق برسیم چون نمیخوام که اونها سنگ رو یخ بشن.

چطور میتونم به خواستگارم اعتماد کنم

سلام

دختر 25 ساله و با منطق هستم. مدت 10 روزه با پسری به قصد ازدواج(البته به گفته او) آشنا شدم. اصرار من بر اینه که با خانوادش بیان و این آشنایی با اطلاع و تایید اونها باشه (پدر و مادرم در جریان هستن)، اما از این موضوع فرار میکنه و میگه اول خودمون به نتیجه برسیم بعد، و میگه من نمیخوام خانوادم سنگ روی یخ بشن، ما بچه نیستیم و ....
نکته ای که منو عذاب میده اینه که این آقا در طول این مدت هیچ سوالی از من و خانوادم نپرسیده و اولین سوالش این بوده که من خصوصیات بدنیمو بگم. که بعد از اعتراض من گفت امتحان بوده دوباره بهش فرصت دادم ولی این بار نیز مدام از رابطه جنسی صحبت میکنه از ویژگیهای بدنش و ... میگه. و ادعاش اینه که اینها مسائل مهمی هستن و باد در موردش صحبت بشه منم میگم این صحبتهای مرحله آخر نه الان.
من هم اعتمادمو بهش از دست دادم.سوالم اینه آیا این آقا قابل اعتماده؟
تغییری که ایجاد شده اینه که این آقا بعد از اینکه من بهش گفتم وقتی در مورد جسم و بدنم صحبت میکنی روحمو آزار میدی دیگه جواب ندادن. بعد از مدتها پیام فرستادن که آدم خوبی هستن و ... اما من جوابی ندادم. لطفا در اسرع وقت جواب بدین

***جواب***

سلام

 

درابتدا، از اینکه پدر و مادر خودتون را در جریان این رابطه قرار دادید، باید شما را تحسین کرد. ممکنه یکی از دلایل فرار ایشون از درمیون گذاشتن چنین موضوع مهمی با خانوادشون، این باشه که قصدشون از آشنایی با شما، واقعا ازدواج نیست.
شما باید توجه داشته باشید، افرادی که می خواهند از طریق رابطه از دیگران سوء استفاده کنند، هیچ وقت نمیان به اون افراد بگن: سلام، من می خوام از شما سوء استفاده کنم!
وقتی با اونها صحبت می کنید، اغلب اونها قصد ازدواج دارند، ادعاهای قشنگی نسبت به کارهایی که کردن و قراره انجام بدهند، دارند، آرزوهایی بسیار رویایی و زیبایی برای آیندشون دارند، تصمیم دارند که بهترین شوهر ممکن برای همسرشون باشند و همیشه اون را شاد و خوشحال نگه دارند؛ حتی ممکنه تا اون حد پیش برند که ادعا کنند که هیچ دختری قبلا توی زندگیشون نبوده!
چنین افرادی، معمولا ادعای اولشون این هست که جامعه عوض شده و دیگه ما بچه نیستیم و تنها خودمون باید برای آیندمون برنامه ریزی کنیم.  اونها میگن پدر و مادر یه حالت فرمالیته دارن و من نمی تونم قبل از اینکه هیچ چیز معلوم نشده اونها را در جریان کار قرار بدم. شاید هم بگن اونها به من اختیار تام دادند و هرکسی را که من بپسندم، با انتخابم موافقت می کنند.
این حرف را ممکنه به دو دلیل بیان کنند، یکی اینکه واقعا به این موضوع اعتقاد دارند، که باید به صورت منطقی بهشون بیان کرد که این باور نادرسته؛ یا اینکه این صحبت ها را بیان می کنند تا به بهانه ازدواج و آشنایی بیشتر، این رابطه ادامه پیدا کنه و بعد از اینکه توانستند دل دختر را به دست بیاورند، با بهانه ها، و وعده وعیدهای مختلف ازشون سوءاستفاده کنند.
باید توجه داشته باشید که ساده ترین راه برای شناخت این موضوع، که هدف یک پسر، از برقراری رابطه و درخواست آشنایی بیشتر با دختر، آیا ازدواج هست یا که خیر، و اینکه دختر می تواند به ابراز علاقه ها و صحبتهای چنین افرادی اعتماد کند، اینه که به خواستگاری اون فرد بیاد، چون در این حالت به صورت عملی نشون داده که علاقه اش به اون دختر واقعی بوده و اونو واقعا به عنوان همسر آینده اش انتخاب کرده، نه چیز دیگر.
نکته بسیار مهم دیگر نیز این است، که زمانی که یک دختر به یک پسر دل می بندد، معمولا این دل بستن از روی صداقته، زیرا نگاه دختر به این فرد به عنوان همسر آینده است. اما در پسرها الزاما اینگونه نیست، زیرا ممکنه اونها به یک دختر دل ببندند و حتی به اون وابسطه بشوند، اما این وابستگی اصلا نشانه تصمیم برای ازدواج و تشکیل یک زندگی مشترک با اون دختر نیست.
در نهایت بهترین راه برای اینکه متوجه بشید که اونها قصدشون از آشنایی، واقعا ازدواج هست یا که نه، اینه که بهشون بگین از طریق خانواده هاشون اقدام کنن. اگر دلیل آوردن که من نمی تونم اونها را سنگ رو یخ کنم، بهشون بگین ممکنه ما با هم به توافق برسیم، و حتی به هم دل ببندیم، اما بعد از آشنایی دو خانواده، هرکدام از آنها، بنا به دلایلی با ازدواجمون مخالفت کنند. مثلا بهشون بگید ممکنه اونها از من خوششون نیاد یا ممکن از حیث فرهنگی و اجتماعی اختلاف فاحشی داشته باشیم طوری که نتونیم یه زندگی مشترک را تشکیل بدیم.
از این رو، اگر این فرد، ملاکهای افراد سودجو و سواستفاده گر را داشت، پس شما باید در تصمیم گیری خود، این موضوع را به صورت جدی در نظر بگیرید. اما اگر به این جمع بندی نرسیدید که ایشان چنین خصوصیاتی دارند، و معتقدید که از آشنایی با شما، قصدی به غیر از ازادواج ندارند، و در مجموع همونطور که خودشون ادعا می کنند، آدم خوبی هستند، می توانید یک فرصت دیگری برای جلب دوباره اعتمادتون بهش بدید. اما توجه داشته باشید که اگر این رابطه از غیر از مسیر صحیح خودش ادامه پیدا کند، ممکنه که باعث دلبستگی شما بشه، و در اون صورت تنها کسی که از این ارتباط ضربه خواهد دید، شما و خانواده محترمتون خواهید بود.
از این رو، بهتره به عنوان آخرین پیام، بهشون بگین که آدم های خوب، با خانوادشون برای ازدواج اقدام میکنن.

انشاالله موفق باشید

ویرایش

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.