سکانسی از مِهر پدرانه در زندگی امام کاظم علیه السلام

18:10 - 1399/12/20

-سلام بر امامی كه در عمق زندان‌ها و سیاهچال‌ها با ساق‌های كوبیده از حلقه‌های زنجیر در شكنجه بود.

می‏‌گویم: یا باب‏ الحوائج و در قنوتم یک آسمان التجا گل می‌کند. کیستی ای روح نیایش، نیاز حاجتمندان، سبب ساز رحمت واسعه الهی. کیستی تو که می‌‏شود با التجای به تو، تمام نابسامانی‌ها را سامان بخشید، تمام دردها را درمان کرد و تمام غصه‌‏ها را از دل زدود؟ کیستی تو ای روح نماز که حتی دشمنت به خاکساری نیایشت غبطه می‌‏خورد؟ حضور آسمانی تو را چه کسی می‌تواند انکار کند؛ حتی در زندان، حتی در تنگنای تمام «سیاه ‏چال‏‌ها»؟! بریده باد دستی که زنجیر را به ملازمت پاهایت برگزید! آخر چگونه می‌‏شود مفهوم ناب آزادی و آزادگی را به بند کشید؟

بر اساس روایات، انسان دارای دو نوع پدر است؛ یکی آنکه منشأ تولّد و پیدایش انسان است و دیگری آنکه عهده دار تربیت و کمال روحی و معنوی اوست. در صدر این دسته پیامبر و ائمه معصومین علیهم السلام قرار دارند که پدر دیانت و دین داران هستند. از قضا نقش پدر دوم می تواند بسیار مهمتر و حیاتی تر باشد. از این روی رسول خدا صلی الله علیه و آله در روایتی فرموده است: «أَنَا وَ عَلِی أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّه؛[1] من و علی دو پدر این امّت هستیم.» وجه و دلیل این نام گذاری آن است که این دو بزرگوار نسبت به مسلمانان بیش از پدر نسبت به اولاد شفقت و مهربانی دارند.[2] همانگونه که خداوند درباره پیام آور رحمتش فرموده است: «لَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَفْسَكَ أَلَّا يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ؛[3] گویی تو می خواهی برای اینکه آنان ایمان نمی آورند، خود را از شدت اندوه هلاک کنی!»

شفقت پدرانه امام کاظم علیه السلام نسبت به شیعیان
هفتمین پیشوای معصوم نیز وارث همان رسولی است که خدایش رحمت گسترده خویش بر جهانیانش خواند: «وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ؛[4] و ما تو را جز برای رحمت جهانیان نفرستادیم.» این امام همام یکی از زیباترین پرده های مهر پدرانه را در صحنه تاریخ به نمایش گذاشته است. در روایتی از امام کاظم علیه السلام نقل شده است: «إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ غَضِبَ عَلَى اَلشِّيعَةِ فَخَيَّرَنِي نَفْسِي أَوْ هُمْ فَوَقَيْتُهُمْ وَ اَللَّهِ بِنَفْسِي؛[5] همانا خداوند به شیعیان غضب کرد. پس خدای متعال من را مخير کرد که يا شيعيان عذاب شوند یا من تحمل کنم، و من بار بلا را به دوش کشيدم.»

علامه مجلسی در تبیین این حدیث فرموده است: «این غضب به این جهت بود که شیعیان تقیّه را ترک کرده و امامت آن امام را آشکار کردند. سپس هارون الرشید مردد ماند بین این‌که شیعیان و تابعان آن امام را بکشد یا این‌که آن امام را زندانی کرده و او را به شهادت برساند. پس امام برای شیعیان خود دعا کرده و بلا را برای خود خواستند.»[6]

درس ایثار و فداکاری از سیره امام کاظم علیه السللام
از خود گذشتگی دوای بسیاری از دردهای اجتماعی و خانوادگی است. جامعه امروز آنقدر گرفتار فردمحوری شده که هرکس تنها حقوق خود را محترم می شمارد و کمتر کسی حاضر است به خاطر دیگران به سختی افتد. درحالیکه اکثر قریب به اتفاق کسانیکه چنین روحیه ای دارند نسبت به خانواده و فرزندان خود، درجه ای از فداکاری را دارند. اگر افراد یک جامعه یکدیگر را همانند اعضای یک خانواده ببینند، بی تردید حس ازخودگذشتگی عمومی در آن جامعه تقویت خواهد شد. این یکی از مهمترین درس های زندگی امام کاظم علیه السلام است که جامعه شیعه را به سان خانواده خود می دانست و برایشان فداکاری می کرد.

بهتان های ناروا
درباره این روایت سوء برداشت هایی وجود دارد. برخی این حدیث را با آموزه «فداء» در مسیحیت مقایسه کرده اند. برای قضاوت صحیح درباره این مطلب به جاست ابتدا مختصراً درباره فداء توضیحی داده شود.

آموزه فداء در مسیحیت
فداء از بنیادی ترین و مهم ترین عقاید مسیحیّت است که ارتباط اساسی با«گناه نخستین» دارد و مورد قبول سه فرقه اصلی مسیحیّت است. این آموزه، چگونگی نجات بشر از گناه اولیه را بیان می کند و از چنان اهمیّتی برخوردار است که بدون اعتقاد به آن، سایر آموزه های مسیحیّت اهمیّت خود را از دست می دهند. مطابق این آموزه با تناول حضرت آدم از شجره ممنوعه، نوع انسان به گناه ذاتی مبتلا شد. خون مسیح تنها کفّاره این گناه بود و با مرگ او بشر رهایی یافت.[7]

براین اساس از نگاه مسیحیت انسان ذاتاً گناه کار و پلید است و برای رهایی از گناه ذاتی، حضرت عیسی خود را فدا کرد تا انسان ها برای همیشه در محضر خدا پاک شوند. آنها این عمل حضرت عیسی را سبب رهایی از عقاب اخروی می دانند و معتقدند با فدا شدن او، انسانی که پاک شده دیگر آلوده نمی شود.

تفاوت روایت مذکور با آموزه فداء
پر واضح است که تفاوتی اساسی بین این روایت و فداء وجود دارد. بر اساس تعالیم اسلام، ایثار و از خودگذشتگی در دنیا یکی از بهترین صفات انسانی است، تا جایی که شهادت از برترین درجات معنوی است. این روایت ناظر به یک فداکاری در امور دنیوی است. امام علیه السلام عقوبت دنیوی و اجتماعی غفلت شیعیان را به جان خرید. درست مانند اینکه شخصی دزدی کند و پدرش خسارت مالی آن را جبران کند. این جبران خسارت، به معنای بخشوده شدن گناه پسر در درگاه خداوند نیست. بنابراین، آن روایت بدین معنا نیست که گناه و غفلت شیعیان برای همیشه پاک شده و با فعل امام کاظم علیه السلام دیگر کسی در پیشگاه خداوند مسئول نباشد.

هرچه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی!
هرچند در دنیا تاحدی این امکان وجود دارد که برخی بار دیگران را به دوش کشند، اما حساب و کتاب قیامت متفاوت است. کسی در قیامت جور دیگری را نخواهد کشید. از اصول مسلم قرآن و مکتب شیعه این است که در قیامت هرشخص مسئول اعمال خویش در درگاه خداست. اگر انسان اعمال بد خویش را با توبه و انجام اعمال صالح جبران نکند، بی تردید در قیامت باید پاسخگوی آن باشد؛ حتی اگر در دنیا دیگری جور او را کشیده باشد. خداوند در کتاب ابدی هدایتش فرموده است: «وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَىٰ وَإِنْ تَدْعُ مُثْقَلَةٌ إِلَىٰ حِمْلِهَا لَا يُحْمَلْ مِنْهُ شَيْءٌ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَىٰ؛[8] هیچ کس بار گناه دیگرى را بر دوش نمى کشد، و اگر شخص سنگین‌باری دیگری را برای حمل گناه خود بخواند، چیزی از بار گناهش برداشته نمی شود، گرچه [دعوت شونده] از نزدیکان و خویشان باشد.» امام صادق علیه السلام فرموده است: «معنای آیه وَ لَا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَی این است که هیچ‌کس گناه دیگری را برعهده نمی‌گیرد.»[9]
بنابراین از مجموع آنچه بیان شد این نتیجه به دست می آید که روایت مربوط به فداکاری امام کاظم علیه السلام برای شیعیان، مربوط به امور دنیوی است و این مطلب از مسئولیت اخروی شیعیان در پیشگاه خدا نمی کاهد ... من اگر نیکم و گر بد توبرو خود راباش     هرکسی آن دِرَود عاقبت کار که کشت

پی نوشت
[1] علامه مجلسی، بحارالأنوار، بیروت، الوفا ، 1403 ق ، ج 23 ، ص 259.
[2] شیخ صدوق، علل‏الشرائع، نجف، مکتبه الحیدریه، 1385 ق، ج 1، ص 127.
[3] سوره شعراء، آیه: 3.
[4] سوره انبیاء، آیه: 107.
[5] الکافی، محقق و مصحح: غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج 1، ص 260، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ چهارم، 1407ق.
[6] مجلسی، محمد باقر، مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول، محقق و مصحح: رسولی، سید هاشم، ‌ج 3، ص 126، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ دوم، 1404ق.
[7] پترسون، مایکل و دیگران، عقل و اعتقاد دینی، ترجمه احمد نراقی و ابراهیم سلطانی، چاپ سوم، تهران، طرح نو، ص 469؛ به نقل از: «بررسی تطبیقی آموزه فداء مسیحیّت در تفاسیر المنار و المیزان»، الهیات تطبیقی، سال هفتم، شماره 15، بهار و تابستان 1395.
[8] سوره فاطر، آیه: 18.
[9] تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۸۰.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.