روشن تر از روز همچون توسل!

12:53 - 1400/02/09

-بر اساس آیات متعددی از قرآن کریم، توسل به اولیاء خدا نه تنها جایز، بلکه واجب است.

توسل

توسل از واضح ترین امور دینی است که شیعه و سنی بر آن اجماع دارند. آیات و روایات فراوانی بر این مطلب دلالت دارد. متاسفانه وهابیان بد سرشت با تبلیغات گسترده خود اذهان را چنان مشوش کرده اند که به جای آنکه درباره عقاید موهوم و خرافی وشرک آلود وهابیت بحث شود و مسلمانان بر کفر ایشان یک صدا شوند، اکنون باید از اموری که قرن ها بدیهی  و مثل روز روشن بوده، دفاع کرد.

حقیقت توسل
اگر به حقیقت و بن مایه توسل توجه شود، همه ابهام ها درباره آن بر طرف خواهد شد. هر شیعه و حتی هر مسلمان سنی وقتی به پیامبر یا یکی از خاندان او (صلوات الله علیهم اجمعین) متوسل می شود، تنها از این جهت است آنها را بندگان شایسته خدا می داند که در درگاه خداوند آبرو و عظمت دارند، و نه از این جهت که آنها را مستقل از خدا و در عرض خداوند قلمداد کند. پس جوهره اصلی توسل این است که شیعیان، پیامبر و ائمه علیهم السلام را بنده حقیقی و خالص خدا می دانند که هر علم و قدرتی که دارند، تنها به خاطر عبودیت مخلطانه و موهبتی خدادادی است. از اینجا به روشنی معلوم می شود، توسل هیچ ارتباطی با شرک ندارد؛ زیرا شرک به این معناست که غیر خدا را همانند خدا و در عرض او بدانیم و برای او شأنی مستقل از خداوند قائل شویم.

آیات توسل
در قرآن آیات متعددی وجود دارد که دلالت بر جواز توسل به اولیاء صالح خدا دارد. بدون شک اگر وهابیان منکر خدا و رسول و قرآن نبودند، هیچگاه توسل را مصداق شرک نمی دانستند. چند نمونه از این آیات عبارتند از:

1- «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ؛[1] ای اهل ایمان! از خدا پروا کنید و دست آویز و وسیله ای [از ایمان، عمل صالح و آبروی مقرّبان درگاهش] برای تقرّب به سوی او بجویید؛ و در راه او جهاد کنید تا رستگار شوید.»
این آیه شریفه یک دستور عمومی به توسل است و بر اساس آن نه تنها توسل جایز، بلکه واجب است؛ چرا که خداوند مومنان را بدان امر کرده است. وسیله در لغت به معنای چیزی است که سبب تقرب و نزدیکی به دیگری از روی میل و علاقه می‌شود.[2] بنابراین «وسیله» در این آیه، معنای بسیار وسیعی دارد و هر چیزی را که در راستای نزدیک شدن به پروردگار باشد، شامل می‌شود. توسل به پیامبر و ائمه علیهم السلام که برترین مخلوقات و صالح ترین بندگان خدا هستند، بی تردید از مهمترین مصادیق وسیله می باشد.

2- «وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا؛[3] و اگر آنان هنگامی که [با ارتکاب گناه] به خود ستم کردند، نزد تو می آمدند و از خدا آمرزش می خواستند، و پیامبر هم برای آنان طلب آمرزش می کرد، یقیناً خدا را بسیار توبه پذیر و مهربان می یافتند.»
دلالت این آیه شریفه بر وجوب توسل از آیه پیش نیز روشن تر است. خداوند در این آیه مومنان را تحریص و تشویق می کند که نه تنها خود استغفار کنند، که نزد پیامبر بروند تا او نیز برای ایشان استغفار کند.

3- «قَالُوا يَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا كُنَّا خَاطِئِينَ؛[4] گفتند: پدر! از خدا آمرزش گناهان ما را بخواه، که ما خطاکار بودیم!»
این آیه درباره فزندان یعقوب است، آنگاه که به ظلم و گناه خود اقرار کرده و در صدد توبه بر آمدند. ایشان با آنکه می توانستند خود توبه کنند، سراغ پدر رفته تا او که نبی خدا و مقرب درگاه الهی است، برایشان طلب بخشش کند. نکته مهم در مورد این آیه این است که اگر توسل شرک بود، بر یعقوب لازم بود ایشان را از این کار نهی کند. اما حضرت یعقوب نه تنها خواسته ایشان را رد نکرد، که در پاسخ به درخواست پسرانش فرمود: « قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ؛[5] به زودی برای شما از پروردگارم آمرزش می‌طلبم، که او آمرزنده و مهربان است!»
بر اساس این آیه، توسل چیزی نیست که شیعیان ساخته باشند، توسل دستور خداوند و جزئی از دین است که پیامبران پیشین نیز آن را به مردم  می آموختند.

4- «وَ قَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ آيَةَ مُلْكِهِ أَنْ يَأْتِيَكُمُ التَّابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَبَقِيَّةٌ مِمَّا تَرَكَ آلُ مُوسَى وَآلُ هَارُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلَائِكَةُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ؛[6] و پیامبرشان به آنها گفت: نشانه حکومت او، این است که صندوق عهد به سوی شما خواهد آمد. (همان صندوقی که) در آن، آرامشی از پروردگار شما، و یادگارهای خاندان موسی و هارون قرار دارد؛ در حالی که فرشتگان، آن را حمل می‌کنند. در این موضوع، نشانه‌ای (روشن) برای شماست؛ اگر ایمان داشته باشید.»
على بن ابراهيم در تفسيرش از امام محمد باقر عليه السلام نقل كرده است كه مراد از «تابوت» آن صندوقى است كه خداوند براى مادر موسى فرستاد و او موسى را در آن گذاشت و به دريا انداخت. اين تابوت نزد بنى اسرائيل بسيار محترم و با ارزش بود و بدان تبرك مى‏ جستند. وقتى مرگ موسى فرا رسيد آن حضرت لوح‏ هاى تورات و زره و آنچه را از آثار نبوت داشت (مانند عسای معروفش را) در آن گذاشت و به وصيش يوشع بن نون سپرد. تا وقتى اين تابوت در دست بنى اسرائيل بود از عزت و عظمت برخوردار بودند، ولى آنها به آن بى ‏اعتنا شدند تا آنجا كه بچه‏ ها در كوچه با آن بازى می كردند، به همین علت خداوند تابوت را از آنها گرفت.[7] وقتى بنى اسرائيل از پيامبر خود درخواست كردند كه براى آنان پادشاه و فرمانده لشکر تعيين كند، خدا طالوت را برايشان فرستاد و تابوت را به آنها بازگرداند.[8]

این آیه شریفه دو نکته مهم را در بر دارد:
نکته اول اینکه در توسل به شخصی، زنده و مرده بودن او تفاوتی ندارد.
نکته دوم اینکه جایز است به اشیاء مربوط به اولیاء خدا نیز تبرک وتوسل جست. اگر بتوان به صندوق حضرت موسی و عسای او تبرک جست، به طریق اولی می توان به مشاهد مشرفه و قبور ائمه علیهم السلام تبرک جست.

5- «سَلَامٌ عَلَى مُوسَى وَهَارُونَ؛[9] سلام بر موسی و هارون.»
خداوند در این آیه کریمه که قرن ها پس از وفات حضرت موسی و هارون است، به آنها سلام می کند. با این حال وهابیان کافر، سلام به مردگان و سخن گفتن با آنها را کفر و شرک می دانند. یکی از اشکالات وهابیان درباره توسل این است که اهل بیت علیهم السلام مرده اند و سخن با مرده ای که ازبین رفته، کفر و شرک است. این درحالی است که از مسلمات دین اسلام این است که انسان با مرگ ازبین نمی رود و حتی درباره شهدا خداوند تصریح کرده است: «وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ؛[10] و هرگز گمان مبر آنان که در راه خدا کشته شدند مرده اند، بلکه زنده اند و نزد پروردگارشان روزی داده می شوند.»

در روایات نیز مقوله توسل آنقدر روشن است که نیازی به بحث ندارد. حتی در روایات اهل سنت نیز مسئله توسل به صراحت بیان شده است، مانند مطلبی از خلیفه سوم درباره توسل شخصی نابینا به پیامبر[11] یا روایتی درباره توسل رسول خدا به پیامبران گذشته.[12] عالمان بسیار معتبر اهل سنت مانند قرطبی[13] و آلوسی[14] نیز توسل را جایز می دانند.

پی نوشت
[1] مائده/35.
[2] التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج‏13، ص: 108.
[3] نساء/64.
[4] یوسف/97.
[5] یوسف/98.
[6] بقره/248.
[7] البرهان فى تفسير القرآن، ج‏1، ص: 506
[8] مجمع البيان فى تفسير القرآن، ج‏2، ص: 614
[9] صافات/120.
[10] آل عمران/169.
[11] حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، چ1، دار الكتب العلمية، بيروت، 1411ق، ج1، ص707.
[12] شوکانی، درالسحابه، دارالفکر، ص 539.
[13] الجامع لأحکام القرآن، موسسة الرسالة، بیروت، چاپ اوّل، 1427 ق، ج 10، ص 351.
[14] آلوسی، تفسیر روح المعانی، ج6، ص128.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.