خودکشی با فرار از منزل!

11:50 - 1400/01/31

-در دوره نوجوانی با توجه به تغییرات هورمونی و فیزیولوژیکی، بسیاری از رفتار و تصمیم گیری‌های نوجوانان به شکل هیجانی انجام می‌شود و نقش هیجاناتی؛ نظیر خشم، نفرت، اضطراب بسیار پررنگ خواهد بود. پس بدانید در اوج هیجانات هستید و چه بسا ناخواسته به مسائل پیرامونی خود به صورت هیجانی نگاه کنید و از از این جهت اطرافیان و مسائل را تحلیل کنید.

دختر نوجوان

دختر نوجوانی هستم که در اثر برخی از رفتارهای والدین در خانه و محدودیت‌هایی که جلوی راه من قرار دادند به شدت ناراحت هستم؛ به شکلی که تصمیم به یکی از این دو کار دارم؛ یا خودکشی کنم یا از منزل فرار کنم.
یکی از دوستان برای اینکه مرا منصرف کند، پیشنهاد یک مکان را به من داده است. مشکلاتی که من با خانواده دارم شامل گیردادن‌های آنها به حجابم، نداشتن گوشی مستقل، اجازه ندادن برای رفتن به خونه دوستان.
خانواده من خیلی هم مذهبی نیستند، ولی روی بعضی از مسائل حساسیت فراوانی دارند. ناگفته نماند که من با یک آقا پسر هم چند سالی است که دوست هستم. می‌خواستم مشکلم را با ایشان درمیان بگذارم. نظر کارشناس را در این خصوص می‌خواهم.

پاسخ مشاور:
ناراحتی و احساسی که بابت محدودیت‌های خانواده دارید را درک می‌کنم، اما توجه به چند نکته می‌تواند زاویه دیدتان را به موضوع تغییر دهد.
1- اشاره کردید در دوره نوجوانی به سر می‌برید، طبیعتا دوره نوجوانی با توجه به تغییرات هورمونی و فیزیولوژیکی، بسیاری از رفتار و تصمیم گیری‌های نوجوانان به شکل هیجانی انجام می‌شود و نقش هیجاناتی؛ نظیر خشم، نفرت، اضطراب بسیار پررنگ خواهد بود. پس بدانید بخشی از این محدودیت‌هایی که خانواده برای شما در خانه درنظر گرفته ناشی از این مطلب است. فارغ از اینکه این محدودیت‌ها درست است یا نه، از آنجایی که در دوره نوجوانی به سر می‌برید، طبیعتا در اوج هیجانات هستید و چه بسا ناخواسته به مسائل پیرامونی خود به صورت هیجانی نگاه کنید و از این جهت اطرافیان و مسائل را تحلیل کنید، غافل از اینکه این موضوع می‌تواند از جهات دیگری هم بررسی شود. بنابراین مواظب باشید تا مبادا به مسائل صرفا به صورت هیجانی نگاه کنید.
2- درست است که خانواده محدودیت‌هایی برای شما درنظر گرفته اند، ولی به نظر شما علت این محدودیت‌ها چیست؟ آیا با شما دشمنی می کنند؟ آیا می‌خواهند شما را آزار بدهند؟
طبیعتا خانواده شما نه در صدد دشمنی با شما هستند و نه قصد آزاردادن شما را دارند، بلکه اگر بتوانید خودتان را جای آن‌ها قرار بدهید بهتر می‌توانید علت تصمیم گیری‌های آن‌ها را متوجه شوید. بی شک این محدودیتها از سوی خانواده نشان از دغدغه و نگرانی آن‌ها نسبت به شما و آینده شماست. در واقع اگر این نگرانی و دغدغه خانواده را تحلیل کنید، متوجه خواهید شد که این مسئله ناظر به علاقه و احساس مسئولیت انها نسبت به شماست. گرچه ممکن است روش برخورد و سختگیری و تعامل آن‌ها با شما درست نباشد.
اما در چنین شرایطی، راهکار چیست؟ آیا راهکار این است که از خانه فرار کنید یا دست به خودکشی بزنید؟ کافی است یکبار خود را جای والدین و خانواده بگذارید و ببینید با شنیدن یک خبر ناگوار درباره شما چه حالی به آن‌ها دست خواهد داد؟ آیا شما با این کار دنبال ضربه زدن و آسیب به خانواده و عزیزان خود هستید؟ بی شک شما هم دوست ندارید به عزیزانتان آسیب بزنید، ولی این تصمیم‌ شما بیشتر ناشی از درماندگی شماست! پس راهش چیست؟
راهش این است که شما اعتماد خانواده را به خودتان جلب کنید. اگر می‌بینید خانواده برای شما محدودیت قائل هستند، چه بسا یکی از دلایلش این باشد که شما در گذشته رفتارهایی انجام دادید که باعث شده اعتماد خانواده به شما کمرنگ شود و چنین محدودیت‌هایی را برای شما درنظر بگیرند. همین که در حال حاضر مخفیانه و به دور از خانواده با آقاپسری در ارتباط هستید، نشان از این دارد که نگرانی خانواده بی راه نیست. تصور کنید که اگر خانواده متوجه این رابطه هنجارشکنانه شما شوند، چه حالی پیدا می‌کنند و چه ذهنیتی برای آن‌ها ایجاد می‌شود؟
طبیعی است وقتی شما دغدغه و نگرانی خانواده را درک نکنید و به سمت و سوی رفتارهای مخفیانه و پرخطر بروید، خانواده نگران شما شود و احیانا محدودیت‌هایی را برای شما درنظر بگیرند که چندان مورد خوشایند شما نباشد.
نکته بعدی این است که این رابطه‌های مخفیانه و گناه آلود تنها باعث می‌شود که در دام یکسری افراد سوءاستفاده گر قرار بگیرید و در آینده ضربه روحی شدیدی بخورید. پس بسیار مواظب و هشیار باشید تا خدای نکرده دچار مشکل جدی نشوید!
اگر واقعا می‌خواهید از این محدودیت‌های خانواده رهایی پیدا کنید، باید یک تحول در درون و رفتارهای خود ایجاد کنید تا خانواده به شما اعتماد لازم را بکنند. وقتی اعتمادشان را بدست آورید چه بسا محدودیت‌ها برطرف شود و حس خوبی به شما دست دهد.
بنابراین سعی کنید در این چالشی که با آن مواجه هستید خود را یاد بدهید تا رفتارتان به صورت محسوسی تغییر یابد و بتوانید یک تحول لذت بخشی را تجربه کنید. برای اینکه اعتماد خانواده را جلب کنید، بهتر است با آن‌ها درباره این محدودیت‌ها صحبت کنید تا اینکه بخواهید ناراحتی و هیجانات منفی خود را بروز بدهید. سعی کنید به خانواده نزدیک شوید و صمیمیت برقرار کنید. وقتی با اعضای خانواده صمیمی و گرم ارتباط بگیرید، هم دوست داشتنی‌تر خواهید شد و هم اعتماد آنان به شما به تدریج اتفاق می‌افتد. از این رو استراتژی خود در تعامل با خانواده را از فاصله گرفتن و دوری از آنان به نزدیکی و صمیمی شدن تغییر دهید. آن وقت نتیجه این تغییر استراتژی را در زندگی خود خواهید دید.
این صمیمیت و گرم شدن باعث می‌شود به صورت طرفینی همدیگر را بهتر درک کنید. وقتی درک متقابل اتفاق افتاد از بودن در کنار هم لذت بیشتری خواهید برد و حتی کار به جایی می‌رسد که شما آگاهانه و با اختیار و به دور از تحمیل، از بعضی از این  محدودیت‌ها استقبال کنید، بدون اینکه خانواده از شما بخواهد؛ کافی است تغییر استراتژی بدهید! 
درباره ارتباط چند ساله شما با دوست پسرتان، جز اینکه به هیجانات شما بیفزاید و همواره شخصیتتان بر مدار هیجان قرار بگیرد، چیزی عایدتان نمی‌شود! اگر نگوییم که خطر لو رفتن این رابطه توسط خانواده چه فشاری را به شما آورده است و همواره در استرس و فشار روانی به سر می‌برید!
بی شک افراد هیجانی هم مستعد خطا، اشتباه، انحراف و از چاله به چاه افتادن هستند. پس به جای اینکه  خودتان را درگیر یک رابطه ناسرانجام قرار دهید که افکار و شخصیتتان را تحت تاثیر قرار دهد و فشار و استرس را تحمل کنید، تصمیم بگیرید که این رابطه را تمام کنید. این تغییر رویه و تغییر تمرکز به سمت یک ارتباط خوشایند با اعضای خانواده می‌تواند به زندگی شما معنا بدهد و لذت وافری ببرید.

جهت شرکت در گفت‌گوی این مطلب می‌توانید به لینک ذیل مراجعه کنید.
http://welayatnet.com/node/161729

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.