شهادت امام حسن-ع ارسال رصد

شباهت های امام مجتبی و حضرت خدیجه علیهما السلام

09:42 - 1400/04/19

-با توجه به روایات و تاریخ، علاوه بر شباهت های ظاهری، شباهت های باطنی زیادی بین امام مجتبی علیه السلام و حضرت خدیجه سلام الله علیها وجود دارد.

شباهت های امام حسن مجتبی به حضرت خدیجه علیهما السلام

شباهت بین دو نفر، گاهی از نظر چهره و اندام ظاهری و گاهی از نظر اخلاق و رفتار و خصوصیات باطنی می باشد. امام مجتبی علیه السلام در ضمن روایتی، خود را شبیه ترین مردم به مادر بزرگ خود، حضرت خدیجه علیها السلام، معرفی کرده اند.

شباهت بین دو نفر، گاهی از نظر چهره و اندام ظاهری و گاهی از نظر اخلاق و رفتار و خصوصیات باطنی می باشد. امام مجتبی علیه السلام در ضمن روایتی، خود را شبیه ترین مردم به مادر بزرگ خود، حضرت ام المومنین خدیجه کبری علیها السلام معرفی کرده اند.[1] با توجه به روایات و تاریخ، علاوه بر شباهت های ظاهری، شباهت های باطنی زیادی بین این دو والاگهر وجود دارد که به بخشی از آن ها اشاره می شود.

سرور بهشتیان
خدای متعال، هر دو بزرگوار را سرور بهشتیان قرار داده است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در مقام و منزلت حضرت خدیجه علیها السلام فرمودند: «سيِّداتُ نساءِ أهلِ الجنَّةِ بعدَ مريمَ ابنةَِ عِمرانَ فاطمةُ وخديجةُ ثمَّ آسِيَةُ امرأةُ فِرعونَ؛[2] سرور زنان بهشت، مریم، فاطمه، خدیجه و آسیه همسر فرعون می باشند.» و در حدیثی دیگر نسبت به مقام و منزلت امام مجتبی علیه السلام فرمودند: «مَنْ سَرَّهُ اَنْ يَنْظُرَ اِلي سَيّدِ شَبابِ اَهْلِ الْجَنَّةِ فَلْيَنْظُرْ اِلَي الحسن بن علی؛[3] هر کس دوست دارد تا به آقای جوانان اهل بهشت نظر کند، باید به حسن بن علی نگاه کند.» بر اساس این دو روایت که شیعه و سنی آن را نقل کرده اند، هر دو بزرگوار در سروری بهشتیان، شباهت دارند.

سنگ محک محبت پیامبر صلی الله علیه و آله
هر دو بزرگوار میزان و معیار محبت پیامبر گرامی اسلام هستند. هر انسانی که امام مجتبی و حضرت خدیجه را دوست بدارد، قطعا محبوب پیامبر خدا خواهد بود؛ زیرا پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، نسبت به حضرت خدیجه علیها السلام فرمودند: «إنِّي لأحِبُّ حَبِيبَهَا؛[4] من دوستدار خديجه علیها السلام را دوست دارم.» همچنین نسبت به امام مجتبی علیه السلام فرمودند: «اَللَّهُمَّ إِنِّي أُحِبُّهُ فَأَحِبَّهُ وَ أَحِبَّ مَنْ يُحِبُّهُ؛[5] بار خدایا! همانا من او را دوست دارم، پس تو نیز او را دوست بدار، و هر کس که او را دوست دارد، دوستدار باش.»

سخاوت
حضرت خدیجه سلام الله علیها که از ثروتمند ترین زنان دورانش بود، آن چنان با سخاوت، اموالش را صرف اسلام و مسلمین کرد که بین بزرگان مشهور شد گسترش اسلام و برافراشته شدن پرچم آن به برکت دو چیز است: شمشیر حضرت امیرالمؤمنین سلام الله علیه و اموال حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها.[6] حضرت خدیجه تمام ثروت خود را در راه پیشبرد اسلام هزینه کرد، تا جایی که در هنگام وفاتش حتی یک کفن برای خود نداشت.[7] امام مجتبی علیه السلام نیز در بذل و بخشش و دستگیری از بیچارگان، سرآمد روزگار خویش و نقطه امید درماندگان بودند. آن حضرت دو بار تمامی ‌دارایی خویش را در راه خدا داد، و سه بار تمام اموال خود را با خدا تقسیم کرد و نصف اموال را به مستمندان بخشید.[8] به نقل تاریخ، کفشش را بخشید و دمپایی را برای خویش نگه داشت.[9]

غربت
هر دو بزرگوار، در غربت و تنهایی، شبیه به هم بودند. هنگامى که حضرت خدیجه با پیامبر اکرم علیهما السلام ازدواج کرد، زنان قریش با او قطع رابطه کردند و به خانه او نرفتند و به وى سلام نکردند و اجازه ندادند هیچ زنى با او در ارتباط باشد.[10] امام مجتبی علیه السلام نیز، با بی وفایی یاران خود دچار چنان غربتی شد که خود فرمود: اگر یاوری داشتم، شب و روز با دشمن خدا، معاویه می جنگیدم.[11] این غربت نه تنها در زمان حیات ایشان بود، بلکه ادامه غربت را می توان در محل دفن و قبر غریبانه آن ها به وضوح مشاهده کرد.

حسادت برخی همسران پیامبر
از ویژگی های مشابه هر دو این است که مورد حسادت و کینه برخی همسران پیامبر واقع شده بودند. در کتب اهل سنت آمده که عایشه نسبت به حضرت خدیجه علیها السلام گفته است: «ما غِرْتُ علی نِسَاءِ النبی إلا علی خَدِیجَةَ وَإِنِّی لم أُدْرِکهَا؛[12] من نسبت به هیچ کدام از زن‌های پیغمبر حسادت نداشتم به اندازه ای که به حضرت خدیجه حسادت داشتم.» همچنین می گوید: من روزی غضبناک شدم و اسم خدیجه را مصغر(تحقیر آمیز) آوردم.[13] حسادت و کینه ها نسبت به امام حسن علیه السلام نیز آن چنان زیاد بود که پس از شهادت آن حضرت به جنازه اش رحم نکرند و مانع از دفن او در جوار مدفن پیامبر اکرم شدند.[14]

پی نوشت
[1] مناقب، ج3 ص 170- بحارالانوار، ج24، ص316.
[2] فیض القدیر، ج4، ص124.
[3] البدایه و النهایه، ج8، ص39.
[4] ریاحین الشریعه، ج2، ص206.
[5] صحیح مسلم، ج4، ص1883.
[6] الصحیح فی سیره النبی الاعظم، ج3، ص198.
[7] سیره ابن هشام، ج1، ص426.
[8] بحارالانوار، ج43، ص 339.
[9] السنن الکبری، ج4، ص 542.
[10] دلائل الامامه، ص77.
[11] احتجاج، ج2، ص12.
[12] صحیح مسلم، ج4، ص1818.
[13] همان.
[14] بحارالانوار، ج44، ص157.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.