شهادت امام حسن-ع ارسال رصد

مقام اهل بیت و عدم تصریح به نام آنها در قرآن

11:31 - 1400/04/08

عدم تصریح به نام اهل بیت علیهم السلام در قرآن، از مقام معنوی آنها و افضلیت آنها بر انبیای قبل کم نمی کند. 

قرآن و مقام اهل بیت

تصریح به اسم افراد در قرآن کریم، دلالت بر عظمت و جایگاه آنها نمی کند؛ زیرا چه بسیار با آوردن نام شیطان، او را لعن کرده است. قرآن با ذکر صفات، به مقام و جایگاه اهل بیت علیهم السلام اشاره دارد، که این روش غیر مستقیم، رساتر و تاثیرگذارتر است. علاوه بر اینکه نیازی به تصریح کردن نام اهل بیت نبوده است؛ زیرا معرفی آنها را بر عهده پیامبر گذاشته است.

شبهه: اگر اهل بیت علیهم السلام که به اعتقاد شیعیان مقاماتی هم پایه مقام انبیاء و بلکه بالاتر دارند، پس چرا در قرآن ذکری از آنها به میان نیامده در حالی که قرآن حتی درباره عصای موسی و گوساله سامری سخن گفته است؟!

در جواب می گوییم:
قرآن کریم معجزه پیامبر و مورد قبول تمام مسلمانان جهان است، بلکه خیلی از فرقه های غیر مسلمان نیز به مضمون آن و متقن بودن آیات آن اعتراف دارند.[1] اما آنچه در قرآن ذکر شده نشانگر اهمیت، و عدم ذکر به معنای بی اهمیتی نیست. نیامدن نام اهل بیت علیهم السلام در قرآن دلایل متعددی دارد که سه مورد از آن اشاره می شود:

1. تصریح نکردن به اسم اهل بیت در قرآن کریم بهترین راه برای حفظ آن از تحریف است؛ زیرا با توجه به مخالفت­ هایی که با اهل بیت علیهم السلام صورت می گرفت، اگر به صراحت اسم آنها آورده می شد، مخالفان در صدد تحریف قرآن، و مصداق سازی برای آن اسامی اقدام می کردند.[2] در نتیجه اصل دین در معرض خطر قرار می گرفت. این در حالی است که خداوند به نام پیامبر (صلی الله علیه و آله) در چهار جای قرآن کریم تصریح کرده است؛[3] زیرا در تصریح به این نام مبارک شائبه ای برای تحریف وجود نداشته است.

2. علاوه بر اینکه روش قرآن کریم در معرفی اهل بیت علیهم السلام، روش غیر مستقیم است؛ زیرا اثر آن از نظر روانشناسی بر مخاطب رساتر و تاثیرگذارتر است.[4] در نتیجه قرآن کریم با ذکر صفات اهل بیت علیهم السلام به شکل های مختلف، به معرفی آنها پرداخته است.[5] در این روش علاوه بر اینکه از مصداق سازی جلوگیری می کند، با ذکر صفات اهل بیت، مخاطب را در شناخت بیشتر آنها کمک می کند. در نتیجه مخاطب کسی را به عنوان امام می پذیرد که دارای این صفات باشد، در این صورت به هر کسی به عنوان امام ایمان نمی آورد.

3. اساسا نیازی به ذکر نام اهل بیت علیهم السلام در قرآن کریم نبوده است؛ زیرا خداوند معرفی اسامی اهل بیت را بر عهده پیامبر گذاشته است؛[6] همانگونه که بسیاری از فروع دین، مانند تعداد رکعات نماز، در قرآن کریم نیامده و به عهده پیامبر (صلی الله علیه و آله) گذاشته شده است. خداوند در قرآن فرموده اطاعت از دستورات پیامبر صلی الله علیه و آله، بر همگان واجب است؛[7] زیرا او را معصوم و عاری از هر گونه خطا معرفی می کند، و سخنان او از طرف خدا دانسته[8] و می فرماید: او هیچگاه از روی هوای نفس سخن نمی گوید.[9]

بالاتر بودن مقام اهل بیت علیهم السلام از انبیاء غیر از پیامبر خاتم
خداوند متعال در قرآن کریم نسبت به پیامبران می فرماید: «تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْض‏؛[10] برخي از آن پيامبران را بر برخي ديگر برتري بخشيديم.» پس پیامبران در یک سطح نیستند، و به اذعان قرآن کریم[11] و تمام فرقه ها مقام و جایگاه پیامبر خاتم، از تمام پیامبران بالاتر است؛ زیرا او اشرف مخلوقات است.[12]

آیه مباهله
با مراجعه به آیه مباهله نیز به جایگاه اهل بیت علیهم السلام می توان پی برد، به این صورت که قرآن کریم همان جایگاهی که برای پیامبر قائل است، برای امیر المومنین علیه السلام نیز قائل است. در آیه مباهله، امیر المومنین نفس پیامبر معرفی شده است:
«فَمَنْ حَاجَّكَ فيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُم‏؛[13] هر گاه بعد از علم و دانشى كه (در باره مسيح) به تو رسيده، (باز) كسانى با تو به محاجّه و ستيز برخيزند، به آنها بگو: بياييد ما فرزندان خود را دعوت كنيم، شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خويش را دعوت نماييم، شما هم زنان خود را؛ ما از نفوس خود دعوت كنيم، شما هم از نفوس خود.»
به اعتراف شیعه و سنی نفس پیامبر در این آیه، فقط امیر المومنین علیه السلام است.[14] پس هر جایگاهی که خدا برای پیامبر ثابت است، برای امام امیرالمومنین علیه السلام نیزثابت می شود؛ به جز نبوت «إلّا أنّه‏ لا نبيّ‏ بعدي‏؛[15] مگر اینکه بعد از من، پیامبری نیست»؛ زیرا او پیامبر خاتم است و بعد از او پیامبری نیست.

همین بیان در مورد بقیه امامان علیهم السلام نیز ذکر شده است، مانند آیه ولایت: «إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُون؛[16] ‏ سرپرست و ولىّ شما تنها خداست و پيامبر او و آنها كه ايمان آورده‏ اند؛ همانها كه نماز را برپا مى‏دارند، و در حال ركوع، زكات مى‏ دهند.»
هر چند بخش پایانی آیه به جهت بخشش انگشتر در رکوع به فقیر، در شأن امام علی(علیه السلام) می‌باشد اما، همان ولایتی که برای امام امیر المومنین (علیه السلام) وجود دارد، در امامان بعد از او نیز وجود دارد. شاهد قرآنی این مدعا، آیه «اولی ‌الامر» است. خداوند در این آیه می‌فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُم‏؛[17] ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از خدا پیروی کنید. همچنین از پیامبر و صاحبان امر، اطاعت کنید.»
این آیه که اطاعت از خدا و پیامبرش را مطرح کرده، در کنار پیامبر افرادی را به عنوان «اولی ‌الأمر» نام برده که همانند پیامبر(صلی الله علیه و آله) باید از آنان اطاعت شود. این آیه نشان می‌دهد کسانی که بعد از پیامبر بر مردم ولایت دارند، بیش از یک نفراند. از این‌رو وقتی از امام باقر(علیه السلام) پرسیده شد که آیا آیه ولایت درباره حضرت علی(علیه السلام) نازل شده؟ فرمود: «علیٌّ مِنَ المُؤمِنینَ؛[18] حضرت علی(علیه السلام) یکی از آن افرادی است که به عنوان «ألَّذینَ آمَنوا» ذکر شده‌اند.» همچنین امام صادق(علیه السلام) در توضیح این آیه فرمودند: «... وَ الَّذِینَ آمَنُوا یَعْنِی عَلِیّاً وَ أَوْلَادَهُ الْأَئِمَّةَ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ ثُمَّ وَصَفَهُمُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَالَ‏ الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُم‏ راکِعُون...‏؛[19] منظور از کسانی که ایمان آورده‌اند، علی و فرزندانش هستند. آنها امام هستند تا روز قیامت. سپس خدا آن امامان را چنین توصیف کرده که نماز برپا می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌دهند.»

قرآن کریم برای اهل بیت علیهم السلام مقامی بس بزرگ قائل است و یاد کردن آنها با ذکر صفات، نیز بر این مقام می افزاید. علاوه بر اینکه باعث حفظ قرآن از تحریف می شود. 

پی نوشت
[1] رک: قرآن و مستشرقان نوشته دکتر حسن زمانی، و تفسیر موضوعی قرآن کریم، نگاشته علیرضا کمالی.
[2] همان گونه که برای نام مهدی، هزاران مصداق درست کردند، مجله انتظار، 1382، شماره 8.
[3] سوره های آل عمران آیه 144، اعراف، آیه 40، محمد آیه 2 و فتح آیه 29.
[4] مجله پیام زن، سال 1377، شماره 80 مقاله روش غیر مستقیم.
[5] مانند: ابهام، تطبیق، عطف خطاب به مخاطب فرعی، اشتراک در وضعیت و...
[6] سوره مائده آیه 67.
[7] سوره حشر آیه 7.
[8] سوره انبیاء، آیه 45.
[9] سوره نجم آیه 3 و 4.
[10] سوره بقره آیه 143.
[11] سوره نجم آیه 9.
[12] بحار الانوار، ج 86، ص 133.
[13] سوره آل عمران، آیه 61.
[14] الغدیر، ج 4 ص 145.
[15] الغارات، ص 61.
[16] سوره مائده آیه 55.
[17] سوره ناء، آیه 59.
[18] الصوارم المهرقه، ص 173.
[19] کافی، ج 1، ص 288.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.