نگران ازدواج در آینده‌ام!

16:12 - 1400/03/05

- سعی کنید با خودافشایی مناسب، نسخه به روز شده معیارها و ملاک‌هایتان را در خلال صحبت‌های خود با دوستان و نزدیکان و اطرافیان در میان بگذارید. نقش آن‌ها را به عنوان معرف نادیده نگیرید! همچنین به صورت غيرمستقيم در صحبت‌هایتان، عدم مخالفت خود را براي ازدواج ابراز کنید.

تنها

من دختری 26 ساله هستم که قبلا یک ازدواج ناموفق داشتم و تقریبا 6 سال از این قضیه گذشته است. درواقع در دوران عقد بودم که بنا به دلایلی جدا شدیم. بعد از آن خواستگاران زیادی داشتم، ولی جواب رد دادم؛ چون هیچ کدام به دلم نبود. درسم را ادامه دادم و الان لیسانس گرفتم و تازه فارغ‌التحصیل شدم؛ یعنی الان باید برنامه ریزی کنم و برای آزمون استخدامی آماده شوم، اما استرس‌ و اضطراب شدیدی مرا درگیر خودش کرده است. فکر اینکه باید زودتر ازدواج می‌کردم و اینکه چرا وقت تلف کردم، مرا اذیت می‌کند. مدام اضطراب آینده را دارم. دلم می‌خواهد که ازدواج کنم. لطفا مرا راهنمایی کنید تا بتوانم بر استرسم غلبه کنم.

پاسخ مشاور:
نگرانی شما قابل درک است، ولی 26 سال، سن بالایی برای ازدواج نیست و هنوز فرصت زیادی برای ازدواج دارید. بنابراین جایی برای نگرانی نیست. بهتر است در ابتدا ریشه نگرانی فعلی خود را پیدا کنید، سپس برای برطرف کردن آن اقدام نمایید. آیا با گذشت زمان تعداد خواستگارانتان کاهش پیدا کرده و این باعث نگرانی شما شده است که مبادا نتوانید در آینده ازدواج کنید؟ آیا به خاطر بالا رفتن سنتان نگران این مسئله شدید؟ آیا خودتان را با اطرافیان و دیگران مقایسه می‌کنید و این باعث شده که احساس کنید ازدواجتان عقب افتاده است؟

وقتی دقیقاً علت و ریشه نگرانی را جستجو کنید، آن وقت می‌توانید نگرانی خود را برطرف سازید. البته ممکن است مجموعه‌ای از عوامل باعث بوجود آمدن چنین حسی در شما شده باشد. پس ممکن است تک عاملی یا چندعاملی باشد. اگر واقعاً احساس می‌کنید که ازدواجتان عقب افتاده است یا تعداد خواستگارانتان رو به کاهش است، بخشی از آن می‌تواند مربوط به این باشد که شما به دلایلی سختگیرانه عمل کردید و همه خواستگارانتان را رد نمودید.

وقتی مدام خواستگاران را به هردلیلی رد کنید، آن وقت افراد یا واسطه‌هایی که شما را به دیگران معرفی می‌کنند، به این نتیجه می‌رسند که شما کلا قصد ازدواج ندارید و حتی اگر موردی هم بخواهد برای ازدواج با شما اقدام کند، با شنیدن این موضوع که شما یا خیلی سختگیر هستید یا کلا خواستگاران را رد می‌کنید، از اقدام جدی در این زمینه خودداری می‌کند و بالطبع میزان خواستگاران هم در آینده کاهش پیدا می‌کند. به ویژه اینکه وقتی تحصیلات خودتان را هم بالا می‌برید، این موضوع در کیفیت و کمیت خواستگار هم موثر خواهد بود و انتظاراتتان نسبت به خواستگار افزایش پیدا می‌کند؛ به طوری که تحصیلات بالا هم جزو ملاکهای ازدواجتان اضافه می‌شود.

به هرحال به جای اینکه صرفا به خاطر اضطراب و نگرانی بخواهید تصمیم به ازدواج بگیرید که در آن صورت احتمال از هول حلیم توی دیگ افتادن وجود دارد، توصیه می‌کنم به خدا توکل کنید و از او بخواهید آنچه خیر است برای شما رقم بزند. وقتی امورات خود را واقعا به خدا بسپارید، شک نکنید او بهتر از هرکسی می‌داند که چه چیزی به صلاح و خیر شماست. پس دلیلی برای نگرانی وجود ندارد. لذا از این به بعد همه امورات خود را به خدا بسپارید و در تصمیم گیری‌های خود به خدا توکل کنید و از او بخواهید که به شما در انتخاب درست در هر زمینه‌ای به شما کمک کند.

بی تردید ازدواج مهم است، اما مسلماً همه زندگی نیست! اجازه ندهید نگرانی از این مسئله تمام زندگی شما را مختل کند. بین یک دختر خانم مجرد با مشکلات روحی و خُلقی و یک دخترخانم مجرد با روح و روان سالم حتماً سلامت را انتخاب کنید و مراقب سلامت روح و جسم تان باشید. کم نیستند افرادی که در سنین بالا ازدواج می‌کنند و ازدواج موفقی هم دارند. پس به جای اینکه مدام از آینده‌ای که نیامده نگران باشید! از حال فعلی خود لذت ببرید و به خدا توکل کنید. اما در راستای ازدواجتان هم اقداماتی را می‌توانید انجام دهید.
اگر فارغ از نگرانی، احساس نیاز به ازدواج دارید، لازم است با توجه به سن و شرایطِ امروزتان، دوباره تمامی معیارها و ملاک‌ها و سلیقه‌های خود را بازبینی کنید و با حفظ مبانی ملاک‌ها و معیارها و حتی برخی سلیقه‌ها را تعدیل و به روز کنید؛ مثلا بر اساس معیارهای چندین سال پیش شاید انتظارتان این بود که خواستگارتان حتما قبلا ازدواج نکرده باشد، اما باتوجه به اینکه خودتان هم قبلا تجربه ازدواج را داشتید، می‌توانید از این ملاک صرفنظر کنید و افرادی که قبلا هم ازدواج کردند را بررسی کنید.

سعی کنید با خودافشایی مناسب، نسخه به روز شده معیارها و ملاک‌هایتان را در خلال صحبت‌های خود با دوستان و نزدیکان و اطرافیان در میان بگذارید. نقش آن‌ها را به عنوان معرف نادیده نگیرید! همچنین به صورت غيرمستقيم درصحبت‌هایتان، عدم مخالفت خود را براي ازدواج ابراز کنید؛ مثلاً در مورد خواستگاری که به علت بی نماز بودن او را رد کردید، صحبت کنید و با دیالوگی مانند این اجرایی کنید: «یکی دو جلسه صحبت کردم مرد محترمی بود و من مشکلی با شرایط سن و سالش نداشتم.

تقریبا از من 13 سال بزرگتر بود، اما خب متاسفانه نمازخوان نبود و اظهار بی اعتقادی کرد. من هم ردش کردم» یا «خواستگار محترمی بود با اینکه تجربه یک عقد و طلاق داشت، اما با این موضوع مشکل چندانی نداشتم، ولی اصل موضوع این بود که در مورد شُربِ خَمر اظهارات مناسبی نداشت و گفت نمی‌تواند قول بدهد که هیچ وقت مشروب نخورد! خب شرب خمر هم می‌دانی یک خطِ قرمزِ جدی است. من هم ردش کردم» دو سه تا از این اظهارات را می‌توانید بیان کنید و اگر مصداق ندارد به نحوی بیان کنید که اصلاً دروغ و کذب نباشد.

این خودافشایی مناسب باعث می‌شود که دیگران و اطرافیان هم متوجه ملاک‌ها و ارزش‌های شما شوند و هم اینکه بفهمند که شما آمادگی ازدواج را دارید. لذا اگر موردی باشد، حتما شما را به او معرفی خواهند کرد. در نهایت هم اگر خواستگاری داشتید که در شک و تردید به سر بردید، به جای اینکه ریسک بکنید، حتما به همراه خواستگارتان به یک مشاوره قبل از ازدواج بروید تا مشاور از طریق گفتگو و مصاحبه و احیانا تست به طرفین کمک کند تا بهترین تصمیم را بگیرند. این کار ریسک تصمیم‌گیری‌تان را کاهش می‌دهد و با اطمینان بهتری می‌توانید تصمیم‌گیری کنید.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.