شهادت امام حسن-ع ارسال رصد

استفاده از کودکان در جنگ توسط حکومت اسلامی

09:50 - 1400/05/12

-در اسلام، کودک و نوجوان را وادار به جنگ نمی کنند.

حکومت اسلامی برای جنگ از کودکان استفاده ابزاری نمی کند. بلکه در جنگی که بر ایران تحمیل شد، این خود نوجوانان بودند که داوطلبانه به جبهه های جنگ می رفتند. با این وجود از ورودشان ممانعت می شد تا این که برخی به هر طور که می شد سر از جبهه در می آوردند.

شبهه: حکومت اسلامی ایران با شعارِ ساخت آینده برای کودکان جلو می آید، ولی خود حکومت، کودکان زیر پانزده سال را به جنگ هشت ساله می فرستد.
پاسخ: از نظر اسلام برای شرکت در جنگ و جهاد شرایطی وجود دارد. در اسلام، کودک و نوجوان را وادار به جنگ نمی کنند؛ زیرا آن ها دارای عذر شرعی می باشند.

شرایط جهادگران در اسلام
1. مرد بودن؛
2.عاقل بودن؛
3. آزاد بودن (برده نبودن)؛
4. داشتن توانایی جسمی و مالی بر جهاد، نداشتن عذر شرعی بر ترک آن؛ بنابراین، جهاد از عهده بردگان، زنان، کودکان، دیوانگان، پیرمردان، نابینایان و کسانی که به سبب شدت بیماری یا به سبب نقص عضو توان جهاد را ندارند، ساقط است؛
5. همچنین جهاد از عهده کسی که پدر و مادرش راضی به شرکت کردن او در جهاد نیست، برداشته شده است، مگر آنکه جهاد برای او واجب عینی باشد.[1]

نوجوان کربلا
ابوحمزه ثمالی از امام سجاد علیه السلام داستان اصحاب امام حسین علیه السلام و اهل بیت شان را در شب عاشورا روایت می کند تا این که امام، خبر از کشته شدن همه اصحاب می دهد. در آن زمان نوجوان امام حسن؛ قاسم ابن الحسن علیهما السلام سوال می پرسد: آیا من در میان آن کسانی که کشته می شوند هستم؟[2] امام از او سوالی می پرسد، شاید سوال به این خاطر است که بلوغ و رشد او را به ما نشان دهد. وسوال این است: «ای فرزندم! مرگ نزد تو چگونه است؟» او پاسخ می دهد: «ای عمویم، شیرین تر از عسل.»[3] بیان این نوع تعبیر نشان دهنده درک بالای گوینده آن است. هم چنین این نوجوان کربلا، با وجود سن کم، از قدرت جنگ آوری نیز بهره ای برده است که در منتهى الآمال آمده است:«در آن صِغَر(کوچکی) سن، سى و پنج تن را به درك فرستاد.»[4] در مقتل خوارزمی نیز چنین آمده است: «فقَتَل عَلَى صِغَرِ سِنِّهِ خمسةَ و ثَلاثينَ رَجُلاً؛[5] گفته‌ اند با وجود سن اندكش، سی و پنج نفر را از پاى درآورد.» این روحیه و این سطح از درک، مثال زدنی است. از این رو است که شهدای هشت سال دفاع مقدسِ ما به شهدای کربلا تاسی می کنند و آن ها را سرلوحه خود قرار می دهند.

شهدای نوجوان در دفاع مقدس
در دفاع مقدس نوجوانانی را می بینیم که علی رغم سن کم شان دارای بلوغ و رشد بوده اند. به طوری که عبارات موجود در وصیت نامه هایشان گواه بر همین است؛ در بخشی از وصیت نامه شهید 12 ساله؛ رضا پناهی آمده است: «هدفِ من از رفتن به جبهه این است که اولاً به ندای «هَل مِن ناصِرٍ یَنصُرَنِی» لبیک گفته باشم و امام عزیز و اسلام را یاری کنم و آن وظیفه‌ای را که امام عزیزمان بارها در پیام‌ها تکرار کرده، که هرکس که قدرت دارد، واجب است که به جبهه برود و من می‌روم که تا به پیام امام لبیک گفته باشم. آرزوی من پیروزی اسلام و ترویج آن در تمام جهان است. و امیدوارم که روزی به یاری رزمندگان، تمام ملت‌های زیر سلطه آزاد شوند. و صدام بداند که اگر هزاران هزار کشور به او کمک کنند، او نمی‌تواند در مقابلِ نیروی اسلام مقاومت کند.»[6]
پس معلوم می شود که حکومت اسلامی برای جنگ از کودکان استفاده ابزاری نمی کند. بلکه در جنگی که بر ایران تحمیل شد، این خود نوجوانان بودند که داوطلبانه به جبهه های جنگ می رفتند. موید آن در برخی خاطرات رزمندگان گزارش شده است که از آمدن آن ها به خط حمله به خاطر سن کم شان جلوگیری شده است ولی آن ها خود به طریقی به جبهه ورود پیدا می کردند. در مصاحبه با یکی از رزمندگان این طور نقل شده است: «در سال ۶۴ با حدود ۱۵ نفر از هم کلاسی‌هایم، به این نتیجه رسیدیم، که هرطور شده باید به جبهه برویم، اما افراد دارای سنِ زیر ۱۵ سال را به جبهه نمی‌بردند، تصمیم گرفتیم، کپی شناسنامه‌ هایمان را دستکاری کنیم و به جبهه برویم. هر ۱۵ نفر با هم راهی شدیم، در زمان اعزام به جبهه مادرم آمد که از رفتنم ممانعت کند و اجازه ندهد، به جبهه بروم، به سرعت خود را به وی رساندم و التماس کنان از وی خواستم که آبرویم را نبرد و اجازه دهد به جبهه بروم. همه با هم با قطار به سوی جبهه اعزام شدیم، اما در «دوکوهه» و در پادگان جنوب، در لشکر ۲۷ محمد رسول الله (ص) متوجه شدند، که سن ما کم‌تر از حد مجاز است، قرار شد، تمام بچه‌ها را از جبهه بازگردانند، همه التماس می‌کردیم، که اجازه دهند، در جبهه بمانیم، اما قبول نکردند. در نهایت من، شهید صدراله حجازی و افشار را که جثه‌های بزرگ‌تری داشتیم نگاه داشتند و دیگر دوستانمان نظیر شهید کارور را بازگرداندند. پس از ماندن در جبهه ما را به گردان مخصوص معلمان و دانش آموزان فرستادند، که در آن گردان ۴۵ روز آموزش دیدیم و سپس قرار شد، به گردان‌های دیگر تقسیم شویم. ابتدا قصد داشتیم، وارد گردان خط شکن شویم، اما به دلیل جثه کودکانه مان، ما را نپذیرفتند، گردان‌های دیگر نیز همین کار را کردند و در نهایت در واحد مخابرات گردان قمر بنی هاشم (ع) به عنوان بی‌سیم چی پذیرفته شدم.»[7]

پی نوشت
1. ویکی شیعه، جهاد، شرایط جهادگران.
2. مدینة معاجز الأئمة علیهم السلام، جلد۴، صفحه۲۱۴
3. همان
4. منتهى الآمال، جلد‏2، صفحه 874.
5. شرح غم حسین علیه السّلام، صفحه 150.
6. سایت راهیان نور، وصیت نامه شهید 12 ساله رضا پناهی.
7. خبرگزاری مهر، ۱۹ بهمن ۱۳۹۸، ماجرای جبهه رفتن نوجوان ۱۴ ساله/جنگ ادامه دارد.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.