توسل در نگاه اسلام

11:18 - 1400/04/08

توسل به پیامبران و اولیای الهی، از باورهای اعتقادی مسلمانان است.

توسل

توسل به پیامبران و اولیای الهی از مسلمات دینی و باورهای همه مسلمانان است. وهابیت تنها گروهی است که توسل را جایز نمی داند و معتقدان به آن را مشرک می شمارد. شیعه بر خلاف وهابیت با اقامه ده ها دلیل عقلی و نقلی بر جواز توسل و عدم منع آن اقامه نموده اند.

مسأله توسل، از جمله مسائلی که وهابیت با استناد به برخی از آیات قرآن مجید[1] آن را مردود و معتقدان به آن را مشرک می داند. آنها براین باورند که توسل به دعای پیامبر(ص) و صالحان فقط در زمان حیات آنان صحیح است و پس از مرگ، دیگر کاری از آنان بر نمی‌آید و توسل صحیح نیست. برخلاف وهابیت، شیعه و بیشتر اهل سنت معتقدند که توسل به اولیای الهی چه در دوران حیات و چه پس از آن، جایز است و هیچ دلیلی بر منع آن وجود ندارد.[2] ادله عقلی و نقلی فراوانی بر عدم منع توسل از نگاه شیعه وجود دارد و نشان می دهد توسل به معنای درخواست مستقیم از فرد یا افراد نیست بلکه واسطه قرار دادن آنها برای رسیدن به خداست. در ادامه به برخی از این ادله اشاره می شود.

دلیل اول: برهان عقلی
باورمندان به توسل بر آنند که از نظر عقلی توسل به هیچ وجه شرک نیست؛ زیرا اولاً کمک گرفتن از کسی یا چیزی به معنای پرستیدن آن شخص یا چیز نیست. نظام عالم بر اساس رابطه تأثیر اشیاء بر یکدیگر است. البته همه آنها بر اراده الهی تکیه دارند و هیچ‌یک به طور مستقل قادر به تأثیر گذاری نیستند. همان گونه که کمک گرفتن از وسائل و ابزار مادی و انسان ها در امور زندگی شرک نیست، استفاده از وسیله غیر مادی نیز اگر با اعتقاد به وابسته بودن آنها باشد، شرک نخواهد بود. بینش توحیدی مسلتزم آن است که انسان در عین حال که از اسباب و وسایل استفاده می‌کند، به مبداء آن و وابسته بودن همه وسایل به پروردگار عالم آگاه باشد و این همان توحید است.[3]

دلیل دوم: قرآن
بر خلاف ادعای وهابیت مبنی بر اینکه شیعه هیچ دلیلی از قرآن برای جواز توسل ندارد، آیات فراوانی در قرآن وجود دارد که بر جواز توسل تصریح می کند. به سه آیه از قرآن مجید، که توسل به پیامبر و انسان های صالح را در عصر حیات جایز می داند اشاره می کنیم:

1. «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَابْتَغُواْ إِلَيهِ الْوَسِيلَةَ،[4] ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید! و وسیله‌ای برای تقرب به او بجوئید!». «وسيله» در آيه فوق معنى بسيار وسيعى دارد و هر كار و هر چيزى را كه باعث نزديك شدن به پيشگاه مقدس پروردگار مى ‏شود، شامل مى ‏گردد. شفاعت پيامبران و امامان و بندگان صالح خدا كه طبق آیه صريح قرآن باعث تقرب به پروردگار مى‏ گردد، در مفهوم وسيع توسل داخل است.[5]

2. «قَالُواْ يَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا كُنَّا خَاطِئِينَ،[6] گفتند: «پدر! از خدا آمرزش گناهان ما را بخواه، که ما خطاکار بودیم!» حضرت يعقوب نیز براي فرزندانش استغفار کرد: «قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّيَ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ؛[7] گفت: به زودى از پروردگارم براى شما آمرزش مى ‏خواهم كه او همانا آمرزنده مهربان است.» از آيات فوق استفاده مي شود که تقاضاي استغفار از شخص ديگر نه تنها منافات با توحيد ندارد، بلکه راهي است براي رسيدن به لطف پروردگار، و گرنه چگونه ممکن بود يعقوب پيامبر، تقاضاي فرزندان را مبنی بر استغفار براي آنان بپذيرد، و به توسل آنها پاسخ مثبت دهد.[8] اين نشان مي دهد که توسل به اولياي الهي، اجمالا امري جائز است و آنها که آن را ممنوع و مخالف با اصل توحيد مي شمرند، از متون قرآن، آگاهي ندارند و يا تعصب هاي غلط مانع ديد آنها مي شود.[9]

3. «وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَآؤُوكَ فَاسْتَغْفَرُواْ اللّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُواْ اللّهَ تَوَّابًا رَّحِيمًا،[10] اگر آنان وقتى به خود ستم كرده بودند پيش تو مى ‏آمدند و از خدا آمرزش مى‏ خواستند و پيامبر [نيز] براى آنان طلب آمرزش مى‏ كرد قطعا خدا را توبه‏ پذير مهربان مى‏ يافتند.» 

به اعتقاد بیشتر مسلمانان، توسل به پیامبر(ص) و اولیای الهی پس از مرگ نیز جایز است و کلام وهابیت مبنی بر عدم توسل پس از مرگ، با آیات قرآنی فراوانی که از زندگی پس از مرگ خبر می‌دهند، سازگار نیست و زندگی انبیا و اولیاء پس از انتقال آنان به عالم برزخ نیز ادامه دارد. همان گونه که به تصریح قرآن، زندگی شهیدان پس از مرگ آنان نیز ادامه دارد.[11] پیامبران که مقام بالاتری نسبت به شهیدان دارند، بعد از مرگ ظاهری زنده‌اند. بنابر این همان گونه که در زمان حیات می‌توان از پیامبر(ص) خواست تا برای انسان دعا و استغفار کند، بعد از حیات پیامبر نیز می‌توان همین درخواست را داشت؛ زیرا بنا بر قرآن کریم و سنّت، امکان اتصال انسان موجود در دنیا به ارواح انسان‌ها در عالم برزخ وجود دارد. برای نمونه گفتگوی حضرت صالح پیامبر و حضرت شعیب با امت هلاک شده خود،[12] و اینکه در قرآن نیز خداوند به پیامبر(ص) فرمان می‌دهد تا با پیامبران پیشین گفتگو کند،[13] و گفتگوی پیامبر(ص) و امیرالمؤمنین(ع) با کشته شدگان جنگ بدر و جمل[14] از ادله و شواهد این مدعا است.

در جمع بندی مطالب باید گفت: توسل به پیامبر (ص) و اولیاء الهی برای تقرب به ذات پرودرگار و واسطه قرار دادن ایشان، از مسلّمات دینی و اعتقادات بیشتر مسلمانان است. قرآن کریم از نمونه­ های زیادی از توسّل بندگان به ساحت انبیاء الهی یاد نموده که نشان می دهد، توسل هرگز با توحید تعارض و تضاد ندارد و در راستای سنّت الهی و وجود سلسله اسباب و علل در نظام آفرینش است.

پی نوشت
1. اسراء، 56 – 57؛ حمد (1): 4؛ زمر، 3؛ سبأ، 37؛ رفاعی، التوصل الی حقیقة التوسل، ۱۳۹۴ق، ص۱۷۹.
2.  سمهودی، وفاء الوفاء، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۱۳۷۱.
3.  مطهری، مجموعه آثار، ۱۳۷۷ش، ج۲، ص۷۵.
4. مائده (5): 35.
5. برگزیده تفسیر نمونه، ج 1، ص 513.
6. یوسف (12): 97.
7. یوسف (12): 98.
8. مکارم شيرازي، تفسير نمونه، ج10، ص 75-76.
9. بيستوني، توسل شفاعت از ديدگاه قرآن و روايات، ص 44-45.
10. آل عمران، (3): ۱۶۹–۱۷۱.
11. نساء، (4): 64.
12. اعراف ( 7): ۷۸–۷۹ و ۹۱–۹۳.
13. زخرف ( 43): 45.
14. ابن هشام، السیرة النبویة، ۱۳۸۳ق، ج۲، ص۲۹۲.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.