اربعین حسینی ارسال رصد

خط تحقیر ملت ایران؛ از تقی‌زاده تا زیباکلام

11:50 - 1400/04/31

- در کشور عزیز ما ایران از روزگاران دور تا همین امروز، افرادی با همین حقارت و خفت، بوده و هستند که جز خواندن آیه‌ی یأس، القای ناتوانی و سردادن فریادِ «ما نمی‌توانیم»، حرف دیگری نداشته و ندارند!

زیباکلام واکسن دوچرخه

انقلاب اسلامی اگر چه روح خودباوری را در غالب ایرانیان دمید اما این واقعیت را نباید نادیده گرفت که هر مفهوم عالی و اخلاق متعالی، فقط به شرطِ وجود قابلیت در روح و جان مخاطب، قابل نفوذ و اثرگذاری است. در کشور عزیز ما ایران از روزگاران دور تا همین امروز، افرادی با این ویژگی بوده و هستند که جز خواندن آیه‌ی یأس و سردادن فریادِ «ما نمی‌توانیم»، حرف دیگری نداشته و ندارند.
با این اوصاف، تعجبی ندارد اگر در روزهای اخیر شاهد برخی اظهارنظرها در جهت تخریب دستاورد بی‌نظیری مثل واکسن ایرانی کرونا و ناتوانی ایران حتی در صادرات دوچرخه‌ی بچه‌گانه باشیم. این در حالی است که پیشرفت ایران اسلامی در عرصه‌های مختلف مثل رتبه‌ی اول دنیا در سرعت تولید علم، هوافضا، هسته‌ای، نانو، سلول‌های بنیادین، تجهیزات نظامی، پزشکی و نیز موردی مثل صادرات دستگاه ونتیلاتور یا همان دستگاه اکسیژن‌ساز که از نیازهای ضروری بیمارستان‌ها مخصوصا در دوران شیوع کرونا است به کشورهای مهمی مانند آلمان، برزیل و ایتالیا فقط بخشی از دستاوردهای ملت ایران است.

انقلاب شکوهمند اسلامی در سال ۱۳۵۷ اگر چه روح خودباوری و اعتماد به نفس را در غالب ایرانیان دمید و به همین دلیل، کشور را از یک وارد‌کننده‌ی دست‌بسته و وابسته به آمریکا و دیگران، به یک قدرت مستقل، اثرگذار و پیشرو در منطقه و دنیا تبدیل کرد اما این واقعیت را نباید را از نظر دور داشت که هر مفهوم عالی و اخلاق متعالی به شرطِ وجود قابلیت در روح و جان مخاطب، قابل نفوذ و اثرگذاری است و در غیر این صورت، مانند سنگی که میخ هم توان نفوذ در آن را ندارد، نباید انتظار تحول و تأثیرپذیری داشت. این حقیقت واضح و مستند بارها و بارها تجربه شده است و نمونه‌های فراوانی دارد. مطالعه‌ی قرن‌ها دعوت بشریت به سمت کمال و زیبایی نشان می‌دهد که با وجود دلایل و معجزات قطعی و محکم، برخی افراد هرگز حاضر به پذیرش واقعیت نشدند و ترجیح دادند تا پایان عمر در وادی ظلمانی و نفسانی خود به سر ببرند.
در کشور عزیز ما ایران از روزگاران دور تا همین امروز، افرادی با همین حقارت و خفت، بوده و هستند که جز خواندن آیه‌ی یأس، القای ناتوانی و سردادن فریادِ «ما نمی‌توانیم»، حرف دیگری نداشته و ندارند. شخصی مثل تقی‌زاده -رئیس جناح به‌اصطلاح روشنفکر و تجددخواه در مجلس مشروطه- در سال ۱۲۹۹ شمسی، صاحب تمدن بودن ایرانیان در گذشته را صرفاً یک توهم و خیال می‌دانست و اعتقاد داشت ملت ایران حتی هیچ زمینه‌ای از علم و پیشرفت و توانی برای ترقی در اختیار ندارد و از این هم رو با وقاحت تمام می‌گفت: «امروز چیزی که به حدّ اعلا برای ایران لازم است و همه وطن‌دوستان ایران با تمام قوا باید در آن راه بکوشند و آن را بر هر چیز مقدم دارند سه چیز است که هرچه درباره شدت لزوم آنها مبالغه شود کمتر از حقیقت گفته شده: نخست قبول و ترویج تمدن اروپا بلاشرط و قید و تسلیم مطلق شدن به اروپا و اخذ آداب و عادات و رسوم و ترتیب و علوم و صنایع و زندگی و کلّ اوضاع فرنگستان بدون هیچ استثنا…این است عقیده نگارنده‌ی این سطور در خط خدمت به ایران: ایران باید ظاهراً و باطناً، جسماً و روحاً فرنگی‌مأب شود و بس»![۱]
همچنین در سال ۱۳۲۹ شمسی در مجلس شورای ملی، نخست وزیر حکومت پهلوی و عالی ترین مقام اجرایی کشور یعنی «رزم آرا» برای اثبات ناتوانی مردم ایران گفت: ایرانی جماعت، حتی نمی‌تواند یک لولهنگ (آفتابه) بسازد!
امتداد این اظهارنظرهای حقیرانه و مبتنی بر ذهن و فکر وابسته، متأسفانه به بعد از انقلاب هم کشیده شد و افرادی حتی در قامت مسئولان نظام به بیان سخنانی خفت‌بار پرداختند که علاوه بر ذلیلانه‌بودن، با واقعیت هم فرسنگ‌ها فاصله داشت. محمدجواد ظریف در سال 1392 اعلام کرد که آمریکا با یک بمب می‌تواند تمام سیستم دفاعی ما را از کار بیاندازد! و یا اکبر ترکان -مشاور وقت حسن روحانی- در سال ۱۳۹۳ گفته بود: بدون تعارف بگویم آیا در فناوری الکترونیک و یا برق و یا صنایع دیگر امکان رقابت را با محصولات کشورهای دیگر داریم؟ بگذارید با خود، روراست باشیم! ما به جز پخت آبگوشت بزباش و قورمه سبزی در هیچ تکنولوژی صنعتی نسبت به جهان برتری نداریم!
اطلاع از وجود چنین افرادی با این دیدگاه‌های ذلیلانه و خفت‌بار برای مردم ما -مخصوصاً نسل جوان- از این جهت، دارای اهمیت است که بدانند این طیف از دیرباز در این کشور، حضور داشتند و حتی در مناصب مهم و تصمیم‌ساز حکومت نیز فعالیت می‌کردند که بر این اساس، می‌توان علت برخی عقب‌ماندگی‌ها و مشکلات را تشخیص داد. با این اوصاف، تعجبی ندارد اگر در روزهای اخیر شاهد حرفی از صادق زیباکلام در جهت تخریب و تضعیف دستاورد بی‌نظیری مثل واکسن ایرانی کرونا باشیم و اینکه حرف از ناتوانی ایران حتی در صادرات دوچرخه‌ی بچه‌گانه زده می‌زنند.[۲] ذهن و فکری که مرعوب و مقهور تبلیغات غربی شده و اعتماد به نفس، عقلانیت و حتی قدرت مرور تجربه‌های تاریخی را از دست داده باشد، قطعا عاقبت و نهایتی جز این را نخواهد داشت که چشم خود را روی واقعیت‌ها ببندد و حرف‌های دشمن‌پسند و ضدایرانی را تکرار کند. این در حالی است که پیشرفت ایران اسلامی در عرصه‌های مختلف، حتی از نگاه ناظران بین‌المللی هم پوشانده نمانده و آنها را وادار به اعتراف کرده است. برای ذکر مثال اگر نخواهیم به گذشته‌های نه چندان دور و ذکر پیشرفت‌های چمشگیر در حوزه‌هایی مثل رتبه‌ی اول دنیا در سرعت تولید علم، هوافضا، هسته‌ای، نانو، سلول‌های بنیادین، تجهیزات نظامی، پزشکی و ... بپردازیم، می‌توان به صادرات دستگاه ونتیلاتور یا همان دستگاه اکسیژن‌ساز که از نیازهای ضروری بیمارستان‌ها مخصوصا در دوران شیوع کرونا است اشاره کنیم که به 55 از جمله کشورهای مهمی مانند آلمان، برزیل و ایتالیا صادر شده است.[۳]
در هر صورت، خط تحقیر ایران و ایرانی که هر از گاهی بروز و ظهور می‌کند، در امتداد همان خط و ربطی است که سبب عقب‌ماندگی تاریخی ملت ایران شده و ظاهرا این مرض وخیم، درمانی جز پیشرفت بیشتر و دستیابی به قله‌های بالاتر در ترقی و توسعه ندارد تا از این طریق، موجب شرمندگی و انزوای صاحبان این تفکر خطرناک و استعماری شود.

پی‌نوشت:
[۱] روزنامه‌ی کاوه، شماره‌ی ۷، ذی‌القعده ۱۳۳۸ مطابق با ژوئیه ۱۹۲۰م
[۲] الف (https://b2n.ir/h02660)
[۳] باشگاه خبرنگاران (https://b2n.ir/x72341)

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.